تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۱  ، 
کد خبر : ۳۷۵۵۰

اسرائیل: افسارگسیخته


پل راجرز/ استاد مطالعات صلح در دانشگاه برادفورد آمریکا و مشاور گروه تحقیق آکسفورد
ترجمه: حسن بنانج
به عقیده بسیاری از اسرائیلی‌ها نزاع نفس‌گیری که اکنون در لبنان جریان دارد، برای تامین امنیت اسرائیل ضروری است. این ممکن است ششمین جنگی باشد که اسرائیل طی ۶۰ سال گذشته درگیر آن شده است (و طی این دوران دو انتفاضه را نیز شاهد بوده است). دولت‌‌‌های‌‌ اسرائیل و بوش ممکن است به این باور رسیده باشند که حزب‌الله اگر کاملاً نابود نشده، اما احتمالاً زمین‌گیر گردیده، و اسرائیل بار دیگر در امان مانده است. با این حال ممکن است که واقعیت کاملاً متفاوت باشد. اکنون این اعتقاد وجود دارد که عملکرد اسرائیل در لبنان در واقع باعث کاهش ضریب امنیت این رژیم شده است. مخصوصاً اگر این روند طی دهه آینده مورد ارزیابی قرار گیرد و به هفته‌ها و ماه‌‌‌های‌‌ پیش‌رو محدود نباشد. به منظور درک بهتر این ادعا باید بحران اخیر را در چشم‌انداز مناقشات گذشته مورد بررسی قرار دهیم.
پنج جنگ
تاسیس اسرائیل در ماه مه سال ۱۹۴۸ بلافاصله با اولین جنگ پیگیری شد. این جنگی بود که علیه مصر، اردن و سوریه آغاز شد و پای عراق و لبنان را نیز به میان کشید. فلسطینی‌ها به دشواری در این نزاع مشارکت کردند، اما صدها هزار تن از آنان آواره شده و بیشتر به لبنان، اردن ( کرانه باختری ) و غزه پناهنده شدند. با آتش بس‌‌‌هایی که در پی این جنگ میان طرف‌‌‌های‌‌ درگیر برقرار شد، اسرائیل توانست به منطقه وسیعی که بسیار بیشتر از میزان اولیه بود، استیلا یافته و حدود ۸۰ درصد از منطقه تحت حاکمیت فلسطین را به اشغال خود درآورد. با این وجود اسرائیل هنوز خود را آسیب‌پذیر می‌دانست و این احساس ناامنی تنها از بیت المقدس دو تکه شده و مرزهای به شدت ناآرام ریشه نمی‌گرفت. توافق و تبانی اسرائیل با انگلیس و فرانسه بر سر بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ (دومین جنگ) خیلی سریع اسرائیل را صاحب سپری دفاعی از نیروهای صلح‌بان سازمان ملل کرد. این نیروها توانستند میان اسرائیل و مصر در صحرای سینا فاصله بیندازند. پس از آن درخواست ناصر برای عقب‌نشینی نیروی فوق العاده سازمان ملل به اصلی‌ترین عامل برای آغاز جنگ ۶ روزه در ژوئن ۱۹۶۷ (سومین جنگ) تبدیل شد. اسرائیل در این جنگ کرانه باختری، صحرای سینا و بلندی‌‌‌های‌‌ جولان را به اشغال خود درآورد. به نظر بسیاری از اسرائیلی‌ها جنگ ۶روزه نزاعی بود که باید امنیت پایدار را برایشان به ارمغان می‌آورد، آنها برای خود دلایلی هم داشتند. اردن روحیه‌اش را باخته بود و مصر و سوریه هم انگیزه چندانی برای ادامه مبارزه نداشتند. اما در حالی که یک میلیون فلسطینی و حتی بیشتر تحت اشغال ارتش اسرائیل بودند، پایان دهه ۶۰ شاهد رشد ملی‌گرایی فلسطینی بود. در اوایل دهه ۷۰ اسرائیل جنبش‌‌‌های‌‌ آزادیبخش فلسطینی را اصلی‌ترین تهدید برای خود می‌دانست به گونه‌ای که حتی جنگ رمضان/ یوم کیپور (جنگ چهارم) در اکتبر ۱۹۷۳ بسیاری از اسرائیلی‌ها را در بهت فرو برد. در این جنگ مصر و سوریه تلاش کردند تا اراضی از دست داده خود را احیا کنند و حتی اسرائیلی‌ها را مجبور کنند که به یک توافق با فلسطینی‌ها تن دهند. اما این دو کشور موفق نشدند و جنگ تقریباً همان طور که شروع شده بود با تلفات سنگین مصری‌ها و سوری‌ها و بهت و حیرت جامعه اسرائیلی در غم از دست دادن برخی از نیروهای زبده نظامی‌خود به پایان رسید. این تجربه به همراه رسوایی‌‌‌های‌‌ متعدد رشوه خواری در دولت اسرائیل به سقوط دولت ائتلاف سه ساله حزب کارگر و به قدرت رسیدن حزب راست‌گرای لیکود منجر شد. مناخم بگین و سایرین تلاش‌‌‌های‌‌ خود را بر کنترل نوار غزه و کرانه باختری متمرکز کرده و با وجود برخی مخالف‌‌‌های‌‌ داخلی، با مصری‌ها در کمپ دیوید برای عقب‌نشینی از صحرای سینا و دستیابی به یک قرارداد صلح شکننده، وارد مذاکره شدند. این جنگ کوچکترین خللی در عزم و اراده فلسطینی‌ها وارد نکرد و از آنجایی که بسیاری از فعالیت‌‌‌های‌‌ آنان از لبنان سازماندهی می‌شد، اسرائیل در سال ۱۹۸۲مبادرت به اشغال جنوب لبنان و محاصره غرب بیروت (جنگ پنجم) کرد. نزاعی که در پی این اشغال با گروه تازه شکل یافته حزب‌الله درگرفت، زمینه شکست نیروهای اسرائیلی را فراهم آورد. این در حالی بود که حمایت‌‌‌های‌‌ داخلی اسرائیل نیز به دلیل تلفات پی در پی این نیروها در جنوب لبنان به شدت کاهش یافته بود. اسرائیل در سال ۱۹۸۵از بخش اعظم این منطقه عقب‌نشینی و تا ماه مه ۲۰۰۰ تنها به حفظ نوار باریکی از آن قناعت کرد.
قدرت آسیب‌پذیر اسرائیل
با پایان دهه ۸۰ اسرائیل احتمالاً خود را از همسایه‌‌‌هایی نظیر سوریه و مصر در امان می‌دید، اما این رژیم بلافاصله با انتفاضه اول مواجه شد. به کارگیری سربازان جوان و تنومند اسرائیلی و همچنین استفاده از خشونت بیشتر علیه شهروندان فلسطینی به خصوص در کرانه باختری موجب رنجش شدید بسیاری از اسرائیلی‌ها شد و به یکی از دلایل اولیه آغاز روند صلح اسلو در دهه ۹۰ تبدیل شد. اما آغاز این روند دلایل دیگری نیز داشت و فقط به ترور اسحاق رابین توسط یک صهیونیست تندرو در نوامبر سال ۱۹۹۵ محدود نمی‌شد. در دهه ۸۰ حدود یک میلیون یهودی از اتحاد جماهیر شوروی سابق به اسرائیل مهاجرت کردند. بیشتر این مهاجرین عزم خود را جزم کرده بودند که به هر ترتیب ممکن برای اولین بار در زندگی‌شان امنیت واقعی را برای خود تضمین کنند. این رویکرد باعث شد تا اسرائیل بیشتر به سوی راست منحرف شود. این تحول به همراه شکست‌‌‌های‌‌ سنگین دولت خودگردان فلسطینی در سپتامبر ۲۰۰۰ زمینه ظهور انتفاضه الاقصی را مهیا کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات