فرزانه روستایی
اسارت شهروندان اسرائیلی پیش از آنکه پیروزی قاطعی برای جناحهای فلسطینی یا لبنانی باشد شرمندگی دولت اسرائیل است. تاریخ درگیریهای اسرائیل با فلسطینیها و حزبالله همواره شاهد مواردی از ربودن سربازان اسرائیلی بوده است. اما ناپدید شدن سه سرباز طی دوهفته و عملیات در دو منطقه کاملاً متفاوت بیش از هر چیز بحرانی داخلی را برای ایهود اولمرت نخستوزیر به بار میآورد. با ربودن اولین سرباز اسرائیلی در مرز غزه و اسرائیل و آن هم در سالگرد تخلیه جنجالی غزه، نیروهای اسرائیلی مجبور شدند دوباره از مرزهای تخلیه شده عبور کنند و حملات گستردهای را علیه غزه و مناطق مرکزی آن به راه اندازند. این حملات که در ساعات شب به اوج خود میرسد و مناطق مسکونی را مستثنا نمیکند با انتقادهای جدی بینالمللی مواجه شده است. در حالی که عملیات در غزه فشار دیپلماتیک قابل توجهی را متوجه اسرائیل کرده است، عبور تانکهای اسرائیلی از مرزهای جنوب لبنان که شش سال پیش آن را ترک کرده بودند فشار مضاعفی را بر دولت اسرائیل وارد میکند. یعنی دولتی که پس از به اغما رفتن شارون سعی دارد هم از عقب نشینی از غزه دفاع کند، هم امنیت مرزهای اسرائیل را تضمین کند و هم پاسخگوی افکار عمومی داخلی برای گم شدن سربازانی باشد که از نظر اسرائیلیها یک رخداد سنگین و غیرقابل هضم محسوب میشود. ظاهراً درگیری لبنانیها و فلسطینیها به تردستی شباهت پیدا کرده است. چرا که به ندرت وزن حادثهای جنگی در افکار عمومیاسرائیل قابل مقایسه با گم شدن سربازان است. بدین لحاظ رخ دادن تقریباً همزمان دو حادثه اینچنینی را به لحاظ عواقب سیاسی و امنیتی فقط به تردستی میتوان تشبیه کرد. برای اسرائیلیها، کشته شدن سربازان امری عادیتر است، اما گم شدن سربازان به مفهوم آغاز حملاتی گسترده در یکی از مناطق مرزی است. ادامه رایزنی برای برگرداندن سربازان و چانهزنی بر سر معاملهای که ربایندگان آن را پیگیری میکنند فرایندی بسیار پیچیده است. ربایندگان در هر دور مذاکره تعداد زندانیانی را که خواهان آزادی آنها هستند افزایش میدهند و سعی میکنند شخصیتهای سیاسی و نظامیب یشتری را در میان آنان بگنجانند. این در حالی است که در بسیاری از موارد مبادله اسرای جنگ اسرائیل برای فلسطینیها و حزبالله دستاوردهای چشمگیری داشته است. در سال ۱۹۸۵ سه سرباز اسرائیلی که از سوی حزبالله در سال ۱۹۸۲ ربوده شده بودند با ۱۱۵۰ زندانی فلسطینی مبادله شدند. در سال ۲۰۰۴ جنازه ۵۹ رزمنده لبنانی و ۴۳۶ زندانی در ازای آزادی ۳ سرباز مرده و یک تاجر اسرائیلی مبادله شد.در حال حاضر اسرائیلیها با دو حادثه گروگان گیری و دو گروه متفاوت مواجه اند. یعنی باید به طور همزمان هم با حزبالله لبنان مذاکره کنند و هم با گروههای مذاکره کننده حماس. آخرین دور مذاکره برای آزادی گلعاد شلیط تیرانداز تانک ۱۹ ساله که در غزه ربوده شده است بر سر آزادی هزار زندانی فلسطینی به بن بست رسید. مبارک به عنوان واسطه مذاکرات اعلام کرد در هر دور از مذاکره درخواست فلسطینیها افزایش پیدا میکند و به غیر از اینکه ظاهراً برخی از جناحها مخالف به سرانجام رسیدن معامله هستند، فلسطینیها هم ترجیح میدهند معامله در زمان طولانی تری انجام شود.از سویی مذاکره کنندگان براساس رایزنیهایی که با اسرائیلیها به راه میاندازند تحقق اهدافی را نیز در جبهههای داخلی خود پیگیری میکنند. حزبالله لبنان در شرایطی که تنها گروه مسلح مستقر در لبنان است که از سال ۱۹۷۵ تاکنون هنوز خلع سلاح نشده است کاملاً واقف است که ربودن دو سرباز اسرائیلی وزن سیاسی، نظامیاش را در لبنان ارتقا میدهد.
در شرایطی که حضور سوریه در لبنان و ادامه نفوذ سوریه در لبنان از مباحث مهم سیاسی ـ امنیتی لبنان است حزبالله با ربودن سربازان اسرائیلی موقعیت خود را ارتقا داده است. ربودن سربازان اسرائیلی ضمن روحیه دادن به هواداران حزبالله قدرت چانهزنی این حزب مسلح را در منطقه افزایش میدهد. قطعنامه ۱۵۵۹ سازمان ملل علاوه بر خروج سوریه از لبنان خواستار خلع سلاح حزبالله است. هر چند روند سیاسی لبنان در شرایطی که حزبالله دو وزیر کابینه و ۱۴ صندلی پارلمان را به خود اختصاص داده است به سمت و سویی پیش میرود که حزبالله نهایتاً باید به روند استحاله تن دهد، قوام یافتن این استحاله در شرایطی که حزبالله هر چند یکبار شاخه نظامیامنیتی خود را نیز به رخ مخالفان میکشد عاملی است که موازنه قوا را در لبنان به نفع این جریان بیشتر متمایل میکند. طی روزهای آتی حملات وحشیانه اسرائیل به جنوب لبنان و اخبار مربوط به مذاکرات مبادله و آزادسازی سربازان اسرائیلی حزبالله را در صدر اخبار قرار میدهد و مجموع عوامل فوق برای حزبالله بسیار ذی قیمت خواهد بود. در شرایطی که حزبالله موفق به آزادی تعدادی از زندانیان حزبالله از بند اسرائیل شود دست به اقدامی زده است که بیتردید ستایش افکار عمومی لبنان را به دنبال خواهد داشت. از سویی اقدام همزمان حماس و حزبالله، اسرائیل را در مخمصهای بینالمللی دچار کرده است. درصورتی که اسرائیل براساس تاکتیکی که همواره از آن پیروی میکرده، با عملیات نظامی گسترده برای آزادی شهروندانش اقدام نکند با فشار افکار عمومی و اعتراض ردههای مختلف پرسنل نظامی مواجه میشود و در صورتی که سرکوب فلسطینیها و حزبالله را در دو جبهه پیگیری کند انتقادهای گسترده را متوجه خود کرده است. خبر ربوده شدن دو سرباز اسرائیلی همزمان باخبر مربوط به اصابت یک بمب نیم تنی به منزل نبیل ابوسلیمه مخابره شد. ابوسلیمه و همسرش به همراه پنج فرزند خردسال از ۵ تا ۱۷ سال در یک بمباران کشته شدند. اسرائیلیها اعلام کردند که هدف از حمله شکار دشمن شماره یک عملیاتی اسرائیل یعنی محمد ضیف بوده است. منابع حماس کشته شدن طراح حملات انتحاری خود را تکذیب کرده است، اما افکار عمومی کشته شدن همزمان ۹ عضو یک خانواده را با نفرت پیگیری کرد. ابوسلیمه در شرایطی کشته شد که حملات اسرائیل از دو هفته پیش با هدف قرار دادن تنها نیروگاه برق غزه آغاز شد و هنوز ادامه دارد. نخستوزیر اسرائیل معتقد است برخیها قصد کردهاند مقاومت اعصاب ما را امتحان کنند. هرچند حزبالله بازی خود را برعهده دارد و برآیند بازی حزبالله در چارچوبهای نظامی امنیتی لبنان و اسرائیل مورد ارزیابی قرار میگیرد، آنچه در غزه میگذرد تا حدودی متفاوت است. حملات سنگین اسرائیل ضمن اینکه آثار ارتعاش اعصاب اسرائیلیهاست احتمالاً ممکن است به تحولی اساسی در بین بافت حامیان حماس منجر شود. بیتردید تجربه چهار ماهه تشکیل دولت برای حماس، این جنبش مقاومت را به تدریج به سمت و سوی کنار آمدن با واقعیات اهرمهای اجرایی مرتبط با اداره نیازهای یک جامعه درگیر نزدیک کرد. ادامه حملات و فشارها احتمالاً فاصله حماس را با واقعیات عینیتر نزدیک خواهد کرد. بسیاری از فلسطینیها با رای به حماس آزمودن تجربهای جدید و جدا از پیرمردان ناکارای فتح را اتخاذ کردند. ویران شدن بقیه آن چیزهایی که در غزه هنوز ویران نشده است ممکن است به تجدیدنظر فلسطینیها در رای به حماس منجر شود. تجربه نو فلسطینیها قطعاً باید به گشایش شرایط جدیدی منجر میشد. باز نشدن درهای جدید و بسته شدن درهای بیشتر عاملی است که ممکن است ادامه شرایط را به نفع حماس رقم نزند. باید دید معامله حماس بر سر آزادی سرباز اسرائیلی به کجا میانجامد. باید ناظر معامله حزبالله نیز بود که هدف از گروگانگیری را صرفاً آزادی زندانیانش اعلام کرده است. در هر حال آنچه مسلم است این است که موازنه امنیتی در منطقه خاورمیانه از یک شب تا صبح دچار نوسان شود و کسی مسئولیت آن را برعهده نمیگیرد.