تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۱  ، 
کد خبر : ۳۷۲۱۵

میهمان ناکام بخارست


محمد نورى

از واکنش پرخاشگرانه کاخ سفید به عکس نیویورک تایمز که در آن تنهایى بوش در اجلاس سران ناتو را بازگو مى کرد، مى توان دریافت که اجلاس بخارست، اتفاقى مهم را در سیاست خارجى آمریکا به ثبت رسانده است.

اجلاس اخیر ناتو از این حیث به نشستى متفاوت در تاریخ شصت ساله این سازمان تبدیل شد که رنگ و بوى رقابت هاى استراتژیک عصر جنگ سرد را داشت. اجلاسى که همه متن و حاشیه هاى آن کشمکش سنتى بازیگران دو سوى آتلانتیک را به خاطر آورد.

هر سه دستور کار این اجلاس یعنى؛ پیوستن اعضاى جدید به ناتو، حمایت از طرح سپر موشکى بوش و اعزام نیروهاى تازه به افغانستان در نگاه رسانه ها و افکار عمومى آمریکا شاخص یا آزمونى بودند براى سنجش موقعیت استراتژیک آمریکا در نظام رقابت جهانى.

از بحران افغانستان که نزاع خانگى جهان غرب شده بگذریم دو مسئله، گسترش ناتو به سوى شرق و طرح سپر موشکى بوش، سرفصل جدالى را تشکیل مى دهند که ماه ها است میان ایالات متحده و روسیه آغاز شده و با گذشت زمان نیز بر عمق و دامنه آن افزوده مى شود.

اجلاس بخارست با قراردادن این مسئله در دستور کار خود درواقع رقابت راهبردى جدید میان دو قطب عصر جنگ سرد را رسمیت و موجودیت بخشید.

براى نخستین بار در این اجلاس پرده هاى محافظه کارى و پنهان کارى در روابط بازیگران بزرگ جهانى کنار رفت. بخارست تصویر شفاف رقابتى میان دو طرف پیمان آتلانتیک شمالى را به نمایش گذاشت که تا پیش از این همگان نمایى مبهم از این نزاع را در ذهن داشتند.

هیچ اتفاقى به اندازه مجادلات سه روزه اى که در تالار پایتخت رومانى میان دیپلمات هاى آمریکا، روسیه، آلمان و فرانسه برسر «توزیع نقش ها و مسئولیتهاى بین‌المللى» صورت گرفت، نمى توانست پاسخ این پرسش ها را روشن سازد که سازمان عریض و طویل ناتو با چه اختلاف عمیق ساختارى میان دو طیف جناح اروپایى و آمریکایى روبه روست یا نگاه واقعى دولت هاى اروپایى به نزاع سریالى بوش و پوتین چیست و چه درجه اى از دلسردى و یأس بر نگاه شرکاى دیروز آمریکا در جنگ افغانستان حکمفرما است؟

بنابراین چندان بى سبب نیست که برخى ناظران از اجلاس بخارست به عنوان نقطه عطف در سیاست بین الملل تعبیر کرده اند.

در این نشست که بیستمین اجلاس سران ناتو بود، تصمیم هاى مهم از سوى ۲۶ کشور عضو سازمان حول مسائل مناقشه انگیز دو سوى اروپا اتخاذ شد. اما وجه نمادین اجلاس بخارست به این بودکه کمک شایانى به درک واقعیات پنهان در پستوى مناسبات بازیگران سیاسى کرد. تا پیش از این هیچ یک از طرف هاى آمریکایى چیزى به نام شکاف درون ناتو یا نزاع راهبردى رهبرى ناتو با حریف روسى را به رسمیت نمى شناختند. هرگاه سخن از چالش هاى هویتى در این سازمان عظیم نظامى به میان مى آمد، سخنگویان کاخ سفید آن را ادعایى واهى یا جنجال رسانه اى وانمود مى کردند. همین طور در زمینه مخالفت روسیه با طرح گسترش ناتو، تز بوش و همکارانش این بود که این اختلافى زودگذر و فصلى است و مسکو یاراى به چالش کشیدن موقعیت قطب آتلانتیک شمالى را ندارد.

اما اتفاقات اجلاس ۲۰۰۸ سران ناتو مشخص کرد که اولاً جریان تجدیدنظرطلبى در درون ناتو که رهبرى سازمان آن را ناچیز مى شمرد امروز آن قدر نیرو گرفته که راه و تصمیم هاى دلخواه کاخ سفید در مسائل مهمى مانند گسترش ناتو به جمهورى هاى شوروى سابق را ببندد و در ثانى سازمانى که استراتژیست هاى آمریکایى پس از فروپاشى شوروى آن را بى رقیب و بلامنازع مى پنداشتند اکنون با حریفى تازه نفس روبرو است که دست بر قضا از خاکستر همان امپراتورى فروپاشیده شوروى برخاسته است.

بنابراین این سخن که اجلاس بخارست رویدادى در خدمت روشنگرى واقعیات روابط بین الملل شد چندان گزاف نیست. تصورات مهمى از مجموعه پندارهایى که آمریکایى ها درباره سلسله مراتب قدرت جهانى و نیز جایگاه برتر خویش داشتند، در این اجلاس آسیب دید. وقتى مهم ترین خواسته بوش براى به اهتزاز درآمدن پرچم ناتو در دو نقطه سوق الجیشى قلمرو شوروى سابق یعنى تفلیس و کى یف با پاسخ نه ۲۶ رهبر حاضر در اجلاس روبرو شد، افکار عمومى آمریکا به پرده دیگرى از فاصله واقعیت و ادعا پى بردند.

حداقل نتیجه اجلاس بخارست این بود که همگان دریافتند که خانواده بیمناک ناتو در هزاره سوم حتى اگر امیدى هم به حیات این سازمان داشته باشند عزم آن دارند که در رویکردها و اولویت هاى این سازمان تغییرى جدى صورت دهند. به عبارتى مطلوب و ایده آل نسل جدید زمامداران حاضر در ناتو، پوست اندازى این سازمان و انطباق آن با واقعیت عصر جدید جهانى است. در اظهارات منتقدان مشى سنتى ناتو بر این نکته فراوان تأکید رفته است که پیمان آتلانتیک شمالى دیگر با ساختار و الگوى رفتارى پیشین خویش نمى تواند ادامه حیات دهد.

اما سخن این است که چه چیزى قرار است در سازمان ناتو تغییر کند و تحولى که اجلاس بخارست نوید آن را داده است ریشه و سرچشمه را کجا باید جست وجو کرد و مصادیق و مظاهر این تحول چگونه ممکن است بروز و ظهور کند

افول گرایش آمریکامحورى

سازمان ناتو در گرماگرم تقابل جهان لیبرالیسم با کمونیسم متولد شد در حیات شصت ساله خویش رنگ هویت آمریکایى به خود گرفته است. جناح بندى هاى درون این سازمان در این نیم قرن تابعى از افول و ظهور قدرت هاى غربى بوده است. برهمین اساس ایالات متحده در مقام فرماندهى ناتو چتر نفوذ خویش را به صورت انحصارى براین سازمان گسترد.

اروپا که از فرداى جنگ جهانى دوم عناصر قدرت استراتژیک خویش را در صحنه جهانى از دست داد، ناگزیر شد براى امان ماندن از کشمکش دوران جنگ سرد، براین بازوى نظام تکیه کند. بنابراین نیمه اول حیات ناتو که تا آغاز دهه ۹۰ یعنى فروپاشى شوروى ادامه مى یابد، در ذیل تفکر نظامى ایالات متحده سپرى شد. تفکرى که بر پایه آن ناتو اهرم اصلى نفوذ کاخ سفید در قاره سبز بود و مرزهاى اقتدار نظامى ایالات متحده تا قلمرو کشورهاى این سوى آتلانتیک تعریف مى‌شد.

اما فروپاشى شوروى به عنوان رویدادى نمادین، به حیات حریف سنتى ناتو یعنى ورشو پایان داد، و فلسفه وجودى سازمانى را که روزى به انگیزه بازدارندگى در برابر تعرض بلوک کمونیسم تأسیس شده بود، با پرسشى عمیق روبه‌رو کرد.

قریب دو دهه پس از فروپاشى امپراتورى شوروى را خانواده ناتو در تردید و نگرانى بسر کرده اند. در این دوره که برخى ناظران از آن به ایام گذار و برزخ ناتو تعبیر کرده اند، با آن که اکثر اعضاى سازمان از ضرورت یک خانه تکانى و بازنگرى سخن رانده اند اما در نهایت گام عملى جدى در این راستا برداشته نشد.

دوران سرگشتگى ناتو در عوض فرصتى طلایى براى تنها قدرت مدعى این سازمان فراهم ساخت تا این نهاد را به عنوان بازوى عملیاتى خویش در مناقشات جهانى به کار گیرد.

به این صورت بود که استراتژیست هاى آمریکایى بویژه طیف رهبران نومحافظه کار آمریکا در سناریویى که با عنوان «قرن آمریکایى» تدوین کردند حساب ویژه اى حول ناتو گشودند.

نخستین بار در همان مانیفست معروفى که به قلم چهره هایى مثل ریچارد پرل و پل ولفوویتس و کاندولیزا رایس منتشر شد براین اصل تأکید شد که واشنگتن مى بایست براى نهادینه کردن نقش خویش به عنوان قدرت اول جهانى در هزاره سوم بازوهاى امنیتى و نظامى خویش از جمله ناتو را در بحران ها و مناقشات جهانى وارد کند.

حاصل و برآیند همین تفکر بود که آمریکا براى اولین بار در میانه دهه ۹۰ ناتو را در بحران بوسنى و سپس کوزوو وارد و پس از آن نیز بار اصلى جنگ افغانستان را بر دوش این نهاد استوار کرد.

اولین تجربه بهره بردارى نظامى از ابزار ناتو براى ایالات متحده بسیار وسوسه انگیز بود، نیروهاى ناتو به غائله بالکان پایان دادند و با این اتفاق واشنگتن به دو خواست بزرگ خویش رسید. اول بیمه کردن وابستگى امنیت اروپا به قدرت نظامى خویش و دوم گشودن دریچه جدید نفوذ به سرزمین ها و قلمرو طلایى امپراتورى فروپاشیده شرق. با دستاورد جنگ بوسنى و کوزوو بود که آمریکا یى ها تز گسترش ناتو به سوى شرق را در دستور کار قرار دادند. در این میان ضعف و انفعال تاریخى روسیه و زمامداران وقت مسکو نیز به یارى این سیاست کاخ سفید آمد، بنابراین گام هاى آغازین حضور ناتو در سرزمین هاى ماوراء النهر با موفقیت طى شد تا حدى که دولت بوش حتى توانست رضایت کرملین براى ایجاد مجموعه اى از پایگاه هاى نظامى در جمهورى هاى مجاور آن را جلب کند.

ظهور حریف تازه و دگرگونى‌هاى اجتناب‌ناپذیر ناتو

آهنگ گسترش طلبى ناتو با دو اتفاق مهم به افول گرایید: اول شکست انقلاب ها و جنبش هاى لیبرالى در جمهورى هاى شوروى سابق که رهبران و ملت هاى این منطقه را در پیوستن به اردوى سازمان هاى غربى دچار تردید اساسى کرد و دوم ناکامى بیش از ۴۰ هزار نیروى نظامى ناتو در جنگ افغانستان. اما به موازات این رویداد اتفاق سومى هم در بیخ گوش ناتو به وقوع پیوست و آن تجدید حیات قدرت روسیه با رهبرى رئیس‌جمهورى که توانست در ۸ سال زمامدارى خویش علاوه بر فرونشاندن غائله هاى جدایى طلبى، اقتصاد و سیاست داخلى روسیه را سرو سامان دهد. این حادثه یعنى ظهور روسیه نوین بازتابى عمیق تر از موقعیت ناتو در برداشت چرا که اراده و تفکر رهبران جدید کرملین بر این استوار شد که پیش از همه نفوذ و برترى آمریکا در سرزمین هاى شرقى را به چالش بکشند.

برپایه این اندیشه، پوتین نخستین بار در اجلاس امنیتى مونیخ استارت مبارزه با هر دو ایده آمریکا براى سلطه بر قلمرو شوروى سابق را زد. اول مقابله با استقرار طرح سپر موشکى در شرق اروپا و دوم نفى حضور ناتو در پایتخت هاى آسیاى مرکزى و قفقاز.

پوتین در اجلاس بخارست هر چند نتوانست خواسته اول خویش یعنى زمینگیر کردن طرح سپر موشکى را به کرسى بنشاند اما در مقابل قادر شد هم راه ورود ناتو به جمهورى هاى پیرامون روسیه را مسدود سازد، هم این که شکاف پنهان میان جناح دولت هاى اروپایى و آمریکایى را عیان نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات