گفتوگو: احسان تقدسى
مقدمه:
مىگویند تاریخ به عقب باز نمىگردد اما اگر باز مىگشت به یقین سرنوشت عراق بسى متفاوتتر از امروز آن بود. کالین پاول وزیر خارجه ایالات متحده در هنگامه حمله به عراق در آن روز ها همه کار کرد تا غربى ها را به لزوم حمله به عراق قانع کند. نقشه هاى جعلى تسلیحات کشتار جمعى عراق را دست به دست در شوراى امنیت چرخاند تا شاید بتواند نظام بینالملل را به همراهى آمریکا در عراق قانع کند. از ماجراى پررمز و راز اشغال عراق پنج سال گذشت. همه آنانى که روزگارى حامى پرجنب و جوش حمله به عراق بودند اینک یا گوشه عزلت گزیده و از سمت هاى خود رفته اند یا آن که همچون پاول و پل برمر از غلط بودن آن سخن مى گویند. شاید تنها در راهروهاى کاخ سفید است که همچنان مى توان چندنفرى را پیدا کرد که همچنان از عملکرد بوش در عراق حمایت مى کنند. دموکراتیزه کردن عراق بهانه اى شد تا ستون هاى زرهى آمریکا راهى این کشور نفت خیز شوند. ابرهاى توهمات نومحافظه کاران ساکن کاخ سفید اما خیلى زود کنار رفته و حقیقت عیان گشت. عراق امروز نه تنها آرام نیست بلکه برعکس گرفتار در موج و گرداب ترور و خشونت است. اپوزیسیون صدام که اینک در پست هاى حساس سیاسى جاى گرفته اند هریک به تنهایى وزنه اى براى خارج کردن عراق از امواج خشونت طلبى هستند. آنها امروز همگى مصداق و محرک واقعى خشونت ها را ادامه حضور اشغالگران در عراق مى دانند. در پنجمین سالگرد اشغال عراق گفت وگویى کردیم با حسین امیر عبداللهیان رئیس سابق ستاد ویژه عراق در وزارت خارجه و سفیر فعلى کشورمان در بحرین که از نظر گرامىتان مىگذرد:
">گفتوگو: احسان تقدسى
مقدمه:
مىگویند تاریخ به عقب باز نمىگردد اما اگر باز مىگشت به یقین سرنوشت عراق بسى متفاوتتر از امروز آن بود. کالین پاول وزیر خارجه ایالات متحده در هنگامه حمله به عراق در آن روز ها همه کار کرد تا غربى ها را به لزوم حمله به عراق قانع کند. نقشه هاى جعلى تسلیحات کشتار جمعى عراق را دست به دست در شوراى امنیت چرخاند تا شاید بتواند نظام بینالملل را به همراهى آمریکا در عراق قانع کند. از ماجراى پررمز و راز اشغال عراق پنج سال گذشت. همه آنانى که روزگارى حامى پرجنب و جوش حمله به عراق بودند اینک یا گوشه عزلت گزیده و از سمت هاى خود رفته اند یا آن که همچون پاول و پل برمر از غلط بودن آن سخن مى گویند. شاید تنها در راهروهاى کاخ سفید است که همچنان مى توان چندنفرى را پیدا کرد که همچنان از عملکرد بوش در عراق حمایت مى کنند. دموکراتیزه کردن عراق بهانه اى شد تا ستون هاى زرهى آمریکا راهى این کشور نفت خیز شوند. ابرهاى توهمات نومحافظه کاران ساکن کاخ سفید اما خیلى زود کنار رفته و حقیقت عیان گشت. عراق امروز نه تنها آرام نیست بلکه برعکس گرفتار در موج و گرداب ترور و خشونت است. اپوزیسیون صدام که اینک در پست هاى حساس سیاسى جاى گرفته اند هریک به تنهایى وزنه اى براى خارج کردن عراق از امواج خشونت طلبى هستند. آنها امروز همگى مصداق و محرک واقعى خشونت ها را ادامه حضور اشغالگران در عراق مى دانند. در پنجمین سالگرد اشغال عراق گفت وگویى کردیم با حسین امیر عبداللهیان رئیس سابق ستاد ویژه عراق در وزارت خارجه و سفیر فعلى کشورمان در بحرین که از نظر گرامىتان مىگذرد:
* اجازه دهید سؤالات را با این بحث آغاز کنیم که اصولاً چه شد که آمریکا تصمیم گرفت به عراق حمله کند؟
** مرورى برروابط ایالت متحده آمریکا باحزب بعث حاکم برعراق، بویژه در دوران صدام نشانگر روابط رو به رشد دو کشور مى باشد. آمریکایى ها در مرحله اى از این روابط احساس کردندکه تاریخ مصرف صدام تمام شده است. اوج این نکته درحمله عراق به کویت واشغال این کشور واعلام الحاق آن به عراق مى باشد. از آن پس آمریکا خود راباچند هدف در عراق متمرکز ساخت. هدف اصلى - اعمال سیاست «عراق هراسى»و «صدام هراسى» با هدف ایجاد ارعاب در منطقه، گسترش حضور نظامى - امنیتى وفروش تسلیحات بیشتر با هدف کنترل وتسلط بر ذخایر ارزنده انرژى در منطقه. اهداف فرعى - تعدیل واصلاح رژیم از داخل- روى کار آوردن نو بعثى ها در عراق- حذف شخص صدام. طرحهاى متعدد آمریکا، به دلیل عدم شناخت نسبت به مسائل عراق ورفتار غیر قابل پیش بینى صدام با مشکلاتى مواجه شد. اما نکته مهم این بود که در تمام این مراحل آمریکا سیاست «صدام هراسى»را در منطقه دنبال کرد و با استناد به روحیات جاه طلبانه صدام وحزب بعث حاکم برعراق، به فروش تسلیحات بیشتر در منطقه و تحکیم حضور مستقیم خود افزود ودر زمانى که احساس کرد تاریخ مصرف صدام وحزب بعث به سر آمده در فضاى پس از ۱۱ سپتامبر اقدام به حمله کرد.
* بسیارى از کارشناسان حوادث یازدهم سپتامبر را دلیل اصلى حمله آمریکا به عراق مى دانند. ارزیابى شما به این تحلیل چیست؟
** در سؤال اول به این موضوع اشاره کردم. در یک کلام حوادث ۱۱ سپتامبر در طرح حمله تسریع کرد وزمینه روانى اعمال سیاست جنگ افروزى نومحافظه کاران حاکم بر کاخ سفید را فراهم ساخت.
* حمله به عراق آغاز گر نگاه جدید نومحافظهکاران ساکن کاخ سفید به خاورمیانه بود. اصولاً آمریکا در خاورمیانه به دنبال چیست؟
** نومحافظه کاران در آمریکا، به دنبال «تغییر پارادایمى» در خاورمیانه بودند. آنها خاورمیانه اى مطیع و در اختیار منافع خود را طلب مى کنند، این هدف ممکن است با «تقویت رژیم هاى حاکم» در منطقه و یا «انقلاب مخملى» حاصل شود. از نظر ایالات متحده تفاوتى بین این دو روش وجود ندارد مهم نتیجه است. پس از ۱۱ سپتامبر آمریکا تصمیم گرفت اول ساختار هاى سیاسى منطقه را بهم بریزد وسپس بر اساس نقشه خود«به اصطلاح خاورمیانه بزرگ» آن را نوسازى کند اما این کار ها «نه براى رضاى خدا» «نه آسایش منطقه» است، بلکه اهداف آمریکا عبارتند از: - کنترل بیشتر برانرژى منطقه، حمایت از رژیم صهیونیستى، حضور مستقیم وفروش تسلیحات گسترده تر. آمریکا این مسائل را با شعار «مبارزه با تروریسم» پیگیرى کرده و مى کند.
* آمریکایىها پیش از حمله به عراق تصمیم به اتخاذ استراتژى مهار دوگانه کردند. چگونه آمریکایىها از همکارى همه جانبه با صدام به این مرحله رسیدند؟
** هدف اولیه آمریکا از «مهار عراق»، صرفاً «مهار» بود ونه «تغییر رژیم»، اما شرایط پس از ۱۱ سپتامبر و کشف ذخایر گسترده نفتى عراق (براساس آمار معتبر مراکز نفتى بینالمللى، ذخایر نفتى عراق بیش از عربستان سعودى مى باشد). «سیاست حاد» نومحافظه کاران، در کنار روحیات جاه طلبانه صدام، شرایط را از «مهار» به «سقوط» ونهایتاً «اشغال» سوق داد.
* نقش قطعنامههاى شوراى امنیت و تأثیر تحریمهاى اقتصادى و نظامى این کشور در سقوط صدام را چقدر مىدانید؟
** تحریم هاى بینالمللى علیه صدام بیش از ۱۲ سال اعمال گردید، البته این تحریم ها توسط همه کشور ها مراعات نگردید، حتى در بخش نظامى. چرا که کشور ها ودولت ها هریک منافع خاص خود را پیگیرى مى کنند، تأثیر تحریم ها عمدتاً متوجه مردم عراق شد ودر نهایت مردم روز به روز فقیرترشدند. اما در قالب برنامه نفت براى غذاى سازمان ملل متحد، رژیم عراق به تقویت خود و اطرافیانش پرداخت و از این رهگذر بسیارى از اطرافیان صدام وحکومت سرمایه دار تر شدند. ایراد اساسى اعمال تحریم ها، خسارات انسانى گسترده آن است، در عراق در حالى که در این تحریم خاندان صدام وسیستم حاکم از عالیترین امکانات رفاهى برخوردار بودند، ماهانه هزاران مادر و کودک عراقى براثر سوء تغذیه وکمبود دارو جان مى سپردند.
* شاخصههاى تحریم صدام چه چیزهایى بودند؟
** این تحریم ها در سه سطح سیاسى، اقتصادى و نظامى بود. در سطح سیاسى قطع روابط ومناسبات سیاسى واشنگتن وبغداد، اظهار نظرهاى منفى مقامات عالیه دو کشور واعمال فشارهاى یک جانبه و چند جانبه دنبال شد.
در سطح اقتصادى هدف قطع مناسبات تجارى دو کشور، اعمال فشارهاى اقتصادى آمریکا بود. در سطح نظامى نیز ممنوعیت فروش سلاح به عراق، اعزام بازرسان تسلیحاتى، تشکیل کمیته ویژه بازرسى تسلیحاتى دنبال مى شد.
* صدام در برخورد با جامعه بینالملل و بازرسان تسلیحاتى سازمان ملل چگونه رفتار کرد و تا چه میزان این برخوردها منطقى یا غیرمنطقى بود؟
** سیاست«پافشارى»و «گریز» و«همکارى گسترده» در مقاطع مختلف از سوى صدام در قبال بازرسان تسلیحاتى اعمال مى شد، از یکسو در مقطعى دو بازرس تسلیحاتى را در زیر زمین تأسیسات نظامى براى ۴۸ ساعت حبس کرد، ازسوى دیگر با اعمال فشار آمریکا بیش از ۵ هزار سند را یک جا تسلیم نمود.
* پنج سال از اشغال عراق گذشت و این سؤال همچنان باقى است که ریشه اصلى ناامنىهاى عراق در کجاست؟
** ریشه اصلى ناامنى ها در عراق کنونى به این مسئله برمى گردد که آمریکا با شعار «آزاد سازى»، «دموکراتیزه کردن» «و «کمک به مردم عراق» به این سرزمین تاریخى، فرهنگى ومقدس اسلامى حمله کرد، اما نتیجه آن «اشغال» این کشور شد. آمریکا در سه تا شش ماه اول حضور در عراق با چالش جدى امنیتى مواجه نبود. اما پس از برملا شدن اهداف اشغالگرانه اوضاع متفاوت شد. سوء مدیریت کاخ سفید وسردرگمى دراوضاع عراق، عدم شناخت دقیق وضعیت سیاسى - اجتماعى این کشور واعمال سیاست هاى مبتنى بر «آزمون» و «خطاى» آمریکا، این کشور را از سویى به مأمن تروریسم ها واز سویى به سرزمین مقاومت در برابر اشغالگرى مبدل ساخت.
* هم اکنون مهمترین طیف آشوبگران عراق چه گروههایى هستند؟
** برخى جریانات افراطى، باندهاى تبهکارکه ریشه در رژیم سابق دارند، شرکت هاى امنیتى که خود به عامل ناامنى وبحران تبدیل شده اند و برخى از گروههاى تروریستى مرتبط با اشغالگران.
* منابع تغذیه مالى آنها کجاست؟
** این سؤال را باید از خود خرابکاران بپرسید، من هم مایلم بدانم از کجا تأمین مى شوند.
* رفتارشناسى آمریکا طى پنج سال گذشته چگونه بوده است؟
** اعمال سیاست «آزمون وخطا»، عدم شناخت از اوضاع سیاسى - اجتماعى این کشور، مداخله در تمامى شئون دولت، اصرار در عدم واگذارى پرونده امنیتى به معناى واقعى به نمایندگان منتخب مردم، بى توجهى به بازسازى این کشور، سرکوب برخى از تروریست ها وسپس مذاکره ومشارکت آنان در امور ودر نتیجه تقویت بیشتر تروریست ها و در یک کلام دور باطل.
* مهمترین اشتباه آمریکایىها در پنج سال گذشته چه بود؟
** «تداوم اشغال عراق»، این عامل مادر بسیارى از مشکلات کنونى براى عراق، آمریکا و منطقه به شمار مى رود.
* هماکنون مهمترین راهبرد آمریکایىها در عراق چیست؟
** تداوم و گسترش حضور در عرصه هاى سیاسى - امنیتى و«خروج آبرومندانه» نظامى. در یک کلام آمریکایى ها براى عراق راهبرد جدید وجدى ندارند، بلکه براى خودشان به دنبال مفرى آبرومندانه مى گردند.
* هماکنون مهمترین بحرانهاى فراروى دولت مالکى کدامها هستند؟
** دولت آقاى مالکى نیازمند حمایت عملى گروه داخلى وعدم مداخله اشغالگران است. رهبران و مردم عراق اثبات نمودند که از توان وشایستگى لازم براى اداره کشور خود برخوردارند.
* دولتهاى مختلف عراق در پنج سالى که از اشغال این کشور مىگذرد چه دستاوردهایى داشتند؟
** از بدو اشغال عراق، رهبران مذهبى نقش ویژه اى را در این کشور ایفا نمودند که نقش حضرت آیت الله سیستانى بسیار برجسته و تاریخى است. در این چارچوب رهبران سیاسى وملى عراق اقدام به تشکیل شوراى حکومتى نمودند. شوراى حکومتى که متشکل از ۲۵ عضو بود در عمل براى اثبات حاکمیت ملى عراق وخارج کردن عراق از شرایط اشغال تشکیل شد وجمهورى اسلامى ایران نخستین کشورى بود که این شورا را با اعزام هیأتى ویژه به ریاست مدیر کل وقت خلیج فارس وزارت امور خارجه به رسمیت شناخت، پس از آن با هشدار به موقع مرجعیت به عرصه وتأکید بر ضرورت برگزارى انتخابات مجلس، تشکیل دولت وتدوین قانون اساسى، دولت هاى موقت وانتقالى عراق در کنار مجلس این کشور تشکیل وگام به گام در اعمال حاکمیت ملى (به دور از پدیده شوم اشغال) به پیش رفتند. آقاى برمر در خاطرات خود، برگزارى زود هنگام انتخابات را از اشتباهات آمریکا مى داند و آن را مغایر منافع فعلى آمریکا ارزیابى مى کند.
* یکى از کارهاى خوب دولت مالکى تشکیل شوراهاى بیدارى بود. عاقبت این شوراها به کجا انجامید و عملکرد آنها تاچه میزان با موفقیت همراه بود؟
** در عراق هر طرحى که ریشه در اراده مردم وتصمیم رهبران سیاسى وملى این کشور دارد با حمایت وموفقیت بارز همراه مى باشد.
* یکى از مهمترین بحثها در بحث امنیت مجهز بودن برخى گروههاى تروریستى به سلاحهایى پیشرفتهتر تجهیزات دولت عراق است. چرا چنین شده است و نقش اشغالگران را در این امر تا چه میزان مىدانید؟
** سوء مدیریت اشغالگران، عدم شناخت واعمال سیاست هاى مبتنى برآزمون وخطا این شرایط را بوجود آورده است. تعبیر روى میز بودن همه برگه ها از سوى آمریکایى ها در عراق وبازى با برگه هاى مختلف و البته در موارد بسیارى، بازى با برگه هاى تکرارى و آزمودن خطاى قبلى، منجر به این شده است که امروز در عراق برخى تروریست ها مسلح تر از ارتش این کشورند. گویا در کاخ سفید کسى به ضرب المثل «از یک سوراخ دو بار گزیده شدن»توجهى ندارد. «تروریست» تروریست است، خوب و بد ندارد.
این هم از سردرگمى هاى آمریکایى هاست که از حادثه ۱۱سپتامبر تا به امروز مکرراً از «مبارزه با تروریسم» مى گویند اما هنوز تعریف روشنى از آن ارائه نداده اند. خود دست به اقدامات آشکار تروریستى مى زنند وتروریسم را به خوب وبد تقسیم مى کنند. فرانیس فوکویاما نظریه پرداز نومحافظه کار آمریکا، از سیاست آمریکا در عراق به عنوان «سرگیجه آمریکایى» یاد مى کند.