محمد مهاجری
بنای دولت آقای احمدینژاد از آغاز، بر خدمت و حل مشکلات شهروندان استوار شده است. برخی اظهارنظرها و نیز تصمیمات رئیسجمهور بویژه در مسائل اقتصادی نشان از آن دارد که او همچنان بر شعار خود پایبند است و به رغم انتقادات گستردهای که از آن به عمل آمده و میآید، برای اجرایی کردن تصمیمات خود عزم جدی دارد. به بار نشاندن توزیع سهام عدالت در هفتههای اخیر و آغاز عملیاتی کردن آن در یکی از استانهای محروم، امیدهایی را در میان محرومان و طبقات فرودست جامعه زنده کرد.
همه میدانند که وعدههای اقتصادی و معیشتی بسرعت تحقق پیدا نمیکنند و از آن مهمتر، متغیرهای حاشیهای فراوانی وجود دارد که به مثابه سنگهای بزرگ، فرا راه دولتها قرار میگیرد. این فرآیند گاه موجب میشود دولتها از شعارها و وعدههای خود دست بردارند و یا گاه، تئوری و اندیشه خود را تغییر دهند، به طوری که با ایدههای قبلی خود در تنافر و تضاد کامل قرار گیرند.
به عنوان مثال میتوان گفت طی ۱۶ سال گذشته، شعار عدالت اجتماعی از سوی دولتها بارها مطرح شده و هدف غایی آن، برخورداری آحاد جامعه از زندگی شرافتمندانه برشمرده شده است؛
اما در مقام عمل، با این استدلال که مقدمه عدالت اجتماعی، توسعه اقتصادی است و توسعه نیز بدون رشد سرمایهداری تحقق نمییابد، بازار رانت خواری از یک سو و دکان دو نبش تئوریهای اقتصادی غربی از سوی دیگر رونق گرفت و عملا چیزی عاید اقشار محروم نشد.
به عنوان مثال کاهش بهره تسهیلات بانکی از سالها قبل مورد توجه مدیران اقتصادی کشور بود و همگی اذعان داشتند اگر چنین اتفاقی بیفتد، هزینههای تولید پایین خواهد آمد و اقشار کم درآمد از برکات آن بهرهمند خواهند شد. با این حال نسخههایی که از سوی مجامع اقتصادی جهانی پیچیده میشد، این امکان را فراهم نمیکرد. دولت آقای احمدینژاد، با وجود فشارهای فراوانی که از سوی برخی تئوریسینهای اقتصادی و نیز صاحبان بنگاههای پولی وارد میشود، به دنبال معقول کردن بهره تسهیلات بانکی است. مطمئنا این اقدام بدون پیامدهای منفی نخواهد بود اما ظاهرا دولت تصمیم ندارد برای فرار از بحرانهای مصنوعی و شاید طبیعی ناشی از این تصمیم پا پس بکشد.
نمونه دیگر اعتباراتی است که از سوی دولت در سفرهای استانی تخصیص مییابد. پارهای از نظریهپردازان اقتصادی، این اقدام را عامل افزایش هزینههای دولت و بالا رفتن نرخ تورم میدانند. از جانب دیگر مدیریتهای استانی و منطقهای، چنین اعتباراتی را عامل توسعه، ایجاد شغل، فعال شدن بخش خصوصی و از همه مهمتر، مایه دلگرمی مردم معرفی میکنند. از ظاهر امر نیز چنین بر میآید که دولت با وجود وقوف نسبت به تبعات منفی این کار، به آینده مثبت آن امیدوار است.
مجموع این رفتارها حکایت از آن دارد که رئیسجمهور بیش و پیش از هر چیز اصرار دارد که جامعه، عزم دولت او را در خدمترسانی باور کند. بیانات رهبر عزیز انقلاب نیز که «خدمت» را راهبرد دولت کنونی معرفی میکنند، ظرفیت بالایی را برای آقای احمدینژاد و همکارانش ایجاد میکند. بهرهگیری درست و منطقی از این ظرفیت، به همراه اطلاعرسانی کامل از تلاشهای دولت، در کنار نظارت مستمر و دقیق بر مجریان تصمیمات تا ردههای پایین، کلید موفقیت را در دستان دولت قرار خواهد داد.