دکتر پیروز مجتهدزاده
سیطره نفوذ رسانههای مرداک اکنون و در جریان بروز بیپروای جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان نیز باقی است، اما این سیطره اوج گرفته است، چون همیشه علاوه بر دولتهایی مانند آمریکا و انگلیس، رسانهها در غرب نیز مشی جانبدارانه را در بازگو کردن حقایق در دستور کار خود قرار میدهند. حتی در بریتانیا دولت به رسانهها دستور داد که در انعکاس اخبار تجاوز اسرائیل به لبنان جانب رژیم صهیونیستی را داشته باشند.
معمولاً بی.بی.سی و تلویزیون lTV به ترتیب منتقد و طرفدار دولت بریتانیا هستند. در شرایط کنونی اما وضعیت متفاوت بود. بی.بی.سی بیشتر به ایفای وظیفه سخنگوی دولت پرداخت، اما lTV آزادتر ظاهر شد. اسکای نیوز هم گرایش طرفداری از رژیم صهیونیستی را برگزید. حتی روزنامههای چپگرا هم هرگز منصفانه عمل نکردند. گاردین نیز از مدتی پیش از این جریان، اعتبار مستقل بودن را از دست داده است و بلکه از چاپ مقالاتی درحمایت از رژیم صهیونیستی، ابا نکرد. اما روزنامه ایندیپندنت جور دیگری ظاهر شد. این روزنامه جدیترین انتقادات را به رژیم صهیونیستی منتشر کرد. اگر طرح انتقادهایش از موضع حمایت از اصل و ماهیت رژیم صهیونیستی بود با وجود این همین روزنامه به شدت جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان را محکوم کرد. این روزنامه ایندیپندنت بود که آمریکا را انگیزانند رژیم صهیونیستی برای ارتکاب به جنایات جنگی در لبنان معرفی کرد.
این روند اما با قوام و دولت مقاومت در لبنان و تحت تأثیر فشار افکار عمومی جهان اگر چه کمی تغییر کرده اما چنین پدیدهای کاملاً تازه است. بی.بی.سی در روزهای اخیر صراحتاً آمریکا را شریک جنایات جنگی اسرائیل در لبنان معرفی میکند و بلکه عامل گسترش این جنایات را بوش میداند. حتی در انعکاس اخبار لبنان، بی.بی.سی به شدت آمریکا به دلیل استفاده از فرودگاهی در اسکاتلند آن هم بدون اجازه بریتانیا انتقاد کرد.
آمریکاییها از همین فرودگاه سلاحهای کشتار جمعی برای اسرائیل فرستادند و از این سلاحها در همین روزهای اخیر توسط رژیم صهیونیستی در لبنان استفاده شد. این وضعیت مورد اعتراض وزیر خارجه انگلیس هم قرار گرفت. اما بلر در رفتاری به نظر من افراطی و ناشی از نادانی، بوش را در خصوص انجام چنین اقدامی تایید کرد
در همین مرحله، رسانهها آشکار ساختند که روش آمریکا و اروپا در قبال تحولات لبنان دچار شکافی عمیق شده است. وزیر خارجه فرانسه و رئیس سیاست خارجه اروپا از نقش آمریکا به ویژه بوش و وزیر خارجهاش انتقاد کردهاند.
در این میان رسانهها چه در غرب و چه در شرق و حتی رسانهها در ایران و جهان عرب، مرتکب یک غفلت بزرگ شدند؛ غفلت از نقش آمریکا در اجلاس رم.
در اجلاس رم، بوش آشکارا فضا برای رژیم صهیونیستی به منظور ارتکاب جنایات بیشتر را فراهم آورد و در رم این کاندولیزا رایس بود که آمده بود اجلاس را به هم بریزد که موفق شد و پیروز آن اجلاس محسوب میشد اما رسانهها به طور کلی از این رخداد شوم غافل شدند. همین غفلت سبب شد که رسانهها در این مسیر قرار گرفتند که چرا در اجلاس رم، ایران و سوریه دعوت نشده بودند. در حالی که اساساً آمریکا بر آن بود که این اجلاس را از حرکت به سمت آتسبس منحرف کند که اینگونه شد. بنابراین بدیهی است که از حضور ایران و سوریه ممانعت به عمل خواهد آورد. رسانهها متاسفانه در این جریان بیخبر ظاهر شدند.
رفتار بیخبرانه رسانهها این گونه تمام نشد زیرا تهاجم رژیم صهیونیستی به مقر سازمان ملل که 4 نیروی بینالمللی کشته شدند، برد مفید و کافی نداشت. در این هنگامه حتی اعتراض عنان نیز در حلقوم خفه شد و از این نظر معتقدم که آمریکا در جریان تجاوز اسرائیل به لبنان بزرگترین ضربه به سازمان ملل را وارد آورد. متاسفانه جهان شرق هم در مشی رسانهای دنبالهرو رسانههای غربی بود.
غرب در جریان بروز بیپروای جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان در واقع پوزهبند محکمی به رسانهها زد که رسانههای شرقی هم از این وضعیت مستثنی نبودهاند.