فرهاد فرجاد
همزمان با فرا رسیدن دوران انتقال قدرت در دولت بریتانیا و احتمال تاثیر گرفتن مناسبات سیاسی خارجی انگلیس و آمریکا از این رویداد، اخبار مربوط به تحولات عراق و همسایگان این کشور به مهمترین و برجستهترین مطالب مطبوعات بریتانیا تبدیل شده است. روزنامه گاردین، دیروز در یادداشتی به قلم سیمون تیسدال، ادعای جدید مقامهای آمریکایی در عراق را منعکس کرد و به بررسی زوایای مختلف این ادعا پرداخت. این روزنامه به نقل از یک مقام آمریکایی در بغداد ـ که نامش افشا نشد ـ نوشت: ایران برنامهای محرمانه و پنهانی را با هدف نزدیکی بیشتر به عناصر القاعده و شبه نظامیان سنی در عراق دنبال میکند تا بتواند کنگره آمریکا را به سمت تصویب برنامه خروج کامل نظامیان آمریکایی از عراق سوق دهد. به ادعای این مقام آمریکایی، حملههای موشکی اخیر به کاخ پیشین صدام در بصره و منطقه سبز بغداد به رهبری گارد انقلابی عراق به دولت ایران متصل است در همین راستا صورت گرفته است. در ادامه گزارش یاد شده آمده است: نیروهای ائتلاف در عراق خود را برای مقابله با دور جدید تهاجمهای تروریستی که برای تابستان برنامهریزی شدهاند، آماده میکند. شواهد و مدارک کافی و مستدل حکایت از آن دارند که استراتژی جدید ایران برای واداشتن نظامیان آمریکایی به خروج از عراق، این بار فراتر از فعالیت در نیمه جنوبی عراق و محدوده شیعیان تعیین شده و تمام قلمرو جغرافیایی عراق را هدف گرفته است. گاردین افزوده است: بهرغم تماسهای دیپلماتیک اخیر و قرار مذاکره دوجانبه ایران و آمریکا درباره امنیت عراق، تغییر در فعالیتهای مخاصمهآمیز ایران به وجود نیامده و این کشور کماکان حمایت از خشونت، تحرکات نظامی و آموزش شبهنظایمان تروریست را ادامه میدهد. ساندی تلگراف، دیگر روزنامه پر تیراژ انگلیس طی گزارشی مندرج در شماره 21 مه خود از نگرانی جورج بوش درباره احتمال تغییر سایتهای انگلیس در عراق خبر داد و نوشت: بوش نگران ایت که گوردون براون با ایجاد تحول در سیاستهای تونی بلر منبی بر حمایت از حضور نظامی در عراق، آینده مناسبات ویژه آمریکا و انگلیس را به خطر اندازد. به گزارش تلگراف، مقامهای کاخ سفید به جورج بوش گفتهاند که آماده اعلام خروج نظامیان انگلیس از عراق، ظی 100 روز نخست قدرتگیری براون باشد. آمریکاییها این تدبیر براون را در راستای اقدامات او برای افزایش محبوبیت بین مردم بریتانیا پیشبینی کردهاند. این در حالی است که تونی بلر در سفر اخیر خود به عراق تاکید کرده است جانشین او، به طور حتم سیاستهای پیشین بریتانیا در عراق را دنبال خواهد کرد. اما دستکم آمریکاییها احتمال داده اند که نخستوزیر جدید بریتانیا چالش جدیدی را برایشان به ارمغان میآورد. مارک کرک، نماینده جمهوریخواه کنگره آمریکا که هفته پیش سیاست کاخ سفید در عراق را به بحث گذاشته بود، در گفتههای خود تاکید کرد:«نظر آمریکاییها این است که براوان نسبت به بلر، به مراتب یک رهبر سیاسی ضعیفتر خواهد بود. واشنگتن بیم آن دارد که براون نتواند نقش یک متحد قدرتمند را ایفا کند». نگرانی مشاوران بوش به ویژه از آن خاطر است که ضعف بروان، دموکراتها را ترغیب به پیگیری جدول زمانی خروج از عراق و به عبارت دیگر، منزوی ساختن رئیسجمهور بین متحدان سنتیاش کند. روزنامه تلگراف در عین حال به آن سوی پیشبینیها و مباحثات مذکور نیز نقب زده و به نقل از یکی از منابع نزدیک به گوردون براون، یک آتلانتاسیست (متعهد به پیمان ناتو) شاخص و جویای تحکیم روابط با آمریکا و دفاع از ارزشهای مشترک دو کشور است. او حتی مایل است دیگر کشورهای اروپا را به همکاری نزدیک با آمریکا متقاعد کند. به گزارش این روزنامه اگر چه تعداد نظامیان انگلیسی در عراق، از ابتدای امسال، از هفت هزار و 100 نفر به پنج هزار و 500 نفر کاهش یافته، اما هیچ جدول زمانی مشخصی برای خروج آنها از عراق تعیین نشده است. ریچارد پرل، رئیس سابق هیات سیاست دفاع «جورج بوش» نیز از جمله کسانی است که سکوت گوردون براون درباره حضور نظامیان انگلیسی در عراق و پرونده هستهای ایران را دلیلی برای نگرانی آمریکا نمیداند. روزنامه ساندی تلگراف در ادامه گزارش خود، گفتههای اخیر پرل را منعکس کرده و به نقل از او نوشته است: روابط ویژه بین آمریکا و بریتانیا، ریشهای تاریخی دارند و به حتم پابرجا خواهند ماند. با مروری بر تاریخ معاصر دو کشور میبینیم که چه در زمان تاچر و ریگان و چه در زمان بوش و بلر، هیچ گسستی در این مناصبات صورت نگرفته است.
در پیایا این گزارش تحلیلی آمده است: صحبت از تقابل بین براون و بلر نیست. امروز، براون روبهروی خودش قرار گرفته و پرسش این است که باید کدام شخصیت براون را باور کرد؟ براونی که طی 10 سال گذشته، کنار تونی بلر بوده و قدرتش را از او وام گرفته و یا براونی که امروز از زیر سایه بلر بیرون آمده و یکهتاز قدرت است؟ اما در نبرد با خود باید سرانجام تصمیم بگیرد که قرار است مثا ناپلئون، شخصی خود محور باشد؟ آیا میخواهد یک رهبر دموکرات باشد؟ آیا میخواهد یک رادیکال محلی باشد و شاید هم میخواهد ایجادکننده اصلاحات در قانون اساسی باشد؟