*استاندارد: برای ما کمی درباره ویژگیهای روانی و شخصیتی نخبگان روسی توضیح دهید: فرض بگیریم یوری لوشکوف شهروند مسکو، به وی در وین برای خدماتش نشان افتخار میدهند و همسر وی در تیرول اتریش یک زمین گلف خریده است. لوشکوف تظاهرات شما را در مسکو قدغن کرده است.
**کاسپاروف: اینگونه افراد میدانند که نقض حقوق بشر برای آنها تهدیدی محسوب نمیشود و پیامدی در پی ندارد. برای آنها مردمسالاری شکلی از فریب توده مردم است.
*چرا دو لت روسیه در برابر تظاهرات شما چنینی واکنش عصبی از خود نشان میدهد؟
**برای اینکه این دولت از گفتوگو کردن با مردم ناتوان است، بنیاد دولت پلیسی از قبل از این جریانات گذاشته شده بود اما حالا دنیا نحوه عمل آن را به عین دید. اینگونه رفتار پلیس تصادفی و اتفاقی نیست. امروز هر انتقادی به پوتین همین افراطگراییها را در پی دارد و به همین دلیل من به سازمان امنیت روسیه احضار شدهام.
*چرا سیستم اینقدر شکننده است که با تظاهرات چند هزار نفر چنین دچار وحشت و سراسیمگی میشود؟
**در شرایط و موقعیت ما حضور چند هزار نفر زمینهساز بروز خودآگاهی در میان مردم است، بخصوص وقتی که این عده ریسک بالایی هم میکنند. برای دولت اقتدارگرا حضور ناگهانی این تعداد از مردم در خیابانها هراسآور است.
*وضعیت اقتصادی که تاکنون مطلوب بوده است؟
**بله، اما برای بخشی از جمعیت. برای توده مردم وضعیت اقتصادی از دو سال قبل به این طرف بدتر شده است. میانگین حقوقها چند برابر شده است اما این شبیه دمای متوسط در بیمارستان است که میتواند چندان بد هم نباشد. تقریبا 85 درصد مردم از تقسیم پول نفت محرومند. تا به حال تنها قدرت حاکم از افزایش قیمت نفت بهره برده است. با ویران شدن زیر ساختهای اقتصادی که نیازمند سرمایهگذاری است مشکلات شروع میشوند و مشکل بعدی هم مساله جانشین پوتین در سال 2008 است. تازهواردها ابتدا با همه همپالکیهای قدیمشان تسویه حساب خواهند کرد.
*شما میگویید برنامه اعتراضات افزوده میشود اما 85 درصد شهروندان روسی از پوتین راضی هستند؟
**در نظرسنجیها مردم از روی ترس اظهارنظر میکنند. اوضاع اقتصادی بیانگر چیز دیگری است.
*آنطوری که همه میگویند تنها پوتین دست آخر میتواند وضعیت را بهبود بخشد؟
**در فقدان رقابت سیاسی و تحت نظارتهای پلیسی من به هیچ نظرسنجی اعتماد ندارم. در میان تظاهر کنندگان طیف وسیعی از مردم به چشم میخورد. مردم از این میترسند که اگر به خیابانها بیایند تمام کشور دچار از همگسیختگی شود. آنها واهمه دارند که با کنار رفتن این سیستم فاسد، وضعیت از این که هست بدتر شود و وقایع سال 1991 دوباره تکرار گردد. این شوک روحی و روانی است که فرو مینشیند.
*نخستوزیر سابق ایتالیا سیلویو برلوسکنی ادعا میکند که هدف شما این است که از طریق میتینگهای غیر قانوی دولت را تحریک کنید؟
**با یک هوادار دوچه (لقب موسولینی دیکتاتور ایتالیا در جنگ جهانی دوم ـ توضیح مترجم) حرف زدن بسیار دشوار است. برلوسکنیو صدراعظم سابق آلمان گرهارد شرودر کسانی هستند که ایده دموکراسی را در مغز روسها نابود میکنند. آنها همدستان رشوه خوار پوتین در جنایاتش هستند.
*بر این عقیده هستید که غرب نمیتواند روسها را در رسیدن به دموکراسی یاری دهد؟
**چرا میتواند، اما فقط میخواهیم که به کمک به پوتین در این مردمسالاری تحریف شده و تقلبی خاتمه داده شود. امروز موضع آلمان در این باره کمی بهتر شده است زیرا آنگلا مرکل در جمهوری دموکراتیک آلمان به دنیا آمده است و همه چیز را درک میکند.
*خاستگاه شما بیشتر با طیف وسیعی از بلشوویستهای ملیگرا سازگاری دارد تا آدمی لیبرال و آزادیخواه. این مطلب وضعیت شما را قابل نقد میکند.
**تنها دولت مردمسالار برای ما میتواند یک دولت ائتلافی باشد. هدف مشترکی که ما دنبال میکنیم شرکت مجدد و واقعی موسسات و سازمانهای تعطیل شده برای برگزاری انتخابات آزاد است و بعد از آن محدود کردن قدرت رئیسجمهور و انتقال قدرت و دادن اختیار تام به پارلمان و مناطق است.
*روسیه به چه سناریویی نزدیک میشود؟
**من تردید ندارم که روسیه پائیز امسال در یک بحران شدید سیاسی فرو خواهد رفت و دو دستگی و شکاف در میان رهبران کرملین آشکار خواهد شد. تا اکتبر برندگان بازی در کرملین معلوم خواهد شد و بازندگان باید از خود واکنش نشان دهند. برای بسیاری گزینهای که وجود دارد این است که با ما سازمانهای مردمسالار را تاسیس کنند، شایذ بهترین راه چاره برای این عده لااقل حفظ اموال و داراییشان باشد.