حجتالاسلام محمدرضا فلاح ـ فضای مسموم تبلیغاتی با محاصره جهانی اندیشه، باورهای مردم را دگرگون ساخته و چنان بلایی بر سر مردم آورده است که نمیتوانند آزادانه بیاندیشند و خوب را از بد بازشناسند.
اندیشه بشر قدرت کالبدشکافی گزارههای دریافتی را ندارد. دستان فکرش نای جدا کردن مارکهای زیبا و زشتی را که رسانهها بر روی هر چیزی چسباندهاند، ندارد. نیروی فکر آدمی برای درک واقعیتها از پا افتاده است. پاپ نیز در همین فضا نفس میکشد و باید گفت در خوشبینانهترین حالت، سیستم ادراکیاش به خاطر این فضای آلوده، درست عمل نکرده و از این رو اسلام را به خشونت متهم کرده است. وی تحت تأثیر رسانهها، به خشونت رنگ ناپاکی زده و خشونت زشت را بخشی از اسلام دانسته است. ولی ای کاش قدری عاقلانه میاندیشید.
پاپ و پیروانش گوش فلک را پر کردهاند که مسیحیت دین محبت است و چنان هیاهوی تبلیغاتی به راه انداختهاند که همه گمان میکنند در تعالیم مسیحی واژهای کمتر از گل یافت نمیشود و بزرگان مسیحی نه رفتاری خشن از خود بروز دادهاند و نه بدان سفارش کردهاند. نیمنگاهی به تبلیغات آنان، چه بسا متخصصان ژنتیک را به پژوهش درباره این موضوع واداشته است که آیا در نژاد مسیحی میتوان ژن خشونت را یافت؟
پاپیان بر این باورند که سفارش مسیح این است: «در مقابل شرور مقاومت مکنید؛ بلکه هرگاه به رخساره راست تو طپانچه زد، دیگری را نیز به سوی او بازگردان.»(متی 5:40) ولی نگفتهاند که چرا در انجیل یوحنا میخوانیم: «پس رییس کهنه از عیسی درباره شاگردان و تعلیم او پرسید. عیسی به او جواب داد که من به جهان آشکارا سخن گفتهام. من هر وقت در کنیسه و در هیکل، جایی که همه یهودیان پیوسته جمع میشدند، تعلیم میدادم و در خفا چیزی نگفتهام. چرا از من سؤال میکنی؟ از کسانی که شنیدهاند بپرس که چه چیز به ایشان گفتم، اینک ایشان میدانند آنچه من گفتم و چون این را گفت، یکی از خادمان که در آنجا ایستاده بود، طپانچه بر عیسی زده، گفت: آیا به رییس کهنه چنین جواب میدهی؟ عیسی بدو جواب داد اگر بد گفتم به بدی شهادت ده و اگر خوب، برای چه میزنی؟»(یوحنا 19 ـ 18:25)
اگر آن سخن از عیسی(ع) بود، چرا در این جا رخساره دیگر را به سوی خادم برنگرداند.
براساس آنچه در انجیل آمده، رفتار عیسی(ع) در پارهای موارد با خشونت همراه بوده است. چنانچه در انجیل یوحنا میخوانیم: «و چون عید فِصَح یهود نزدیک بود، عیسی به اورشلیم رفت و در هیکل، فروشندگان گاو، گوسفند، کبوتر و صرافان را نشسته یافت، پس تازیانهای از ریسمان ساخته، همه را از هیکل بیرون نمود، همه گوسفندان و گاوان و نقود صرافان را ریخت و تختهای ایشان را واژگون ساخت و به کبوترفروشان گفت: اینها را از اینجا بیرون برید و خانه پدر مرا خانه تجارت مسازید.»( یوحنا 13ـ 18 :2)
آیا چنین رفتارهایی خشونتآمیز نیست. بر همین اساس در سخنان عیسی(ع) نیز خشونت موج میزند. وی هنگامیکه با عالمان یهود سخن میگوید، آنان را به تندی خطاب میکند. انجیل متی بخشی از سخنان عیسی(ع) را چنین نقل کرده است: «وای بر شما؛ ای کاتبان و فریسیان ریا کار که درهای ملکوت آسمان را به روی مردم میبندید. ای رهنمایان کور که پشه را صافی میکنید و شتر را فرو میبرید. وای بر شما؛ ای کاتبان و فریسیان ریاکار از آن رو که بیرون پیاله و بشقاب را پاک مینمایید و درون آنها مملو از جبر و ظلم است. ای فریسی کور اول درون پیاله و بشقاب را طاهر ساز تا بیرونش نیز طاهر شود. ای ماران و افعی زادگان! چگونه از عذاب جهنم فرار خواهیدکرد؟»(متی: 24 ـ 27ـ 14: 23 و 34)
آیا سخنانی این چنین خشونتآمیز به نظر نمیرسد. دیگر بزرگان مسیحی، غیر از حضرت عیسی(ع) نیز به پیروان این آیین دستور دادهاند که با گناهکاران و خطاکاران برخورد کنند. خود حضرت عیسی(ع) نیز چنین دستور داده است: «اگر برادرت به تو خطا ورزد، او را تنبیه کن و اگر توبه کند او را ببخش»(لوقا 17:4).
پولس در نامه خویش به قرنتیان مینویسد: «در آن رساله به شما نوشتم که با زانیان معاشرت نکنید،... نه مطلقا با زانیان این جهان، با طمعکاران، ستمکاران و بتپرستان، که در این صورت میباید از دنیا برون شوید، مکن، الان به شما مینویسم که اگر کسی که به برادر نامیده میشود، زانی یا طماع یا بتپرست یا فحاش یا میگسار یا ستمکار باشد با چنین شخصی معاشرت مکنید؛ بلکه غذا هم مخورید.»( نامه اول قرنیان 9 ـ 12 : 5) اگر اسم این تنبیه را خشونت نگذاریم، چه واژهای مناسب آن میتوان پیدا کرد. شاید دستگاه پر جلال پاپ بندیکت شانزدهم! به غیرتش بر نخورد و اینگونه تنبیهها را برای سلامت جامعه ضروری بداند. اما در موارد دیگر نیز جهاد برای سلامتی جامعه ضروری است. حال اگر همان دستگاه پر جلال پاپ این ضرورت را درک نمیکند، مشکل خودشان است خواهشمندیم برای دیگران مشکل نسازند.
پولس در نامهای به تسالونیکیان برای تنبلها نیز تنبیه در نظر گرفته است. وی در آن نامه مینویسد: «شنیدیم که بعضی در میان شما بی نظم رفتار میکنند، کار نمیکنند؛ بلکه فضول هستند اما چنین اشخاص راحکم و نصیحت میکنیم که به آرامی کار کرده، نان خود را بخورند. اما شما ای برادران، از نیکوکاری خسته خاطر مشوید. ولی اگر کسی سخن ما را در این رساله اطاعت نکند، بر او نشانه گذارید و با وی معاشرت مکنید تا شرمنده شوند.» (نامه به تسالونیکیان 15ـ 12 ـ 3:8) اسلام نیز تنبلی را بسیار نکوهش کرده است. ولی اگر قرار بود در جوامع اسلامی حکم پولس جاری شود، ساختار و بنیان جامعه در کشورهای اسلامی از هم میپاشید و همه تنها زندگی میکردند.