عمق روابط آمریکا و اسرائیل، نشاندهنده نقش تعیینکننده اسرائیل در روابط واشنگتن ـ تهران است. در میان واحدهای سیاسی جهان، هیچ رژیمی به اندازه اسرائیل در داخل آمریکا نفوذ نداشته است و در منطقه خاورمیانه، منافع و مصالح این رژیم راهنمای سیاستها و استراتژی ایالات متحده میباشد. سیاست خارجی اصولگرایانه جمهوری اسلامی ایران در قبال مساله فلسطین و نفی مشروعیت سیاسی حکومت مستقر در تلآویو، علاوه بر چالش میان ایران و اسرائیل، به واگرایی و ضدیت آمریکا با ایران نیز منتهی شده است. بنا بر این نقش اسرائیل در روابط ایران و آمریکا از دو زاویه قابل طرح است.
ضدیت ایران با اسرائیل: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مساله فلسطین و اسرائیل از جمله مهمترین دغدغههای جمهوری اسلامی ایران بوده است. ایران حتی در دوره جنگ تحمیلی با عراق تفکر خود را در مورد اسرائیل تغییر نداد. ایران همچنین مخالفت شدید روند سازش اعراب و اسرائیل است.
استمرار ایدئولوژی نظام سیاسی ایران در قبال مساله فلسطین، یکی از دلایل رویارویی ایران و آمریکا است.
نفوذ اسرائیل بر سیاست خارجی آمریکا به ویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران بوضوح بیشتری قابل درک است. به گونهای که بسیاری از کارشناسان مسائل خاورمیانه معتقدند عدم ارائه یک تحلیل واقعی و نبود درک و شناخت صحیح از ایران از سوی مقامات آمریکایی ناشی از نفوذ لابی قدرتمندی است که مانع شکلگیری یک تحلیل واقعی از اوضاع ایران در کاخ سفید شده است. برای مثال «گراهام فولر» نویسنده کتاب «قبله عالم» و از مقامات بلندپایه سازمان سیا که به مدت 25 سال در منطقه خاورمیانه و از جمله ایران فعال بوده است در تشریح نوعی نگرش سیاستمداران واشنگتن در خصوص ایران و نقش لابی صهیونیستی معتقد است: «هرگونه تلاش برای دستیابی به یک تحلیل واقعبینانه و متعادل از حکومت ایران بسیار مشکل است، زیرا که یک مرکز سخنگویی و تبلیغاتی داغ و پر هیجان طرفدار اسرائیل در سنا و کنگره حضور دارند که هر نوع شفافیت در روابط دو کشور را مخدوش و تیره میکند». وی میافزاید: «کارمندان دولت آمریکا تنها در پشت درهای بسته و مخفیانه میتوانند به طور بیطرفانه و منصفانه در خصوص ایران تجزیه و تحلیل کنند، که البته این فضا برای منافع دراز مدت آمریکا مناسب نیست. چون مقامات عالی رتبه وزارت خارجه، وزارت دفاع و کنسولگریها به راحتی نمیتوانند مسائل را گزارش دهند.»
در این زمینه لابی صهیونیستها در آمریکا «اپیک» نفوذ بسیار زیادی در تصمیمات متخذه از سوی کاخ سفید دارند بویژه این نفوذ در سیاستهای ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران طی 27 سال گذشته نقش بسیار زیادی داشته است. بسیاری از تصمیمگیرندگان سیاست خارجی آمریکا در مقاطع مختلف گرایش فکری به اسرائیل داشتهاند که نقش آنها در پیریزی طرحهای آمریکا علیه ایران نیز قابل مشاهده است.
با روی کار آمدن نومحافظهکاران در زمان ریاست جمهوری جرج بوش، وابستگی سیاستمداران آمریکایی به اسرائیل بیشتر میگردد. اپیک معمولا رابطه نزدیکی با بازهای واشنگتن و جمهوریخواهان بویژه نو محافظهکاران دارد. در زمان جورج دبلیو بوش آنها از سیاستهای وی علیه ایران حمایت زیادی نمودند، برای مثال ایپک از اصلاحیه سناتور رسام براون بک که به قانون «دموکراسی برای ایران» معروف شد حمایت کرد. «ربکا داینا» در این زمینه میگوید: ما از کوششهایی حمایت میکنیم که مردم ایران را تشویق میکند تا از رابطه رژیم ایران با تروریسم. تلاش آن برای تجهیز به سلاح هستهای جلوگیری کند. پویا دیانیم رئیس کمیته عمومی یهودیان ایرانی مقیم لسآنجلس نیز اعلام کرد: به منظور تقویت حمایت از سیاست تغییر رژیم در ایران، میان نومحافظهکاران، ایپک و حامیان ایرانی رضا پهلوی و (سلطنتطلبان) معاهدههایی بسته است.
نومحافظهکاران که پس از حوادث یازدهم سپتامبر در اوج قدرت خود قرار دارند در حوزههای دینی، سیاسی و نظامی نیز جای خود را باز کردهاند و موسسات مطالعاتی این جریان همانند امریکن اینتر پرایز در شکلگیری سیاست خارجی جمهوریخواهان نقش اساسی دارند. کسانی که در این موسسه کار میکنند در زمره تندروترین افراد مخصوصا علیه کشورهایی مثل ایران هستند. این افراد معمولا در موسساتی مثل انستیتوی واشنگتن که قویترین تشکیلات به نفع اسرائیل است نیز کار میکنند. موسسه مذکور بیشترین همکاری را با دستگاههای دفاعی و نظامی آمریکا دارد. لابی صهیونیستی نیز فعالیت شدید تری پس از حوادث یازدهم سپتامبر علیه ایران شروع کرده است. همچنین تقریبا پس از این حوادث همیشه یکی از مقامات عالی اسرائیل در واشنگتن با هدف تحریک علیه ایران حضور داشتهاند. تعداد بیشمار مصاحبههایی که از شبکههای خبری آمریکا با مقاومت اسرائیل دارند، تقریبا در تمامی آنها به نوعی موضوع و نقش بسیار منفی ایران پیش کشیده میشود.
بنابراین بعد از حوادث 11 سپتامبر و رویکرد جدید مقامات آمریکایی به مساله ایران در چارچوب محور شرارت و تهدید به حمله نظامی، بیش از هر عامل دیگر با وضعیت اسرائیل که به شدت از حوادث فوق احساس ناامنی میکند قابل فهم و تحلیل است. متهم نمودن ایران به حمایت از تروریسم، نقض حقوقبشر و مخالفت با دستیابی ایران به تکنولوژی هستهای به شدت از سوی اسرائیل و لابی یهودی پیگیری میشود.
در مورد سیاست تحریم آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران به عنوان عاملی که در طول حیات جمهوری اسلامی ایران استمرار داشته است، نقش فشارهای لابی یهود و اسرائیل در اکثر موارد و مقاطع محرز گردید. بنابراین این عامل هر چند در استمرار خصومت بین دو کشور نقش داشته است، ولی نقش اصلی و مهمی را دشمنی ایران و اسرائیل در این زمینه به عهده دارد.