پروفسور نادره مهتدی/ سایکوفیزیولوژیست
دنیای ما معالاسف جنگلی بیش نیست کفتارها، آهوها را میدرند و بعد به مظلومیت پناهنده میشوند.
در قلمرو بیماریهای روانی به ویژه موضوع اندازه شدن و حدت بیماری به اصطلاح عوام حرف آخر را میزند. البته در همه بیماریها این نکته خط قرمز به اصطلاح سیاسیها صادق است اما در بیماریهای روانی یا رفتاری این مطلب میزان، غیرقابل تجاوز یا دور زدن است.
موضوع رفتار جنگطلبانه که یک رفتار نابهنجار و غیرمتعارف یا مرضی است مدتها مورد توجه محققان سازمان ملل بوده و برنامههای پژوهشی نیز در این باب که کدام قسمت یا بخشی از بخشهای مغز فرمانده این رفتار پرخاشگرانه است و یا حدوث ضایعهای در آن مبلغی بر شدت رفتار مزبور افزوده و آنرا وارد مرحله رفتار جنونآمیز میکند، در دانشگاههای اروپا و آمریکا آغاز گردید و سرانجام یکی از بخشهای قاعدهای مغز را موسوم به سپتوم فرضا مسئول این ماجری شناختند.
منتهی این پژوهشها در آزمایشگاههای مربوط به رابطه میان جسم و روان یا سایکوفیزیولژی که در جانوران آزمایشگاهی نظیر موش و خرگوش و میمون و خوکچه هندی و مانند آن انجام میگرفت، به انجام میرسید و نه در انسان که اگر قرار است آزمایشی از این دست در او انجام پذیرد، این «او» باید داوطلبانه خود را به دست محققان بسپارد. ورنه از لحاظ اخلاقی انجام اعمال پژوهشی آزمایشگاهی تازه در مورد جانوران با مشکلات اخلاقی همراه است چه برسد به انجام آن در خصوص انسان.
درست است که سپتوم (مجموعهای از یافتههای عصبی است در قاعده مغز پستانداران) مغز فرمانده رفتار جنگگرایانه است اما بیهیچ تردیدی موضوع وراثت از طرفی و محیط زندگانی و سرگذشت افراد اعم از جانور یا انسان نیز، از طرف دیگر در این ماجرای مهم زندگانی فردی و اجتماعی تاثیر انکارناپذیری دارد و این نکته به کرات به اثبات رسیده است شاید اگر میشد مغز افرادی نظیر هیتلر و استالین و امثال آنها را مورد آزمایش قرار داد، این موضوع تا اندازهای به ثبوت میرسید!؟
علم یا پژوهش و تحقیق همیشه با پرسش یا سوال آغاز میشود. من در این مقاله این پرسش را مطرح میکنم که چرا خانم دکتر رایس وزیران خارجه اروپایی و غیراروپایی یا عرب را به گروگان گرفت به طوری که این وزیران بینوا تا به خواست او لبیک نگفتند آنها را آزاد نکرد؟
این خانم رایس سرگذشتی دارد که اقلا باید آنرا مورد مطالعه قرار داد چون که نمیتوانیم مغزش را بشکافیم و سپتومش را به دست یاختهشناسان مرضی بسپاریم.
این گخانم چنانکه از ظاهرش پیداست رنگینپوست است. و از کودکی با مادرش پیانو مینواخته است. مادری که سخت زیر فشار نژادپرستان سفیدپوست بیهیچ تردیدی باردها مورد اهانت و تحقیر قرار گرفته و چه بسا این خانم دکتر که اکنون 50 سال است، نیز با احساس غم و غصه و کینه و حس انتقامجویی فراوان شاهد و ناظر این فشارهای تحقیرآمیز نسبت به مادر و اطرافیان رنگینپوست دیگر خود بوده است. و از همان کودکی نسبت به سفیدپوستان متجاوز یک حس انتقامجویی در او ریشه میدوانیده است.
در همه مظلومان عالم چه رنگینپوست و چه سفیدپوست و از این قبیل این حس انتقامجویی پیدا میشود و نتیجه آنرا در آثار هنری از یک طرف و در جنگ و جدالهای بین افراد و جوامع از طرف دیگر به کرات دیده و میبینیم ولیکن نکته علمی مهمی که در این میان دستاندرکار است اینست که پارهای از مظلومان این حس کینه و انتقامجویی را که من آنرا یک قسم نیروی متبلور روانی تلقی میکنم در راه ایجاد آثار هنری از اقسام مختلفه آن یا آثار خیریه نظیر مدرسهسازی و کمک به دانشپژوهان کمبضاعت و مانند ان مصرف یا به قول امروزیها هزینه میکنند و پارهای دیگر این نیروی خلاق و ارزنده را در راه افساد و جنگ و جدال و آتشافروزی و قتل و جنایت و تجاوز به مال و جان این و آن یا فریب جوانان و کودکان و امثال آن به کار میاندازند مانند اقدامات کمونیستها در روسیه پس از انقلاب اکتبر و خمرهای سرخ در کامبوج و تا اندازهای مائو در چین چند دهه پیش و هیتلر در آلمان نازی جنگ جهانی دوم و هزاران ماجرای دیگر که مجالی در این مختصر برای احصاء آن نیست.
این دکتر رایس شاید با برنامه و شاید به تصادف با خانواده بوش آشنا شد و این آشنایی آنچنان با جلب اعتماد این خانواده قرین گردید که رئیسجمهور بوش از راه عوامفریبی و جلب سیاهان آمریکا شاید او را به عنوان مشاور امنیتی خود برگزیرد چیزی که در تاریخ ایالات متحده بیسابق هبودهاست که بانویی که این سمت برگزیده شود فقط به دلیل خشونتی که این شغل لاجرم در آن آمیخته است. و بعد نیز به عنوان وزیر امور خارجه برگزیده شد و دسته گلها، نه دسته خارهای فراوان به آب دادهاست که واپسین آن شروع جنگ اخیر لبنان و اصرار در ادامه آن و گروگانگیری وزرای خارجی اروپایی و عربی برای جلوگیری از اجرای آتشبس.
تو گویی این بانوی رنگین پوست میخواست عطش انتقام تحقیرهای گذشته خود و همرنگانش را با ریختن خون مردم بیگناه لبنان و مسلمانان حزبالله و فلسطین تسکین بدهد که البته تشنگی انتقامجویی یا مصرف این شبهداروهای مقطعی یا دورهای فرو نخواهد نشست و دور نیست کار ماجراحویی این بانوی تندخو و متکبر و مغرور که البته فقط از گذشته خود در رنج نیست بلکه از تنهای و عوامل که در ایجاد این تنهایی و بیشوهری نیز موثر بودهاست، در رنج میباشد، و دور نیست کار این ماجراحویی به ایران عزیز و سایر کشورهای دور و نزدیک نیز بکشد.
لذا لازم است برای اقتدار ایران تلاش کرد تا نه تنها این بانو و امثال او نتوانند مثل جنگ جهانی دوم به ویژه به حریم مقدس مردمان نجیب و بیگناه و سرزمین زیبا و اهورایی ما تجاوز کند، بلکه مجال این خیالپردازی سادهلوحانه به اندک ایرانیان سادهدلی که خیال میکند اگر آمریکا به ایران حمله کند، آنها را در ایران به قدرت میرساند که البته فکر میکنم چنین کاری در کشور مذهبی ما به قیمت نابودی ملک و ملت و ظالم و مظلوم تمام خواهد شد و لاغیر چنانکه صدام بیسواد این را در کشور ایران تازه انقلابی پر هرج و مرج که نه ارتش در آن بود و نه سپاهی به ثبوت رساندهاست، داده نشود.