آزاده افتخاری
ابراز تمایل ایالات متحده برای مذاکره با ایران پیرامون برنامههای هستهای این کشور، پیروزی بزرگی برای دیپلماسی ایرانیان رقم میزند. اما نکته قابل تامل این است که آیا حرکت واشینگتن راهکار مذاکرهای را برای بحران هستهای ایران نزدیکتر خواهد کرد؟ از زمانی که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در تاریخ ۳۱ مه اعلام کرد کشورش برای پیوستن به روند مذاکرات مستقیم اتحادیه اروپا با ایران آمادگی دارد، مقامات تهران علائم پیچیدهای ارسال کردند که در برخی موارد با اندکی تمایل برای دستیابی به مصالحه همراه است. در ششم ژوئن، علی لاریجانی مسئول مذاکرات هستهای ایران به پیشنهادهای پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان که با هدف محدودیت فعالیتهای هستهای تهران طراحی شده بود، با لحن خشکی پاسخ داد. با وجود هشدار لاریجانی، برخی کارشناسان بر این عقیدهاند که مجموعه پیشنهادهای بینالمللی گامی مثبت و رو به جلو بوده است.
این بسته که توسط خاویر سولانا رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا به دست ایرانیان رسیده است، امکان خرید تجهیزات کشاورزی و قطعات هواپیما را از بازار آمریکا فراهم میکند. البته با این پیششرط که ایران عملیات تحقیقات هستهای را متوقف کند. تونی بلر نخستوزیر انگلیس و ژاک شیراک رئیسجمهور فرانسه در جریان رایزنیهای دوجانبه خود اظهار امیدواری کردند که ورود آمریکا به روند مذاکرات احتمال موفقیت مذاکرات را افزایش دهد. با وجود آنکه اقتصاد ایران به تکنولوژی مدرن آمریکا نیازمند است، مقامات تهران این نکته را خاطرنشان میسازند که برای عقد تفاهم عجله ندارند و همزمان با دریافت مجموعه مشوقها اعلام کردند عملیات غنیسازی اورانیوم را از سر گرفتهاند. این روند آینده مذاکرات را میان زمین و هوا معلق نگاه داشته است و این در حالی است که بوش توقف این گونه عملیات را به عنوان پیش شرطی برای مشارکت آمریکا در مذاکرات مطرح کرده بود.
خبرگزاری فرانسه به نقل از بوش مینویسد: ما دوره محدود زمانی چندهفتهای و نه چند ماه را برای بررسی و پاسخ دهی به پیشنهاد از سوی ایرانیان در نظر گرفتهایم و در صورتی که ایرانیان تعلیق کامل راستی آزمایی برنامههایشان را انتخاب نکنند شورای امنیت اقدام میکند. روزنامه نیویورک تایمز نیز به نقل از دیپلماتهای اروپایی و مقامات دولت بوش مینویسد: ایران کمتر از سه هفته برای پاسخ به مجموعه پیشنهادی غرب فرصت دارد. این روزنامه آمریکایی مینویسد ایالات متحده و اروپا ضربالاجل ۲۹ ژوئن (۸ تیر) زمانی که وزرای خارجه گروه هشت کشور صنعتی جهان در مسکو گرد هم میآیند را برای پاسخ دهی ایران در نظر گرفتهاند و اعلام این فرجه از نگرانی غرب در خصوص توسعه عملیات غنیسازی در ایران ناشی میشود. یک دیپلمات اروپایی میگوید: «در صورتی که تا هشتم نیز پاسخی از سوی ایران نشنویم بررسی مجموعه مباحث جدید را آغاز خواهیم کرد. جان بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل در مصاحبه اخیر خود با شبکه خبری بیبیسی این نکته را خاطرنشان ساخت که اکنون توپ در زمین ایرانیان است.
روزنامه فایننشال تایمز با اشاره به برخی گمانهزنیها در خصوص احتمال «تفاهم بزرگ» آمریکا و ایران به نقل از بولتون مینویسد: روند دیپلماتیک با مشکلات عدیدهای مواجه است و نباید انتظار داشت مذاکرات اولین گام در جهت مصالحهای بزرگ با ایران باشد.
وی افزوده تنها مسئله هستهای و متوقف ساختن اهداف تسلیحاتی را مورد توجه قرار میدهیم و تضمینهای امنیتی آمریکا روی میز قرار ندارد. این در حالی است که محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران میگوید: مقامات ایرانی از فرصت گفتوگوی رودررو با آمریکا برای طرح مسائل غیرهستهای استفاده میکنند. از سوی دیگر تصمیم دولت بوش مبنی بر انجام مذاکرات مستقیم با ایران تغییری شگرف در سیاست آمریکا به شمار میآید که از سال ۱۹۷۹ و انقلاب اسلامی تاکنون ضمن تلاش برای ایزوله بینالمللی ایران بارها ایده تعاملات دیپلماتیک رودررو را منتفی اعلام کرده است.
تعدادی از کارشناسان بر این باورند که دولت بوش همچنان ترجیح میدهد با ایران مذاکره نکند اما تحولات اخیر در طرف واشینگتن، کاخ سفید را بر آن داشته تا برخی اقدامات را انجام دهد. گری سیک تحلیلگر امور ایران و عضو سابق شورای امنیت ملی آمریکا میگوید: «در واقع هیچ جایگزین دیگری وجود ندارد و ائتلاف علیه ایران به واسطه مخالفتهای مکرر آمریکا برای پیوستن به مذاکرات چندجانبه شکست خورده است.» این درحالی است که طی ماههای اخیر تلاشهای دیپلماتیک ایران برای جلب حمایت جنبش غیرمتعهدها شامل برزیل و اندونزی با موفقیت همراه بوده است.
در همین حال سه بزرگ اروپاییـ انگلیس، فرانسه، آلمان ـ ادعا میکنند تلاشهای آنها برای مذاکره با ایران به منظور خاتمه اهداف هستهای این کشور با توجه به عدم همکاری آمریکا تضعیف شده است. علاوه بر این موضع روسیه که رای وتوی شورای امنیت را در اختیار دارد، فرسنگها با مواضع آمریکا و دوستان اروپاییاش فاصله دارد. سیاستگزاران آمریکایی این گونه نتیجه گیری میکنند که شکاف خارجی در جبهه بینالمللی به نفع ایران است و در صورتی که ایالات متحده فوراً برای پر کردن این شکاف تلاش نکند هرگونه شانس برای موفقیت راهکار دیپلماتیک از میان میرود. سیک میگوید: «بوش چاره ای جز تغییر رویه ندارد.» دیوید آلبرایت رئیس موسسه علوم و امنیت بینالمللی در واشینگتن میگوید: «بلندپروازی گروه نومحافظهکار بر قضاوت دولت بوش سایه افکنده است.»
دیوید مارک معاون موسسه خاورمیانه بر این عقیده است که دولت بوش باید بر مبنای سه رکن اساسی حرکت کند، اول آنکه با ایرانیان مستقیماً گفتوگو کند، دوم آنکه به جمع روسیه و اروپاییان بپیوندد تا نشان دهد از سیاست عملکرد یک جانبه فاصله گرفته است و سوم ایالات متحده باید با مجاز دانستن انجام سطوحی از غنیسازی در ایران در موضع خود تغییراتی حاصل کند.
با این حال برخی کارشناسان محافظهکار آمریکایی نظیر مایکل دوبین و مایکل لدین معتقدند سیاست جدید آمریکا در قبال ایران به منافع واشینگتن ضربه میزند. لدین میگوید: «اکنون ایرانیان میگویند بخشی از این مجموعه را میپسندند و بخشهای دیگر را دوست ندارند و باید در این خصوص مذاکره شود.»