تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۷  ، 
کد خبر : ۳۶۶۳۹
درباره محکومیت متهمان به اغتشاش در مراسم ۱۵خرداد قم

آنهایی که حکم خوردند


فرید مدرسی
در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری بازار نقد برنامه‌ها و عملکرد دو دولت گذشته یعنی اکبر‌ هاشمی‌رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی ‌گرم بود. بیشتر هواداران ریاست‌جمهور فعلی ایران این بازار را گرم نگاه می‌داشتند. در کنار آنان از مدت‌ها پیش «محمدتقی مصباح یزدی» نیز از ۱۶ سال مدیریت اجرایی گلایه داشت و از شکل‌گیری «دولت اسلامی» دفاع می‌کرد.
از آن رو که «محمود احمدی‌نژاد» از این دولت دلخواه این روحانی ارشد به عنوان یکی از شعارهای اصلی در بروشورهای تبلیغاتی خود نام برده و نقد دولت سازندگی و اصلاحات را در سخنرانی‌های تبلیغاتی خود در آستانه انتخابات گنجانده بود، تحلیلگران سیاسی ارتباطی میان این عالم دینی و این کاندیدای ریاست‌جمهوری را ردیابی می‌کردند. اما با توجه به دفاع «مصباح یزدی» از «احمدی‌نژاد» پس از انتخابات ریاست‌جمهوری و حمایت شاگردان و فرزندان او از این کاندیدا در آستانه انتخابات، محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه مطبوعاتی خود تاکید کرد که ارتباط خاصی میان من و مصباح نیست.
با توجه به اینکه منتقدان‌ هاشمی‌ که اکثر شاگردان و دانش‌آموختگان موسسه آیت‌الله مصباح یزدی هستند، در حوزه علمیه قم فعالند،‌ هاشمی ‌با سرد شدن آتش گفت‌وگوهای تبلیغاتی ـ انتخاباتی در بهمن ماه یعنی حدود بیش از ۶ ماه پس از مشخص شدن نام «رئیس‌جمهور ایران» به قم رفت و دیدارهای خود را با مراجع تقلید و علمای طراز اول قم در دستور کار قرار داد. حضور‌ هاشمی ‌در قم و ارتباط وسیع با مراجع و تشکل‌های روحانی از جامعه مدرسین و مجمع مدرسین تا مراجعی همچون فاضل لنکرانی و مکارم شیرازی و حتی فرستادن نماینده جهت دیدار با آیت‌الله منتظری، همه و همه نشان از آن داشت که‌ هاشمی ‌می‌خواهد دوستان سابق خود را که شاید به دلیل مشغولیت‌هایش و حضور در ساختار حکومت کمتر باب گفت‌وگوهای دوستانه را با آنها پیدا کرده بود، حفظ کند و برخی نقدهای دیگران را در آن جلسات پاسخ گوید.
اما پاسخ یک سئوال همچنان در ‌هاله‌ای از ابهام به سر برد و آن نگاه‌ هاشمی ‌به مصباح یزدی بود که محمد یزدی نایب رئیس جامعه مدرسین از آن مسئله در جلسه ‌هاشمی ‌با جامعه مدرسین پرسید. ‌هاشمی ‌حرف‌هایی زد، اما برخی از آن گفته‌ها قانع نشدند و برخی قانع شدند. آن دیدار یک روزه سپری شد و ‌هاشمی ‌بار دیگر به قم دعوت شد تا در کنار حرم حضرت معصومه(س) به مناسبت سالگرد ۱۵ خرداد ۴۲ سخنانی را ابراز کند. چند تن از طلبه‌هایی که نقدهای استادان و دوستان خود و حتی «رئیس‌جمهور محبوب» خویش را شنیده بودند، در آن مراسم حضور یافتند تا خود آن پرسش‌ها و نقدها را در ملاءعام از «هاشمی» بپرسند. اما گویی این سئوالات و نقدها قبلاً بنا بر برنامه‌ای از پیش طراحی شده برای بیان در آن جلسه در نظر گرفته شده بود.
این ادعا را «مسعودی خمینی» تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه و مدعو‌ هاشمی‌رفسنجانی نقل می‌کند. او می‌گوید: «دو شب قبل از ۱۵ خرداد ساعت ۹ شب شخصی با من تماس گرفت و گفت: «تو مسعودی خمینی هستی؟» گفتم بله، بفرمایید. گفت: «تو دعوت کردی که فلانی برای سخنرانی بیاید؟» گفتم: «بله، چطور؟» جسارتی کرد و گفت: «حالا می‌بینی که چه خواهد شد.» پرسیدم: «تو چند سال داری؟» گفت: «۱۸ سال.» چند دقیقه بعد شخص دیگری تماس گرفت و جسارتی کرد و گفت: «به حسابت خواهیم رسید.» برای سومین بار با من تماس گرفتند و گفتند: «چرا دعوت کردی حالا ببین چه خواهد شد.» گفتم: «تو فلانی هستی؟» گفت: «نه خیر.» گفتم: «من تو را و صدای تو را و باند تو را می‌شناسم و تو فلانی هستی.» گفت: «استغفرالله بیا و حالا دعوت را پس بگیر و بگو نیاید.» گفتم: «اگر خودت بودی دعوت را پس می‌گرفتی؟» گفت: «استغفرالله نه خیر.» و دیگر تلفن نشد.» به هر حال آنان در آن مراسم ایستادند، با صدای بلند خواستند سئوالات پرسیده شده از سوی برخی سیاستمداران و متنفذین را خود در آن مراسم از او بپرسند. البته مسعودی خمینی چنین مدعی شده بود که یکی از این طلبه‌ها در آن مراسم بلند فریاد زده است: «هاشمی‌دروغگو». آنان بازداشت شدند. پس از آن حادثه تمامی ‌مراکز، نهادها و احزاب این تشنج را محکوم کردند و حتی جامعه مدرسین که «مصباح یزدی» هم عضوی از این تشکل سیاسی است با انتشار بیانیه ای این رفتار را محکوم کردند و خواستار برخورد قاطعانه با عوامل و مسببین این واقعه شدند.
البته رئیس دفتر مصباح‌یزدی گفت که « مصباح یزدی در جریان این بیانیه نبوده و این بیانیه توسط یکی از اعضای جامعه نوشته شده است و فقط هیات رئیسه جامعه مدرسین در جریان بوده است و حاج آقا مخالف انتشار آن بیانیه بوده است.» آن چند طلبه بازداشتی به دلیل وابستگی شان به مرکزی که ریاست آن بر عهده مصباح یزدی است، آتش تحلیل‌های ارتباط این مرکز با تشنج را برافروخت. حتی سایت بازتاب مدعی شد که این رفتار توسط چهار نفر طراحی شده بود و آن چهار نفر فردی در دفتر آیت‌الله مصباح یزدی، یکی از معاونین موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی، یکی از مسئولین نشریه پرتو ارگان موسسه و یکی از مسئولین گزینش این مرکز بودند. البته حسین جلالی رئیس دفتر آیت‌الله مصباح یزدی سریعاً پس از این اتفاق ارتباط سازمانی طلبه‌های معترض را نفی کرد و گفت: «اینکه یک دانش پژوه از موسسه در یک محفلی حضور یابد و یا کاری انجام دهد، دلیلی بر ارتباط ارگانی و سازمان یافته با دفتر آیت‌الله مصباح‌یزدی نیست.» از آن چهار نفر که سایت بازتاب نام برده فقط «علی ابوترابی» که بازتاب از او به عنوان مسئول گزینش موسسه یاد می‌کند، به همراه پنج نفر دیگر بازداشت شدند و ۱۰ روز در زندان لنگرود قم به سر بردند.
علی ابوترابی متهم ردیف اول عضو هیات علمی‌و استاد موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی(ره) تحت مدیریت مصباح یزدی بود و متهم ردیف دوم دانش‌پژوه کارشناسی ارشد مدیریت این موسسه بود که در محل سخنرانی ‌هاشمی‌ حضور یافت و نامش «مسعود شفیعی‌کیا» است. متهم ردیف سوم نیز برادرزاده علی متهم ردیف اول است و پدرش «احمد ابوترابی» نیز عضو هیات علمی‌ همان موسسه است. او طلبه‌ای ۱۹ساله است که در مدرسه‌ای علمیه در قم مشغول تحصیل است. متهم ردیف ششم نیز از کارمندان موسسه و در قسمت «نگهبانی» مشغول به فعالیت بوده است و روحانی نیست. به جز آن چهار نفر که ارتباطی با موسسه داشتند، دو نفر دیگر نیز بازداشت شدند.
