نسیم گودرزی: شعلههای انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، به نزدیکترین کشور هم مرز با آن نیز سرایت کرد و هر روز در ایران آتش مخالفان صدراعظم (اتابک) و شاه تندتر میشد. در تبریز، تهران، یزد و شهرهای دیگر، روحانیون پیشاپیش مردم نارضایتی خود را از حکومت شاه و صدراعظم نشان میدادند. تجار که از تعرفههای جدید گمرکی سخت ناراضی بودند به جنب و جوش آمده و علیه مسیو نوز بلژیکی و همکارش پریم که هم دست پنهانی روسها بودند، تظاهرات وسیعی به راه انداختند و بازارها نیز تعطیل شدند. احمد کسروی مینویسد: «در پایان محرم ۱۳۲۲ در تهران در بسیاری از منبرها گله و بدگویی از نوز بلژیکی میشد. نوز که سخت متمایل به سیاست روسها بود، با تعرفه گمرکی جدید خود، بازارهای ایران را برای کالاهای روس گشود و اندک صنعتی که در ایران بود به حال احتضار افتاد. مسیو نوز که خود یهودی بود بیشتر کارها را به ارمنیان سپرده بود. در همین زمان عکسی از نوز با عمامه و عبابین مردم پخش شد که هیجانی در تودهها به وجود آورد. در همین زمان بانک استقراضی روس گورستانی را خریده و به بنای ساختمانی در آن پرداخت و در حین کار ساختمان جنازه زنی مسلمان از زیر زمین بیرون آمد. این خبر که به طباطبایی و بهبهانی رسید، واعظان به هیجان آمده و همه منابر سنگر و دژ آزادیخواهان در حمله به اعمال حکومت شد. در واقع با همین مقدمات بود که بهبهانی و طباطبایی همدست شده علیه ستمگری درباریان به پا خاستند و به حضرت عبدالعظیم پناهنده شدند و مقدمات انقلاب مشروطیت را که چند ماه بعد و در سال ۱۹۰۶ روی داد، فراهم ساختند. منظور آن بود که با توسعه انقلاب روسیه در ایران نیز زمینه انقلاب مشروطیت فراهم میشد و در واقع آغاز جنبش مشروطه را باید در سال ۱۳۲۲(۱۹۰۵) دانست که دو مرد بزرگ طباطبایی و بهبهانی با هم در مبارزه علیه حکومت خودکامه مظفرالدین شاه پیمان بستند.
انقلاب روسیه الهامبخش یک نسل انقلابی در قفقاز نیز بود که آنها هم به نوبه خود به ویژه کارگران نفت باکو در انقلاب مشروطیت ایران، به ویژه در منطقه آذربایجان حائز نقش مهمی بودند. از دیگر عوامل موثر در شکلگیری انقلاب مشروطه اعطای وامهای چند میلیونی روسیه به ایران بود که دومین وام، ایران را به کلی به صورت یک مستعمره اقتصادی روس در شمال درآورد و اداره گمرکهای ایران به استثنای گمرکهای فارس و بندر خلیج فارس به روسیه داده شد. خبر وامهای پی در پی و سفرهای پرهزینه مظفرالدین شاه به فرنگستان در حالی که مردم در فقر و مشقت به سر میبردند، موج اعتراض عمومی را در پی داشت و زنگها برای بیدار شدن ملت از خواب سنگین سیصد ساله به صدا درآمد. در تهران شبنامهای انتشار یافت که در آن امین السلطان را به خیانت در مملکت متهم کرده بودند. در این شبنامه نوشته شده بود: «امین السلطان صدراعظم نهایت جد و جهد را مبذول داشته تا ایران را جزء روسیه کند و یک مامور روس را سلطان و ارباب ایرانیها کند. هدف او تسلیم مملکت به روسها است.» وامهای گزاف روسیه به ایران در سفر مظفرالدین شاه به فرنگستان در اوت ۱۹۰۲ خرج شد و مذاکرات وام جدید از دولت روسیه آغاز شد. این ماجرا تا انقلاب مشروطیت ادامه داشت. اعلام ممنوعیت اخذ وام از بیگانگان توسط مجلس اول، یکی از دلایلی بود که باعث شد تزار دستور بمباران مجلس اول را صادر کند. در بررسی دلایل حمایت انگلستان از انقلاب مشروطه باز هم به روسیه میرسیم. سیاستمداران انگلیسی وقتی دریافتند جنبش عمیق است و نارضایتی مردم به اوج رسیده، به حمایت از آن پرداختند. در واقع روزهایی که انقلاب مشروطه در ایران جوانه میزد، روسها بر نفوذ خود در ایران میافزودند. بدیهی است در چنین شرایطی سیاستمداران انگلیسی مایل به سقوط رجال سیاسی متمایل به روسها باشند.