قاسم غفوری
دولتمردان کاخ سفید که در تحقق اهدافشان در عرصه داخلی و بینالمللی شکست را متحمل گردیدهاند در آستانه انتخابات میان دورهای تلاش دارند تا با بحرانآفرینی در پرونده هستهای ایران، گامی برای سرپوش نهادن بر شکستهای گذشته جهت کسب آراء مردمی بردارند.
از آغاز بررسی پرونده هستهای ایران در مجامع جهانی تاکنون آمریکا همواره تلاش داشته تا ایران را عامل بحران جهانی و فعالیتهای هستهای آن را غیرصلحآمیز معرفی نماید. در این راستا آنها با کارشکنی و مداخلات گسترده در آژانس انرژی اتمی، پرونده هستهای را از آژانس خارج و آن را به شورای امنیت ارجاع دادند تا ضمن اعمال فشار مستقیم بر تهران از نفوذ و جایگاه حامیان فعالیتهای هستهای ایران بکاهد.
به رغم آنکه در شورای امنیت اعضاء غیرمتعهدها حضور نداشتهاند اما در چندین دور بررسی پرونده ایران، آمریکاییها نتوانستند به اهداف خود دست یابند در حالی که سیاست آنها از تشکیل کمیته کاری 1+5 نیز به نتیجه دلخواه آنها نرسید. مخالفتهای چین و روسیه و نیز افکار عمومی جهان (حتی کشورهای عربی حوزه خلیجفارس) با سیاستهای خصمانه آمریکا علیه ایران، سبب گردیده تا دولتمردان کاخ سفید شکستهای بسیاری را در عرصه بینالملل متحمل گردند. آنچه در ادامه سیاستهای آمریکا در قبال پرونده هستهای ایران قابل تامل میباشد، تلاش مضاعف آنها (به همراه انگلیس ) برای ارجاع مجدد پرونده به شورای امنیت و اعمال تحریمهایی علیه آن میباشد.(در این چارچوب آنها از تدوین طرح جدید تحریمها علیه ایران در شورای امنیت خبر دادهاند)
این اقدام آمریکاییها در حالی صورت میگیرد که تشدید نگرش خصمانه آنها به پرونده هستهای ایران با فعالیتهای انتخاباتی آمریکا همراه گردیده و به نوعی به یکدیگر پیوند خورده است. در حالی که مدت زمان زیادی تا انتخابات میان دورهای کنگره آمریکا (7 نوامبر) باقی نمانده است، جمهوریخواهان با مشکلات عدیدهای مواجه میباشند که شکست آنها را در اذهان تداعی نموده است.
افشای رسواییهای مالی و اخلاقی نمایندگان و اعضای برجسته جمهوریخواه، عدم اجرای وعدههای عمرانی و رفاهی که نومحافظهکاران در انتخابات 2004 داده بودند، بحران شدید در عراق و افغانستان که شکست کامل آمریکا دراین کشورها را در پی داشته است، پایان جایگاه طرحهای آمریکا در خاورمیانه که پایگاههای اصلی آن در منطقه را متزلزل ساخته است، ناتوانی در حل بحران فلسطین به نفع رژیم صهیونیستی که انتقاد لابیهای صهیونیستی را در پی داشته، شکست طرحهای واشنگتن در آمریکای لاتین، آفریقا، سازمان ملل که موجب تزلزل هژمونی آن در عرصه بینالملل گردیده، انجام آزمایش هستهای کره شمالی به رغم تمام تحریمها و اعمال فشارهای آمریکا بر این کشور که ناتوانی و پایان عصر زور و تمدید را به نمایش گذارد و… از چالشهای اصلی نومحافظهکاران در آستانه انتخابات میاندورهای میباشد.
در چنین شرایطی دولتمردان کاخ سفید برای سروش نهادن و انحراف افکار عمومیاز شکستهایشان به دنبال ابزاری جهانی میباشند که با بزرگنمایی آن این اهداف را محقق سازند. با توجه به سیاستهای خصمانه آمریکا طی 27 سال گذشته، اکنون آنها تلاش دارند تا با اعمال قدرت علیه تهران، بخشهایی از اهداف انتخاباتی خود را عملی سازند. بر این اساس مهمترین سناریوهای آنها برای اجرای این طرح ارجاع پرونده ایران در شورای امنیت و اعمال تحریمهای احتمالی علیه آن میباشد.
آنها با انجام پیشزمینههایی همچون تمدید 5 ساله تحریمهای تهران، تصویب بودجههای کلان برای مقابله و شناسایی ایران، ایجاد مرکزی در وزارت خارجه مخصوص تحولات ایران، تاکید بر نقش ایران در ناآرامیهای عراق و افغانستان و افزایش تلفات نیروهای اشغالگر، همکاری هستهای ایران و کره شمالی و … تلاش دارند تا تهران را اولین عامل بحران در عرصه بینالملل و محور اصلی شرارت معرفی نمایند. آنها با این تبلیغات توجه افکار عمومی را از سایر تحولات جهانی به ایران معطوف میسازند تا در مرحله نهایی،تصویب قطعنامه تحریمها در شورای امنیت را گامی مهم در مهار محور شرارت اعلام تا از آن در جلب رضایت مردم آمریکا در انتخابات میاندورهای بهرهبرداری نمایند.
اکنون آنها تمام تلاش خود را بر این اصل استوار کردهاند که با ارجاع پرونده به شورای امنیت از آن به عنوان برگ برندهای در سیاست خارجی نام برده و از آن در قالب محور تبلیغات انتخاباتی استفاده نمایند، لذا برای آنها انجام تحریمها از سوی کشور و مجامع جهانی حائز اهمیت نمیباشد بلکه صرفا جنبه تبلیغاتی آن را در نظر دارند.
آنها به خوبی آگاهند که شرایط 1+5 در مقطع کنونی برای اجرای سیاستهای آنها، مهیا نمیباشد و در صورت اصرار بر اجرای تحریمها، شکست طرح تبلیغات ارجاع پرونده به شورای امنیت با شکست مواجه میگردد (1+5 امروز به سه طیف، روسیه و چین، فرانسه و آلمان، انگلیس و آمریکا تقسیم گردیده که اجماع علیه ایران را به کلی در ابهام قرار داده است)، افکار عمومی جهان خواستار استفاده از سیاست تحریم و تهدید نمیباشد چنانکه همگان علت گرایش کره شمالی به آزمایش هستهای را سیاست تحریم آمریکا میدانند، گرفتاری آمریکا در عراق و افغانستان و… ناتوانی این کشور در اجرای طرحهای تحریم علیه ایران را در پی دارد.
در نهایت میتوان گفت که طرحها و اقدامات آمریکا و متحدان غربی آن برای ارائه طرح تحریمهای ایران در شورای امنیت نه از زاویه اقتدار و توانایی بلکه کارکردی از روی ضعف و ناتوانی میباشد که برای سرپوش نهادن بر شکستها و ناتواناییها در عرصه سیاست داخلی و خارجی به فریب افکار عمومی خود روی آوردهاند تا بدین وسیله آرای آنها را کسب کنند در حالی که مردم این کشور نیز از سیاستهای جنگطلبانه دولتمردان خود به ستوه آمدهاند لذا این امکان وجود دارد که اعمال تحریم ایران اعتراض بیشتر مردم آمریکا را در پی داشته باشد که شکست جمهوریخواهان در انتخابات را سنگینتر نمایند.