از ابتدای تشکیل دولت نهم تاکنون، مقامات این دولت بارها به تکذیب موضوعاتی پرداختهاند که در رسانههای مختلف انعکاس داشته است. اما ظاهراً در این مورد، اقبال و شانس با دولتمردان جدید همراهی نکرده است زیرا مسائل مرود تکذیب، با مستند به موارد ذکر شده در روزنامهها و سایتهای نزدیک به دولت بوده است و یا با مسائلی ارتباط داشته که مردم با پوست و گوشت خود آن را لمس کردهاند!
رئیس دولت نهم انتساب شعار «آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم» به خود را در حالی تکذیب کرد که این جمله، سه روز قبل از برگزاری مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری در صفحه اول روزنامه کیهان ـ یکی از نزدیکترین رسانهها به احمدینژاد ـ به نقل از او به چاپ رسیده بود . هیچ کس نیز آن را تکذیب نکرد. تکذیب گرانی نیز در حالی صورت گرفت که نه تنها اکثریت قابل توجهی از مردم به صورت لحظهبه لحظه آن را لمس میکردند، بلکه تعداد زیادی از نمایندگان حامی دولت در مجلس آن را در قالبهای مختلف فریاد زدند و حتی کار به جایی رسید که اظهارات بعضی از مسئولان دولتی در مورد مهار گرانی و تورم ، به سوژهای برای طنز نمایندگان مجلس تبدیل شد. از جمله یک عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت: «اگر مردم این اظهارات را شنیدند و نخندیدند، میتوان ای حرفها را پذیرفت.»
البته نمونهای دیگر از طرح برخی ادعاها توسط مسئولان دولتی و تکذیب آن توسط گروهها و افرادی از طیف اصولگرایان وجود دارد که موضوع تبصره 13 و تخصیص اعتبارات آن، نمونه علنی و پر سروصدای آن در ماههای گذشته بوده است. در این موضوع مقامات «دولت اصولگرا» از اجرای به موضع تعهدات خود خبر میدادند و شهردار اصولگرای تهران با تأکید اعلام میکرد «حتی یک ریال یک دلار از اعتبارات تبصره 13 به شهرداری اختصاص داده نشده است.»
اما آنچه در روزهای اخیر، صحنه سیاسی و رسانهای کشور را تحت تأثیر خود قرار داد با تمام موارد گذشته تفاوت داشت؛ به طوری که در یک دوره کوتاه و چند روزه، تقریبا تمام رسانههای نزدیکی به جریان اصولگرا و حامیان دولت، به صورت یکپارچه اخباری از حضور معاون رئیسجمهور ایران در یک جشن ـ در کشور ترکیه ـ منتشر کردند. به موجب ادعاهای مطرح شده توسط سایتهای خبری و روزنامههای وابسته به دو جناح، در این جشن شئونات اسلامی رعایت نشده و معاون رئیسجمهور ایران، نه اعتراض موثری به عمل آورده و نه جلسه را به موقع ترک نموده است.
به هر حال با شکایت رحیم مشایی از دو عضو ائتلاف آبادگران در مجلس، موضوع در روند قضایی قرار گرفته و به تعبیر یکی از نمایندگان مورد شکایت :«اگر دادگاهی برگزار شود» بسیاری از حقایق روشن خواهد شد.
اکنون رئیس سازمان میراث فرهنگی مدعی است که انتشار فیلم منتسب به این مراسم «یک اقدام سازمانیافته از سوی بعضی طراحان پشت صحنه و معرکهگردانی برخی افراد ضعیفالحال و کم ظرفیت برای بدنام کردن رئیسجمهور فداکار و دول خدمتگزار» است.
او در شکوائیه خود علیه رئیس و یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس همچنین بر این نکته تأکید کرده است که «زمان، حقیقت را بیش از پیش روشن خواهد کرد».
البته نگارنده نیز با معاون رئیسجمهور موافق است که این بار نیز همانند سار مواردی که بحثهایی در مورد عملکرد دولت و دولتمردان مطرح و آنها تکذیب کردهاند، زمان مشخص خواهد کرد کدامیک به حقیقت نزدیکتر است: ادعاها یا تکذیبها!؟ اما در این مورد یک نکته قابل توجه مورد غفلت واقع شده است: به فرض که ادعاهای اخیر، همگی دروغ و ساختگی بوده و به قول معاون رئیسجمهور، « طرحی معرکهگردانان برای بدنام کردن رئیسجمهور و دولت خدمتگزار» باشد، اما آیا کسی تاکنون به این موضوع اندیشیده است که چرا کمتر از 5/1 سال بعد از آغاز بکار دولت نهم، وضعیتی ایجاد شده است که نزدیکترین حامیان آنها در بین اصولگرایان، حمایت از دولت را رها کرده و به معرکهگردانی برای تضعیف و بدنام کردن این دولت روی آوردهاند؟ مگر فراموش کردهایم که عزم اکثر اصولگرایان، تقویت این دولت و حتی تلاش برای مخفی نگهداشتن ضعفهای واقعی آن بود؟ البته ممکن است بعضی از دولتمردان باز هم به سخن تکراری روی بیاورند که «چون این دولت دست بعضی از سودجویان را قطع کرده و میکند، اینگونه علیه ـ توطئه میکنند» اما آیا واقعا این توجیه، خودخواهانه نیست و نوعی فرافکنی بشمار نمیرود؟
اگر دولتمردان، حامیان و منتقدان آنان در میان اصولگرایان، در این مورد اندیشه کنند احتمالاً راز بزرگی را کشف خواهند کرد که میتواند حلال بسیاری از مشکلات مردم باشد.