علی یعقوبی / عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
این روزها باز هم احزاب و تشکلهای سیاسی مورد هجمه افرادی قرار گرفتهاند که خود با پشتیبانی احزاب و گروههای سیاسی به قدرت رسیدهاند. اظهاراتی چون به دوش کشیدن بار احزاب توسط بسیج و روحانیت، فعالیت احزاب از آفات جامعه اسلامی است و تعهدات و تعلقات حزبی برای رسانههای خبری سم است، نشاندهنده عصبانیت آقایان نسبت به احزاب قانونی است. علت این عصبانیت هم معلوم است، چون احزاب قانونی و رسانهها هستند که امکان انتقاد از عملکرد دولت را دارند و منعکسکننده مطالبات و انتقادات مردم هستند. بنابراین برای مصون ماندن از انتقاد و فرار از پاسخگویی بهترین راه تضعیف و محدودیت احزاب است. احزاب نه تنها آفات جامعه اسلامی نیستند بلکه بهترین وسیله برای فراهم آوردن مشارکت مردم در فرآیند تصمیمگیری و تصمیمسازی هستند که با مشارکت همهجانبه مردم و اداره امور کشور و دخالت آنها در سرنوشت خود کشور به بالندگی میرسد. شرط سیاسی شدن جامعه و تحقق حاکمیت ملی با وجود احزاب قانونی امکانپذیر است. در یک جامعه مردمسالار و قانونمدار احزاب سیاسی مستقل و مردمی واسطه بین حکومت و مردم هستند که بازگوکننده مطالبات و خواستهای قانونی مردم میباشند. آفات برای جامعه اسلامی آن وقت است که مردم نسبت به مسائل مهم کشور بیتفاوت باشند و در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی حضور نداشته باشند. باید از رفتارهای نامناسب که باعث دلسردی مردم میشود اجتناب کرد وگرنه احزاب که مشوق مردم به مشارکت در حاکمیت ملی و اداره امور کشور هستند، تضعیف میشوند و محدودیت احزاب نه تنها موجب وحدت و یکپارچگی نخواهد شد بلکه در صورت محدودیت احزاب قانونی گروهها و باندهای سیاسی بدون شناسنامه جایگزین آنها خواهند شد که همین گروهها عامل هرج و مرج و ناامنی شده و در واقع آفات جامعه اسلامی خواهند بود که این باندهای سیاسی فقط به منافع خود و اعضای خود میاندیشند، در حالی که احزاب سیاسی به منافع ملی اندیشه میکنند و چون دارای شناسنامه و سوابق روشن و اعضای شناخته شده هستند در مقابل عملکرد خود پاسخگو و مسوول میباشند در حالی که باندهای سیاسی نه سوابق روشن دارند و نه اعضای آنها قابل شناسایی هستند و نه کسی در خصوص عملکرد آنها پاسخگوست، چون کسی قابل شناسایی نیست که پاسخگو باشد. پارلمان اکثر کشورهای توسعه یافته از سوی نمایندگان احزاب شکل میگیرد که امروز تقریبا در دنیا پارلمان بدون حزب و تخرب غیرممکن است. درس تاست که احزاب اول در کشورهای غربی شکل گرفته و بعد به کشور ما راه پیدا کرده اما مفهوم حزب در کشور و تاریخ ما سابقه دارد و سوره «احزاب» و آیه «فان حزبا... هم الغالبون» در قرآن کریم نشان دهنده این است که در کتاب آسمانی مسلمانان هم ذکری از حزب شده است. همچنین در کشور ما احزابی بودند که هدفشان پیاده کردن حکومت اسلامی بود، مثل حزب جنگل به رهبری میرزا کوچک خان و فداییان اسلام که یک حزب مذهبی بوده که رهبران آن جهت پیاده شدن احکام اسلامی مجاهدت فراوانی کردند و در نهایت هم به شهادت رسیدند. در اصل 26 قانون اساسی، فعالیت احزاب، جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی و اقلیتهای دینی آزاد شناخته شده مشروط به اینکه اصول استقلال و آزادی و وحدت ملی و موازین اسلامی و اساسی جمهوری اسلامی را نقض نکنند و هیچ کس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد.
پس با توجه به جایگاه احزاب در قانون اساسی و سابقه احزاب در کشور و تاریخ ما، چرا باید احزاب را آفات جامعه اسلامی و تعلقات و تعهدات رسانهها را به احزاب سم بدانیم؟ اگر به دلایل مختلف در گذشته احزاب عملکرد قابل قبولی نداشتند باید علت و علل آن را بررسی و موانع را برطرف کرد نه اینکه احزاب را تعطیل نمود. محدودیت احزاب یعنی نادیده گرفتن یک اصل از قانون اساسی که تشکیل حزب و شرکت در آن را حق همه افراد میداند، پس اگر فعالیت احزاب را برابر قانون اساسی در کشور مجاز میدانیم مطبوعات هم برای احزاب نقش اساسی دارند. هر حزبی جهت معرفی خود به جامعه و بیان دیدگاهها و نظرات خود و رساندن پیام خود به جامعه احتیاج به یک روزنامه، نشریه یا هر وسیله مکتوبی دارد که رابط بین آن تشکل سیاسی و افکار عمومی باشد و بتواند از دیدگاههای مردم آگاه شده و متناسب با خواست مردم تصمیم بگیرد. پس تعلقات و تعهدات حزبی هم برای رسانههای خبری نباید سم تلقی شوند بلکه بازگوکننده مطالبات و درخواستهای مردم هستند که باز هم بر اساس اصل 24 قانون اساسی که گفته است «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند» باید تقویت شوند نه تضعیف. شایسته است مسوولان به جای متهم کردن ساخت احزاب و رسانهها و به جای ایجاد محدودیت برای آنها به تقویت احزاب و مطبوعات بپردازند که در غیر این صورت خلاف قانون اساسی عمل کردهاند و این تخلف بزرگ از هیچ کس پذیرفته نیست.