نوشته: دکتر حسین علایی
اشاره:
ناتو درصدد ارائه تعریف مجدد از خود است. نگارنده مقاله معتقد است که دلیل این امر، تفکر آمریکا برای مدیریت بر جهان و به حاشیه رفتن ناتو در پی نگرفتن نقش در این پروسه است. بخش پایانی مطلب در پی از نظر خوانندگان گرامی روزنامه اطلاعات میگذرد:
">نوشته: دکتر حسین علایی
اشاره:
ناتو درصدد ارائه تعریف مجدد از خود است. نگارنده مقاله معتقد است که دلیل این امر، تفکر آمریکا برای مدیریت بر جهان و به حاشیه رفتن ناتو در پی نگرفتن نقش در این پروسه است. بخش پایانی مطلب در پی از نظر خوانندگان گرامی روزنامه اطلاعات میگذرد:
ناتو در شرایط کنونی در وضعیت بحران هویت به سر میبرد و دنبال تعریف جدیدی از خود است که مورد اجماع همه کشورهای عضو آن باشد. پس از حادثه 11 سپتامبر، تفکر مدیریت بر جهان از سوی آمریکا، ناتو را از حیّز انتفاع انداخت و آمریکا نه تنها برای ناتو نقشی در تصمیمگیریها قائل نشد، بلکه از این سازمان به عنوان ابزار و نیروی پیاده در مأموریتهای خود، استفاده میکند. عدم اعتنای آمریکا به کشورهایی مثل فرانسه و انگلیس که عضو ناتو هستند و شرکت ندادن آنها در تصمیمگیریهای جهانی، حکایت از وجود بحران در تشکیلات ناتو دارد. ناتو درعراق هم تاکنون نقشی ایفا نکرده است. در ادامه برنامههای آمریکا برای تسلط بر عراق نیز به ناتو مأموریتی در صحنه عراق واگذار نشد. ناتو بدلیل رویکرد یک جانبهگرایانه آمریکا همچنان دچار بحران است. تفاوت دیدگاه در مورد چگونگی حل مسائل جهانی وجود دارد. ارتقاء نقش ناتو از یک سازمان منطقهای به یک سازمان جهانی برمبنای کارکرد امنیت جمعی، جزء اهداف آمریکا است. اینکه امنیت جمعی چیست و چگونه ایجاد میشود از مسائل مورد بحث است و موجب اختلاف بین اعضای ناتو شده است. اینکه امنیت در کجا به خطر میافتد نیز مورد اختلاف قدرتهای جهانی است. ناتو هیچ مأموریت مهمی پس از درگیریهای یوگسلاوی انجام نداده است. عدم موفقیت ناتو آثار بسیار منفی در افکار عمومی مردم اروپا برجای گذاشته است. سیاست بوش در اروپا، سیاست محبوبی نیست، زیرا کشورهای اروپایی آن را یکجانبهگرایانه میدانند و مأموریت ناتو در افغانستان را درگیری به خاطر یک موضوع اروپایی نمیدانند.
ناتو و ایران
ناتو درحال حاضر پیرامون مرزهای جمهوری اسلامی ایران عملاً حضور دارد. عضویت ترکیه در ناتو، حضور ناتو در افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان و تلاش برای ایجاد حضور فرهنگی و نظامی در منطقه خلیج فارس در جنوب ایران هم علائمی از تلاش جدید ناتو است.
بنابراین ناتو یک واقعیت در مناطق همسایه ایران است. به همین خاطر شاید در بعضی از مناطق، ضروری باشد که بین ایران و سازمان ناتو گفتگو صورت گیرد. شاید در برخی از مناطق، مانند افغانستان ضروری باشد که نوعی تعامل به منظور تأثیرگذاری برتصمیمات و رفتار ناتو وجود داشته باشد. در افغانستان، شرایطی وجود دارد که باید نوعی نگاه به آینده برای چگونگی شکلگیری سرنوشت این کشور مدنظر قرار داشته باشد. معلوم نیست عاقبت اقدامات ناتو در افغانستان چه میشود. اگر ناتو فرضاً شکست بخورد و القاعده در آنجا تجدید سازمان نموده و گروه طالبان، مجدداً به قدرت برسند، این یک تهدید امنیت ملی برای ایران است. اگر آمریکا و ناتو کاملاً در افغانستان تمام ارکان این کشور را به دست گیرند، این نیز برخلاف منافع ملی ایران است. اگر شرایط کنونی، یعنی منازعه و درگیری همچنان ادامه پیدا کند، باز هم بیثباتی افزایش یافته و عدم امنیت ناشی از آن در افغانستان، به زیان ایران است. اگر ناتو با طالبان به سازش و تفاهم برسند و ناتو اجازه بدهد که طالبان مجدداً به سهمی از قدرت در ارکان حکومتی افغانستان دست یابند، این هم به زیان منافع و امنیت ملی ایران است. بنابراین درگزینهها و سناریوهای مختلف، ایران مسائل امنیتی پیچیده و بغرنجی دارد. اینجا است که باید نسبت به حضور ناتو در مناطق پیرامونی ایران به عنوان یک واقعیت، حساس بود و تهدیدهای احتمالی ناشی از آن را به صورت عینی و ملموستر مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و رهیافتهای لازم برای مقابله با آن تهدیدها را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.ایران باید با پدیده جدیدی به نام ناتو ارتباط برقرار کرده و با آن تعامل کند تا بتواند بر نتایج اقدامات آن اثر گذار باشد.
اعضای ناتو بر کنترل روسیه، ایران و چین، تفاهم دارند. رسیدن ناتو به مرزهای ایران علاوه بر آن که میتواند تهدید باشد، به عنوان یک فرصت نیز میتوان به آن نگریست، همچنان که حضور نظامی آمریکا در عراق موجب فرصت مهمی برای ایران شد، زیرا آمریکا بدون پیششرط، از ایران درخواست مذاکره بر روی مسائل مربوط به امنیت و ثبات عراق را کرد.
جمعبندی
ناتو چتر امنیتی اروپا در دوران جنگ سرد بوده است. در آن دوران، نقش آمریکا در ناتو خیلی پر رنگ به شمار میرفته است. در آن دوران، به بهانه برجسته کردن تهدید کمونیسم، آمریکا نقش خود را به تمامی در ناتو ایفا میکرده است. گرچه اروپا در آن ایام هزینه چندانی برای ناتو پرداخت نمیکرد و عمده هزینههای ناتو، تا حدود هشتاد درصد را آمریکا بر عهده داشته است، ولی میتوان گفت که این هزینه نکردنها برای امور دفاعی از سوی اروپا، عامل اساسی توسعه اقتصادی اروپا بوده است. با توجه به سرمایهگذاری عظیم مالی، آمریکا سعی کرده است تا همیشه فرماندهی نیروهای ناتو را خود بر عهده داشته باشد. در شرایط کنونی نیز قرار است ژنرال پترائوس فرمانده نظامیان آمریکایی در عراق، به فرماندهی نیروهای ناتو برگزیده شود.
رویکرد غلط و عملیات گسترده نظامی آمریکا در خاورمیانه، موجب ظهور تروریسم در برخی از کشورهای اروپایی شد. در حال حاضر، وابستگی امنیتی اروپا و آمریکا به یکدیگر همچنان پا بر جاست و تلاش بر این است تا ساختار جدید ناتو، تبلور اراده خواسته غرب برای مقابله با تهدیدات جدید علیه آمریکا باشد که این موضوع شکل نخواهد گرفت، زیرا دولت آمریکا اصرار بر یکجانبهگرایی در مسائل بینالمللی دارد.فرانسه تاکنون بدنبال تقویت ستون اروپایی ناتو بوده است که الان نمود و ظهور چندانی ندارد و دولت سارکوزی نمیخواهد در برابر آمریکا جبههبندی جدیدی را ایجاد کند.
سالها محور فرانسه - آلمان، ناتو را در جهت سیاسی - اقتصادی جلو میبرد که در شرایط کنونی این محور وجود ندارد.در حال حاضر جناح بندی خاصی در ناتو وجود ندارد و اعضای جدید ناتو، همسوتر با سیاستهای آمریکا هستند و بنابراین محور اروپایی خیلی ضعیف و کمرنگ شده است.
انگیزه اولیه کشورهایی مانند گرجستان یا جمهوری آذربایجان در پیوستن به ناتو، فاصله گرفتن از روسیه است.جمهوریهای سابق شوروی، استقلال خود را در دورشدن از انحصار اقتصادی و سیطره سیاسی روسیه میدانند تا بتوانند توسعه یافته و بقای اقتصادی پیدا کنند، راه تنفس جدیدی بیابند و از نظر سیاسی ساختار امنیتی و بوروکراسی سیاسی روسیه را بهم بزنند و بنابراین به دنبال چتر امنیتی جدیدی در غرب هستند که آن هم آمریکا و اروپا یعنی ناتو است.