عظم حمیدپور، کارشناس ارشد مطالعات منطقهای دانشکده روابط بینالملل
گروه بینالملل:
طرح موضوع: رژیم غاصب صهیونیستی از بدو تاسیس تاکنون به طرق گوناگون سیاستهای تجاوزکارانه و توسعهطلبانه خود را در قلب خاورمیانه اسلامی پیگیری نموده و به سختی تمایل خود را به عقبنشینی از مواضع خود نشان داده است این رژیم بویژه از سال 1967 و بدنبال جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل گام به گام به سمت اشغال بیشتر سرزمینهای مسلمانان در فلسطین و پیرامون آن حرکت کرده و تحت حمایتهای آمریکا و اروپا هیچ اعتنائی به قطعنامههای سازمان ملل ننموده است. به قول مقام معظم رهبری؛ آنها بیمهابا از ترور و قتل و غارت حرف میزنند و تهدید میکنند و تروریستهای معروف یکی پس از دیگری در آن به حکومت میرسند که آخرین آنها جنایتکار معروغ صبرا و شتیلا است. دهها سال در صحنه فلسطین، دولت غاصب با چهرهای خشن، بیانعطاف و طلبکار و شکستناپذیر باقی میماند.( کنفرانس فلسطین ـ فروردین ماه 85) رژیم اشغالگر قدس در سال 1967 میلادی صحرای سینای مصر، بلندیهای جولان سوریه، جنوب لبنان و کرانه باختری رود اردن و باریکه غزه فلسطین را اشغال کرد و هم اینک بسیاری از اهالی جنگ زده جولان در شهرهای مختلف سوریه سکونت گزیدهاند که شمار آنان براساس آمار رسمی 450 هزار نفر تخمین زده میشود. جولان از ابتدای عصر حجر مسکن انسانهای نخستین بوده و آثار تاریخی در مناطق تل عکاش و جسرینات یعقوب مؤید این نکته است. همچنین مدارک آشوری مرتبط با جولان و آثار دوران فراعنه مصر اثبات میکند که جولان جزوی از دولت "عموری" که در سال 2250 قبل از میلاد تشکیل شده بود است. پس از آن تمدن آرامی، آشوری، کلدانی، فارسی و یونانی در آن مسکن گزیدند و در سال 106، میلادی جزوی از سرزمینهای عربی شد که در زمان رومیها تشکیل شده بود. آثار تاریخی پیدا شده در شهرهای "قنطیره"، "بانیاس"، "فیق"، "وخشینه"، "وخسفین" و "حمه" گواه این موضوع هستند. در سال 636 میلادی نبرد بزرگ "یرموک" که موجب انقراض دولت روم شد در این منطقه به وقوع پیوست. سالها قبل از تشکیل دولت صهیونیستی و شاید از اواخر قرن نوزدهم میلادی صهیونیستها چشم طمع به بلندیهای جولان دوخته بودند. گذشته از عقاید تاریخی و دینی یهود در خصوص ارض موعود که جولان نیز بخشی از آن است شاید هم بعداً به آن اضافه کردند، چشمداشت صهیونیستها به بلندیهای جولان به اواخر قرن 19 باز میگردد. این طمع در خلال یادداشتها اظهارات و بیانیههای صادره از سوی رهبران جنبش صهیونیستی مشاهده میشود. دیوید بن گورین یکی از رهبران ملی جنبش صهیونیستی طی نامهای به حزب کارگر انگلیس در سال 1918 خواستار تسلط بر بلندیهای جولان به منظور در اختیار داشتن آب رودخانههای یرموک و اردن توسط صهیونیستها شد. سازمان جهانی صهیونیسم طی یادداشتی به کنفرانس صلح ورسای (1919) خواستار انضمام جولان و جبلالشیخ به "وطن قومی یهود" شد. (1)
سرانجام در سال 1967، رویای اسراییلیها به حقیقت پیوست.
در جنگ شش روزه اعراب و اسراییل نیروهای اسراییل پس از اشغال ارتفاعات جولان شهر قیطره واقع در 60 کیلومتری جنوب دمشق را تصرف کردند. شش سال بعد در جنگ رمضان در اکتبر 1973، شهر قنیطره از اسراییل بازپس گرفته شد اما ارتفاعات جولان همچنان در اشغال باقی ماند. (2)
کنست اسراییل در دسامبر 1981 (آذر 1360) طی جلسه ای الحاق بلندیهای جولان به خاک اسراییل را تصویب کرد.(3) سازمان ملل طی قطعنامههایی خواستار خروج نیروهای اسرائیلی از مناطق اشغالی شده اما این سرزمینها همچنان در اشغال اسراییل باقی مانده است. در طی 39 سال اشغال جولان رژیم صهیونیستی تلاش کرده است براساس یک برنامه زمانبندی شده با تخریب روستاها و شهرکهای عرب نشین منطقه و آواره ساختن دهها هزار نفر از ساکنان سوری منطقه و جایگزین کردن سکنه یهودی در شهرکهای جدیدالاحداث بافت جمعیتی جولان را برای اهداف درازمدت خود تغییر دهد.
پرداختن به این موضع از این جهت حائز اهمیت است که مسئله اختلاف اعراب و اسراییل از مهمترین عوامل ایجاد تنش و ناامنی و به هدر رفتن پتانسیلها و ظرفیتهای بالقوه در منطقه خاورمیانه میباشد ضمن اینکه اختلافات سوریه و اسراییل بر سر ادعای حاکمیت بر بلندیهای جولان به خاطر نقش تعیینکننده سوریه در روند مذاکرات صلح اعراب و اسراییل جایگاه ویژهای به خود اختصاص داده است.
در این مقاله ابتدا به موقعیت ژئوپلتیک جولان و سپس به تبیین اهداف رژیم صهیونیستی در اشغال و حفظ بلندیها میپردازیم و سپس با توجه به استراتژی امنیت ملی اسراییل مبنی بر ایجاد مرزهای امن و اتکا خود در تامین نیازهای استراتژیک ملی را به این مساله میپردازیم که آیا اسراییل، به طور کامل این منطقه را تخلیه خواهد کرد؟
فرض ما بر این است که منطقه جولان به دلیل داشت موقعیت ژئوپلتیک در تامین امنیت و بقای اسراییل جایگاه مهمی دارد و همین ویژگی مانع از خروج کامل نیروهای اسراییل از این منطقه خواهد شد.
چارچوب تئوریک این نوشتار بر این اساس است که از نظر رئالیستها در نظام بینالملل، هر واحد سیاسی به دنبال تامین منافع ملی خود میباشد و نظام بینالملل، نظامی است مملو از برخورد و تعارض بین منافع واحدهای سیاسی، بنابراین ناامنی، شاخصه اصلی این نظام است. و چون در این محیط ناامن، هرگز نمیتوان به همکاری و ضمانت دولت دیگر متکی بود، دولتها برای بقای خویش طبق اصل خودیاری(self help) به اتکای صرف به توانایی خود روی میآورند و به این منظور همیشه در پی کسب قدرت بیشتر برای تامین بقا و امنیت خود هستند.
محصور شدن، اسراییل بین کشورهای عربی و اسلامی و تضاد ایدئولوژیک و قومیتی و اختلاف بر سر اراضی، احساس ناامنی را در اسراییل افزایش داده است. منافع اسراییل و اعراب در منطقه، در مسائلی مثل آب و زمین با هم تعارض دارد و حفظ بقای اسراییل هم در سرلوحه و دستور کار تمام دولتهای اسراییل قرار داشته است و سیاستها و راهبردهای امنیتی در آن کشور و تشکیلات مربوط به آنها از مهمترین و کلیدیترین مسایل و اولویتهای همه دولتها بوده است.(4)
مقوله امنیت مهمترین دغدغه رژیم صهیونیستی است. احساس ناامنی و آوارگی ریشه در تاریخ قوم یهود دارد و رهبران این رژیم در سیاسیتهای عملی خود، بر اصل خوداتکایی تاکید دارد.(5) بنابراین رژیم صهیونیستی با حفظ سرزمینهای اشغالی، و سیاستهای راهبردی خود، به دنبال افزایش قدرت به منظور حفظ موجودیت خود و تامین منافع اولیه در درجه اول و در مرحله بعد منافع ثانویه خود میباشد.
به طور کلی اهمیت این منطقه برای اسراییل در چند عنوان خلاصه میشود:
ژئوپلتیک جولان
الف ـ آب
جولان فلاتی است به مساحت 1800 کیلومتر مربع که بین لبنان، فلسطین، اردن و سوریه واقع شده است و در واقع محل اتصال کشورهای کنونی ناحیه شام میباشد. جولان از شمال به کوههای حرمون منتهی میشود و بزرگترین قله این رشته کوه "جبل الشیخ" نام دارد. دره نهر یرموک در مرز سوریه و اردن در جنوب جولان قرار دارد. نهر اردن و دریاچه طبریه در غرب جولان این منطقه را از فلسطین جدا میکند. قله جبلالشیخ که در طول سال همواره پوشیده از برف است . منبع اصلی تامین آب دریاچه "طبریه" و اردن به شمار میرود. رودخانه بایناس با آب شیرین خود که یکی از سرچشمههای رودخانه اردن است از این بلندیها سرچشمه میگیرد (6) منطقه جولان دارای منابع آبی حدود 20 میلیون متر مکعب میباشد و شهرکهای یهودینشین این منطقه با نیاز سالیانه به 26 میلیون متر مکعب آب مقداری از نیاز خود را از دریاچه طبریه و بقیه را از چشمهها و چاهها و آبهای زهکشی شده سطحی تامین میکند به طوری که آبهای دریاچه رام که بزرگترین حوضچه آبی جولان است به سوی آبادیهای اسرائیل منحرف شده است. با اشغال این مناطق سوریه از 38/1 میلیارد متر مکعب بارش سالیانه این مناطق محروم شده است. (7)
بدیهی است خروج نیروهای اسراییل از جولان این رژیم را از دسترسی به این منبع عظیم آب محروم میکند. آب عنصر اصلی استراتژی زمانبندی شده اسراییل به شمار میآید زیرا در اسراییل هیچ رود دایمیوجود ندارد و تنها رود اردن آن هم در سرزمینهای اشغالی بعد از جنگ 1967 در مرز مشترک سوریه اردن و اسراییل جریان دارد. بنابر این اسراییل یکی از مناطق خشک و کم آب خاورمیانه محسوب میشود. میانگین کلی ریزش باران در کلیه آبخیزگاهها در اسراییل که منابع مختلف آب را در آن تغذیه میکند به حدود ده هزار میلیون متر مکعب میرسد که تنها 18 درصد آن قابل استفاده است مابقی از طرفی چون تبخیر ریخته شدن به دریای مدیترانه و دریای سرخ به هدر میرود. بنابر این اسراییل باکمبود آب مواجه است که توانسته است بخشی از این کمبود را از طریق آب مناطق اشغالی جبران کند. آبی که اسراییل از کشورهای مجاور خود به تاراج برده سالیانه 600 تا 700 میلیون متر مکعب است که حدود 40 درصد از نیازهای سالیانه آن را تامین میکند و به طور مشخص منابع آب بلندیهای جولان به تنهایی نیاز آبی اسراییل را تامین میکند اسراییل برای حل بحران کمبود آب در پی سرمایه گذاریهای سنگین در زمینه به کارگیری تکنولوژی جدید بوده است. نمکزدایی آب دریا باردار کردن ابرها و استفاده مجدد از فاضلاب از جمله اقدامات اسراییل در این زمینه میباشد اما این راهحلها هزینههای کلانی برای اسرائیل دارند. (8)
آب عنصر اساسی برای امنیت وبقای اسرائیل است و براساس اصل خود یاری این کشور برای حفظ امنیت منابع آبی خود میخواهد خود بر منابع آبی تسلط و کنترل داشته باشد. رئیس کمیسیون پیشبینی آب اسراییل دان زاسلاوسکی موضع رسمی رژیم صهیونیستی را اینگونه بیان میکرد که: "حتی در زمان صلح اسراییل مایل نیست که به منابع آب کشورهای همسایه وابسته باشد."
ب ـ زمین
همواره زمین مانند آب برای اسرائیل به عنوان ابزار استراتژیک بوده است و ادامه حیات آن در گرو بدست آوردن آب و زمین بیشتر است هرتزل در نخستین کنفرانس جنبش صهیونیسم در سال 1897 (1376) در ترسیم یک دولت صهیونیستی گفت : "امنیت دولت آینده اسراییل به وسعت اراضی این دولت بستگی دارد. هر چه اراضی وسیعتر باشد تامین امنیت آن آسانتر خواهد بود. (9)
طرح شعارهایی از این دست مسوولان اسراییلی را تشویق کرد تا تمامی تلاشهای خود را برای دستیابی به محدوده جغرافیایی بیشتر دستیابی به زمین و منابع آبی جدید به کار گیرند جنگ اسراییل با اعراب در چهارچوب طرح به اصطلاح ملی اسراییل برای توسعه محدوده جغرافیایی این رژیم صورت گرفت. (10)
جولان منطقه حاصلخیزی است که از دست دادن آن برای اسرائیل که اقلیم آن نیمه خشک است برابر با از دست دادن زمینهای قابل کشت میباشد.
موقعیت استراتژیکی ـ نظامی جولان
یکی از نقاط ضعف استراتژیک اسراییل مساحت کم و عرض باریک آن است و عدم برخورداری از عمق استراتژیک امنیت این کشور را در معرض خطر قرار میدهد. رهبران اسراییل به دلیل وجود محدودیتهای جغرافیایی سعی نموده اند تا به منظور کاهش تهدیدات خارجی بخشهایی از سرزمینهای کشورهای مجاور با موقعیت استراتژیکی مناسب را برای ایجاد خط حائل و کمربند دفاعی به تصرف خود درآورند. این در حالی است که منطقه جولان از جنبه استراتژیکی ـ نظامی از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. (11)
از نظر ترتیبات امنیتی بلندیهای جولان هم برای اسراییل و هم برای سوریه از موقعیت سوق الجیشی برخوردار است. این ارتفاعات از طرفی بر شمال فلسطین اشغالی و به طور اخص بر شهرکهای یهودی نشین اسراییل در دره اردن تسلط کامل دارد و از طرف دیگر این ارتفاعات دمشق پایتخت سوریه و شهرهای حاشیه آن را در دید مستقیم قرار میدهد. (12)
شارون هنگامی که در پست وزارت دفاع اسراییل خدمت میکرد، یکی از علل عدم بازگرداندن جولان به سوریه را مجهز بودن ارتش سوریه به 5 هزار تانک و هزار موشک زمین به زمین ذکر میکرد.
مشاور دیپلماتیک شارون، دوره کولد در مصاحبهای در سال 2001 گفت: "در خاورمیانه، قدرت آتشبس به موشکها تعلق دارد، اما حل و فصل نهایی جنگ به عهده نیروی زمینی است." بنابر این جغرافیای سرزمینهای اشغالی اهمیت بیشتری مییابد و صرف هستهای بودن اسراییل وقدرت نظامی این کشور نمیتواند دلیل منطقی برای از دست دادن این مناطق استراتژیک باشد. بر همین اساس گروهی در اسراییل معتقدند که : "بودن ما در منطقه جولان، بدون صلح بهتر است از صلح بدون این منطقه برای اسراییل ." (13)
اهمیت اقتصادی جولان
از نظر اقتصادی اسراییل در دوران حاکمیت حزب کار در خلال 10 سال از سال 1967 تا 1977، پانزده درصد از اراضی جولان را در زمینه کشاورزی مورد بهرهبرداری قرار داد و طرح اصلی کشاندن آب از شمال به جنوب بلندیها را اجرا نمود و یک سوم شهرکهای کنونی جولان را که اکنون تعدادشان به حدود 40 شهرک میرسد تاسیس کرد.
در زمینه صنعت تاسیس کارخانه مشروبسازی در این منطقه باعث گردیده تا این رژیم سالانه بیش از نیم میلیون بطری مشروب به کشورهای غربی صادر کند. در زمینه صنعت توریسم این رژیم پیشبینی کرده است که سالانه دو میلیون توریسم از این منطقه دیدار کنند.
به طور کلی درآمدزایی این بلندیها طبق برآورد روزنامه الحیاه در سال 1992 در حدود یک میلیارد دلار در سال بوده است . (14)
اهمیت تاریخی جولان
هدف ملی اسراییل تشکیل مملکت قدیم اسراییل از حیث تاریخی ـ فرهنگی و بینش کهن است. اسراییل سعی دارد تا پایگاهی برای جلب و جذب یهودیان مهاجر از تمام جهان ایجاد نماید. به اعتقاد برخی گروههای یهودی جولان در اسفار پنجگانه جز اسراییل باستانی ذکر شده و از این رو متعلق به رژیم صهیونیستی است بر این اساس صهیونیستهایی که طرفدار ایده کل سرزمین اسراییل (Israel total land) هستند تصرف جولان را گامیبرای رسیدن به هدف تاسیس دوباره دولت باستانی اسراییل میدانند و باستانشناسان اسراییلی مدعیاند که بقایای کنیسههای بسیاری را در جولان یافتهاند. (15)
بنابراین جولان برای اسراییل از جنبه حیثیتی نیز دارای اهمیت است.
استراتژی امنیت ملی اسراییل
آسیبپذیری خارجی اسراییل از جانب همسایگان عرب تاثیر زیادی بر محیط امنیتی این کشور داشته است. استراتژی اسراییل بر دو عامل مرتبط به هم یعنی "امنیت ملی اسراییل" و "مرزهای امن" استوار است. داشتن مرزهای امن محصور اصلی سیاست خارجی اسراییل را تشکیل میدهد و از آن در توجیه توسعهطلبی و نگهداری اراضی اشغالی بهره میگیرد (16). گسترش همکاریهای منطقه ای و خروج از انزوای منطقهای سومین رویکرد در دکترین امنیت ملی اسراییل برای ایجاد وابستگیهای متقابل و بدنبال آن کاهش تهدیدات میباشد. خود اتکایی نیز در شمار استراتژیهای امنیتی این رژیم است . بنابر این سیاست امنیت ملی اسراییل به طور غیررسمی مبتنی بر پیشنهاد مذاکره برای صلح در جهت بازگرداندن برخی از سرزمینهای اشغالی به اعراب و در عین حال حفظ برخی دیگر از قلمروها برای تامین نیازهای استراتژیک است. (17)
نتیجه
براساس نوشته روزنامه "داوار" اسراییل حتی در ازای قرارداد صلح، بلندیهای جولان را هرگز به سوریه پس نخواهد داد. "شاوول موفاز" وزیر جنگ اسراییل نیز در مراسم کلنگزنی یک منطقه صنعتی در شهرک صهیونیستنشین "کتسرین" در "جولان" گفته است: "جولان برای همیشه در اختیار اسراییل باقی خواهد ماند."
