مهدی فضائلی
هنگامی که در مرداد ۸۱ پرونده هستهای کشورمان با برنامهریزی آمریکا و اقدام گروهک تروریستی منافقین به عنوان ابزار دست، کلید خورد شاید عده محدودی ابعاد پیچیده و مدت زمانی که کشور درگیر این پرونده خواهد شد را پیشبینی میکردند ولی اکنون چهار سال از آن زمان میگذرد و آمریکا و متحدان اروپاییاش تلاش کردهاند این موضوع را به مهمترین چالش جمهوری اسلامی ایران تبدیل کنند. چهار سال عمر پرونده هستهای کشورمان را در سه مرحله میتوان توضیح داد.
مرحله نخست، آمادگی: در این مرحله که با انتشار گزارش و تصاویری از فعالیتهای قانونی سایت نطنز و فضاسازی گسترده رسانههای آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز گردید، ادعاهای اقدامات مخفی ایران برای ساخت سلاح اتمی به طور جدی مطرح شد. اما به دلایلی ازجمله ضرورت زمینه سازی حساب شده، درگیری آمریکا برای اشغال عراق و توجه افکار عمومیبه تحولات افغانستان و عراق، این مرحله تا تابستان ۸۲ به طول انجامید.
در این مرحله مسئولان کشور به تدریج با موضوع درگیر و با پیچیدگیهای آن آشنا شدند و سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور وقت قبل از سفر البرادعی به ایران در اواخر سال ۸۱ رسماً دستیابی ایران به فناوری صلح آمیز هستهای را اعلام کرد تا ادعای پنهانکاری علیه کشورمان را خنثی کند، اما موج جدیدی علیه ایران به راه افتاد. نحوه اعلام این موضوع از نظر برخی کارشناسان با سؤالاتی مواجه بود. سرانجام این مرحله با پایان جنگ آمریکا و متحدانش با عراق و فراغت نسبی از این موضوع در تابستان ۸۲ تمام شد.
مرحله دوم، اعتمادسازی: مهر ماه ۸۲ پس از رایزنیهایی که انجام شد ایران میزبان وزرای امورخارجه سه کشور اروپایی شد تا به موازات همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تلاش برای رفع ابهامات و سؤالات بازرسان این نهاد، اعتماد اروپا را به صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای خود جلب کند. دوره اعتمادسازی که حدوداً دو سال به طول انجامید و مذاکرات متعددی بین ایران و سه کشور اروپایی انجام شد، به سه توافقنامه سعدآباد، بروکسل و پاریس منجر گردید. به دنبال این سه توافقنامه کلیه فعالیتهای هستهای کشورمان حتی تحقیقات به حالت تعلیق درآمد و کشورمان فراتر از تعهدات بینالمللی اش محل رفت وآمد مکرر بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمیحتی به صورت سرزده شد و پروتکل الحاقی بدون تصویب مجلس به صورت داوطلبانه اجرا شد. اما به رغم انتظارات منطقی ایران و پیشرفتی که در حل مشکلات ما با آژانس احساس میشد، مسیر مذاکرات نامتوازن تر شد تا جایی که طرفهای اروپایی با وقاحت تمام تحت عنوان «تضمینهای عینی» خواستار تعطیلی کامل فعالیتهای چرخه سوخت هستهای ایران شدند.
این مرحله پس از کارشکنی انگلیس، فرانسه و آلمان و عدم انجام تعهداتشان پس از توافقنامه پاریس در تابستان ۸۴ خاتمه پیدا کرد. در اواخر این دوره، ایران هشدار داد درصورت تداوم برخورد یک طرفه اروپا و تلاش برای محروم کردن ایران از حق مسلم خود در استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای تعلیقها و اقدامات داوطلبانه را به تدریج منتفی خواهد کرد و برای اولین قدم فعالیتهای UCF اصفهان را از سر خواهد گرفت. ایران این تهدید خود را عملی کرد و با توجه به شرایط جدیدی که پس از انتخابات ریاستجمهوری بر کشور حاکم شده بود در واپسین روزهای دولت سیدمحمد خاتمی، پلمپ USF اصفهان باز شد.
مرحله سوم، عزتمداری: شکسته شدن پلمپ کارخانههای اصفهان آغاز راهی بود که نظام جمهوری اسلامی ایران پس از یک دوره همراهی کامل با اروپا و نقض تعهدات آنها و اثبات بهانهجوییهای سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه برگزید و دولت نهم و مسئولان ذیربط پرونده هستهای کشورمان آن را با اعتماد به نفس و هوشمندانه دنبال کردند.
در این دوره ضمن توجه به مصالح کشور، برخورد از موضع عزت و اقتدار و عدم تمکین در برابر خواستههای غیرقانونی غرب و همچنین دنبال کردن برنامههای کشور در زمینه فناوری هستهای به طور جدی دنبال شد. به رغم حادشدن ظاهری وضعیت پرونده کشورمان و انتقال غیرقانونی آن از آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای امنیت و صدور قطعنامه اخیر، راهاندازی مجدد و بهرهبرداری کامل از کارخانه UCF اصفهان، راهاندازی سایت نطنز و استقرار یک آبشار اتمی (۱۶۴ سانتریفوژ)، غنیسازی در حد ۵/۴ درصد و قرارگرفتن در ردیف کشورهای صاحب فناوری هستهای، از سرگیری قطعهسازی برای تولید سانتریفوژهای بیشتر، عقبنشینی نسبی غرب و اعلام آمادگی برای برخی همکاریهای مشخص در زمینههای هستهای اقتصادی و فناوری و ارتقای موقعیت بینالمللی کشور از جمله دستاوردهای این دوره بوده است.
این دوره کماکان ادامه دارد و درصورت اصرار آمریکا و متحدان اروپایی اش به تضییع حق ملت ایران میتواند با اقدامات دیگری مانند ایجاد محدودیت برای بازرسان آژانس و نهایتاً خروج از NPT، تکمیل شود. نویسنده بر این باور بوده و هست که سرنوشت پرونده هستهای کشورمان بیش از آنکه در دست آمریکا و متحدانش باشد، در اختیار خود ماست و وحدت ملی، سیاستگذاری و مقاومت در اجرای آنها، خودباوری، هوشمندی و خلاقیت میتواند پایان این پرونده را به نفع ما رقم بزند.