پیرمحمد ملازهی
«گیانندرا»، پادشاه نپال در حال تجربه دوران سختی است. به رغم آن که وی تحت فشار افکار عمومی پذیرفت که انتخابات جدید پارلمانی برگزار کند، تظاهرات خیابانی و اعتصاب عمومی پایان نیافت و هفت حزب سیاسی مخالف از هواداران خود خواستند همچنان به تظاهرات خود ادامه بدهند. در این بین یک اتفاق مهمتر نپال روی داده است. چریکهای مسلح مائوئیست از هواداران خود خواستهاند که به جمع مخالفان بپیوندند و با پرچم خود وارد خیابان شوند. این تحول بدین معناست که نوعی هماهنگی بین مائوئیستها و احزاب سیاسی برای برکناری گیانندرا از سلطنت نپال بوجود آمده است. جالب توجهتر این که مائوئیستها سیاستهای چین را در نپال به باد انتقاد گرفتهاند و این در حالی است که به لحاظ ایدئولوژیک آنها به خط فکری مائو، رهبر انقلاب چین اظهار وفاداری میکنند.
اما مشکل نپال تنها داخلی نیست و دو همسایه قدرتمند این کشور یعنی هندوستان و چین نوعی درگیر این مشکل شدهاند. مانموهان سینگ، نخستوزیر هند از مدتها قبل تحت فشار بوده است که از روند دمکراسی پارلمانی در نپال حمایت کند. احزاب قدرتمند هند از جمله حزب کنگره که با حزب کنگره نپال پیوندهای نزدیکی دارند، خواهان دخالت نخستوزیر هند و تشویق پادشاه نپال به بازگشت دمکراسی شدهاند، اما در مقابل چنین به نظر میرسد که چین از پادشاه نپال حمایت میکند. گفته میشود که گیانندرا بعد از دیدار با رهبران پکن مقداری سلاح دریافت کرده است و همین موضوع باعث خشم چریکهای مائوئیست شده است تا آن جا که در مقابل سیاست چین موضعگیری کردهاند.
به این ترتیب مشاهده میشود که سیاست هندوستان به تدریج بطرف حمایت از مخالفان گیانندرا و سیاست چین بطرف حمایت از پادشاه نپال جهتگیری میکند. اهمیت این گونه جهتگیریها در آن است که بحران نپال را تشدید خواهد کرد و راههای صالحه ملی را مسدود خواهد نمود. همکاری چریکهای مائوئیست با احزاب ائتلافی از این نظر که آنها رسما اعلام کردهاند که خواهان سرنگونی سلطنت در نپال هستند. معنیدار است. این پرسش اکنون مطرح است که آیا احزاب نیز از حفظ سلطنت و در همان حال بازگشت دمکراسی پارلمانی ناامید شدهاند و راهحل را در سرنگونی سلطنت گیانندرا می دانند؟ اگر چنین باشد نپال در آستانه تحولات جدی در ساخت قدرت روبهرو است و وفاداران سلطنت شانس چندانی برای کنترل اوضاع ندارند. هر چند که ممکن است هنوز ارتش نپال در موقعیتی باشد که بتواند سلطنت را با اصلاحاتی از درون حفظ کند. اما اگر تظاهرات خیابانی گسترش یابند و ارتش به خشونت متوسل شود، هواداران حفظ سلطنت در موضع ضعف قرار خواهند گرفت و چه بسا تسلیم مخالفان گردند.
در این بین آنچه اهمیت نسبتا بالایی برخوردار است وضعیت مائوئیستها است. آیا آنها مجددا به حزب مارکسیست منفیست نپال باز میگردند و مشی مسلحانه را کنار میگذارند یا در انتظار فرصت مناسبی برای تصرف قهرآمیز قدرت هستند. جهتگیری سیاسی و یا نظامی چریکهای مسلح، آینده دمکراسی پارلمانی را در نپال رقم خواهند زد و دور از ذهن است که هفت حزب ائتلافی که حزب مارکسیست منفیست یکی از آنها است به اینگونه محاسبات فکر نکرده باشند.