تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۱  ، 
کد خبر : ۳۶۸۷۸

برای سیاست هسته‌ای ایران


دکتر محمدجواد لاریجانی
۱. پس از تصویب قطعنامه اخیر شورای امنیت که در بحبوحه آدم‌کشی‌های وحشیانه اسرائیل در لبنان و فلسطین اشغالی صورت گرفته است، تبلیغات آمریکایی ـ غربی با صدای بلندتری نشخوارهای سابق را بازخور می‌‌نمایند و برخی سؤالات هم در ذهن افراد علاقمند به این سرزمین مطرح می‌‌شود که خلاصه این مناقشه به کجا ختم می‌‌شود؟ آیا محاصره‌های وسیع سیاسی ـ اقتصادی، معیشت مردم را فلج خواهد کرد؟ و بالاخره آیا آمریکا و غرب با حمله نظامی‌‌ به تأسیسات حیاتی کشور ما، سعی دارند برنامه محدودسازی و شکست دادن جمهوری اسلامی ‌‌را تکمیل نمایند؟
۲. البته قطعنامه تصویب شده، لحنی تند و تهدید آمیز دارد و آشکارا درصدد است ایران را از بخش مهمی ‌‌از تکنولوژی هسته‌ای تحت عنوان «تعلیق» به نحو روشن محروم نماید، اما همزمان بحث اذعان به حقوق ایران تحت معاهده NPT نیز مطرح است و این دقیقاً همان شوخی سردی است که اخیراً «یوشکا فیشر» وزیر خارجه سابق آلمان در تهران کرده است! وی مدعی شده است که غرب همواره به حقوق هسته‌ای ایران اذعان داشته است، اما حقوقی که فعلاً باید فقط روی کاغذ بماند و در عمل ایران هیچ حقی ندارد و بدون شک در آینده نه چندان دور این حق از روی کاغذ هم حذف خواهد شد! و از آن جالب‌تر تهدید ضمنی آقای «فیشر» بود که آمادگی تحمل چند زمستان سرد را در اروپا ابراز داشت! اگر حرف‌های این «شازده» همین بوده است که انصافاً به زحمت افتاده‌اند و به تهران نزول اجلال فرموده‌اند؛ چه این مطالب را قبلاً از ایشان و بعداً هم کراراً از همقطارانشان شنیده بودیم! خلاصه اینکه ضروری است روشن و دقیق بدانیم کجا هستیم؟ دنبال چه هستیم؟ و چگونه؟
۳. مهم‌ترین اصلی که مسئولین محترم جمهوری اسلامی ‌‌ایران و مردم عزیز باید بدانند این است که: دول غربی، از آمریکا گرفته تا اروپا، هرگز سندی را امضا نمی‌‌کنند که در آن توانمندی موجود هسته‌ای ایران را تحمل نموده و راه توسعه آن را در چهارچوب معاهده NPT باز بگذارند.
مهم نیست کدام طرف، مذاکره می‌‌کند و چه موقعی مذاکره می‌‌نماید، بلکه تحمل ایران توانمند هسته‌ای برای این دول خود محور بسیار گران است. ممکن است در عمل به تناسب وضعیت کوتاه بیایند، لیکن همواره عدم رضایت و یا دسیسه و شیطنت خود را انجام خواهند داد.
البته برخی دوستان ما در بیانات خود گاهی مدعی می‌‌شوند که در دورهای ناکام مذاکرات قبلی آنها با اروپا، توافقات عظیمی ‌‌حاصل شده بود که غنی‌سازی در مقیاس چند هزار واحد «گرانشی گریز از مرکز» را هم اجازه می‌‌دادند! بدون شک این یک مصادره به مطلوب روشن است: کافی است توجه نمایید حدود یک سال پیش تمام فعالیت‌های هسته‌ای ایران تعطیل بود و حتی برای راه اندازی محدود UCF اصفهان مذاکره‌کنندگان ایرانی در وین مجبور شدند ساکت بمانند تا اروپا طرحی ارائه کند. امروز پس از یک سال تمامی ‌‌فعالیت‌های هسته‌ای خود را در چهار چوب NPT به راه انداخته‌ایم و در حالی که ناظران می‌‌آیند و می‌‌روند و دوربین‌ها مدام عکس و فیلم تهیه می‌‌کنند و گزارش‌های «آبکی» آقای البرادعی به تناوب صادر می‌‌شود، سازمان انرژی اتمی ‌‌ کشور در چارچوب مسئولیت‌های خود قدم به قدم به پیش می‌‌رود! بدون شک در کارنامه یک ساله آقای احمدی‌نژاد، این اجرای درست سیاست اصلی نظام دستاوردی غیرقابل انکار است.
