این روزها عدم ائتلاف اصولگرایان در مورد انتخابات شوراها، به یکی از مهمترین سوژههای خبری تبدیل شده است. در این میان، برخی از نیروهای سنتی، تلاش میکنند که اختلاف منظر فراکسیونهای مختلف در جبهه اصولگرایان را کم اهمیت جلوه دهند و همچنان بر وحدت استراتژیک آن جناح تاکید کند. اما اگر پرونده چهار ساله ظهور فراکسیون جدید در آن جبهه مورد مطالعه قرار گیرد، نتایج دیگری حاصل خواهد شد.
چهار سال پیش در چنین ایامی، بسیاری از محافظهکاران با ایجاد تردید نسبت به سلامت انتخابات شوراها، هم جناح بودن مجریان و ناظران این انتخابات را دلیل کافی برای نگرانی مردم میدانستند. یکی از اصلیترین چهرههای این جناح در مصاحبهای اعلام کرد: «اهمیت و ارزش هر انتخابات به حضور گسترده مردم بستگی دارد ولی به علت اینکه همه کار، از اجرا و نظارت گرفته تا شمارش آراء به دست یک جناح راست و این موضوع با سوابق برخی شوراها مانند شورای شهر تهران، باعث شده است که هماکنون بسیاری از مردم بخصوص متدینین حاضر نیستند در انتخابات شرکت کنند.»
گروه متبوع این فعال سیاسی نیز با عدم ارائه لیست انتخاباتی عملا نشان داد که مایل و حاضر به رقابت در انتخابات دوره دوم شوراها نیست. برخی گروههای هم فکر با این تشکل نیز در اقدامی مشابه، تنها به دعوت از مردم برای حضور در انتخابات اکتفا کردند؛ اگرچه دعوت آنها نیز حاوی هشدارهای تردیدآمیز نسبت به احتمال تقلب در انتخابات بود.
در آن زمان، بسیاری اصلاحطلبان آنچه توسط برخی گروههای محافظهکار مطرح شد را تنها یک بهانه دانستند و اعلام کردند که عدم مشارکت فعال محافظهکاران در انتخابات، ناشی از احتمال شکست در رقابت انتخاباتی و افزایش یک ناکامی دیگر بر ناکامیهای چهارگانه قبلی (دوره هفتم و هشتم ریاست جمهوری، دوره دوم شوراها و دوره ششم مجلس) است. کاریکاتور اهانت آمیز و در عین حال معنی دار یک روزنامه مدعی اصولگرایی ـ که تنها یک روز قبل از انتخابات دوره دوم شوراها یعنی روز هشتم اسفند ماه81 منتشر شد ـ این ادعای اصلاحطلبان را بسیار نزدیک به حقیقت نشان میداد. در این کاریکاتور، ساختمانی از شورای شهر و عبارتی مبنی بر خوشآمدگویی به اعضای جدید شورای شهر به چشم میخورد. در حالی که جای پاهایی که به درب ورودی شورای شهر ختم میشد، متعلق به انواع و اقسام حیوانات بود! البته همین روزنامه، تنها سه روز بعد در تحلیل نتایج انتخابات شوراها ضمن ابراز شادمانی از نتایج حاصله و بدون اشاره به پیشبینی خود از نتایج آن انتخابات ـ که در قالب کاریکاتور فوقالذکر نمود یافته بود ـ نوشت «از مدتها قبل نشانههای تغییر آرایش سیاسی در کشور پدیدار شده است» این روزنامه همچنین نوشت: «جریانی که در تهران و اکثر شهرها، پیروزی چشمگیری به دست آورد چنان ساکت و عاری از هیاهو در صحنه ظاهر شد که بسیاری بر این گمان شدند که گویا اینان انتخابات را تحریم کردهاند»
این تحلیل که به قلم یکی از پرنفوذترین چهرههای جناح موسوم به اصولگرا در روزنامه نزدیک بهآن جناح چاپ شد. نشان داد که حرکت با چراغ خاموش، استراتژی از پیش تعیین شده جناح موصوف بوده است. یکی از نشانههای اصرار بر پیگیری این استراتژی. در اطلاعیه ائتلاف آبادگران آشکار شد که تنها یک روز قبل از انتخابات منتشر شد. هفتهنامه شما در صفحه 15 از نشریه شماره 303 در این مورد نشت:«روابط عمومی ائتلاف آبادگران ایران اسلامی در اطلاعیهای به اظهارات اخیر محمدرضا خاتمی دبیرکل حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی پاسخ گفت رضا خاتمی در مصاحبه مطبوعاتی روز شنبه حزب مشارکت در خصوص انتخابات شوراها اظهار داشته بود جناح راست به نام ائتلاف آبادگران در انتخابات شرکت کرده است…» در ادامه این اطلاعیه آمده بود: «جای بسی تاسف است که عدهای به مسائل جامعه تنها از دیدگاه تنگ جناحی مینگرند و سعی دارند تمام نیروهای فعال در صحنه اجتماع را در قالببندیهای چپ ـ راست بگنجانند و جایگاهی برای حضور مردمی مستقل قائل نمیباشند.»
بررسی این اطلاعیه و نحوه موضعگیری سران جناح موسوم به راست تا قبل از انتخابات شوراها، نشان میداد که نه گروه حاضر در انتخابات مایل به پذیرش ارتباط با جناح راست سنتی است و نه جناح راس مایل است با حمایت مستقیم از یک لیست، بار دیگر خود را در معرض رای مردم قرار دهد.
اگر چه اظهار شادمانیهای بعد از انتخابات بخصوص آنچه در مورد«حضور ساکت و عاری از هیاهوی گروه پیروز در انتخابات» به قلم مدیر مسئول یک روزنامه نزدیک به اصولگرایان منتشر شد، نشان داد که عوامل سیاسی و رسانهای آن جناح، با برنامهریزی قبلی و البته با کمال ناامیدی در انتخابات شرکت کردهاند. ضمن آنکه با انتخاب افراد گمنام، پیشاپیش تلاش کردند که اگر پیشبینی کاریکاتوری در مورد نتایج انتخابات محقق شد، این شکست در پرونده اصولگرایان و محافظه کارا ثبت نشود.
اما پیروزی نه چندان افتخارآمیز در انتخابات دوره دوم شوراهاـ از نظر تعداد شرکت کنندگان و متوسط آرای راهیافتگان به شورا ـ امیدها را در آن جناح افزایش داد و برنامهریزیها برای انتخابات مجلس هفتم آغاز نشد. در آن انتخابات نیز، لیست اصلی با همان نامی منتشر شد که گروه پیروز در انتخابات شوراها برای خود انتخاب کرده بود. ضمن آنکه عدم کاندیداتوری شاخصترین چهرههای آنها در مجالس چهارم وپنجم از یکی از شهرستانها به جای تهران ـ نشان داد که سران آن جناح هنوز احتمال پیروزی عناصر سنتی را بسیار ضعیف ارزیابی میکنند. اتخاذ این تاکتیک، رد صلاحیت بسیاری از کاندیداهای اصلاحطلب و ایجاد شکاف میان اصلاحطلبان مورد حضور یا عدم حضور در انتخابات، نهایتا نتیجه انتخابات را به نفع آن جناح رقم زد و رسانههای اصولگرا ـ یا محافظهکار ـ به ابراز شادمانی وصفناپذیر از پیروزی در دومین گام سخن گفتند.
اما برخلاف ابراز شادمانیها، نتایج انتخابات مجلس هفتم. نقطه آغاز افتراق در میان فراکسیونهای مختلف جناح اصولگرا بود. گروهی که به مدد استفاده از نام و چهرههای جدید، نتایج انتخابات را به ضرر اصلاحطلبان و به نفع اصولگرایان رقم زده بود ظاهرا حاضر به تحمیل حضور عناصر سنتی در نهادهای حکومتی نبود. به همین جهت بلافاصله پس از استقرار مجلس هفتم، به یکی از عناصر اصلی خود ماموریت داد تا پیام لازم را به بزرگان جناح برساند. او نیز در جمع نیروهای حزبالله سخنرانی کرد تا با کنار گذاشتن همه رودربایستیها پیام صریحی را مخابره نماید.
«یک اتفاق مهمی که در یک سال اخیر افتاد این بود که نیروهای خودی توانستند خودشان را زیر سلطه یک سری شخصیتهای معزز و محترم نجات بدهند و عقل خودشان را بار گیرند… خیلی از اوقات نیروهای حزبالهی برخلاف نظری که آن رسیده بودند به احترام ریش سفیدان و سابقهداران عدهای، از نظر خود عبور میکردند… متاسفانه تا همین اواخر، ما اسیر اولیا بودیم… همین مسائل و ملاحظهکاریها بود که به ما ضربه زد… در آستانه این انتخابات فهمیدیم که باید خودمان را از اسارت آن تفکر که باج دادن به حاشیههای امامت است نجات دهیم»
این چهره سرشناس ـ که بعدها در دولت نهم یک مسئولیت کلیدی به عهده گرفت ـ در ادامه همان سخنرانی، برای آن که خیال عناصر سنتی و ریشسفیدان جناح خود را آسوده کند به صراحت تکلیف آنها را روشن کرد:«اصلا شاید به اینجا رسیدهایم که آن بزرگانمان را که خیلی هم دوستشان داشتیم و برایشان صلوات هم میفرستادیم، دیگر به کار این دوره ما نمیآیند، حرمت آنها را نگاه میداریم و در یک اتاق فکری قرار میدهیم تا برای آینده نظام، فکر و برنامه تولیدکنند. ولی به آنها میگوئیم که دیگر در تابلو و پیشانی کار آینده ما نمیتوانید حضور داشته باشید.»
اما ظاهرا آن بزرگان متوجه شدند که در آینده، در اتاق فکر هم جایی برای آنها نخواهد بود. طراحان اتاق فکر هم تصمیم جدی داشتند که به هیچ وجه از موضع خود برای حذف بزرگان از «تابلو و پیشانی» جبهه، کوتاه نیایند. همین موضوع باعث شد که در انتخابات ریاست جمهوری، کاندیدای «طراحان اتاق فکر» با نادیده گرفتن نقش جمعی اصولگرایان در انتخابات دوره دوم شوراها و دوره هفتم مجلس، از حضور در جلسات جبهه اصولگرایان خودداری به جامعه منتقل کنند و به هیچ وجه حاضر به پذیرش او به عنوان کاندیدای ائتلافی خود نشوند.
نتایج انتخابات ریاست جمهوری نیز بر استواری دوطرف افزود: رئیسجمهور منتخب، خود را بی نیاز از مشاوره و طلب همکاری سایر فراکسیونهای جبهه اصولگرایان می دانست و عناصر سنتی ترجیح دادند گلایه خود از این روش رئیسجمهور را در قالب رای عدم اعتماد به چهار وزیر کلیدی اوـ که در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بیسابقه بود ـ بیان کنند.
اگر سوابق فوق به دقت مورد بازخوانی قرار گیرد، هم اظهارات کسانی که امروز مدعی می شوند«ما رای سی میلیونی داریم و ضرورت ندارد آن را بین گروههای دیگر تقسیم کنیم» طبیعی خواهد بود و هم علنی کردن اختلافات بر سرلیست کاندیداهای شوراها در تهران توسط عناصر سنتی جناح محافظهکار! البته ریشسفیدان این جبهه، قبلا نیز به فراکسیون پیروز هشدار داده بودند که نام مورد استفاده آنها، تابلوی همه اصولگرایان بوده و با حمایت جمعی به پیروزی منجر شده است، اما ظاهرا فراکسیون جدید حاضر به پذیرش این نکته نبود.
به هر حال حداکثر دو هفته دیگر انتخابات شوراها به پایان می رسد و نتایج آن تکلیف همه را روشن خواهد کرد. نتیجه هر چه هم که باشد نه جاری زمین و آسمان عوض خواهد شد و نه می توان آن را نشانه موفقیت دائمی یک از جناح یا فراکسیونهای داخلی هر یک از جناح دانست. اما حاشیههای این انتخابات و سوابق چهار ساله منجر به شرایط اخیر باید له همه فعالان سیاسی بیاموزد که هرگاه تنها هدف آنها، حذف یک جناح به هر قیمت باشد و برای شرایط بعد از پیروزی تدبیری اندیشیده نشود. بایستی منتظر نتیجهای مشابه با وضعیت فعلی باشند؛ وضعیتی که زیان آن تنها گریبانگیر تعدادی از عناصر سنتی جناحهای مختلف نشده است بلکه با خالی شدن مراکز تصمیمگیری از ناصر با تجربه، روش آزمون و خطا را به عنوان عاملی مهم در عرصه تصمیمسازی و تصمیمگیریها وارد هزینههایی بر کشور تحمیل کرده است.