گردآوری و ترجمه: آرش میریخانی
بازگشایی خط راهآهن مسافربری میان هند و بنگلادش و حرکت قطارهای مسافربری بعد از گذشت بیش از 4دهه بین این دو کشور در صدر اخبار جهان قرار گرفت. قطار دوستی بین داکا، پایتخت بنگلادش و کلکته، مرکز ایالت بنگال غربی هند پس از 43 سال وقفه روز دوشنبه 26 فروردین ازسرگرفته شد. ارتباط ریلی میان هند و بنگلادش پس از جنگ 1965 بین هند و پاکستان قطع شده بود. شایان گفتن است که خط اتوبوس مستقیم بین داکا و کلکته در سال 1996 برقرار شده بود.
با توجه به این تحول بزرگ در روابط میان هند و بنگلادش ذکر شمهای از روابط، این دو کشور خالی از لطف نیست.
هر دو کشور هند و بنگلادش به عنوان قسمتی از شبه قاره هند محسوب میشوند. این دو کشور دارای روابط قدیمی در زمینههای فرهنگی، سیاسی هستند. مردم این دو کشور به اندازهای شبیه به یکدیگر هستند که هیچکس قادر به تفکیک آنها نیست.
در زمان چندپارگی هند بعد از اعلام استقلال در سال 1948 میلادی، منطقه بنگال به دو قسمت بنگال شرقی (یا همان بنگلادش) و بنگال غربی تقسیم شد. از سویی، پاکستان غربی یا همان جمهوری اسلامی پاکستان (پاکستان کنونی) متولد شد.
با توجه به اینکه مسلمانان اکثر جمعیت این دو منطقه را تشکیل میدادند، (بیش از 85 درصد در سال 1995) بنگال شرقی نام خود را به پاکستان شرقی تغییر داد. در طول تاریخ این دو کشور درگیریهایی نیز بوجود آمده است. نخستین درگیری به سال 1948 میلادی بازمیگردد، زمانی که محمدعلی جناح، بنیانگذار پاکستان، بر این امر پافشاری میورزید که زبان اردو باید زبان رسمی مردم پاکستان شود. «جناح» زمانی این سخن را مطرح کرد که بیش از 95 درصد مردم پاکستان به زبان بنگالی صحبت میکردند. بعد از گذشت چند سال کشور بنگلادش شاهد تولد گروهی از جداییطلبان بود. در انتخابات سال 1970، حزب اصلی مخالف یعنی حزب «عوامی لیگ» به ریاست شیخ مجیبالرحمان، توانست 167 کرسی از 169 کرسی را برای تشکیل یک دولت به دست آورد. «یحییخان» رئیسجمهوری وقت پاکستان این انتخابات را به رسمیت نشناخت و فرمان دستگیری مجیبالرحمان را صادر کرد. این عمل یحییخان به اعتراضی گسترده در بنگلادش در سال 1971 انجامید و جنگ جدایی بنگلادش آغاز شد.
هند به شدت از بنگلادش در مقابل پاکستان حمایت میکرد. حمایت هندوستان، حمایتی لجستیکی، اقتصادی و نظامی بود.
هندوستان همچنین با اعلام حمایت بیچون و چرا از شبهنظامیان بنگلادشی روند اعلام استقلال بنگلادش را تسریع کرد. دست آخر در 26 مارس 1971، بنگلادش اعلام استقلال کرد.
نمیتوان از نقش کلیدی هند در زمینه استقلال بنگلادش چشمپوشی کرد. 19 هزار سرباز هندی به خاطر استقلال بنگلادش کشته شدند. هند بیش از 2 میلیون بنگلادشی آواره را پناه داد. هندوستان و متحدش بوتان، جزو اولین کشورهایی بودند که استقلال بنگلادش را به رسمیت شناختند.
از سویی بنگلادشیها میدانستند که باید به گونهای از هندوستان سپاسگزاری کنند.
بنگلادش پس از اعلام استقلال با یک بحران اقتصادی کاملاً جدی روبرو شد. از سویی، بنگلادش هشتمین کشور پرجمعیت در جهان محسوب میشود. در آن زمان، هندوستان کمکهای فراوانی را به سوی بنگلادش روانه کرد.
مجیبالرحمان اولین مقام رسمی بنگلادش بود که از هند دیدار کرد. پس از آن، در سال 1976 هر دو کشور هند و بنگلادش موافقتنامه دوستی و صلح امضاء کردند و از سوی دیگر، حتی حزب مخالف بنگلادش یعنی «عوام لیگ» نیز به سمت هند متمایل شد.
موافقتنامههای امضاء شده میان هند و بنگلادش دیری نپایید. اولین رویارویی میان این دو کشور، زمانی اتفاق افتاد که هند از ساخت یک سد بزرگ برای افزایش ذخایر آبی بر روی رودخانه «هوگلی» خبر داد. این اقدام هند با توافقات انجام شده در سال 1971 تناقض داشت. شیخ مجیبالرحمان بنیانگذار بنگلادش در سال 1975 ترور شد و ژنرال ضیاءالرحمان قدرت را در این کشور به دست گرفت.
ژنرال ضیاءالرحمان به شدت از سوی جامعه مبارز بنگلادش حمایت میشد. جامعهای که در زمان شیخ مجیبالرحمان، کنترل شده بود. این جامعه مبارز به شدت افکار ضدهندی داشت. ژنرال ضیاءالرحمان همچنین از حمایت کشورهایی همچون چین که در آن زمان با هند دشمنی داشت، بهره میجست. در همین زمان بود که روابط دو کشور هند و بنگلادش که زمانی بسیار خوب بود، به رابطهای مملو از چالش و درگیری تبدیل شد.
در سال 1981 ضیاءالرحمان به دست عناصری از نظامیان بنگلادش ترور شد و ژنرال «حسین محمد ارشاد» قدرت را در این کشور آشوبزده به دست گرفت. ژنرال ارشاد تا سال 1990 برمسند قدرت تکیه زد. ژنرال ارشاد پس از متهم شدن به فساد مالی فراوان و فشار غربیها بر وی، مجبور به کنارهگیری شد. در سال 1992 «خالده ضیاء»، همسر ضیاءالرحمان، رهبری حزب ناسیونالیست بنگلادش را به دست گرفت و به عنوان اولین نخستوزیر زن بنگلادش سوگند یاد کرد. 4 سال بعد و در سال 1996 «شیخه حسینه واجد» توانست با اکثریت آراء به قدرت برسد.
او همچنین توانست رهبری حزب ناسیونالیست بنگلادش را در سال 2001 میلادی از آن خود کند. این دو نخستوزیر زن در حال حاضر در حبس به سر میبرند. دادگاه عالی بنگلادش این دو تن را به فساد مالی شدید محکوم کرده است. در یازدهم ژانویه 2007 به دنبال ناآرامیهای گسترده دولت انتقالی قدرت را در بنگلادش در دست گرفت. این دولت متعهد شد تا فساد را ریشهکن کند و زمینه را برای برگزاری انتخاباتی آزاد فراهم سازد.
در مجموع به نظر میرسد که دو کشور هند و بنگلادش چارهای جز مصالحه نداشتند. هندوستان به علت قطعی روابط با بنگلادش نمیتوانست مرزهای خود را به دقت کنترل کند و این امر باعث میشد تا امنیت داخلی کشور هندوستان دچار چالش شود. به هر حال با برقراری روابط میان دو کشور، نخستین قطار مسافربری در میان هلهله و شادی مردم و با حدود 500 سرنشین داکا را به مقصد کلکته ترک کرد. مقامات ارشد و دیپلماتها در این مراسم که همزمان با آغاز سال نو بنگالی صورت گرفت، حضور داشتند. اکنون مردم دو کشور با چشمانی امیدوار به آینده روابط هند و بنگلادش چشم دوختهاند، چرا که در حقیقت هند و بنگلادش فراتر از مرزهای جغرافیایی، دارای اشتراکات فرهنگی - اجتماعی فراوانی هستند.