* آقاى میرحیدرى ترجیح مىدهم نخستین سؤالم را به مسألهاى اختصاص دهم که محل پرسش بسیارى از افکار عمومى است و آن اینکه، پس از قریب یک دهه از جنگهاى ویرانگر قومى، ثبات و امنیت، به عنوان خواسته اول مردم منطقه بالکان چه میزان استقرار یافته است؟
** مرورى بر تحولات یک دهه اخیر نشان مىدهد ثبات و امنیت نسبى در منطقه بالکان استقرار یافته، هرچند ممکن است ملاحظات و مخالفتهایى در برخى از جنبههاى طرحهاى امنیتى وجود داشته باشد. به هر حال باید این نکته را مد نظر داشت که امنیت، یک مؤلفه نسبى است و هیچگاه در هیچ موردى و در هیچ نقطهاى از زمین نمىتوان ادعا کرد امنیت کامل برقرار شده است، بلکه آنچه مىتوان به آن پرداخت مقایسه آن با گذشته و چشم دوختن به آینده بهتر است.
* ولى اکنون این بحث مطرح شده که هنوز خطر بازگشت تضادهاى قومى و نژادى صحنه سیاسى این منطقه را تهدید مىکند، آیا این فرضیه یعنى فرض خطر بازگشت تضادهاى قومى درست است؟
** به هر حال منطقه بالکان به دلیل تنوعات قومى، دینى، مذهبى و فرهنگى همواره در طول تاریخ یک منطقه پر تنش بوده است . هر چند هم اکنون تضادهایى وجود دارد ولى به نظر نمىرسد این اختلافها جنبه خشونت آمیز به خود بگیرد. استقلال مونته نگرو که به تازگى تحقق پذیرفت، از این بعد که براى نخستین بار در یک دهه اخیر یک مناقشه در بالکان بدون خشونت و از طریق کاملاً دموکراتیک حل شد، حائز اهمیت فراوان است. همچنین مسأله کوزوو که هم اکنون نیز از طریق گفتوگو در حال پیگیرى است نیز مورد دیگرى است که نوید بخش حل مسائل مورد اختلاف در این منطقه از طریق مسالمت آمیز است. ضمناً با توجه به آن که کشورهاى این منطقه یا به اتحادیه اروپا پیوستهاند و یا در راه الحاق به این اتحادیه هستند، دورنماى اروپایى کشورشان براى آنان خیلى مهم است و حاضر نیستند عاملى این دورنماى ترسیم شده را مورد تهدید قرار دهد .
* تدابیر سیاسى ـ امنیتى که گروه غرب وناتو با نام صلح دیتون براى ساختن بالکان نوین پیاده کردند تا چه میزان موفق بوده است؟
** این طرح امنیتى موجب تشکیل یک کشور با سه موجودیت مستقل شد که یک امر جدید و بدیع در نظام بینالملل بود. معاهده دیتون ایرادهایى داشت و دو طرف نسبت به آن ملاحظاتى داشتند ولى به هر حال توانست به جنگ و خونریزى در این منطقه پایان دهد.
* در حال حاضر محور اختلاف کجاست و نارضایتى نسبت به کدام بخش از تقسیمات جغرافیایى و سیاسى بالکان و میان کدام طوایف و اقوام وجود دارد؟
** در حال حاضر مسأله کوزوو مهمترین مناقشه حل نشده در منطقه بالکان است که اختلافهاى اساسى میان دو طرف پریشینا و بلگراد از یک سو و برخى از بازیگران مهم بینالمللى از سوى دیگر وجود دارد. البته به تازگى مارتى آهتیسارى نماینده ویژه دبیر کل در مذاکرات کوزوو، طرح پیشنهادى خود را براى تعیین سرنوشت کوزوو اعلام کرده و مقامهاى صربستان و کوزوو اخیراً در وین مذاکرات را از سرگرفتهاند.
* اتفاقاً پرسش بعدى من به اینجا مربوط مىشد که ماهیت و منشأ اختلاف اخیر بر سر کوزوو در کجاست؟ و به طور اصولى سخن روشن پریشینا و بلگراد در این مناقشه چیست؟
** سیاستهاى افراطى میلوشوویچ رئیسجمهور سابق یوگسلاوى علت اصلى وقوع مناقشات در کوزوو است. در حال حاضر دو طرف بر مواضع خود که در دو نقطه مقابل هم است تأکید کرده و حاضر به کوتاه آمدن از مواضع خود نیستند. طرف کوزوویى به هیچ چیز کمتر از استقلال نمىاندیشد و طرف صربستانى نیز به هیچ وجه حاضر به رسمیت شناختن استقلال کوزوو نیست، ولى اعلام کرده حاضر است خودمختارى کامل به کوزوو اعطا کند و در مقابل کوزوو بخشى از خاک صربستان باقى بماند. این امر دستیابى به هرگونه راهحل و مصالحه را دشوار کرده است.
* ارزیابى و تحلیل شما از طرح آهتیسارى چیست و دیپلماتهاى مقیم منطقه درباره آینده این طرح چه نظرى دارند؟
** در طرح آهتیستارى همهگونه اختیاراتى براى کوزوو از جمله حق عضویت در سازمانهاى بینالمللى، برخوردارى از پلیس و ارتش پیشبینى شده ولى نامى از استقلال کوزوو به میان نیامده است. به طبع این طرح مورد پذیرش بلگراد قرار نگرفته و آنان بار دیگر مخالفت شدید خود را با آن اعلام کردهاند. نظر غالب بر این است که دستیابى به هرگونه راهحل از طریق مذاکرات دوجانبه میان بلگراد و پریشینا غیرقابل تصور است و باید شوراى امنیت سازمان ملل حرف نهایى را در اینباره بزند.
* آیا درست است که یک صفآرایى جدید و رقابت پنهان در بالکان میان ناتو و گروه غرب با روسیه در حال شکلگیرى است؟
** این صفآرایى را نمىتوان فقط منحصر به بالکان دانست و در بسیارى از مسائل دیگر اختلافها و رقابتهایى میان غرب با روسیه وجود دارد که اوج آن را مىتوان در حملات شدیداللحن پوتین رئیسجمهور روسیه به آمریکا در کنفرانس مونیخ مشاهده کرد. در مورد بالکان نیز، روسیه از مواضع بلگراد در قضیه کوزوو حمایت مىکند و مخالف هرگونه راهحل تحمیلى از سوى جامعه بینالمللى در این باره است و حتى سخنانى نیز در مورد احتمال استفاده روسیه از حق وتو در شوراى امنیت وجود دارد. این امر به خودى خود موجب بروز اختلافهایى میان غرب از یک سو و روسیه از سوى دیگر شده است ولى همان گونه که تجربه نیز نشان داده به نظر نمىرسد این موضوع منجر به بروز وضع حادى در روابط روسیه با غرب شود.
* آقاى میر حیدرى در پایان این گفتوگو مناسب مىدانم به اوضاع سیاسى بلگراد و جناحهاى سیاسى بپردازیم، درباره اندیشه جناحى که در انتخابات اخیر صربستان قدرت گرفت اظهارنظرهاى متضادى شده است. درباره دیدگاههاى این گروه در صحنه سیاست خارجى و داخلى توضیح دهید و این که نگاه آنان نسبت به خطمشى حکومت دوران گذشته بلگراد و نگرش آنان نسبت به اقلیتها و اقوام دیگر چگونه است؟
** نتیجه انتخابات اخیر در صربستان نسبت به دوره گذشته هیچ گونه تغییرى نکرده و صفآرایى جدیدى به چشم نمىخورد. حزب رادیکال همانند دوره قبل رتبه اول را در انتخابات به دست آورده است، ولى آراى این حزب به اندازهاى نیست که بتواند به تنهایى دولت را تشکیل بدهد. پس از این حزب دموکرات به رهبرى بوریس تادیچ رئیسجمهور صربستان رتبه دوم، حزب دموکرات صربستان به رهبرى ویسلاو کوشتونیتسا نخستوزیر رتبه سوم و حزب گروه به علاوه هفده حائز رتبه چهارم است. این سه حزب اخیر که از آنان به عنوان احزاب دموکرات یاد مىشود هیچ یک حاضر به ائتلاف با حزب رادیکال نبوده و تلاشهایى در بعد داخلى و خارجى براى ایجاد وحدت میان این سه حزب براى ائتلاف و تشکیل دولت جدید صربستان در جریان است و این ائتلاف محتملترین گزینه براى تشکیل دولت است. دولت کنونى بلگراد که چندین سال است اداره کشور را در دست دارد اقدامهایى در جهت بهبود وضع اقلیتها انجام داده که مىتوان به تصویب قانون حمایت از اقلیتها و اعطاى چندین پست به این اقلیتها بویژه مسلمانان اشاره کرد. هرچند برخى از اقلیتهاى قومى همانند مجارهاى استان ویودینا به دنبال کسب امتیازات بیشتر و خودمختارى براى منطقه خود هستند.