تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۳۶۸۷۹

روسیه و ایران: واقعیت همکاری‌ها


دکتر جهانگیر کرمی
هر کسی که به روابط ایران و روسیه علاقه‌ای داشته باشد یا در این رابطه فعالیت کند، همواره با پرسش‌هایی نظیر اینکه آیا روسیه کنار ایران خواهد ایستاد؟ آیا به ایران خیانت نخواهد کرد؟ آیا ایران را مورد معامله با غرب نخواهد داد؟ و پرسش‌های دیگری از این دست رویارو خواهد بود. طبعاً این پرسش‌ها ناشی از نوعی دغدغه و نگرانی نسبت به آینده و برخی زمینه‌های ذهنی تاریخی است و مشکلی نیست که کسی چنین فکر کند. اما واقعیت مطلب آن است که این پرسش‌ها دو جهت دارند. از یک سو، از نوعی احساس مسئولیت حکایت دارند و از سوی دیگر، گونه‌ای ساده‌نگری در مورد روابط بین‌الملل را نشان می‌‌دهند.
عرصه روابط بین‌الملل از دو سه قرن پیش تاکنون و بویژه در چند دهه اخیر، از منطق روابط شخصی و انسانی و نیز منطق رفتاری داخل کشورها فاصله گرفته و به نوعی استقلال رسیده است. به عبارتی، این عرصه تابع قانونمندی‌هایی شده که لزوماًً از درک منش فردی و انسانی و اجتماعی سرچشمه نمی‌‌گیرد، بلکه از تعامل اجزای خود سیراب می‌‌شود. آنچه که افرادی چون والتز به عنوان «ساختار» و اونوف و ونت به عنوان «تعامل بین الاذهانی» یاد می‌‌کنند، اشاره‌ای به تفاوت ماهیت نظام بین‌الملل و رفتار دولت‌ها در آن است. از این رو، هر پرسشی از روابط ایران و روسیه یا هر دو کشور دیگری باید با در نظر گرفتن واقعیت روابط بین‌الملل، منافع ملی کشورها و تعریف آنها از یکدیگر همراه باشد. بر این اساس، می‌‌توان برای فهم بهتر واقعیت روابط دو کشور، نکات زیر را در نظر گرفت:
1. نظام بین‌الملل امروز به گونه‌ای است که در آن بخاطر وضعیت قدرت کشورها، امکان هرگونه اتحادی که به نوعی به مقابله با قدرت اصلی نظام بین‌الملل برگردد، فعلاً در عمل منتفی است.
2. برخی کشورها همانند روسیه، وضعیت اتحاد را در سیاست خارجی خود منتفی کرده‌اند. در این رابطه می‌‌توان به اظهارات پوتین مبنی براینکه «روسیه در منازعات بین‌المللی خود وارد هیچ اتحاد مقدسی نخواهد شد» اشاره کرد. حتی در دکترین نظامی‌‌ جدید روسیه که در ماه‌های اخیر مورد بحث و گفتگو‌های بسیار است، به صراحت تأکید شده است که «روسیه در زمین فوتبال جهان امروز، برای خود نقش داور ژئوپلتیک قائل است».
3. روسها یک «سیاست خارجی مستقل» به تعبیر پوتین و لاوروف (وزیرخارجه)را دنبال می‌‌کنند، نظام بین‌المللی را چند قطبی می‌‌دانند و از اقدامات آمریکا در نصب سامانه‌های دفاع موشکی، تقویت قدرت در خاورمیانه و... نگران هستند. همین کافی است که از استقلال عمل سیاست خارجی ایران و تلاش‌هایش برای مقاومت در برابر اقدامات آمریکا رضایت داشته باشند.
4. روسیه نسبت به حفظ و حضور مؤثر بسیاری از نهادهای بین‌المللی امروز که در دوره ابرقدرتی شوروی شکل گرفته‌اند، حساسیت ویژه‌ای دارد و لذا در این موضوع هم با آمریکا مشکلاتی دارند و هم با کشورهایی که تصمیمات این نهادها را نادیده بگیرند.
5. روس‌ها نسبت به خاورمیانه حساسیت ویژه‌ای دارند، از یکسو خواستار تعدیل نقش آمریکا هستند، اما از سوی دیگر، نگران قدرت مندی یک کشور اسلامی ‌‌هستند. از نگاه روس‌ها، همانند غرب، یک قدرت خاورمیانه‌ای دیر یا زود بر سر مسائل قفقاز، خزر و آسیای مرکزی با روسیه مشکلاتی پیدا خواهد کرد و بر حدود 30 میلیون مسلمان روس نیز بی‌تأثیر نیست.
6. روسیه در منطقه خاورمیانه، هم با ایران روابط دارد و هم با کشورهای دیگر منطقه نظیر ترکیه، اسرائیل، عربستان، قطر و...، از طرفی در سطح جهان، هم با آمریکا روابط دارد و هم با اروپا، ژاپن، و... و برای هریک از این کشورها بسته به اهمیتی که برای روسیه دارند و بسته به وزن آنها در روابط اقتصادی، سیاسی و... ارزش قائل است و جایگاه ایران به لحاظ اهمیت و اولویت به هیچ وجه بیشتر از اروپا و آمریکا نیست.
7. هر تصمیمی ‌‌از سوی دولت روسیه در مورد هر موضوعی محدود به آن اصول کلی(سیاست خارجی مستقل، عدم ورود به اتحادها، نقش داوری و ضرورت حفظ موقعیت نهادهای بین‌المللی) و با در نظر گرفتن آن اولویت‌ها و جایگاه و وزن موضوع مورد نظر در مجموعه موضوعات درگیر برای آن کشور خواهد بود.
از این رو، منطق روابط بین‌الملل حکم می‌‌کند که ما نسبت به همکاری ایران و روسیه، واقع نگر باشیم، بنابراین می‌‌توان در مورد این روابط به نکات زیر اشاره کرد:
الف) جمهوری اسلامی ‌‌ایران نیز همانند روسیه با نظام بین‌الملل مشکل دارد، اما تفاوت این دو برخورد در آن است که ایران عمدتاً مشکل ایدئولوژیک دارد، اما مشکل روسیه عمدتاً از درون مسائل مربوط به قدرت و حوزه نفوذ بر می‌‌خیزد. لذا احیای جنگ سرد میان روسیه و آمریکا خیلی جدی نیست، چون مربوط به دوره رقابت ایدئولوژیک است.
ب) جمهوری اسلامی ‌‌ایران نیز یک سیاست مستقل را دنبال می‌‌کند و از این جهت وضعیت برای همکاری دو کشور مهیا می‌‌شود، اما به خاطر ماهیت روابط روسیه ـ آمریکا، همکاری‌های ایران و روسیه نمی‌‌تواند به مرحله اتحاد برسد. به طور طبیعی ضرورتی ندارد که بر اتحاد استراتژیک دو کشور که موضوع غیردقیقی است اصرار شود و «همکاری‌های مهم» دو کشور نیز به گونه‌ای هست که برای منافع ملی ایران مفید باشد. نقش روسیه در مخالفت با تلاش‌های آمریکا برای فشار بر ایران از طریق نهادهای بین‌المللی قابل انکار نیست.
پ) پس، هر دو کشور خواستار یک نظام بین‌الملل چند قطبی هستند، و هر دو کشور می‌‌خواهند نقش آمریکا در منطقه تعدیل شود و این مبنای خوبی برای همکاری است.
ت) روسیه ابزار‌هایی دارد که می‌‌تواند برای تعدیل سیاست کشورهای منطقه آن را بکار گیرد و از طرفی، برخی کشور‌های منطقه نیز بدنبال افزایش نقش روسیه برای تعدیل مواضع آمریکا هستند، اما نباید فراموش کرد که مسکو در دوره جنگ سرد نیز یک قدرت حاشیه ای در منطقه بوده است و هرگز در جایگاه یک بازیگر اصلی قرار نگرفته است.
ث) روابط دوجانبه ایران و روسیه به گونه‌ای فزاینده در حال پیشرفت است و مجموعه این تعاملات در موضوعات مختلف برای منافع هر دو کشور اهمیت زیادی دارد و از این رو، جدا از مسائل بین‌المللی و منطقه‌ای، دو کشور به اندازه کافی حوزه‌های همکاری مشترک دارند.
به هر حال، اگر بخواهیم در مورد واقعیت همکاری‌های ایران و روسیه نتیجه بگیریم، باید به این نکته اشاره کنیم که مجموعه‌ای از مسائل در سطوح جهانی، منطقه‌ای و دوجانبه، دو کشور را به یکدیگر پیوند می‌‌زند و اگر چه این به معنای یک اتحاد نخواهد بود، اما همکاری‌های مهمی ‌‌بر این اساس شکل گرفته است که برای منافع دو کشور سودمند است. هرگونه انتظار برای ارتقاء وضعیت روابط دو کشور به سطح یک اتحاد باید با در نظر گرفتن اصول کلان سیاست خارجی روسیه و ایران همراه باشد و از این اصول، در حال حاضر، چنان وضعیتی بر نخواهد خاست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات