تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۵  ، 
کد خبر : ۳۷۵۴۰
مباحثه عضو مشارکت و سخنگوی ادوار تحکیم

انجمن‌های اسلامی، سیاست و مذهب

مقدمه: گروه سیاسی: علی شکوری‌راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار تحکیم و دبیر سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت طی مناظره‌ای در شبکه هما به مباحثه بر سر انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی ‌و انتقادها از دانشجویان انجمنی و مسئله اسلامی ‌بودن انجمن‌ها پرداختند. بخش‌‌‌هایی از این گفت وگو را در ادامه می‌خوانید.

علی شکوری‌راد: به عنوان فردی از مجموعه‌ای از نیروهای سیاسی جامعه که سابقه فعالیت در دفتر تحکیم وحدت را داشته و با توجه به آنچه که به عنوان افتخارات دفتر تحکیم در جامعه ما موجب اعتبار این نام شده، امروز شاهد این هستم ذیل استفاده از نام «انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی» راه دیگری طی می‌شود و دوستان رفتاری را مرتکب می‌شوند که صداقت و درستی در آن کمرنگ است و آن این که کسانی که اساسا انگیزه دینی برای فعالیت‌شان ندارند ذیل عنوان انجمن اسلامی ‌و یا دفتر تحکیم وحدت فعالیت می‌کنند.
عبدالله مومنی: من اگر بخواهم وارد بحث شوم لازم می‌دانم به سابقه انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی ‌دانشجویان بپردازم. متاسفانه دوستان سابقه انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی ‌را به انقلاب اسلامی‌ سال ۵۷ گره زده‌اند و از طرح سابقه و عملکرد انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی ‌از بدو شکل‌گیری تا انقلاب که قریب به سه دهه است، غفلت می‌ورزند. انجمن اسلامی ‌دانشجویان از ابتدای فعالیت دو وجهه داشتند که یک وجهه آن مذهبی و دینی بود و وجه دیگرشان مبارزه با استبداد. وجهه مذهبی فعالیت‌‌‌های‌‌ انجمن اسلامی ‌با الهام گرفتن از افکار روشنفکرانی چون مهندس بازرگان و دکتر شریعتی همسو با جریان روشنفکری دینی، دفاع از اسلام نوگرا و تحقق دموکراسی بود. یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی‌ و تاکید بر عنصر مذهب در این مجموعه‌ها به این مسئله بر می‌گردد که دانشجویان مذهبی با تاسیس انجمن می‌خواستند هم اسلام نوگرا و نواندیش را معرفی کنند و هم پاسخ شبهات موجود را که توسط دیگر گروه‌ها مطرح می‌شد بدهند و این روند تا بروز انقلاب اسلامی‌ادامه پیدا کرد. در ابتدای انقلاب اسلامی، دانشجویانی که خود را خط امام خواندند با مقابله با جریانات روشنفکری و انقلاب فرهنگی و حذف گرایش‌‌‌های‌‌ منتقد، انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی ‌را در دست گرفتند و علاوه بر آن، تصمیم‌گیری انجمن‌ها در آن زمان منوط به تایید نماینده رهبری شد. مجموعا آنچه که قابل بیان است این است که از نظر ما انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی ‌مطمح نظر آقای شکوری راد یعنی انجمن اسلامی ‌سال‌‌‌های‌‌ ۵۷ تا ۷۷ متفاوت با انجمن‌‌‌هایی است که مورد ادعای ماست. ما از نسل انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی ‌سال ۷۵ به این سو به دلیل ساختار دموکراتیکی که داشتند و پرداختن به خواسته‌‌‌هایی که منافع ملی در آن رعایت می‌شد، دفاع می‌کنیم.
علی شکوری‌راد: آقای مومنی بر اساس ذهنیات خود انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی ‌را تعریف کردند. با توجه به اینکه ما خود از نزدیک شاهد تحولات در دانشگاه بودیم لذا آنچه که ایشان تعریف کردند، قبل از آنکه بیان واقعیت و تاریخچه جنبش دانشجویی باشد، صرفا تامین کننده دیدگاه‌‌‌های‌‌ امروز ایشان است. اتفاقا در این زمینه ما خیلی کار کردیم. من نمی‌دانم آقای مومنی اساسا موقعی که انقلاب شد چند سال داشتند و اساسا چیزی از آن موقع یادشان هست یا نه و بر اساس چه مستنداتی این صحبت‌ها را می‌کنند ظاهرا آقای مومنی با اصل انقلاب مشکل دارند که همه آنچه را که تحت لوای آن اتفاق افتاده به عنوان اتهاماتی که عده‌ای در به وجود آوردن آنها نقش داشته‌اند، مطرح می‌کنند. من به آقای مومنی عرض می‌کنم که در سال ۵۷ یک انقلاب اسلامی‌ در ایران اتفاق افتاد و رهبرش هم امام خمینی بود. ایدئولوژی انقلاب هم اسلامی‌بود. دانشجویان مسلمانی هم که در آن موقع در دانشگاه بودند جزء مردانی بودند که در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی‌ نقش داشتند. بعد هم همین دانشجویان بر خود تکلیف می‌دانستند تا از این انقلاب دفاع کنند و این را برای خود عیب نمی‌دانستند. بر همین اساس علیه سلطنت‌طلب‌ها در دانشگاه‌ها و علیه کسانی که وابسته به رژیم شاه بودند ایستادگی و مبارزه کردند و سعی کردند محیط دانشگاه را به محیط انقلاب نزدیک کنند. کسانی که انقلاب اسلامی‌ را ندیده و تجربه نکرده‌اند از درک شرایط آن موقع عاجزند. آنچه آقای مومنی در مورد انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی‌گفتند مقرون به صحت نبود. در دانشگاه‌ها اکثرا کتابخانه اسلامی‌ بود نه انجمن اسلامی. عنوان انجمن اسلامی ‌بعد از انقلاب در دانشگاه‌ها به وجود آمد و بعد از انقلاب فرهنگی با تصمیمی‌که توسط روسای دفتر تحکیم وحدت گرفته شد اسامی‌ این انجمن‌ها یکپارچه شد. بعد از آن هم دفتر تحکیم وحدت در یک برهه‌ای تصمیم گرفت تا اتحادیه انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی‌شود. این سوابق را به این دلیل خدمت‌تان عرض کردم چون صحبت‌‌‌های‌‌ آقای مومنی کاملا برای من تازگی داشت. بخصوص در مورد دکتر شریعتی. من تعجب می‌کنم از آقای مومنی. در طول مدتی که ما فعالیت سیاسی می‌کردیم چه در انجمن اسلامی‌ و چه در دفتر تحکیم وحدت تنها مجموعه‌ای که سلوک و ‌اندیشه‌‌‌های‌‌ دکتر شریعتی را محافظت می‌کرد، آن هم در سال‌‌‌هایی که دکتر شریعتی در جامعه مهجور بود، همین انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی‌ بود. بنابراین این شما هستید که باید جواب دهید این اطلاعات غلط را از کجا آورده‌اید و بر چه مبنایی این بحث را مطرح می‌کنید
عبدالله مومنی: بحث انقلاب فرهنگی و تسویه‌‌‌های‌‌ اساسی که در داخل دانشگاه‌ها صورت گرفت و اساتید خوشنام از دانشگاه‌ها بیرون شدند را کسی نمی‌تواند منکر شود. یکی از دوستانی که در تسخیر سفارت آمریکا نقش اساسی داشت بیان می‌کرد که یکی از اهداف اصلی ما از تسخیر سفارت آمریکا سقوط دولت موقت بود. آقای شکوری‌راد شما انقلاب فرهنگی را قبول دارید یا نه از سقوط دولت موقت حمایت می‌کنید یا نه این اتفاقات شاید امروز از نظر آقای شکوری‌راد با توجه به جغرافیای ذهنی که دارند، مسئله‌ای عادی باشد که در راستای تثبیت نظام و رسیدن به آرمان‌های‌‌ امام صورت گرفته و از آنها دفاع کنند، ولی این عملکردها از نظر ما قابل نقد است. ما اینها را در تناقض با انقلاب اسلامی ‌می‌دانیم. ما معتقدیم انقلاب اسلامی ‌یک انقلاب مردمی‌ بوده و من این را تاکید می‌کنم. مردم از طریق یک انقلاب مردمی ‌می‌خواستند به آزادی، عدالت، برابری و یک نظام دموکراسی برسند. ما از این منظر بحث اصلاح ساختار را مطرح کرده و در مسائل دوم خرداد سهیم‌ شدیم. از این منظر بود که از خاتمی‌حمایت کردیم.
علی شکوری‌راد: البته من هم ممکن است از همه آنچه که پس از انقلاب اتفاق افتاده، دفاع نکنم. به هر حال مجموعه‌ای که فعالیت می‌کنند، قطعا دارای خطا هم هستند. اما از کلیات حرکتی که دانشجویان در دهه ۶۰ داشتند دفاع کرده و می‌کنم و بر این باورم که هر حرکتی را باید در زمان خود سنجید. از جمله تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که فکر می‌کنم یک حرکت انقلابی در خور آن زمان بود و دلیل آن هم حمایت یکپارچه مردم از این حرکت بود. تا آنجایی هم که من می‌دانم، هیچ یک از دانشجویانی که در آن حرکت سهم و نقش داشتند به دنبال سقوط دولت موقت نبودند. در مورد انقلاب فرهنگی ایران و پیامدهای آن هم من بارها بحث کرده‌ام و الان هم این بحث اقتضا نمی‌کند که در اینجا به آن موارد بپردازم. من توصیه می‌کنم دوستان سخنرانی‌‌‌های‌‌ من را در این مورد ببینند تا بعد در این مورد بحث کنیم. من برخلاف آقای مومنی به هیچ وجه قائل به نقطه عطفی بنام سال ۷۵ در جنبش دانشجویی ایران نیستم، بلکه تاریخچه جنبش دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت را از سال ۵۷ تا ۷۶ می‌دانم که نهایتا در سال ۷۶ به دنبال آقای خاتمی ‌رفت و در آغاز حرکت آقای خاتمی ‌نیز نقش بسزایی داشت. اگر قائل به نقطه عطفی باشیم آن را باید در سال ۷۷-78 بجوییم، به خصوص بعد از فاجعه کوی دانشگاه. متاسفانه بانیان این حادثه موجبات نوعی سرخوردگی و رادیکالیسم را نزد دانشجویان فراهم کردند. دانشجویانی که تا قبل از آن نقطه عطف می‌توانستند عمل مثبت سیاسی انجام دهند، اکنون مبدل به دانشجویانی سرخورده و فاقد قدرت تصمیم‌گیری شدند که صرفا رفتار واکنشی از خود نشان می‌دهند و از آنجا که زورشان به حاکمیت نمی‌رسید، عقده خود را بر سر آقای خاتمی‌ خالی کردند. من فکر می‌کنم جنبش دانشجویی ایران بعد از سال ۷۸ دچار مشکل عاطفی روانی شد و این بیماری را ادامه داد تا منجر به مسائل بعدی شد. سئوال مشخص من از آقای مومنی این است که دفتر تحکیم سال ۷۶ که می‌گویید بزرگترین افتخارش دعوت از آقای خاتمی‌بود، آیا دیدگاه و مواضع فکری‌اش به دفتر تحکیم دهه ۶۰ نزدیک‌تر است یا به دفتر تحکیمی‌که الان وجود دارد آقای مومنی گفته بودند که ما اخلاق سیاسی، صداقت و شفافیت را پیشبرد راه خود کرده ایم. کدام اخلاق سیاسی کدام صداقت و کدام شفافیت آن چیزی که الان به اسم دفتر تحکیم‌وحدت در آن فعالیت می‌کنید، کجا شفافیت دارد شما حتی نسبت به اصلاحات هم شفافیت ندارید.
عبدالله مومنی: آقای شکوری‌راد و دوستانی که منتقد ما هستند و معتقدند مجموعه دانشجویان و ملت ایران مسلمانند، اگر به مسلمان بودن ما اعتقاد دارند پس نمی‌توانند ما را به بی‌دینی متهم کنند، و اگر هم اعتقاد دارند که ملت و دانشجویان از اسلام خارج شدند، دیگر نمی‌توانند مدعی مسلمانی ایشان شوند. البته مسئله دیگر که باید روشن شود، معیار مسلمان بودن است. ما در حال حاضر، پدیده روشنفکران دینی را داریم که اختلافات فکری عمیق و اساسی با یکدیگر دارند. از آقای کدیور تا آقای سروش. از آقای مجتهد تا آقای ملکیان. از آقای ملکیان تا چهره‌‌‌های‌‌ سنتی که خودشان را مقلد دین می‌دانند تا چهره‌‌‌های‌‌ ملی ـ مذهبی که به هر حال آنها نیز به یک تلقی عقلانی از دین معتقدند. بنابراین اختلافات خیلی زیاد است، لذا اصل ارزشگذاری و معیار گذاشتن بر دین‌ورزی انسان‌ها، چیز نادرستی است. یکی از اختلافات ما با جریان محافظه‌کار و اقتدارگرا بر سر همین تقسیم‌بندی افراد است. در شرایط کنونی هیچ حرکتی در انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی ‌ضددین نیست. اگر دوستان انتظار دارند که ما نیز تظاهر به دینداری کنیم، این بحث دیگری است. در غیر این صورت همه ما مسلمانیم و در چارچوب اسلام حرکت کرده و هیچ‌گونه کنش متضاد با دین از این مجموعه سر نزده.
علی شکوری‌راد: آقای مومنی خودشان تعریف موضوع می‌کنند و خودشان هم جواب می‌دهند. من هیچ وقت مدعی نشدم که دوستانی که در مجموعه دفتر تحکیم و یا جنبش دانشجویی هستند، جملگی بی‌دین‌اند. شبهه و انتقاد اصلی که ما داریم این است که می‌گوییم فعالیت‌‌‌هایی که شما می‌کنید همه خوب است و شما باید این فعالیت‌ها را انجام دهید ولی سئوال اینجاست که چرا زیر نام انجمن‌‌‌های‌‌ اسلامی‌ این فعالیت‌ها صورت می‌گیرد چرا یک کار غیرشفاف و غیرصادقانه انجام می‌دهید؟ سئوال ما این بود، ولی جواب ایشان اصلاً ربطی به اینها نداشت. در انتخابات انجمن اسلامی‌ هم بر همین قاعده باید رای‌گیری شود نه آنکه بار عام داده شود تا کل دانشجویان در آن انتخابات شرکت کنند. در آن صورت که آن را انجمن اسلامی ‌نمی‌گویند بلکه چیزی شبیه پارلمان دانشجویی است.
عبدالله مومنی: در این کشور دو تشکیلات که به صورت مستقل حرکت کرده و در دوم خرداد هم نقش اساسی داشتند وجود دارد بنام مجموعه دفتر تحکیم وحدت و مجموعه ادوار تحکیم وحدت. حال از آنجایی که این مجموعه‌ها در راستا و خواست آقایان حرکت نمی‌کنند، آقای شکوری‌راد به هر کدام که می‌رسند، انتقادی مطرح می‌کنند. برخلاف نظر شما، ما معتقدیم انجمن‌‌‌های‌‌ دانشجویی متعلق به همه دانشجویان مسلمان است و در دانشگاه همه دانشجویان را مسلمان می‌بینیم. لذا معتقدیم این انجمن، خانه همه دانشجویان است و در آن باید بر روی همه دانشجویان باز باشد. ما می‌خواهیم در دانشگاه‌ها تمرین مدنیت و دموکراسی داشته باشیم، به همین دلیل هم قائل به انتخابات آزاد و حق آزاد برای انتخاب همه افراد هستیم. کجای این مغایر با دموکراسی و اسلام است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات