تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۴  ، 
کد خبر : ۳۶۹۰۰

بوش و آینده حزب جمهوری‌خواه


فرد بارنز/ترجمه: مسعود حبیبی
حزب جمهوری‌خواه چه بخواهد و چه نخواهد سرنوشتش با سرنوشت بوش گره خورده است. این موضوع که آیا بوش می‌تواند ناکامی‌ها را جبران کند یا خیر در انتخابات سال 2008 اهمیت فراوانی به ویژه در رقابت برای ریاست جمهوری خواهد داشت. در هر صورت چه جبران بکند یا نکند، ریاست جمهوری تاثیر زیادی بر نتایج انتخابات خواهد گذاشت. اگر رئیس‌جمهور نتواند خود را از این رکود سیاسی کنار بکشد، جانشین او در کاخ سفید به احتمال زیاد از دموکرات‌ها خواهد بود، به منظور جبران گذشته او باید برای پایان دادن به اعتراض‌های پی در پی اقدامی ‌انجام دهد همچون پرزیدنت ریگان که در سال 1988 اقدام به این کار کرد. در چنین صورتی احتمال یک رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه دیگری به طور معناداری قابل تصور خواهد بود، اگرچه جورج بوش دیگر کاندیدای انتخابات نخواهد بود ولی قطعا موقعیت ریاست جمهوری‌اش (بسته به اینکه موفق بوده یا خیر) چارچوب مباحثه‌ها و کشمکش‌های سیاسی انتخابات را پایه‌ریزی می‌کند. دقیقا همچون اتفاقی که در دوره‌های هری ترومن، دووایت آیزونهاور، لیندن جانسون و رونالد ریگان افتاد که بعد از دو دوره ریاست جمهوری کاخ سفید را ترک کردند.
ترومن (1952) و جانسون (1968) به عنوان دو رئیس‌جمهور شکست‌خورده در آمریکا به حساب می‌آیند، ترومن به خاطر بن‌بست جنگ کره و جانسون به خاطر پیامد مایوس‌کننده و ناخوشایند جنگ ویتنام که منجر به این شد تا قدرت را به جمهوری‌خواهان واگذار کنند. آیزنهاور در 1960 علی‌رغم یک عقب‌نشینی و رکود عمیق در 1958 و 1959 همچنان به لحاظ شخصی محبوب باقی می‌ماند ولی مدیریت او بی‌روح و خسته‌کننده بود و در نتیجه جان، اف کندی دموکرات در رقابت برای ریاست جمهوری 1960 پیروز شد. ریگان برعکس ثابت کرد که چگونه یک احیای ریاست جمهوری در سال آخر مدیریتش می‌تواند حزب او را نجات دهد، یک جمهوری‌خواه کسی که به وسیله رسوایی ماجرای ایران ـ کنترا احاطه شده بود اما این تاخیر و ناکامی ‌را در سال 1987 و 1988 از طریق یک سلسله از موفقیت‌ها در مورد مساله رایج جنگ سرد جبران کرد، شوروی موافقت کرد تا از افغانستان عقب‌نشینی کند و یک پیمان طراحی شده به وسیله ریگان در مورد کنار گذاشتن موشک‌های هسته‌ای از نوع میان برد در اروپا امضا شد.
سفر ریگان به مسکو با موفقیت خیره‌کننده‌ای همراه بود نتیجه اینکه جورج بوش جمهوری‌خواه در انتخابات 1998 پیروز شد. آنچه در این انتخابات آشکار بود این است که کاندیدای وابسته به حزب رئیس‌جمهوری و موقعیتش به طور غیرمنطقی با رئیس‌جمهور پیوند خورده است. آنچه در این پیوند مهم بود این است که کاندیدای جدید می‌تواند از رئیس‌جمهور انتقاد و سعی کند خودش را جدا از آن به حسای آورد و خود را به عنوان بدترین دشمن رئیس‌جمهور معرفی کند. در چنین شرایطی نه تنها پیروز خواهد شد بلکه حزب نیز دوباره احیا خواهد شد. بعد از آنکه اخیرا جمهوری خواهان میان رو مجلس سنا با بوش ملاقاتی داشتند فاش کردند که بوش را در مورد اینکه با اصرار به جنگ عراق در حال آسیب زدن به حزب است آگاه کرده‌اند چرا که ادامه جنگ کمکی به پیروزی مجدد حزب نخواهد کرد. (پیوند رئیس‌جمهور با حزب و انتخابات آینده) به نظر می‌رسد بهترین تاکتیک در این میان آن است که جمهوری‌خواهان به تقویت رئیس‌جمهور بپردازند نه اینکه او را تضعیف‌کننده شهردار سابق نیویورک «رودی جیولیانی» با درک خوبی از این موضوع در اولین مناظره 10 جمهوری‌خواه و در پاسخ به این پرسش که چه اقدام متفاوتی نسبت به بوش انجام خواهد داد سعی کرد به طور کامل تمایزها و تفاوت‌های خود را نشان دهد.
همچنین در این رابطه «مک کین» رئیس‌جمهور را برای مدیریت نادرستش در مورد جنگ عراق متهم کرد، جیولیانی به هر حال خاطر نشان کرد که بعد از 11 سپتامبر انتظار می‌رفت که تروریست‌ها دوباره حمله کنن: «من معتقدم که ما یک رئیس‌جمهور داریم، کسی که تصمیم درستی در آن موقع اتخاذ کرد ـ تا ما علیه تروریست‌ها ادقام بکنیم. من فکر می‌کنم تاریخ برای این کار همیشه از او یاد خواهد کرد. یک پیشرفت در عراق پیشرفتی بزرگ برای بوش و حزب او خواهد بود، رئیس‌جمهور استراتژی جدیدی را پذیرفته است (استراتژی هجوم) برای اینکه تجاوزها را مهار کند و مانع شورش و یاغی‌گری شود و امنیت بغداد را تامین کند. در کنار این موفقیت‌ها در عراق چیزهای دیگر نیز لازم است از جمله اینکه او باید با این نوع از تصور مرسوم که آمریکا در حال شکست خوردن در منطقه خاورمیانه است و در حال از دست دادن نفوذش در همه جا، مقابله کند. این اقدام احتمالا نیاز به یک جهت‌گیری جدید و مهم در سیاست‌های امنیت ملی و خارجی خواهد داشت.
چرا که جهت‌گیری گذشته تضعیف شده است. این تصور ضعف مدتی پیش در کنفرانس شرم‌الشیخ (عراق و همسایگانش) بیشتر تقویت شد چرا که تلاش خانم رایس برای مشورت با وزیر خارجه ایران دوباره به شکست انجامید، همچنین ملاقات رایس با وزیر خارجه روسیه نیز تحت‌الشعاع اظهارات نماینده جدید آمریکا در عراق «دیوید پتریوس» مبنی بر اینکه تروریست‌ها برای ورود به خاک عراق از خاک سوریه بهره می‌برند قرار گرفت. همچنین این تصور که اقتصاد قوی ممکن است به کمک بوش بیاید و نوعی پیشرفت برای او لحاظ شود نیز کمکی به جبران مافات نخواهد کرد چرا که همچون یک اقدام سیاسی، جنگ‌ها اقتصاد دولت را نیر تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند؛ مثلا ترومن در سال 1952 در حالی که اقتصاد قوی را پشت سر خود می‌دید ولی به دلیل اینکه عدم‌ثبات سیاسی همیشه همراه او بود، مجبور شد از برنامه‌های خود برای انتخاب مجدد دست بکشد. نکته‌ای که بوش و همپیمانان او در کنگره به طور جالب انجام داده‌اند، بهره‌گیری از «بازی دفاع» بوده است چرا که دموکرات‌ها در ماه ژانویه شش طرح از طریق سنا به طور شتاب‌زده‌ای ارائه کرده‌اند، جمهوری‌خواهان سعی کرده‌اند تا از طریق وتو یا ماجراجویی در مجلس آنها را بی‌اهمیت جلوه دهند و دموکرات‌ها هنوز به این اقدامات برای متهم کردن جمهوری‌خواهان نزد افکار عمومی ‌ادامه می‌دهند، بوش نیازمند این است که امسال جمهوری‌خواهان کنگره را متقاعد سازد که به یک توافق دو حزبی با دموکرا‌ها بر سر اصلاح قانون مهاجرت دست یابند، از آنجا که بوش برای سال‌ها این مساله را با موفقیت به پایان برده است سهم بیشتری از این اعتبار نصیب او خواهد شد.
به همین اندازه حائز اهمیت است که این مساله ممکن است باعث عدم توافق جمهوری‌خواهان در سر میز مذاکره باشد و همچنین مشکلی را در راه احیای دوباره اعتبار جمهوری‌خواهان نسبت به رای دهندگان اسپانیایی زبان ایجاد کند. خلاصه اینکه دموکرات‌ها بدون هیچ ایده جدید یا توانایی دستیابی به سیستم قانونگذاری جدیدی می‌توانند پیروز شوند، آنها می‌توانند بدون هیچ پیشنهاد جدیدی بر کنگره غلبه کنند، در مقابل یک یا دو ایده جدید می‌تواند وضعیت مقابله‌جویی مساعدی را برای بوش در مقابل دموکرات‌ها فراهم کند؛ مثلا اینکه بوش هیچ‌گاه مفهومش را در مورد «اجتماع مالکیتی» توضیح نمی‌دهد که در آن به افراد قدرت بیشتری در مورد اداره وضعیت بازنشستگی، مراقبت و سلامتی و منابع مالی آموزش خودشان می‌دهد. به نظر می‌رسد الان موقع خوبی است برای انجام دادن این کار که نیاز به همت بوش در پرداختن به این موضوع دارد. به نظر می‌رسد اگر بوش نتواند با موفقت در عراق که نوعی اعاده حیثیت برای او به حساب می‌آید از نظر سیاسی جبران مافات کند سخت می‌توان پیش بینی کرد پیروزی کاندیدای جمهوری‌خواه را در کاخ سفید و در چنین شرایطی احتمال ریاست جمهوری هیلاری کلینتون یا باراک اوباما زیادتر خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات