محمد هاشمی
راه امام و یاران امام در چه شرایطی هستند؟ هتک حرمت حاج سیدحسن خمینی در برخی سایت های مدعی نزدیک به دولت ، رحلت دردناک مرحوم آیتالله توسلی یار صدیق امام(ره) به هنگام دفاع از بیت ایشان و در نهایت شائبه ورود نظامیان به عرصه انتخابات و سیاست که امام از مخالفان سرسخت آن بودند، جملگی این پرسش جدی را مطرح می کنند که راه امام و یاران امام در چه شرایطی هستند.
امروز چهلمین روز درگذشت آیتالله توسلی است که پیشتر نیز به رسانه ها گفته ام من فوت را درباره ایشان قبول ندارم. در واقع بر این باورم ایشان رحلتی شهادت گونه داشتند. ماجرای رحلت ایشان از این قرار بود که از قبل درباره اهانت هایی که به بیت امام و حاج حسن آقای خمینی شده بود ناراحت بودند و تصمیم داشتند که در جلسه مجمع نطق پیش از دستور داشته باشند.
ابتدا که جلسه شروع شد از آقای هاشمی وقت خواستند و شروع به صحبت کردند. ایشان ابتدا شهادتین را گفت و سپس آیه ای از قرآن خواند و آنگاه سخنان خود را درباره شرکت مردم در راهپیمایی 22 بهمن و شهادت عماد مغنیه آغاز کرد.
آیتالله توسلی سپس در مورد قضیه اخیر اسائه ادب و توهین به بیت حضرت امام و حاج حسن خمینی مطالب خود را آغاز کرد و در این باره نامه ای از حضرت امام که در سال 1361 نوشته شده بود، قرائت کرد که بر اساس یکی از فراز های این نامه حضرت امام پیش بینی کرده بود بعد از ایشان گروهی مقدس نما و متحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام، فرزندان، دوستان، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد.
آیتالله توسلی ادامه داد که سیدحسن آقا مسئول موسسه تنظیم و نشر آثار امام است و اگر ایشان نتواند دیدگاه های امام را بیان کند چه کسی می تواند این کار را انجام دهد؟
ایشان با بیان هر کدام از این جملات به شدت با بغض سخن می گفت و در مواردی اشک می ریخت و با گریه ادامه سخن می داد و از شدت تاثر، منقطع سخن می گفت.
آیتالله توسلی با یادآوری اینکه در زمان امام نیز مقدس نماها می کوشیدند خود را مطرح کنند، خاطره ای را از دوران حیات امام نقل کرد. همان خاطره ای که در این چند روز خیلی نقل شده است. سه نفر که یکی خانم بوده و دو نفر دیگر مرد نزد امام رفته و مدعی ارتباط با امام زمان(عج) شده بودند. امام هم از این افراد سوالاتی کرده بود و گفته بود بروید جواب این سوالا ت را بگیرید و بیاورید. این افراد چند روز بعد رفته بودند و سر کوچه با سید احمد آقا دیدار کرده بودند. بعد که جواب آنها را مرحوم احمد آقا به امام داده بودند، امام فرموده بودند این ها شیاد هستند.
در ادامه آیتالله توسلی در حالی که مطالبی را از قبل آماده کرده بود، و با استناد به آنها سخن می گفت مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها، بسیار دردناک تر و جگرسوزتر از گلوله بود.
ایشان همچنین یک خوابی از سیدحسن آقا نقل کردند که حضرت امام(ره) یک شب به خواب ایشان می روند و می گویند: حسن! من را دارند از خانه ام بیرون می کنند حسن آقا هم می پرسند چه کسی و ایشان جواب نمی دهند. دوباره این خواب را چند شب بعد می بینند و برای بار سوم هم امام به خواب ایشان می روند ولی این بار به حاج حسن آقا می گویند: چرا کاری نمی کنی؟
آیتالله توسلی با بیان این سخن باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر، سخن دیگری از امام را درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها بیان می کرد، در زمانی که به کلمه واپسگراها رسید از روی صندلی به پایین افتاد که بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقاءالله پیوسته اند.
به هر حال من فکرمی کنم که مرگ در بستر در شان آیتالله توسلی نبود و اینکه ایشان در حال دفاع از امام، راه امام و یاران امام جان سپردند در واقع رحلتی بود که از نظر من شهادت گونه بود و من البته از این واقعه بسیار متاثر شدم. چرا که ایشان جلوی من نشسته بودند و در حالی که چشم به ایشان دوخته بودم چنین اتفاقی رخ داد.
آیتالله توسلی، حدود 50 سال از عمر شریف اش را در خدمت امام بود.
ایشان جزو امنای امام بودند تا جایی که به ایشان اجازه داده بودند فتاوای امام را نقل کنند در واقع ایشان نظرات امام را مطرح می کردند. پس از رحلت امام(ره) هم جزو معدود افرادی بودند که همین وظیفه را انجام می دادند.
آنچه که معروف شده به خط امام(ره) چیزی نیست جز اسلا م راستین و مکتب اهل بیت (ع)، امروز در مورد اسلا م حتی، برداشت های متفاوتی می شود و اتهاماتی زده می شود اما امام(ره) قبل از این که نهضت را رهبری کنند و چه پس از آن به حرکتی که داشتند، نگاه اعتدال گرایانه و واقعی که به اسلا م وجود دارد، بود.
اسلامی که امام نمایندگی می کرد و بر مبنای آن حکومت اسلا می را تشکیل دادند، مکتب اهل بیت بود که مبتنی بر اعتدال و عقل و انصاف و پرهیز از هر گونه افراط و تفریط است.
در این شرایط بیشتر تبیین افکار امام مطرح می شود. وقتی اینها در جامعه مطرح می شود، یاران امام از انزوا بیرون می آیند و در جامعه نمود پیدا می کنند. اگرچه اعتقاد دارم که اندیشه های امام هنوز در جامعه جاری و ساری است.
مردم دنبال قرائتی از اسلا م هستند که امام پیگیری می کرد.
اما نکته اصلی درباره رحلت آیتالله توسلی این است که ایشان به شدت از مظلومیت راه امام و یاران امام متاثر بودند. لذا باید به این پرسش پاسخ دهیم که چه کسانی این راه را خدشه دار کرده اند؟ پاسخ به این پرسش نیاز به یک مقدمه کوتاه دارد. واقعیت این است که حرکت امام در نهضت انقلاب اسلامی از ابتدا مخالفین و دشمنانی داشت. یک گروه مستکبران بودند که به شدت با چنین حرکت آزادی بخشی مخالف بودند. یک گروه هم کسانی بودند که ادعا می کردند اسلام دین سیاسی نیست و به عبارت دیگر دین از سیاست جداست و دین باید یک گوشه ای بنشیند و به امور خودش بپردازد. یک گروهی هم بودند که امام از آنان به عنوان طرفداران اسلام آمریکایی نام برد. در همین حال متحجران، مقدس نماها و واپسگراها نیز مخالف نهضت امام بودند و از ابتدا با انقلاب و امام مشکل داشتند.
اینها هنوز هم هستند. هم متحجران و واپسگراها و مقدس نما هستند و هم شرق زده ها و غرب زده ها. اما مخالفت ها هر بار به اقتضای شرایط زمانی صورت می گیرد. گاهی احساس می کنند که الا ن نمی توانند برخی حرف هایشان را بزنند و لذا با پوشش و لعاب دیگری وارد میدان می شوند اما در واقع راهی که می روند همان مخالفت با اندیشه های اسلام ناب محمدی(ص) است که امام بر آن تاکید داشتند. به هر حال این مخالفت ها یک یک واقعیت است و باید مراقب این افراد بود. حتی معتقدم که تخریب های اخیر علیه حاج سید حسن آقا نیز تخریب شخص ایشان نبود و در واقع تخریب مرحوم امام و یاران امام بود تا از صحنه کنار بروند.
واقعیت مهم دیگر این است که متحجران و مقدس نما ها هیچ وقت ساکت نبوده اند و هر بار با یک شیوه ای وارد عرصه شده اند تا در واقع دستاوردهای انقلاب و امام را از میان ببرند. در چنین شرایطی یاران نزدیک امام همچون آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز همواره به رسالت خود به اقتضای زمان عمل کرده اند. ایشان همواره به تکلیف خود در همه دوره ها عمل کرده اند. خطبه های نماز جمعه ایشان پس از رحلت آیتالله توسلی را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد. در واقع آقای هاشمی درسی بزرگ از امام آموخته اند و آن این است که همواره باید به تکلیف عمل کرد. امام همواره به مسئولان تاکید داشت که شما به تکلیف عمل کنید. ولی باید این نکته نیز یادمان باشد که از دید هاشمی حفظ نظام هم از اوجب واجبات است و لذا باید توقع از هاشمی این باشد که در عین عمل کردن خود به تکالیف سیاسی به موضوع مهمی چون حفظ نظام نیز بیندیشد و اگر هم گاهی اوقات ایشان سکوت می کنند در واقع نشان دهنده رضایت وی از همه آنچه که رخ می دهد نیست بلکه این سکوت تنها به خاطر حفظ نظام است.
گاهی اوقات ایشان احساس می کند که اگر حرف بزند اصل نظام با مشکل مواجه می شود و لذا با مصلحت سنجی و در نظر گرفتن حفظ اصل نظام سکوت می کنند. اما در واقع ایشان همیشه کار خود را کرده اند.
مصداق بارز این ادعا انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری است. چه، حجم عظیمی از تخریب ها علیه آقای هاشمی صورت گرفت؛ اما ایشان ترجیح دادند برای حفظ نظام سکوت کنند. همان نامه ای که بعد از انتخابات نوشت و گفت که «من شکایت خود را به داورانی که نمی خواهند یا نمی توانند کاری کنند نمی برم و نزد خدا شکایت می کنم» نشان از همین نکته دارد.
اما آنچه که باید برای ما در این شرایط مهم باشد این است که تلاش کنیم راه و یاد امام را همواره زنده نگه داریم و اگر احساس می کنیم در مقاطعی با مخاطره مواجه شده است تلاش خود را برای حفظ و نگهداری این اندیشه والا به خرج دهیم.
از دیدگاه نگارنده شاید بتوان رحلت شهادت گونه آیتالله توسلی را از این منظر مورد توجه جدی قرار داد که به واقع باعث احیای خط امام در هفته ها و روزهای گذشته شد و ما باید با وحدت و انسجام همه همت خود را برای احیای این خط به کار بریم.