دکتر محمدرضا تاجیک
ابتدا باید از منظری گفتمانی به کالبد شکافی مجموعه پیشنهادی 5+1 و بیانیه دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان پرداخت و سپس راههای پیشرو و گزینههای محتمل را از منظر خود تشریح کرد. متن مجموعه پیشنهادی 1+5 را "تافته و بافتهای از گزارههای جدی، گزارههای شوخی، گزارههای محکم و گزارههای متشابه، گزارههای زمانمند و گزارههای غیر زمانمند، گزارههای تهدیدی و گزارههای تشویقی، گزارههای حقوقی و گزارههای سیاسی، گزارههای الزامی و گزارههای غیرالزامی، گزارههای معطوف به منافع و امنیت فراملی تقریرکنندگان و گزارههای ناظر بر نقض منافع و امنیت ملی ایران" دانست.
گزارههای این متن به ما میگویند که در این معامله و معادله در مقابل برطرف کردن کامل نگرانیهای آژانس و همکاری کامل با آن (البته تشخیص این "کامل" بودن نیز بر عهده خود آژانس است)، تعلیق کلیه عملیات مربوط به غنیسازی و بازفرآوری، اجرایی پروتکل الحاقی، آنچه نصیبمان خواهد شد تنها عبارت خواهد بود از: تاکید بر حق ایران در تولید انرژی هستهای به منظور مصارف صلحآمیز و مطابق با الزامات ان.پی.تی؛ ساخت راکتورهای آب سبک در ایران از طریق پروژههای مشترک بینالمللی، به تعلیق در آوردن پرونده هستهای ایران در شورای امنیت و برخی امتیازات سیاسی و اقتصادی."
متن بیانیه دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان حاوی گزاره جدیدی نیست. گزارههای این متن، همچون گذشته دارای دورنمایهها و سویههای مشخص هستند و با نوعی تهدید مزین شدهاند."
در یک نگاه کلی و گذرا، دقایق برجسته این متن عبارتند از:" تاکید صریحتر بر یافتن راه حل مذاکراتی هدفمند و زمانمند، رویکرد مثبت به کلیات بسته پیشنهادی، اعلام زمان مشخص برای اعلام نظر رسمی ایران. به نظر میرسد تقریر و انتشار این بیانیه در شرایط کنونی مبتنی بر سه پیش فرض بوده است. اول:" ایستادگی و استقامت به منظور تحقق حقوق حقه ایران، حتی در صورت اعمال تحریم از سوی شورای امنیت،" دوم: "منتفی بودن اقدام نظامیعلیه ایران" و سوم: "ممانعت از گرفتار شدن در چنبره بازی دو مینویی که در انتظار ایران (بعد از انجام حرکت نخست) است.
بیتردید این دو بیانیه در یک اقلیم گفتمانی نمیگنجند.
در این حالت براساس تئوری بازیها چهار راه پیداست، نخستین راه باز تقریر (واسازی و بازسازی) من اول براساس گزارههای جدی متن دوم است. دومین راه، باز تقریر متن اول براساس گزارههای متن دوم است. سومین راه، پوشاندن جامه (نص) بر تن هر متن توسط تقریر کنندگان آنهاست و بالاخره چهارمین راه دست یافتن به یک "بینا متن" است.
چنانچه گزینه چهارم عقلانیترین گزینه دانسته شود، آنگاه باید بپذیریم که:
1- بازی با حاصل جمع غیر صفر (تقسیم امتیازات) تنها منطق حاکم بر این بازی است.
2- زبان دیپلماتیک (مذاکره) تنها زبان گویا و کارآی حاکم بر این بازی است.
3- قواعد و قوانین ان.پی.تی، تنها قواعد حاکم بر این بازی است.
4- بازی جوانمردانه، موثرترین عامل اخلاقی- انسانی اعتمادزا در این بازی است.
5- داوری حرفهای (فنی) و بیطرف و منصفانه، محرک و مشوق به ادامه بازی است.
6- بازی در تمامیدقایق و بهرهگیری از تمامیتاکتیکها و تکنیکهای بازی، تنها عامل موفقیت در بازی است.
7- به خشونت کشیدن بازی، تنها عامل نیمه تمام ماندن (به بن بست کشیده شدن) و ترک زمین بازی است.
8- و بالاخره دست کم گرفتن حریف، احساسی بازی کردن، بیهدف و بیبرنامهریزی بازی کردن، میتوانند به عنوان موثرترین عوامل شکست نقش بازی کنند.
در یک کلام تنها راهی که این متنها میتوانند از زیر سایهی "پاک کن" خود را رها سازند، قرار دادن خود در جغرافیای مشترک (با بافتی حقوقی و فنی) است.