مسعود رضایی
شانزدهم آذرماه یادآور فریاد بلند و رسایی است که از گلوی 3 تن از نمایندگان جنبش دانشجویی ایران در اوج اختناق پس از کودتای 28 مرداد برخاست و دشمنان این کشور و ملت را به مبارزه طلبید. برآمدن این فریاد در چنان شرایطی، دستکم دو خصلت عمده جنبش دانشجویی را بر همگان مکشوف ساخت؛ نخست دشمنشناسی و دیگری شجاعت در ایستادگی در برابر دشمن و پایمردی در برابر او تا مرز شهادت.
جنبش دانشجویی ایران از آن هنگام تاکنون، پیچ و خمها و فراز و نشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشته است. حاصل پیمودن این راه طولانی، کولهباری از تجربه است که به معنای واقعی کلمه باید آن را گرانبها دانست. نسل کنونی دانشجویان باید که این میراث ارزشمند را قدر بدانند و در ادامه مسیر از آن بهره گیرند. شاید بتوان اندکی از انبوه تجربیات جنبش دانشجویی را در بندهای ذیل، شماره کرد:
1- هیچ سرمایهای برای یک ملت، ارزشمندتر و کارآمدتر از «آگاهی» نیست و جنبش دانشجویی از آنجا که متشکل از طیف جوانان شایسته و مبرز این ملت است، این قابلیت و توانمندی را دارد که به عنوان یکی از ارکان آگاهی بخشی به جامعه قرار گیرد. اما برای حصول به این هدف، گام نخست، خودسازی در این زمینه است تا آنچه از آن برون میتراود، از غنا و اصالت لازم برخوردار باشد. نگاهی به سابقه جنبش دانشجویی، حاکی از تلاش مستمر این جنبش در این زمینه است. هر چند نباید اغراق کرد و چشم بر پارهای کوتاهیها و یا کژرویهای فکری و سیاسی بخشهایی از بدنه گسترده جنبش دانشجویی در مقاطع مختلف بست، اما نقاط درخشنده و برجسته موجود در مسیر حرکت این جنبش به حدی فراوان است که براستی چشم را خیره میکند. اگر در 16 آذر سال 32، جنبش دانشجویی با آگاهی از زیانباری حاکمیت آمریکا بر ایران، در برابر آن قد میافرازد و در طول دوران 25 ساله پس از آن، مبارزهای سخت و جدی را با دستنشاندگان کاخ سفید در کشورمان دنبال میکند، در روز 13 آبان 58 نیز مجددا با تشخیص صحیح و بموقع خود، کانون توطئه علیه انقلاب اسلامی را هدف قرار میدهد و طرحها و ترفندهای براندازانه دشمن دیرینه را نقش بر آب میسازد. همچنین به دنبال تهاجم گسترده نظامی ارتش بعث به خاک کشورمان، از دل همین جنبش دانشجویی گروههای زیادی روانه میدان نبرده شده و اغراق نیست اگر بگوییم در شکلگیری نخستین هستههای مقاومت قهرمانانه در برابر دشمنان، طیف دانشجو نقشی فراموش نشدنی از خود برجای گذارد و البته در این راه، شهدای بسیاری را نیز تقدیم کرد. یاد و خاطره شهید حسین علمالهدی از دانشجویان پیرو خط امام و جمعی دیگر از دانشجویان که در دشت هویزه مقاومتی به یادماندنی تا مرز شهادت از خود نشان دادند، برای همیشه یادآور حضور قهرمانانه و صدالبته آگاهانه جنبش دانشجویی در عرصههای دفاع از دین، میهن و عزت این ملت بزرگ است.
2- جنبش دانشجویی به لحاظ آن که از نیروهای جوان، فعال و پرشور تشکیل شده، ذاتا از انرژی نهفته درونی بسیار بالایی برخوردار است. این قابلیت، طبعا برای احزاب و گروههای سیاسی بسیار تحریک کننده و اشتهارآور است. به همین دلیل در دوران مختلف شاهد تحرک این گروهها برای به خدمت گرفتن جنبش دانشجویی بودهایم. باید اذعان داشت که جنبش دانشجویی در این زمینه با مسئلهای بسیار پیچیده مواجه است. از یکسو در طول سالهای پیش و پس از انقلاب شاهد شکلگیری بخشهای دانشجویی احزاب گوناگون بودهایم و اساسا وجود این بخش همواره به صورت یک عامل پرستیژ برای این احزاب مطرح بوده و نیز مجرای جذب و ورود بسیاری از نیروهای جوان به این تشکلها به حساب میآمده است. اما از این واقعیت نباید چشمپوشی کرد که این بخشها عمدتا به عنوان کارآمدترین بازوهای اجرایی احزاب در صحنههای مختلف به کار گرفته شده تا آنجا که حتی در اوایل انقلاب شاهد تبدیل این بخشها به ستادهای نظامی برخی احزاب و گروهها در محیط دانشگاه نیز بودیم.
گذشته از بخشهای دانشجویی اختصاصی، تلاش گروههای سیاسی برای برقراری پیوندهای سیاسی با تشکلهای دانشجویی که با عناوین و خطوط فکری مختلف در صحنه دانشگاه وجود دارند، نکته دیگری است که میتواند این تشکلها را در مسیری نامتعارف قرارداده و توش و توان آنها به مثابه سوخت برای موتور احزابی که در حقیقت خود را برادر بزرگتر تشکلهای دانشجویی به حساب میآورند، به خدمت گیرد. این نیز واقعهای است که در مقاطعی از دو دهه گذشته شاهد آن بودهایم و صدمات بسیاری نیز به همین واسطه به تشکلهای دانشجویی مختلف وارد آمد.
بر این اساس آنچه باید با نگاهی به گذشته، مورد توجه و دقت جنبش دانشجویی قرار گیرد و ضوابط و قواعد و روشهای آن به صورتی روشن و واضح تهیه و تدوین گردد آن است که جنبش دانشجویی چگونه میتواند در کوران وقایع و حوادث مختلف و نیز در برهههای حساس از جمله انتخابات، اصالت خود را حفظ کند.
3- احزاب و گروههای سیاسی رسمیو یا به تعبیری حرفهای از آنجا که در یک رقابت تنگاتنگ برای کسب قدرت سیاسی هستند.
این البته عیب و ایرادی هم برای آنها محسوب نمیشود، از رفتارها، عملکردها و ادبیات خاصی پیروی میکنند که چه بسا به پارهای تنشها و کشاکشها نیز میان آنها منجر شود.
اما جنبش دانشجویی که باید طیفهای فکری مختلفی را برای اجزای آن در نظر گرفت، اگر اصالت خود را حفظ نماید، هرگز وارد چرخه رقابتهای قدرتمحور نخواهد شد. بنابراین زمینه برای تعامل، گفتگو و تبادلنظر میان طیفهای مختلف فکری جنبش دانشجویی کاملا مهیاست و از این زمینه باید حداکثر بهرهبرداری به عمل آید. متاسفانه در برهههایی با این واقعیت تلخ مواجه بودیم که تشکلهای دانشجویی به واسطه وابستگیهای آشکار و پنهان به احزاب رسمی، سایهای از رفتارها و برادرخواندههای بزرگتر خویش را در محیط دانشگاه و یا در تظاهرات و گردهماییها، به نمایش میگذارند و البته دود اینگونه روشها به چشم تمامی آنها رفت. اینک زمان آن است که با بهرهگیری از این تجربه تلخ، تشکلهای دانشجویی مدل دیگری از کنشهای سیاسی متناسب با محیط دانشگاه را به معرض نمایش گذارند و چه بسا که از این طریق الگویی مناسب را به احزاب رسمی نیز ارائه کنند.
4- اگرچه غلظت بیش از حد فضای سیاسی در دانشگاه میتواند لطماتی را در پی داشته باشد که تجربه آن را داریم، اما نباید از یاد برد که بیفروغی فعالیتهای سیاسی در دانشگاه و خمودگی جنبش دانشجویی، نیز آسیبهایی به مراتب جدیتر و خسارتبارتر را در پی خواهد داشت. افراط و تفریط در این زمینه، هر دو تهدیدکننده و خطر سازند. به همین دلیل نه تنها جنبش دانشجویی خود باید به بررسی راهکارهای مناسب برای قرار گرفتن در یک مسیر پویا و سازنده سیاسی باشد بلکه مسوولان کشوری نیز باید توجهی عمیق به این مسئله داشته و از کنار آن بسادگی عبور نکنند. شک نباید کرد که سیاستورزی متعادل، منطقی و آگاهانه دانشجویان، پشتوانهای محکم برای تضمین حال و آینده سیاسی کشور خواهد بود.