۴. گذشته از اینکه در وضعیت فعلی، این دول غربی هستند که گذشت زمان را چندان به حال خود مفید نمی‌‌بینند، از لحاظ استراتژی جمهوری اسلامی ‌‌ایران در جغرافیای مذاکره با غرب نیز تحول مهمی ‌‌رخ داده است:
مذاکره هسته‌ای با ایران فقط در وضعیت «پساتوانمندی» صورت می‌‌گیرد.
دقیقاً بدین خاطر است که غرب روی کلمه تعلیق خود را حلق آویز کرده است: غرب «می‌‌گوید» تعلیق و بازگشت ایران به شرایط محرومیت از تکنولوژی هسته‌ای را «می‌‌خواهد». غرب نمی‌‌خواهد با ایران در شرایط «پساتوانمندی» صحبت کند اگرچه این واقعیت را آشکارا می‌‌بیند، اما تحمل این حقیقت را ندارد و دقیقاً به همین جهت است که ایران هرگز نباید «تعلیق» را بپذیرد! نه به خاطر اینکه تعلیق یک تابو باشد و یا فی‌نفسه آخر خط باشد، بلکه به خاطر شرایط و پارامترهای مذاکره این مسئله مهم می‌‌گردد.
البته نحوه برخورد غرب با این مسئله حیاتی هم دیدنی است: ابتدا در موضع دوست بحث اعتماد سازی بین ایران و عمدتاً آمریکا مطرح می‌‌شود و صورت تقاضا «دوستانه» و «جلب‌نظر» است. وقتی این امر به هدف نمی‌‌رسد، لحن صحبت ،آمرانه، مصرانه و تحقیرآمیز می‌‌شود و بالاخره دم خروس بیرون می‌‌آید و زبان کریه «تهدید»ـ که جزو ادبیات رسمی‌‌غرب شده است ـ ظاهر می‌‌شود!
۵. برخی در داخل و خارج می‌‌گویند: انرژی هسته‌ای، تکنولوژی هسته‌ای و دانش هسته‌ای اولویت توسعه ایران نیست و چرا ایران باید پیشرفت خود را به خاطر پافشاری در امری که اقلاً فعلاً چندان مهم نیست به خطر اندازد و معیشت مردم را سخت نماید و کشور را با بحران‌های اقتصادی و حتی نظامی‌‌ روبه‌رو کند؟ در پاسخ باید گفت: تردیدی نیست که انرژی هسته‌ای و تکنولوژی هسته‌ای و دانش هسته‌ای اقلاً در میان پنج اولویت اول توسعه کشور نمی‌‌باشد، اما مقابله با از بین رفتن حق مسلم ملت، وضعیت دیگری دارد و این امر صدر اولویت‌هاست. فرض کنید کشور همسایه ما به خاک ایران تجاوز کرده و ده کیلومتر مربع را اشغال کند. مسلماً این ده کیلومتر ارزش بالایی ندارد، اما تمام امکانات دولت و ملت برای بازپس‌گیری آن بسیج می‌‌شود و کشور حاضر است هزاران شهید بدهد تا زمین خود را پس بگیرد. اهمیت موضوع هسته‌ای ایران دقیقاً از این جهت است: غرب می‌‌خواهد برای همیشه، ایران محروم از توانمندی هسته‌ای باشد و ما مصمم هستیم با توانمندی که داریم و توسعه آن در چارچوب معاهده NPT، این حق مسلم را برای کشور و ملت خود حفظ کنیم و طبیعی است که با تمام توان از این حق خود دفاع خواهیم کرد.
۶. غرب با تکبر و نخوتی که دچار آن شده است و متأسفانه با علائم غلطی که از برخی دوستان داخلی دریافت کرده و می‌‌کند در امر توانمندی ایران دچار اشتباهات عمده شده است:
در اولین مرحله، غرب به این نتیجه رسید که تهدید ارجاع پرونده اتمی ‌‌ایران به شورای امنیت باعث تعطیلی فعالیت‌ها و بازگشت ایران به شرایط محرومیت است. شاید دولت‌های غربی هم از زبان دوستان ما، ارجاع به شورای امنیت را «خط قرمز» ایران تلقی کردند! در حالی که ایران شورای امنیت سازمان ملل متحد را به خوبی می‌‌شناسد و میزان آبرو و حقیقت آن را هم اندازه زده است! شورای امنیتی که در کشاکش قتل عام بچه‌های لبنانی و فلسطینی، حتی از ابراز کمترین مخالفت، ناتوان است و امروز جزو مفلوک‌ترین نهادهای بین‌المللی درآمده است چگونه می‌‌تواند تغییر دهنده تصمیم یک ملت در دفاع از حقوق مسلم خود باشد؟!
دومین اشتباه روشن غرب، تهدید به محاصره اقتصادی است که اکنون در جریان است. البته ما سال‌ها است که از سوی آمریکا و غرب در محاصره هستیم و آن را در گذشته هم تجربه کرده‌ایم! و بالاخره سومین اشتباه بزرگ غرب تهدید به عمل نظامی‌‌ علیه ایران است.
متأسفم که باید بگویم غرور، خودمحوری و اغوای قدرت، چشم عقل غالب سیاستمداران غربی، به خصوص آمریکا را از دیدن واقعیت‌ها کور کرده است. غرب به تدریج می‌‌فهمد که: جمهوری اسلامی ‌‌ایران در دفاع از حق مسلم خود که حفظ توانمندی هسته‌ای و گسترش آن در چارچوب NPT است، از تمام این مرزها عبور خواهد کرد. و همان طور که قبلاً اشاره کردیم تنها در شرایط «پساتوانمندی» می‌‌تواند مذاکره‌ای واقعی با ایران داشته باشد. در وضعیت پساتوانمندی است که ایران هم اهل مذاکره است و هم اهل معامله و لاغیر!
۷. در عالم سیاست، هر اشتباهی تاوانی دارد: اشتباه اول غرب که فکر می‌‌کرد ارجاع به شورای امنیت خط قرمز ایستادگی ایران است سبب شد که مجلس شورای اسلامی ‌‌اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را منع نماید. بدون شک این پروتکل برای دلشوره‌های نژادپرستانه غرب زمینه‌های نظارت و «فضولی»های فراوانی را مهیا می‌‌ساخته است. اما هنوز هم فعالیت‌های هسته‌ای ایران تماماً زیر نظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌‌است و ناظران این سازمان می‌‌آیند و می‌‌روند و دوربین‌ها فعال هستند. من تردید ندارم که اشتباه دوم غرب، یعنی ورود به عرصه تصمیمات اقتصادی، به این همکاری‌ها ضربه کاری جدی می‌‌زند. این ضربه می‌‌تواند برای غرب بسیار حیاتی و مؤثر باشد؛ زیرا در هر مذاکره جدی هسته‌ای با ایران، که در وضعیت پساتوانمندی صورت بگیرد یک طرف معادله «شفافیت» در فعالیت‌های ایران است و در طرف دیگر همکاری دول غربی، بعید می‌‌دانم از دست دادن شفافیت آرامشی را به سیاستمداران خشن غرب هدیه نماید!
با توجه به نکات فوق است که می‌‌توان موضع ایران در قبال مسوده اروپایی را که معروف به بسته 1+5 شده است روشن و دقیق فهمید:
نگرش ایران اسلامی ‌‌به این پیش‌نویس با دیدی واقع‌گرایانه که شامل توانمندی‌های موجود و همکاری در چارچوب آژانس است ـ نگرشی مثبت است و آن را پیشنهادی قابل بحث می‌‌داند و امیدوار است که برای ایران گسترش توانمندی و برای دول غربی رفع «دلشوره» را به ارمغان بیاورد. دقیقاً بدین جهت موضع آمریکایی که از بلند گوی گروگان گرفته شده شورای امنیت اضاعه می‌‌گردد موضعی غیرواقع بینانه و از بین برنده فرصت‌هاست؛ زیرا سعی دارد با تحمیل تعلیق، وضعیت حقیقی ایران را به صورت مجازی و تصنعی به سطح «محرومیت» تقلیل دهد و سپس در آن شرایط با ایران صحبت نماید. طبیعی است که این سیاست نه تنها مسوده اروپایی را در نطفه ناکام می‌‌نماید بلکه ممکن است با بی‌معنا کردن نظارت‌ها، عنصر شفافیت را هم کدر نماید. اگر آقای «فیشر» تهدیدآمیز ولی با «بلوف» مدعی است که اروپا آماده است در امر محاصره اقتصادی ایران چند زمستان سرد را پشت سربگذارد، دول غربی و اروپایی باید بدانند که ایران اسلامی ‌‌در دفاع از حقوق مسلم خود از هیچ زمستان سرد و یا تابستان گرمی‌‌ واهمه ندارد. هشت سال دفاع مقدس و حدود سه دهه تجربه استقلال سیاسی، این «حقیقت» را برای همه روشن کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات