ارتش صهیونیستی با انجام مانور نظامی نظرا را بسوی خود جلب کرده است. این شاید اصلی ترین هدف صهیونیست ها برای توسل به مانور نظامی بوده است که بتوانند نظرها را به سوی توان نظامی و ظرفیتهای عملیاتی ارتش اسرائیل متوجه سازند که به خودی خود «موضع انفعالی» اسرائیل را برملا می کند.
واقعیت اینست که ارتش صهیونیستی در طول جنگ 33 روزه با حزبالله لبنان شکست سنگینی را متحمل شد و بزرگترین تلفات و ضربه ها را از حزبالله در این جنگ متحمل شد و حال آنکه هرگز برای دریافت چنین تبلیغاتی انتظار و آمادگی نداشت. صرفنظر از تلفات جانی و خسارات سنگینی که به جنگ افزارهای اسرائیل وارد آمد جنگ 33 روزه افسانه شکست ناپذیری اسرائیل را باطل کرد و ابعاد عظیم ضربه پذیری اسرائیل را به نمایش گذاشت و دستکم 20 میلیارد دلار به اسرائیل خسارت مالی ـ اقتصادی وارد کرد و مهمتر از همه آنکه روحیه ارتش اسرائیل و بطور کلی صهیونیستها را درهم شکست و آنها را نومید و منفعل ساخت.
«ایهود باراک» وزیر جنگ اسرائیل بارها برای تجدید روحیه ارتش اسرائیل به اقدامات متفاوتی دست زده ولی هنوز نتوانسته است برای جبران شکست های جنگ 33 روزه راه حلی پیدا کند و تمامی طرحهایش در این زمینه با شکست و ناکامی کامل مواجه گردیده است.
کمیته تحقیقات دولتی اسرائیل موسوم به «وینوگراد» ضمن بررسی ابعاد عظیم شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه توصیه های مهمی برای تجدید سازمان تجدید روحیه و جبران شکست ارتش صهیونیستی مطرح ساخته بود که بخش اعظم آن به لحاظ ابعاد امنیتی موضوع محرمانه و سری باقی ماند ولی با در نظر گرفتن اهمیت مسئله بنظر می رسد که برپائی یک مانور نظامی قاعدتا یکی از توصیه های کمیته وینوگراد بوده است که بتواند روحیه متزلزل فرماندهان نظامی و سرخوردگی رده های مختلف نظامی و همچنین شهروندان صهیونیست را تا حدودی بازسازی کند. با اینهمه دلایلی وجود دارد که نشان می دهد روحیه درهم شکسته و نومید صهیونیستها با این قبیل حرکات نمایشی ترمیم نخواهد شد و کاملا بعید بنظر می رسد که اهداف سران رژیم صهیونیستی با برپائی مانور نظامی قابل تامین باشد.
1ـ مانور نظامی در عرف بین المللی عموما برای کسب مهارتهای ویژه و ارزیابی توانمندیهای عملیاتی نیروها توسط مقامات مافوق و همچنین ارتقا سطح همکاریهای لجستیکی در شرایط مشابه عملیات واقعی انجام می گیرد و قاعدتا فاقد تاثیرات روحی در نیروهای تحت فرمان است. بعبارت بهتر اگر صهیونیستها برای ارتقا سطح همکاریها به این مانور نظامی پرداخته اند ممکن است این مانور در این مقوله کارآمد باشد اما اگر انتظار دارند که با برپائی چنین مانوری بتوانند روحیه درهم شکسته و مایوس ارتش اسرائیل را ترمیم کنند و درعین حال به رهبران ناکام ارتش نیز روحیه بدهند این مانور از اساس فاقد چنین تاثیری است و پیشاپیش مشخص است که انتظارات سران رژیم صهیونیستی از این طریق برآورده نخواهد شد.
2ـ باید دید که اهداف اصلی سران رژیم صهیونیستی از برپائی این مانور نظامی تاثیرگذاری بر کدام طیف است و مخاطبین پیام این مانور چیست و اساسا پیام مانور نظامی اسرائیل چه می تواند باشد؟
برای کوتاه کردن مطلب خوبست بررسی را از سئوال پایانی آغاز کنیم و به این جمع بندی برسیم که پیام مانور نظامی رژیم صهیونیستی قبول ضعف و ناتوانی ارتش اسرائیل بعنوان یک واقعیت عینی است و می خواهد این نقطه ضعف را از میان ببرد تا دستکم آنرا بپوشاند. اسرائیل با این حرکات نمایشی می خواهد یکبار دیگر افسانه شکست ناپذیری ارتش صهیونیستی را احیا کند و در آن واحد به 5 مخاطب متفاوت نشان دهد که گویا قدرت نظامی و عملیاتی سابق را همچنان در اختیار دارد و هنوز هم می تواند در منطقه بعنوان «فعال مایشا» در منطقه عمل کند.
الف ـ سران اسرائیل و فرماندهان ارتش صهیونیستنی
ب ـ نظامیان جز و بدنه ارتش اسرائیل
ج ـ شهروندان صهیونیست
د ـ حزبالله لبنان و حماس و سایر نیروهای مقاومت اسلامی در منطقه
هـ ـ کشورهای عرب همسایه رژیم صهیونیستی
با نگاهی درباره به فهرست فوق بهتر می توان دریافت که رژیم صهیونیستی هرگز نخواهد توانست بجز مورد آخر هیچ یک از مخاطبین پیام مانور نظامی اخیر را فریب دهد و به آنها چنین وانمود کند که گویا اتفاقی رخ نداده و گویا اسرائیل می توانند همانند اوضاع قبل از جنگ 33 روزه در منطقه عربده بکشد. هنوز هیچکس فراموش نکرده است که چگونه نیروهای متجاوز اسرائیلی از جنوب لبنان می گریختند و چگونه فرماندهان ارتش اسرائیل برای فرار از مهلکه از نیروهای تحت فرمان خود سبقت می گرفتند
بعلاوه شهروندان صهیونیست هم که عملا موشکهای حزبالله را به چشم خود دیده اند هرگز از «ایهود اولمرت» و «ایهود باراک» نمی پذیرند که اسرائیل قادر است با حملات تلافی جویانه و گسترده موشکی حزبالله لبنان مقابله کند و مانع شلیک موشکهای حزبالله شود.
با اینحال سئوال اصلی اینست که علیرغم آگاهی سران رژیم صهیونیستی به اینکه مانور نظامی فاقد کاربردهای مورد انتظار است چرا اسرائیل دست به چنین اقداماتی زده است شاید رمز اصلی این مطلب را بایستی در اعترافات صریح «الکس فیشمان» تحلیل گر برجسته اسرائیلی جستجو کنیم که در تحلیل خود در روزنامه «یدیوت آحارنوث» اعتراف کرد که اگرچه اسرائیل سعی کرد که در ماههای اخیر با حماس برخورد کند و در این زمینه هم به اهداف خود نرسید و نتوانست آنرا از صحنه سیاسی فلسطین و غزه حذف کند ولی مبارزه با حماس درصدر اهداف اسرائیل نیست و «اولویت نخست» محسوب نمی شود بلکه دغدغه اصلی اسرائیل حزبالله لبنان است که مهمترین عامل نگرانی اسرائیل محسوب می شود.
این تحلیل گر صهیونیست می نویسد به رغم حوادث غزه آنچه موجبات نگرانی اصلی اسرائیل شده افزایش توان نظامی حزبالله و تجهیز آن به سلاح و آمادگی دفاعی روزافزون نیروهای مقاومت اسلامی است که احتمال پیروزی در یک جنگ دیگر را به شدت کاهش می دهد.
این تحلیل گر اسرائیلی سپس جمله ای را یادآور می شود که در واقع رمز اصلی نگرانیهای کنونی صهیونیستها محسوب می شود. او می افزاید: «با وجود موشکهای حماس مبارزه با این جنبش درصدد اولویت های اسرائیل نیست بلکه اولویت اصلی اسرائیل حزبالله لبنان است که با توان موشکی مرگبار خود کابوس اسرائیل شده است. البته محتوای اعترافات هم کاملا روشن بوده و هست که اسرائیل در جریان جنگ 33 روزه مرتکب اشتباهات مرگباری شد که دیگر فرصتی برای جبران آن وجود ندارد و سرنوشت رژیم صهیونیستی را در مسیر برگشت ناپذیری قرار داده است.
بدین ترتیب فلسفه برگزاری مانور نظامی اسرائیل روشن است و می توان گفت که در واقع سران رژیم صهیونیستی برای ترساندن کسی و یا دلگرم ساختن صهیونیستها دست به این مانور نزده است بلکه می خواهد به طیف وسیع مهاجرانی که بطرز روزافزون در تدارک خروج از اسرائیل و فرار به جای امنی هستند بفهماند که گویا اسرائیل هنوز هم توان نظامی خود را حفظ کرده است. اگرچه همین پیام بخوبی نشان می دهد که اوضاع در جبهه صهیونیستی باندازه کافی آشفته و درهم ریخته است و قدرت صهیونیستها به سرعت رو به زوال است.