اشاره:
اینکه از سی سال پیش وزارت خارجه امریکا چه نقشی در شکل گیری تحولات افغانستان داشته موضوعی است که یک مرکز تحقیقاتی به آن پرداخته است.
">اشاره:
اینکه از سی سال پیش وزارت خارجه امریکا چه نقشی در شکل گیری تحولات افغانستان داشته موضوعی است که یک مرکز تحقیقاتی به آن پرداخته است.
ترجمه: مهدی جاودانه / لطفالله میثمی
آموزش و تلقینات مذهبی
بر مبنای NSDD166، همکاری و مساعدت امریکا با گروه های مسلمان که از طریق پاکستان صورت می پذیرفت، محدود به کمک های نظامی خیرخواهانه نشد. واشنگتن همچنین توسط آژانس توسعه بینالملل از روند آموزش و تلقینات مذهبی به منظور اطمینان از حذف نهادهای سکولار به طور وسیعی حمایت و روی آن سرمایه گذاری می کرد.
ایالات متحده میلیون ها دلار صرف تدارک کتاب های درسی دانش آموزان ابتدایی افغان کرد. این کتاب ها که پر از تصاویر خشونت بار و آموزه های خشن بود، قسمتی از تلاش پنهان امریکا در تحریک و ایجاد انگیزه مقاومت در برابر اشغال شوروی بود.
کتاب های مقطع ابتدایی که در آنها به وفور از جهاد صحبت و انواع اسلحه ها، گلوله ها، سربازها و مین ها به تصویر کشیده شده بود، از آن زمان به عنوان هسته مرکزی برنامه درسی سیستم آموزشی افغانستان به خدمت گرفته شده. حتی طالبان هم از این کتاب ها استفاده می کرد. این کتاب ها که به دو زبان حاکم یعنی پشتون و دری منتشر شدند از اوایل دهه 80 میلادی، با هزینه AID و توسط دانشگاه نبراسکا- اوماها و مرکز مطالعات افغانستان آن دانشگاه منتشر شدند. آژانس طی سال های 1984 تا 1994 ، 51 میلیون دلار صرف برنامه های آموزشی دانشگاهی کرد.
نقش محافظهکاران جدید
این امر استمرار دارد. معماران عملیات پنهانی حمایت از «بنیادگرایی اسلامی» که در دوران ریاست جمهوری ریگان آغاز شده بود نقش کلیدی و برجسته یی در آغاز «جنگ جهانی علیه تروریسم» پس از 11 سپتامبر داشتند.
بسیاری از نئوکان های دولت بوش پسر مسئولان بلندمرتبه دوران ریاست جمهوری ریگان بودند.
ریچارد آرمیتاژ در دور اول ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش قائم مقام وزیر امور خارجه بود. او نقش کلیدی در مذاکرات امریکا با پاکستان بعد از 11 سپتامبر و تا زمان تهاجم امریکا به افغانستان در اکتبر 2001 داشت. در دوران ریگان وی معاونت وزیر دفاع در بخش سیاست امنیت جهانی را برعهده داشت. در این جایگاه او نقش کلیدی در پیاده سازی بخشنامه NSDD163 و در عین حال تقویت و تداوم ارتباط با ارتش و دستگاه اطلاعاتی پاکستان داشت.
ریچارد آرمیتاژ
در همین زمان پل ولفوویتز در وزارت خارجه متصدی یک تیم سیاست خارجه متشکل از افرادی از جمله لوئیس لیبی، فرانسیس فوکویاما و زلمای خلیل زاد بود. تیم ولفوویتز در فراهم کردن(ایجاد، تدارک) زمینه فکری مبتنی بر حمایت پنهان ایالات متحده از گروه ها و سازمان های اسلامی در پاکستان و افغانستان نقش و مشارکت داشت.
پل ولفوویتز، زلمای خلیلزاد
وزیر دفاع بوش رابرت گیتس نیز در زمینه(مقدمه)سازی عملیات پنهان سیا مشارکت داشته. او در سال 1982 به دستور ریگان به عنوان جانشین(معاون) رئیس اطلاعات و در سال 1986 به عنوان معاون(جانشین) رئیس سیا منصوب شد. او این سمت را تا سال 1989 در دست داشت. گیتس نقشی کلیدی در شکل گیری NSDD163 داشت. این بخشنامه چارچوبی محکم و استوار برای توسعه و ترویج بنیادگرایی اسلامی و هدایت حمایت های پنهان به گروه های اسلامگرا ایجاد می کرد. وی همچنین در رسوایی عملیات ایران کنترا درگیر بود.
عملیات ایران کنترا
افرادی از جمله کالین پاول و ریچارد آرمیتاژ در عملیات ایران کنترا دست داشتند. آرمیتاژ در ارتباط تنگاتنگ با سرهنگ الیور نورث بود. معاون وی و مقام ارشد ضدتروریست نوئل کوچ قسمتی از این تیم بود که توسط الیور نورث ایجاد شده بود.
عملیات ایران کنترا به طور محسوسی با جریان حمایت های پنهان گروه های اسلامگرا در افغانستان گره خورده بود. طرح ایران کنترا در خدمت سیاست های خارجه متفاوتی بود؛ تهیه و تحویل سلاح که به موجب آن آتش جنگ ایران- عراق افروخته باقی می ماند و حمایت از شورشیان نیکاراگوئه و حمایت از گروه های اسلامگرا در افغانستان که از طریق پاکستان صورت می پذیرفت.
تجارت هلال طلایی مواد مخدر
پیشینه تجارت مواد مخدر در آسیای مرکزی به طور تنگاتنگی با عملیات مخفی سیا در ارتباط است. قبل از آغاز جنگ شوروی- افغانستان تولید تریاک در افغانستان و پاکستان محدود به بازارهای کوچک محلی بود. تولید محلی هروئین اصلاً وجود نداشت.
مطالعات آلفرد مک کوی موید آن است که طی دو سال اثرات مخرب عملیات سیا در افغانستان «سرحدات افغانستان و پاکستان تبدیل به عمده ترین تولیدکننده هروئین در دنیا شد.» (همان منبع) سازمان ها و گروه های شبه نظامی اسلامگرای متعددی به وجود آمدند. سود حاصل از تجارت مرگ در افغانستان در پناه سیا در شورش ها و ناآرامی های زیادی سرمایه گذاری می شدند. در پناه حمایت و حفاظت سیا و پاکستان ارتش پاکستان و مقاومت افغانستان آزمایشگاه های متعدد هروئین را در مرز افغانستان- پاکستان مفتوح کردند. در مقاله یی از واشنگتن پست در مه 1990 گلبدین حکمتیار رهبر افغان ها که نیمی از تسلیحات ارسالی امریکا به پاکستان را دریافت می کرد یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان هروئین بود. با اینکه شکایات و اعتراضاتی درباره خشونت و بی رحمی حکمتیار و قاچاق مواد مخدر در بین افسران مقاومت افغانستان آن روزها وجود داشت، با این همه سیا به اتحادی غیر قابل انتقاد با وی ادامه داد و بی پروا از وی حمایت می کرد.
به محض اینکه هروئین از آزمایشگاه های مرزهای شمال غرب پاکستان خارج می شد مافیای سیسیلی آن را وارد امریکا می کرد، به نحوی که در مدت کوتاهی 60 درصد بازار هروئین امریکا را تصاحب کرد. به دیگر سخن 60 درصد هروئین مصرفی در امریکا، به طور غیرمستقیم نتیجه عملیات سیا بود.
در طول یک دهه از اجرای این عملیات یعنی دهه 80 اغلب اعضای دفتر نمایندگی DEA در استانبول هیچ کس را دستگیر نکرد و در هیچ توقیف و ضبطی مشارکت نداشت و عملاً دست سندیکاهای تولید و توزیع هروئین را در صادرات هروئین باز گذاشت.
در مقابل یک کارآگاه نروژی تنها با پیگیری و ردگیری معاملات هروئین از اسلو به کراچی بازپرسی و تحقیقی را آغاز کرد که در نهایت یک بانکدار بانفوذ پاکستانی که پسر مادرخوانده رئیسجمهور ضیاءالحق بود، را پشت میله های زندان انداخت. DEA هیچ کس را نگرفت. هیچ کاری نکرد. از دور نظاره گر بود و از مداخله اجتناب می کرد. عوامل سابق سیا تصدیق کرده اند این عملیات منجر به گسترش تجارت هروئین پاکستان- افغانستان شد. در سال 1995 رئیس سابق سیا در این عملیات آقای چارلز کوگان اعتراف کرد جنگ بر ضد مواد مخدر فدای تداوم جنگ سرد شد. وی در برابر تلویزیون استرالیا اعتراف کرد؛ماموریت اصلی ما هر چه بیشتر ضربه زدن به شوروی بود، ما واقعاً منابع و زمان کافی برای تخصیص به تحقیق و بررسی تجارت مواد نداشتیم. فکر نمی کنم لازم باشد بابت این امر عذرخواهی کنیم. هر شرایطی عواقب خودش را دارد. بله عواقب این امر به شکل مواد مخدر نمود پیدا کرد اما ماموریت اصلی با موفقیت به انجام رسید. شوروی از افغانستان عقب نشینی کرد.(آلفرد مک کوی، شهادت در حضور سمینار مخصوص با تاکید بر تغییرات ارتباط عملیات مخفی سیا با قاچاق مواد مخدر تشکیل شده در تاریخ 13 فوریه 1997 توسط جان کنیرز)
تجارت سودآور داروهای مواد مخدر در دوران پس از جنگ سرد
از تجارت مواد مخدر هنوز در سال های پس از جنگ سرد کاسته نشده. افغانستان تبدیل به عمده ترین تامین کننده هروئین بازارهای غرب شده. در واقع تقریباً تنها تامین کننده بیش از 90 درصد هروئین فروخته شده در تمام دنیا افغانستان است. این کالای قاچاق سودآور به سیاست های پاکستان و نظامیگری حکومت پاکستان گره خورده. این امر همچنین تاثیر مستقیم بر ساختار اقتصادی و بانکداری و موسسات سرمایه گذار پاکستان دارد که از آغاز تجارت هلال طلایی مواد مخدر درگیر عملیات پولشویی گسترده بودند. این عملیات توسط دستگاه اطلاعاتی و نظامی پاکستان مورد حمایت و حفاظت قرار می گیرد. براساس گزارش استراتژی کنترل مواد مخدر بینالملل وزارت خارجه(2006) و به نقل از دیلی تایمز شبکه و باند تبهکاری پاکستان نقش محوری در انتقال داروهای مخدر و کالاهای قاچاق از افغانستان به بازارهای بینالمللی دارد. پاکستان بزرگ ترین کشور ترانزیت مواد مخدر است. سود حاصل از فروش داروهای مخدر و تامین بودجه فعالیت های تروریستی اغلب به وسیله سیستم جانبی دیگری به نام «حواله» پولشویی می شود.
سیستم «حواله» و موسسات خیریه، فقط قسمت آشکار این معضل بزرگ هستند. براساس گزارش وزارت امورخارجه غامریکاف، «بانک مرکزی پاکستان به 12 شخصیت حقیقی که به اسامه بن لادن، القاعده یا طالبان متصل هستند، تعلق دارد.» آنچه در این گزارش از قلم افتاده این است که قسمت اعظم سود تجارت مواد، توسط موسسات بانکی غربی پولشویی می شود.
طالبان تجارت مواد مخدر را فرو مینشاند
برگشت غیرمنتظره و عمده در تجارت مواد که مورد حمایت سیا بود، در سال 2000 رخ داد. حکومت طالبان که در سال 1996 و با حمایت واشنگتن به قدرت رسید، در سال های 2001-2000 ریشه کنی گسترده غمزارعف تریاک را با حمایت سازمان ملل و به منظور نابودی تجارت چندین میلیون دلاری مواد اجرا کرد.
در سال 2001 و قبل از تهاجم امریکا و متحدانش، تولید تریاک زیر نظر برنامه های ریشه کن سازی طالبان و با حمایت سازمان ملل تا بیش از 90 درصد کاهش یافت. بلافاصله بعد از حمله امریکا و متحدانش، دستگاه اجرایی بوش دستور داد درو و برداشت محصول خشخاش به بهانه ساختگی جلوگیری از تحلیل و تضعیف حکومت نظامی مشرف متوقف نشود. منابع گوناگونی از داخل کنگره اظهار داشته اند که سیا مخالف تخریب و نابودی تریاک افغان هاست، زیرا این امر ممکن است به بی ثباتی و تضعیف دولت ارتشبد مشرف بینجامد.
بنا به گفته این منابع سرویس اطلاعاتی امنیتی پاکستان تهدید کرده در صورت نابودی مزارع خشخاش، پرویز مشرف را از قدرت سرنگون کند.
اگر آنها [سازمان سیا] به واقع مخالف نابودی تجارت تریاک در افغانستان باشند، تنها نتیجه این روند برای آنها محکم تر کردن این تفکر است که سیا سازمانی است عاری از هرگونه تعهدات اخلاقی که تنها به دنبال برنامه های خود است و اهمیتی به سیاست های دولت منتخب براساس قانون اساسی ما نمی دهد.
از هنگام تهاجم به خاک افغانستان به رهبری ایالات متحده، تولید تریاک با 33 برابر رشد از 185 تن در سال 2001 در حکومت طالبان به 6100 تن در سال 2006 میلادی رسیده است. از هنگام تهاجم مذکور سطح زیرکشت این محصول 21 برابر رشد داشته است. در سال 2007 میلادی افغانستان تامین کننده حدود 93 درصد منابع جهانی هروئین شناخته شد. سود حاصل از تجارت مواد مخدر افغانستان (برحسب ارزش خرده فروشی) در سال 2006، متجاوز از 190 میلیارد دلار تخمین زده می شود که بخش چشمگیری از تجارت جهانی مواد مخدر را در برمی گیرد. درآمد حاصل از این قاچاق پرمنفعت چندمیلیارد دلاری در بانک های غربی اندوخته می شود. تقریباً تمام درآمدهای حاصل به سندیکاهای جنایتکارانه و شرکت های سرمایه گذاری خارج از افغانستان تعلق می گیرد.
پولشویی درآمد حاصل از قاچاق مواد، تشکیل دهنده معاملاتی چند میلیارد دلاری است که همچنان توسط سیا و ISI از هنگام تهاجم ایالات متحده به افغانستان در سال 2001 پشتیبانی می شود.با عطف به ماسبق یا نگاهی به گذشته می توان گفت یکی از اهداف اصلی تهاجم به خاک افغانستان در سال 2001 جان بخشیدن به قاچاق مواد مخدر بوده است.نظامی سازی پاکستان در راستای خدمت به گروه های قدرتمند سیاسی، اقتصادی و جنایتکارانه یی است که پایه و اساس تجارت مواد مخدر را تشکیل می دهد. سیاست خارجی ایالات متحده نیز به حمایت از این گروه ها گرایش دارد. سیا همچنان به حمایت از تجارت مواد مخدر کشورهای هلال طلایی (سه کشور تولیدکننده عمده هروئین) ادامه می دهد و با وجود تعهد او به نابود ساختن تجارت مواد مخدر، تولید تریاک در رژیم رئیسجمهور افغان، حامد کرزی، سر به فلک کشیده است.