کرم محمدی
هرگاه موضوعی که با سرنوشت جامعه یا بخشی از آن سر و کار داشته و باید در مورد آن تصمیمگیری شود در منظر افکار عمومی و خصوصا نخبگان و صاحبنظران قرار داده شده و موافق و مخالف با آرامش خاطر دیدگاههای خود را بیان کردهاند، معمولا بهترین تصمیمات اتخاذ شده است. برعکس هرگاه دولتها و تصمیمگیرندگان دایره کارشناسیها را تنگ نموده و اجازه ابراز عقیده را به دیگران نداده و هر نظری غیر از خود و دوستانشان را برنتابیده و صاحبان آنها را وابسته به بیگانه، مرعوب، ورشکسته و... قلمداد کردهاند معمولا طرحها و برنامههایشان ره به جایی نبرده و با ناکامی مواجه گردیدهاند. متولیان امور مختلف زمانی وظایف محوله را با سربلندی و موفقیت انجام خواهند داد که از ابتدا؛ شنونده صبوری برای صداهای دیگران بوده و اتفاقا نظریات منتقدان را با دقت بیشتری مورد توجه و تجزیه و تحلیل قرار دهند.
در کشور ما زمانی که 50 اقتصاددان و خبره مسائل اقتصادی مملکت از سر دلسوزی نامهای به آقای احمدینژاد رئیسجمهور محترم نوشتند پس از مدت کوتاهی شاهد بارش بارانی از اهانتها و تهمتها شدند و نتیجه بیتوجهی به دیدگاههای منتقدان صادق و دلسوز از سوی متولیان امر، وضعیت تورم و اوضاع فعلی معیشت مردم را رقم زده است.
امروز نیز یکی از موضوعات بسیار مهم و حساس که سیاست داخلی و خارجی کشور را تحت تاثیر قرار داده است بحث دسترسی اندیشمندان ایرانی به فنآوری صلحآمیز هستهای و چگونگی استفاده از آن میباشد. مسالهای حقیقتا ملی که مدیریت آن به طور حتم نیازمند عزم ملی است.
یکی از آفات بسیار خطرناک فراوری مملکت ما این است که گاهی آغاز کار در مجلس و دولتها همان و کنار گذاشتن هر آنچه دیگران انجام دادهاند همان. تازه به صدارت رسیدهها چنان گذشتگان قبل از خود را به باد انتقاد و تهمت میگیرند که انسان فکر میکند دولتمردان و قانونگذاران قبلی گویا همگی خائن مملکت بودهاند؟!
نمونه بارز در قضیه هستهای خودنمایی میکند و حامیان دولت محترم نهم در تازهترین موضعگیریهای خویش در یکی از سایتها بدتری الفاظ را در مورد شخصیتهای برجسته دولتهای سازندگی و اصلاحات به کار برده و علاوه بر بزرگان نظام که عمر شریفشان را در راه اعتلای این ملک و ملت صرف کردهاند، چند شخصیت محترم دیگر را مورد هتک حرمت قرار دادهاند.
آقایان دکتر حسن روحانی، دکتر کمال خرازی و... را مرعوب، عنصر ورشکسته سیاسی و بزدل خطاب نمودن هنر نیست و با هتاکی و دشنام دادن نیز هرگز بزرگان کوچک و کمظرفیتها بزرگ نخواهند شد.
هنر آن است که از تجربه گذشتگان به خوبی استفاده شود و از دیروز آنان برای امروز و از امروز برای فردا و فرداها چراغ درست راه رفتن و تصمیم گرفتن را برافروخت و روشن نگه داشت.
نگارنده این سطور حتم دارد که آقایان ذکر شده خود را مبرا از ایراد و اشتباه نمیدانند اما به راستی اگر در این کشور دکتر روحانی که با نظر موافق مقام معظم رهبری و استقبال آقای خاتمی به عنوان نماینده نظام جمهوری اسلامی ایران دو سال این مسئولیت مهم را مدیریت نمود و هماکنون نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی و همچنین برگزیده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری است و یا دکتر محسن رضایی که در هشت سال دفاع مقدس نقش مهمی داشته است و یا دکتر کمال خرازی که سالها سکاندار سیاست خارجی مملکت بوده و هماکنون با حکم بالاترین مقام کشور مسئولیت شورای راهبردی سیاست خارجی را برعهده دارد و... نتواند و اجازه نداشته باشد در مورد مسائل کشور سخن بگویند و به بیان دیدگاههای خود مبادرت ورزند، آنگاه تکلیف عناصر خارج از قدرت مشخص است.
اگر انرژی هستهای ملی است که هست، چرا نباید حتی نزدیکترین دوستان و یاران انقلاب اسلامی که مدتها با این پرونده سر و کار داشتهاند از اظهارنظر محروم گردند؟!
آنچه جای تعجب دارد این است که این اهانتها تحت نام و عنوان حمایت از دولت نهم و شخص آقای احمدینژاد صورت میپذیرد. انتظار میرود آقای رئیسجمهور موضع خود را با این همه اهانت و حرمتشکنی نسبت به برخی بزرگان نظام و خادمان گرانقدر مدیریت کشور برای یک بار روشن نمایند.
فراموش نکنیم که رهبر معظم انقلاب طی یک سال گذشته چندین بار بر لزوم پرهیز از تخریب و تخطئه شخصیتهای نظام تاکید نمودهاند. یکی از سایتهایی که مروج حرمتشکنی گردیده ظاهرا نام خود را از نام شهید گرانقدر رجایی برگرفته است. غافل از آنکه شهید محمدعلی رجایی با این واژهها و ادبیات بیگانه بود.
شهید رجایی را نه تنها همسن و سالانی که حیات پربار او را درک کردهاند بلکه نسلهای دوم و سوم و بعد از اینها نیز با مطالعه زندگی سراسر مبارزه و ایستادگی توام با اخلاق او تصدیق خواهند کرد که رجایی هرگز در پی اهانت، تهمت و افترا به هیچ کس حتی عنصر نامطلوبی همچون بنیصدر برنیامد. اخلاق اسلامی برای آن شهید محور اصلی برنامههایش بود. رجایی اسوه تقوی و تدین بود و شاید برای همین است که یکی از شخصیتهای ماندگار این سرزمین شده است.