میثم صدری متهم ردیف چهارم که اطلاعاتی در مورد این طلبه وجود ندارد و حتی افراد موردنظر در این پرونده در مورد او شناختی ندارند و او را نمی‌شناسند. متهم ردیف پنجم هم طلبه‌ای از شهر یزد است که به دلیل پخش سئوالات و ادعاهایی در مورد‌ هاشمی‌رفسنجانی که به او داده شده بود، بازداشت شد و اتهام «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» را در چمدان سوغاتی خود قرار داد. پس از ده روز این شش نفر آزاد شدند، اما پس از حدود دو ماه حکم آنان توسط دادگاه ویژه روحانیت قم صادر شد. «حکمی ‌گوناگون» «از حبس چند ماه و شلاق تعلیقی تا تبعید از قم و محرومیت از تصدی مشاغل در نهادهای علمی‌و حوزوی». قبل از صدور حکم تنها فردی که از آنان دلجویی کرد و به دیدار آنان رفت، «آیت‌الله مصباح‌یزدی» بود. او قبل از سفر دو ماهه خود با «علی ابوترابی» استاد موسسه خود و «مسعود شفیعی‌کیا» دانش پژوه کارشناسی ارشد مدیریت این موسسه دیدار کرد و رهنمودها و گفت‌وگوهای «استاد و شاگردی» را نُقل آن دیدار کرد. پس از صدور حکم نیز «فاطمه رجبی» همسر «غلامحسین الهام» از آنان دلجویی کرد.
وی در یادداشتی اعتراض آمیز در سایت جدیدالتاسیس به نام «نوسازی» انتقاد از دول و سیاستمداران گذشته و حتی برخی از مهره‌های اصلی جریان اصلاح طلبی را با «دلجویی» با آنان همراه کرد. او این احکام را ناعادلانه دانست و بار دیگر انتقاد خود را به سوی دولت ‌هاشمی ‌نشانه رفت و به کنایه نوشت: «شاید بتوان تصور کرد این احکام، مجازات آن دارندگان لباس روحانی است که در پرتو توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی ۱۶ سال تمام تئوری‌پردازان دین‌سوزی و فرهنگ‌ستیزی بودند یا کسانی از این افراد که با داشتن مسئولیت قوه مجریه، کودتای خزنده‌ای علیه دین، شریعت و روحانیت و مرجعیت را بی‌باک، صریح و شفاف سردمداری کردند! شاید حکم مجازات آن دارنده لباس روحانی است که ریاست‌جمهوری خود را آغاز عصر خردگرایی اعلام داشت و دوران طلایی حضرت امام(ره) را دوران حاکمیت احساس و عاطفه نامید و دین و ارزش‌ها را بنا بر سلیقه و خواست خود و عشیره‌اش تفسیر کرد و حاکمیت داد. فاطمه رجبی‌ هاشمی‌رفسنجانی را متهم کرد که آقازاده‌ها، برادران و برادرزادگان و مدیرانش مافیای قدرت و ثروت تشکیل دادند و سرنوشت ملی و منافع ملی را در دستان خود گرفتند و دخترش جنگ با شریعت را پیشگام شد و هم اکنون در انگلیس با نویسندگان دوران پهلوی به کار علمیـ فرهنگی مشغول است.»
آنان این احکام را در پی آن اعتراضات نصیب خود کردند ـ احکام نقل شده در جدول ـ، اما یکی از افراد موثر در موسسه آیت‌الله مصباح مدعی است که این احکام جهت بازداشتن فعالان این موسسه جهت «روشنگری در انتخابات خبرگان» است. به هر رو این احکام صادر شد، مصباح از آنان دلجویی کرد و همسر سخنگوی دولت هم طی یادداشتی بر روی یکی از سایت‌های اینترنتی هوادار احمدی‌نژاد از آنان حمایت کرد. اما آینده این احکام، این انتقادات و اعتراضات و حضور‌ هاشمی‌ و مصباح در لیست خبرگان و... همه و همه در تشت اگر و اما خوابیده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات