تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۵  ، 
کد خبر : ۳۶۹۰۲

پشت پرده ترور بی‌نظیر بوتو


علی‌اکبر عالمیان
سال 2007 میلادی که سالی سرشار از خونریزی و نقض ابتدایی‌ترین حقوق انسان‌ها بود، با ترور رهبر حزب مردم پاکستان پایانی خونین یافت تا بدین ترتیب، جهان یک سال غم‌انگیز را تجربه کند. بی‌نظیر بوتو، نخست‌وزیر اسبق پاکستان و رهبر حزب مردم این کشور پس از سال‌ها تبعید، این بار عزم کشور کرد تا در برابر دیکتاتور نظامی ‌پاکستان بایستد. سابقۀ سیاسی و خانواده‌اش به ویژه پدر مقتولش، از او چهره‌ای شناخته شده در سطح جهان ساخته بود.
ذوالفقار علی بوتو که در دهه 70 میلادی به نخست‌وزیر پاکستان رسیده و در سال 1979 توسط ضیاءالحق، نخست‌وزیر وقت، زندانی و اعدام شده بود، پدر وی بود. بازگشت مجدد بی‌نظیر به عرصه سیاسی پس از سال‌ها تبعید و حضور فعال در مجامع سیاسی که با استقبال فراوان طرفداران او همراه شده بود، نگرانی‌های فزاینده‌ای را برای مخالفان او در پی داشت که این نگرانی‌ها عاقبت به قتل وی انجامید. این که عامل ترور بوتو چه شخصی یا گروهی است، نمی‌توان به ضرس قاطع، قضاوت کرد، ولی هر چه هست، می‌توان دو عامل را در قتل خانم بوتو در مظان اتهام قرار داد:
اول: پس از ترور بی‌نظیر بوتو، دولت پاکستان و در رأس آن پرویز مشرف بلافاصله این حرکت تروریستس را به القاعده و طالبان نسبت داد. حامد نواز، وزیر کشور پاکستان، با اعلام این خبری مبنی بر ضبط شنودهای تلفنی بیت‌ا... محسود از رهبران القاعده در پاکستان که ترور بوتو را تبریک می‌گفت، نقش القاعده را در جریان اخیر مورد تأکید قرار داد. این در حالی است که سخنگوی طالبان در پاکستان، هر گونه دخالت این گروهک در ترور بوتو را رد و اعلام کرد: این اتهام‌ها، تبلیغات دولتی با هدف تلاش در جهت سرپوش گذاشتن بر توطئه ارتش و سازمان‌های اطلاعاتی پاکستان برای به قتل رساندن بوتو است. پس از پاسخ تند سخنگوی طالبان، سخنگوی وزارت کشور پاکستان جهت انحراف افکار عمومی، ترور بوتو را در امتداد حملات انتحاری علیه دولت دانست و اظهار داشت: ترور بی‌نظیر بوتو با شمار دیگری از حملات انتحاری مرتبط است که پیش‌تر مقامات ارشد دولت، ارتش و پرسنل اطلاعاتی پاکستان از جمله پرویز مشرف، رئیس‌جمهوری، را در سال‌های اخیر هدف قرار داده بودند. این اظهارنظر که القای وجود دشمن مشترک برای مشرف و بی‌نظیر را تداعی می‌کند، بیش از هر چیز به یک نوع فرار زیرکانه برای رفع هرگونه اتهام از دولت مشرف شبیه است. گرچه ترور بوتو در‌ هاله‌ای از ابهام قرار داشته و نمی‌توان عامل قطعی آن را مشخص نمود، ولی با توجه به برخی قرائن، می‌توان مشرف را یکی از عوامل احتمالی این ترور ارزیابی کرد. این ظن، آن جا قوت می‌باید، که چندی پیش، بی نظیر بوتو با ارسال نامه‌ای به شبکه خبری سی‌ان‌ان، ضمن شکایت از وضعیت امنیتی خود، اعلام کرده بود که «اگر بمیرد، مقصر آن، مشرف رئیس‌جمهور پاکستان خواهد بود.» وی در خواست کرده بود در صورتی که به قتل رسید، این نامه منتشر شود. بوتو همچنین از دولت پاکستان شکایت می‌کند که پس از حمله انتحاری قبلی در هجدهم اکتبر علیه وی در کراچی که به مرگ 180 نفر از هوادارانش انجامید و خود او از حادثه جان سالم به در برد، تدابیر امنیتی ویژه‌ای برای تضمین امنیت او به کار نگرفته است. بوتو در این نامه، به صراحت نوشت که «من احساس امنیت نمی‌کنم». این نامه نمی‌تواند از نظر حقوقی هیچ اتهامی‌ را متوجه مشرف کند، اما در واقع و سوای مسائل حقوقی و محکمه پسند، نکات بسیار نهفته‌ای را در خود جای داده است. این که چرا مشرف نسبت با تأمین جان بوتو، کوتاهی کرده، خود نکتۀ مبهم و تأمل‌برانگیزی است که روشن شدن این پرسش، بسیاری از ابهام‌ها را حل خواهد کرد. بی‌نظیر بوتو طی هفته‌های گذشته از مشرف خواسته بود تا اتومبیلی مقاوم در برابر ...
... حملات انتحاری در اختیار وی قرار گیرد، ایستگاه‌های بازرسی در حوالی منزل او احداث و برای حلقه محافظان وی کارت شناسایی قابل پیگیری تهیه شود، اما همگی این درخواست‌ها با مخالفت مشرف مواجه شد. پس از حملات انتحاری چند ماه قبل بر ضد بوتو که منجر به کشته شدن بیش از صد نفر شده بود، بی‌نظیر بوتو خواستار انجام تحقیقات بین‌المللی و مشارکت FBI و اسکاتلندیارد برای تحقیق پیرامون این حمله انتحاری شد و درخواست کرد آزمایش‌های ویژه روی بدن قربانیان این حمله صورت گیرد، که همگی آنها با مخالفت پرویز مشرف روبه‌رو شد. احتمالاً تحقیقات بسیار دقیق پیرامون نوع حمله، مواد منفجره و مطالعه سوابق کسی که حمله انتحاری را انجام داده، آثاری از مشارکت داویر اطلاعاتی امنیتی پاکستان را در این انفجار آشکار می‌کرد که با مخالفت مشرف مواجه شد.
از این گذشته، بر فرض قبول ادعاهای دولت پاکستان مبنی بر دست داشتن طالبان در ترور اخیر، همچنان این پرسش باقی می‌ماند که چرا علی‌رغم تروریست بودن طالبان، این گروه هنوز در پاکستان فعالیت دارند؟ و این که نقش خود مشرف در تقویت این گروهک تا چه مقدار بوده است؟ آیا می‌توان پذیرفت یک گروهک شناخته شده، این طور آزادانه یک شخصیت برجسته، سیاسی را ترور کند؟ بی‌نظیر بوتو ساعاتی پس از نجات از اولین ترور نافرجام خود، در گفت وگو با هفته نامه فرانسوی «پاریس مچ» به نکته جالبی اشاره کرد که کاملاً به تحقیق فوق اشاره دارد. او گفت: «افراطیون نمی‌توانند بدون پشتیبانی دیگران از غارهایشان در کوه بیرون آمده و عملیات خرابکارانه انجام دهند.» جمله بوتو به این مسأله مهم اشاره دارد که در آن ترور نیز دست مشرف کاملاً پیدا بود و بر فرض که دست گروه‌های خرابکار در کار باشد، قطعا به نوعی دست مشرف نیز در بود و یا آن که حداقل هر چند غیرمستقیم، باید او را در این ترور سهیم دانست؛ چه آن که به تعبیر نواز شریف، دیگر رقیب سرسخت وی «قتل پوتو پیامد مستقیم سیاست مشرف است. سراسر پاکستان مشرف را مسؤول بحران فعلی می‌داند.»
دوم: در این ترور، ردپای آمریکا و انگلیس به وضوح مشخص است. هر چند در ظاهر رابطه دولت کنونی آمریکا با بوتو مطلوب به نظر می‌رسید اما واقعیت آن است که دولت جمهوری‌خواه آمریکا نظر چندان مثبتی به وی نداشت. دیدگاه بوتو مبنی بر ترکیب «اقتصاد سوسیالیستی» و «دموکراسی» که از سال 1970 به شعار اصلی حزب مردم تبدیل شده بود، هیچ‌گاه به مذاق دولتمردان آمریکا خوش نیامد. از این گذشته، تلاش بوتو جهت ائتلاف حزب مردم با حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) افراطیون کاخ سفید را به شدت نگران ساخت؛ چرا که در صورت اتحاد این دو حزب، شعلۀ اختلاف در پاکستان به مقدار فراوانی فروکش می‌کرد، و این مسأله مطابق خواست آمریکایی‌ها نبود. آرامش پاکستان به ثبات این کشور منتج می‌شد و طبیعتاً راه‌های نفوذ جمهوری‌خواهان به دورن پاکستان را مسدود و حضور آنان را در شبه قاره هند را غیرموجه می‌ساخت. به تعبیر مولانا فضل الرحمن رهبر حزب جمعیت علمای اسلام (شاخه فضل)؛ آمریکا مقصر اصلی ناآرامی ‌در مناطق قبایلی پاکستان است. از این رو به نظر می‌رسد حذف فیزیکی بوتو و ایجاد جنگ قبیله‌ای و آشوب در پاکستان، مورد استقبال دولت بوش قرار گرفته باشد.
آن‌چه بیش از این رد پای دولت بوش در این ترور را پررنگ‌تر می‌کند، بی تفاوتی این دولت در مورد پی‌گیری و تحقیقات در زمینه ترور بوتو به منظور یافتن عاملان قتل اوست. وزارت خارجه آمریکا به صراحت اعلام کرده است که در حال حاضر علاقه ای به پیوستن به انجام چنین تحقیقاتی ندارد. این در حالی است که حزب دموکرات و مشخصاً هیلاری رودهام کلینتون خواستار فشار آمریکا بر پاکستان برای انجام تحقیقات مستقل شد. وی گفت: در مورد ترور بوتو باید مانند آن چه در مورد قتل رفیق حریری، نخست‌وزیر پیشین لبنان انجام شد، صورت گیرد.
دولت انگلستان نیز پس از لو رفتن مذاکرات افسران سازمان اطلاعاتی‌اش (او آی 6) با سران گروهک طالبان، آن هم در آستانه سال جدید میلادی، خود را در چالشی عظیم گرفتار دید. از این رو ایجاد یک بلوای سیاسی در جهان برای متوجه کردن افکار عمومی ‌ضروری به نظر می‌رسید. هیچ بعید نیست که دولتمردان اگلیس با زمینه‌سازی برای ترور بوتو که شخصیت جهانی است، درصدد انحراف افکار عمومی ‌و منحرف کردن آن از جریان دیدار محرمانه با سران طالبان به سمت ترور بوتو بوده باشد. از این رو می‌توان دست‌های دستگاه اطلاعاتی انگلستان را نیز در این جریان مشاهده کرد. به هر حال باید منتظر ماند تا ابعاد این قضیه روشن گردد، ولی هر چه هست، نمی‌توان نوعی ائتلاف و ـ اگر چه ناهمگون ـ بین مشرف و آمریکا و انگلیس را در ترور بی‌نظیر بوتو نادیده گرفت؛ چرا که به تعبیر نیوزویک «دست آمریکا و مشرف در یک کاسه است.» گذشته زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات