امام به عنوان فقیه و عارف روشن ضمیر برداشت ارگانیکی از جامعه و اجتماع انسانی دارد به طوری که از نظم کیهانی به نظم اجتماع انسانی میرسد. فلاسفه و اندیشمندان یونان هم به پدیده دولت با کشور از همین منظر نظر مینمودند. در ارزیابی نگاه ارگانیستی به جامعه باید گفت وحدت و یکپارچگی انسانها پدیدآورنده دولت و اجتماع ملی است که جهتی انسانها به صورت تنها و بدون زنجیر متحد کننده دچار سستی میشوند و نهایتا اینکه تکامل و رشد انسانها در اجتماع امکانپذیر است.(1) لذا انسانها طبیعتا گرایش به زندگی جمعی دارند در ثانی انسانها به خاطر رفع نیازهای خود هم زندگی جمعی را بر میگزینند. اگرچه بر نظریه ارگانیک دولت انتقادی وارد شده است ولی اینها جامع نبوده، بلکه صرفا اشکالتراشی و ساده کردن موضوع است. تاکید بر برداشت بعدی از حقیقت انسان دور از معرفت صحیح است چرا که روشن است یک فیلسوف جامعه را با بدن انسانها و نظم کیهانی مساوی نمیداند و واقف است جامعه مثل انسان از رحم مادر متولد نمیشود و معلوم است فیلسوف علاوه بر نگاه ارگانیستی، برداشت مکانیکی از دولت را انکار نمیکند. بلکه جهان را مجموعهای قانونمند میداند چون کیهان نظم دارد و در بینظمی به تباهی میرسد. اجتماع انسانی هم اگر به نظمی پایبند نباشد فرو میریزد، لذا بهترین مثال نظم جامعه طبیعی است و نظم طبیعی ارتباط نزدیک و منطقی با نظم کیهانی دارد. لذا خندهدار است فیلسوفانی چون فرابی که دارای پشتوانه فکری بینظیر از اندیشه و تفکر است متهم کنیم که جامعه و مدینه را با بدنهای انسانها مساوی صرف پنداشته است و مقایسه او را عین جسم فیزیکی بدانیم بلکه فارابی از تحلیل نظم کیهانی و تحلیل انسانها و غایت او نظم مطلوبی را که شایسته انسان در این کیهان پهناور است مد نظر دارد زیرا اگر نظم جامعه از فطرت و غایت انسان منشا نگرفته باشد دچار نظم ساختگی و وهمی فاسقه و جاهله میشود. (2) دیگر اینکه برای شناخت مبانی نظری و اندیشه سیاسی فیلسوفانی چون امام باید به این نکات توجه کرد: نخست اینکه جهان بینی امام یک جهانبینی الهی ـ مذهبی است دیگر اینکه انسان شناسی اما خدا محورانه است. (3) بنابراین امام از نظر انسانشناسی مذهبی، هستیشناسی وحدت وجودی و معرفتشناسی به نظام کیهانی نظر دارد پایههای نظری اندیشه سیاسی امام متاثر از این چهار وجه است. (4)
برای فهم اندیشه سیاسی امام لازم است ما مبانی فلسفه سیاسی اسلام را مرور کنیم.
در فلسفه سیاسی اسلام جهان منظم و غایتمند است بدین معنی که جهان هستی با هعمه تنوعش با قدرت واحد فاعلی بنا شده است یعنی هستی آفریده خدای واحد، بینیاز و قادر بی همتا است شواهد جهان هستی گویای آن استکه هرج وموج در آن وجود ندارد بلکه قانون طبیعی بر آن حاکم است ـ انسان در این هستی پیچیدهترین موجود است چون دو قالب مجزا دارد یکی قالب مادی و فیزیکی، دیگری حقیقت قدسی و روحانی که مختص انسان بوده و او را به روح خدایی شهره ساخته است. عقل حقیقت قدسی است که خداوند عقل کل بوده و سایهای از آن عقول به بشریت اعطا شده که انسان از قالب مادی عبور کرده و به حقیقت قدسی متصل میشود. در این صورت انسان با حفظ قالب مادی عبور کرده و به حقیقت قدسی متصل میشود. در این صورت انسان با حفظ قالب مادی موجودی فوق طبیعی میشود. این انسان متصل به عقل فعال (جبرئیل) شده و مستقما بر او وحی میشود به طوری که خلیفه خدا در زمین است.
این انسان دگر شده جهان دیگری، برای زمینیان فراهم میسازد.
مروری بر اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)
امام(ره) به عنوان متفکری مسلمان دارای اندیشههای نو در زمینه وحدت و همبستگی مسلمانان است. اندیشههای سیاسی او به طور کامل دینی است به طوری که در اندیشههای سیاسی امام معرفت دینی نمود تام دارد. نگاه امام به سیاست نگاهی خاص و ویژه است چون برداشت او از سیاست برداشت متاثر از دین میباشد. مبانی اندیشه سیاسی امام را زر و زور و تزویر مرسوم سیاستبازان تشکیل نمیدهد بلکه مبانی اندیشه سیاسی امام عقیده است. همانطور که میدانیم سیاست عقیده در طول تاریخ بسیار منزوی بوده است حتی بعد از وفات پیامبر(ص) سیاست عقیده کنار گذاشته شد و سیاست قبیله جایگزین سیاست عقیده پیامبر شد و تلاش امام علی(ع) و ائمه اطهار در تشکیل حکومت بر مبانی عقیدتی میسر نشد. به تعبیر دکتر فیرحی بعد از وفات پیامبر با انتقال نبوت به خلافت «منطق قبیله» بر «منطقه عقیده» پیروز شد و سیاست عقیده جایش را به سیاست قبیله داد. (5) که بعدها در خلافت معاویه به سیاست زر و زور و تزویر درآمد. از نظر امام چنین سیاستی عین سیاست بازی است و آن «سیاست شیطانی» است (6) نه انسانی.
چکیده اندیشه سیاسی امام عبارتند از:
1 ـ همبستگی دین و سیاست: دین و سیاست از هم جدا نبوده بلکه شغل انبیا سیاست بوده است و دینمداری و دیانت همان سیاستی است که مردم را به خیر و صلاح ملی شان حرکت میدهد و این خیر و صلاح همان صراط مستقیم است. (7)
2 ـ مسلمانان با حفظ ملیتشان امت واحده هستند چون پیام قرآن وحدت است و قرآن میفرماید: همگی به ریسمان خداوند چنگ زنید و پراکنده نشوید. بر این اساس امام نوید پیروزی و اتحاد اسلامی را بعد از سیدجمال زنده کرد. به تعبیر امام توحید کلمه مشترک بین همه است عرب، عجم، ترک و فارس ندارد. در مصالح اسلامی که مشترک بین کلمه است با هم توحید کلمه کنند دیگر یهود [صهیونیست] به فلسطین طمع نمیکند. (8) نکته مهم آنکه منظور امام متحد بودن کشورهای مسلمان در مقابل توطئه دشمنان و حمایت از یکدیگر در مواقع خطر میباشد. امام میفرماید: هر گروهی از مردم در کشور خودشان زندگی میکنند و همچنین مستقل باشند اما همزمان روح برادری را توسعه دهند و با مسلمانان دیگر مهربان و با آنها رابطه داشته باشند. (9)
3) بعد از غیبت امام مهدی(عج)، حکومت و ولایت از آن ولی فقیه جامعالشرایط است. با این فقه شیعه از انزوا خارج شد و نمود اجتماعی یافت.
4) گزینش سیاسی باید بنا به اصل شایستگی باشد به طوری که شخص عدم واجد شرایط لیاقت و شایستگی شرعا حرام است پستی را به عهده بگیرد و نتواند آن را اداره کرد.
5) سیاست باید تابع شریعت باشد اگر چه امام با طرح فقه پویا و حکم حکومتی فقه و اجتهاد را روزآمد و متناسب با زمان و مکان دانست. از نظر او معظلات سیاسی از طریق حکم حکومتی قابل حل است.
6) ایمان دینی و وحدت کلمه رمز پیروزی ملتها و عامل رشد و پویایی آنها میباشد. از نظر او همانطوری که ایمان به خدا و وحدت کلمه اقشار گوناگون ملت عامل پیروزی آن ملت میباشد. رشد و توسعه و تمدن هم با ایمان و وحدت کلمه حاصل میشود.
7) دولت و ملت باید همگام و همسو در رفع مشکلات باشند و اگر دولت خلاف مصالح مردم حرکت کند صلاحیتش زیر سوال رفته و در اداره صحیح جامعه ناتوان است. هرگاه دولت و ملت همدل و همگام باشند در جهت تحقق اهداف . منافع ملی حرکت کرده و در نتیجه اقتدار ملی محقق میشود.
8) آزادی بیان و عقیده و انتخاب: حکومت اسلامی، حکومت قانون است. اسلام شیوه حکومتی دارد که در آن استبداد و دیکتاتوری فردی جائی ندارد. تمامی اقتدار در مقابل مردم پاسخگو است و هر شخصی از ملت حق دارد از حاکم مسلمانان پرسش کند و او باید جواب قانعکننده بدهد. از نظر امام آزادی بیان مشخصه یک جامعه نو است میگوید: یک کشور متمدن، کشوری آزاد است، بیانش آزاد است. انتقاد حق مردم است و هر کسی میتواند از همه مقامات انتقاد کند. شما آزاد هستید بیرون بیایید و بگویید چگونه فکر میکنید و هر کس از مقامات حکومتی اشتباه کرد انتقاد کنید همه مردم آزاد هستند دیدگاهایشان را بیان کنند و بگویند، حتی مردم در انتخاب نوع حکومت آزاد هستند اگر چه مردم مسلمان بهتر است حکومت اسلامی را انتخاب کنند ولی در انتخاب نوع حکومت آزادی کامل دارند. (10)
9 ـ ناسیونالیسم و قوممداری نژادی: امام ناسیونالیسم افراطی مخالف اسلام را قبول ندارد و معتقد است این نوع «ملیگرایی» ملت ایران را در مقابل سایر ملتهای مسلمان قرار میدهد و معتقد است بسیاری از این دستهبندیها ساخته استعمار است. (11)
10 ـ تکثر و پلورالیسم سیاسی: امام تکثر و تعدد گروههای اجتماعی، اقوام، قبایل و عشایر و ... را میپذیرد. (12)
حتی طبق اصل 15 قانون اساسی اقوام میتوانند رسمالخط خودشان را داشته باشند. امام حتی از بین بردن قبایل و عشایر در زمان سلطنت پهلوی را خیانت دانسته و آن را سبب از دست رفتن وحدت ملی میداند. (13) چون عشایر و قبایل و اقشار مختلف در جامعه نماد خودکفایی ملی بودند. در مورد احزاب در مجموع باید گفت اما با حزب مخالف نبود حتی معتقد بود جناح روحانیت مربوط به هر شهرستان فعالیت سیاسی در مورد انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و شوراها ... شهر خود را داشته باشد ولی با مداخله حزب جمهوری یا جامعه روحانیت تهران در شهرستانها مخالفت میکرد اگر چه امام اجازه تفکیک جناح روحانیون با جناح روحانیت را در نهایت صادر کرد اگر چه امام از آنها خواست در تصمیم خود تجدید نظر کنند و حتی بعضی میگویند کمک مالی به آنها فرمود اینها نشان میدهد امام با فعالیت حزبی معمول که باعث رقابت میان کاندیداها و بالا رفتن آگاهی مردم و باعث شایستهسالاری و تحول در مدیریت کشور میشود مخالف نبود ولی با دخالتهای قیممابانه گروهها و گرایشهای عوامفریبانه آنها مخالف بود چرا که امام معتقد بود با احزاب الیگارشی مردم نادیده گرفته میشوند و منافع باندی در نهایت ضرر ملی در پی خواهد داشت (14) به همین دلیل امام هشدار میداد روباه پیر استعمار با حزببندهای تصنعی خود به ما نمایش داد که ما باید در کشور جناحهای مختلف آن هم مخالف داشته باشیم. (15)
11 ـ براساس آیه «لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» امام وابستگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی را به شدت نفی میکرد و بر خودباوری ملی و خوداتکایی و خودمختاری تاکید بسیار مینمود.
12 ـ امام تعریف نو و جدیدی از هویت ملی ایرانی ارائه داد به طوری که ایرانی بودن چیزی از اسلامی بودن و اسلامی بودن چیزی از ایرانی بودن کم نمیکند. تا قبل از امام برداشتی تک بعدی در مورد هویت ملی در ایران حاکم بود و حتی الان هم میان سنتیها و روشنفکران این درگیریهای لفظی به طور معدود در لفافه تحقیقات علمی وجود دارد ولی امام این تصور قالبی را شکست. امام خمینی(ره) عاشورا را عامل پیروزی، حفظ و دوام جمهوری اسلامی میداند و تاکید میکند سنت عزاداری سیدالشهدا(ع)، باید حفظ شود چرا که وحدت کلمه برای پیروزی از قیام سیدالشهدا به ارث رسیده است.
تحلیل وحدت ملی از دیدگاه امام خمینی(ره)
در بحث وحدت ملی از دیدگاه امام، ابتدا به دیدگاه ایشان در مورد عوامل تحکیمبخش و شکلدهنده وحدت ملی میپردازیم و در ثانی عوامل تهدید کننده وحدت ملی را از نقطهنظر ایشان بررسی میکنیم به همین خاطر در این فصل بحث را در سه عنوان به شرح ذیل پی میگیریم:
1 ـ شناخت عناصر هویتساز و تقویت آن برای وحدت ملی
2 ـ عوامل تحکیمبخش وحدت ملی
3 ـ شناخت عوامل تباهیبخش به عنوان موانع وحدت ملی
1 ـ شناخت عناصر هویتساز و تقویت آن برای وحدت ملی
امام خمینی(ره) برجستهترین متفکر مسلمان بر هویت ملی به عنوان یک مفهوم کلیدی تاکید دارد و شناخت و تبیین دقیق آن را مهمترین عامل شناخت اهداف و جهتگیریهای هر نوع حرکت اصلاح و نوسازی در کشورهای جهان سوم میداند. (16)
امام خمینی(ره) «ملت» را مجموعهای از افراد میداند که در یک سرزمین معین تحت حاکمیت سیاسی خاص خود زندگی میکنند. امام از نژادهای مختلف مثل کرد، ترک، لر، بلوچ، عرب و ... همچون «دندانههای شانه» یاد میکند که هیچ یک بر دیگری برتری ندارد. امام برای وطن و زادگاه احترام قائل بوده و بر حب وطن و حفظ حدود کشور تاکید دارد و با پذیرش تکثر و تعدد گروهها و اقوام در جامعه، ملیت را در حدود اسلام قبول دارد و تاکید میکند «ملی به معنای صحیح آن، نه آنچه روبروی اسلام عرض اندام کند» امام خمینی از امت به عنوان یک واحد کلا تر یاد میکند که ملتهای مختلف را در بر میگیردو عامل انسجام، وفاق و وحدت ملتها، قبایل، نژادها و گروههای اجتماعی مختلف میباشد. به عبارت دیگر با وجود کلیت خود، فروغ مختلفی همچون ملتها، اقوام، نژادها، طوایف و گروههای اجتماعی را در بر میگیرد. این نگاه سلسله مراتبی امام به واحدهای جمعی، متاثر از دیدگاه فلسفی و عرفانی «وحدت وجود» است که در آن پذیرش تکثرگرایی در اجزا مانع وحدت آنان نمیشود و تکثر و تعدد هویتهای جمعی را براساس مراتب وجودی آنها یک واقعیت غیرقابل انکار میشمارد که مانند نور تشکیکی دارای درجات و مراتب مختلف است که در عین اختلاف در شدت و ضعف، از هویت واحدی نشات میگیرد. (17)
از نظر امام خمینی نقطه اتکای ملت ایران «اسلام» است. او عنصر اصلی و کلیدی هویت ملی ایرانیان را فرهنگ اصیل اسلامی میداند که توانایی ساختن انسانهای مستقل و کشوری قدرتمند را دارد. (18)
امام همواره تاکید میکرد فرهنگ اسلامی ، فرهنگ انسان ساز است و با این فرهنگ سعادت دنیا و عقبی تامین میشود به تعبیر امام(ره) «اگر همه ملت [براساس فرهنگ اسلام] تزکیه بشوند، همین دنیا بهشت آنهاست تمام گرفتاریها از بین میرود.» (19)
امام بارها و بارها رمز پیروزی انقلاب را یادآوری کرده و استدلال مینماید رمز پیروزی انقلاب اول ایمان به خدا و دوم وحدت کلمه آحاد مردم بود. از نظر امام وحدت کلمه عطیه فرهنگ اسلامی است. (20)
امام از وحدت کلمه تعبیر به «قیامالله» کرده و میفرماید: «یک وحدت کلمهای حاصل شد، این وحدت کلمه زیر لوای «اسلام» و پرچم «توحید» حاصل شد، که اگر اسلام نبود و یک جنبش ملی، فرض کنید یک جنبش سیاسی بود، این طور گسترش نمییافت.» (21)
نقش آموزههای دینی و نهادهای تربیتی در انسجام ملی
از دیدگاه امام، تعالیم انبیا برای انسان سازی بوده است ارسال رسل از طرف خداوند برای انسانسازی بود و اگر مساله تربیت انسانها نبود، بعثت انبیا ضرورت نداشت. به همین خاطر مکتب انسانساز اسلام بهترین آیین تربیت است. (22) اصولا مفهوم تربیت در جامعه شناسی سیاسی همان جامعهپذیری سیاسی است یعنی جامعه افراد را چنان آماده کند که بتوانند ایفای نقش کنند. منظور همان ساختن انسان خوب در مفاهیم اسلامی و شهروند خوب در مفاهیم غربی است و امروزه نهادهایی چون خانواده، کودکستانها، مدارس، دانشگاهها، رسانههای جمعی، صدا و سیما، مساجد و ... مجاری مهم جامعه پذیری هستند. تاکید امام بر مساله تربیت بدین خاطر است که در بینش سیاسی او انسان دانا و آگاه علاوه بر این که انسان خوب است شهروند خوب هم خواهد بود یعنی انسانی که تعالیم اسلامی را خوب بشناسد و این تعالیم در عمق وجود او درونی شود به طوری که انسان تهذیب نفس پیدا کند. به تعبیر امام انبیا آمدند انسان را از صورت حیوانی به سیرت انسانی نائل نمایند. (23)
اما به اهمیت تربیت در خانواده اشاره کرده و در دیدار با بانوان توصیه میفرمایند: «شما مکلفید انسان بسازید، مکلفید در دامنهای خودتان انسان را مهذب بار بیاورید.» در جای دیگر میگوید: «خانمهای محترم، خودتان را تهذیب کنید و کودکان خودتان را تهذیب کنید، کودکان خود را اسلامی بار بیاورید که در اسلام همه چیز است.» (24)
اما به تربیت صحیح در دانشگاهها و حوزههای علمیه تاکید میکرد و سعادت یا بدبختی ملت را منوط به اصلاح یا فساد این مراکز دانستهاند. به تعبیر او انحراف روحانی و دانشگاهی انحراف یک ملت است (25) امام میفرماید: اگر تهذیب نفس در کار نباشد علم توحید هم به درد نمیخورد. عالم اگر فاسد بشود، یک شهر را، یک مملکت را به فساد میکشد، چه عالم دانشگاه باشد و چه عالم فیضیه، فرق نمیکند. (26)
امام به نقش رسانههای جمعی در جامعهپذیری سیاسی هم تاکید کرده و میفرمود: صدا و سیما دانشگاه است. ایشان تایکد میکرد مطبوعات باید منعکس کننده آمال و آرزوی ملت باشد، مطبوعات باید مثل معلمین باشند که مملکت را و جوانان را تربیت میکنند و آرمان ملت را منعکس میکنند و خلاصه اینکه از نظر امام رسانهها مربی هستند. (27)
بنابراین امام ایمان و معنویت را منشا قدرت دانسته و تصریح میکند که ابر قدرتها در برابر ایمان و اراده ملتها ناتوانند. (28) این ایمان و اراده ملی را نهادهای جامعه پذیری تقویت نموده و انسان را به مسوولیت اجتماعی ـ سیاسی و ملی خود آشنا میسازد چرا که هویت ملی یک قوم به پویایی فرهنگ آن قوم وابسته است.