به طور کلی هر چند اسراییل در سالهای اخیر استراتژی دفاعی خود را دگرگون کرده است و از استراتژی گسترش سرزمینهای این کشور از نیل تا فرات به استراتژی سرزمین محدود اما قدرتمند، به سیاست واگذاری مناطق اشغالی روی آورده است، اما از آن جا که منطقه جولان از نظر ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک برای اسراییل اهمیت راهبردی داشته و با امنیت این کشور ارتباطی تنگاتنگ دارد، خروج کامل اسراییل از این کشور، بر اساس همین استراتژی جدید بعید به نظر میرسد.
بدون تردید این وضعیت باعث خواهد شد تا گروههای مقاومت اسلامی و مسلمانان نیز بصورت جدی تر با این رژیم مقابله نمایند.
به قول مقام معظم رهبری: "گروههای جهادی سالیانیست که در فلسطین و لبنان سر برآوردهاند و نسل مسلمانان صادق و کوشا پدید آمده و جهاد و شهادت زنده شده است و قدرت حقیقی یعنی قدرت ملت فلسطین جایگاه خود را در معادلات بازیافته است. امروز فلسطین در وسط میدان یک جهاد دشوار و بلندمدت است و این نه تنها جهاد فلسطین که بخش برجستهای است از جبهه گسترده جهاد دنیای اسلام با مستکبرین متجاوز سفاک و غارتگر. (کنفرانس فلسطین فروردین 85).
با این پشتوانه سرانجام جلگه جولان آزاد خواهد شد. تجربه مقاومت در جنوب لبنان و نوار غزه که منجر به عقب نشینی نیروهای اشغالگر شد ثابت کرد که شاید اسراییل به طور مقطعی و از راه بکارگیری ماشین جنگی به نتایج دلخواهش برسد و بتواند سرزمین دیگران را اشغال کند. اما سرانجام اراده مقاومت آن رژیم را به خروج از اراضی اشغالی واخواهد داشت. این موضعگیری از چرخشی جدید در تعلل دمشق با مساله جولان اشغالی و یا دستکم تهدید به در پیش گرفتن یک تاکتیک جدید حکایت دارد. سوریه که بیش از سه دهه را به انتظار بازگرداندن سرزمین اشغال شدهاش به شیوهای مسالمتآمیز از طریق مذاکرات دوجانبه با اسراییل سپری کرد اینک بنظر میرسد تندباد تحولات در منطقه که به زیان دمشق وزیدن گرفته، دولتمردان سوری را برآن داشته، شیوه دیگری را برای دستیابی به حقوق مشروع خویش و چه بسا دفاع از نظام کشور در برابر تهدیدات پنهان و پیدای آمریکا جست و جو کند. سوریها در طول سالهای اشغال جولان هماره در پیام سیاسی خود تاکید داشتند صلح عادلانه و فراگیر را به عنوان هدف راهبردی خود برای بازپسگیری حقوق از دست رفته و بازگرداندن سرزمین اشغالی برگزیدهاند. این موضعگیری ولو در حد یک "ژست سیاسی"، این واقعیت تلخ را کتمان نمیکند که سوریها بشدت از وضعیت کنونی و انتظار بیهوده سرخورد شده، دستکم به در پیش گرفتن شیوه کارآمدی میاندیشند.
امروزه مقاومت دلیرانه مسلمانان اسطوره شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی را در هم شکسته است. با توجه به رشد فزاینده مقاومت و تشدید مساله مشروعیت و امنیت اسراییلیها با بحرانهای جدیدی مواجه میباشند که بیش از گذشته بقا و موجودیت آن را تهدید میکند و سیاستهای دوگانه سازش و خشونت نمیتواند پاسخ مناسبی برای حل آنها محسوب شود و به نظر میرسد این رژیم بیش از هر مقطع دیگری ناچار به پذیرش خواستههای بحق مسلمانان گردد.