جورج بوش، رئیسجهور آمریکا تلاش زیادی را برای اجرای طرح گسترش ناتو به شرق به خصوص حضور کشورهایی که سابق بر این در بلوک شرق طبقهبندی میشدند در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی داشت. در این میان اوکراین و گرجستان و پیوستن آنها به ناتو از اهمیتی ویژه برای بوش برخوردار بود، زیرا در صورت حضور آنها در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو به پشت دیوارهای روسیه میرسید. اما در این میان کرملین به شدت با پیوستن اوکراین و گرجستان به ناتو مخالف است و در این راه حتی از تهدیدهای نظامی نیز برای منحرف کردن این دو کشور از پیوستن به ناتو استفاده میکند. در هفته گذشته نیز شاهد بودیم که رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه، کییف را تهدید کرد که در صورت پیوستن به ناتو، مسکو دست به تحرکات نظامی در مرزهای اوکراین خواهد زد و پس از این تهدید آشکار بود که وزیر خارجه اوکراین راهی مسکو شود تا رایزنیهایی را با همتای روس خود برای کاهش تنشهای موجود انجام دهد. اما مساله به همین سادگیها نیست، زیرا آمریکا و به خصوص رئیسجمهور این کشور نشست اخیر ناتو در بخارست را که از تاریخ 14 تا 16 فروردین برگزار شد، به عنوان محلی برای نهایی کردن پیوستن اوکراین و گرجستان به ناتو قلمداد میکرد و حتی برای نشان دادن عزم خود به سران ناتو مبنی بر حمایت قطعی از گسترش ناتو به شرق، پیش از حضور در بخارست به کییف رفت تا وعده حضور در ناتو را به اوکراین بدهد. اما آیا بوش به خواسته خود رسید؟
آنچه بوش در بخارست به دنبال تحقق آن بود پیوستن سریع اوکراین و گرجستان به ناتو بود اما چیزی که در رومانی عاید رئیسجمهور آمریکا شد دعوت از آلبانی و کرواسی برای حضور در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی بود.در این میان فقط روسیه و پوتین نبودند که مخالف حضور اوکراین و گرجستان در ناتو بودند، بلکه متحدان اصلی اروپایی بوش یعنی آلمان و فرانسه نیز به شدت با آن مخالفت میکردند، اما با وجود مخالفت سران اروپا با پیوستن اوکراین و گرجستان به ناتو شکی در این مطلب نیست که این پوتین بود که تلاشهای بوش در این زمینه را بیاثر ساخت. رئیسجمهور روسیه برای رسیدن به این هدف خود از تهدید کشورهای اروپایی که به نفت و گاز این کشور نیاز داشتند نیز بهره برد و اروپا این نکته را کاملا لمس کرد که اگر بخواهد طرح گسترش ناتو به شرق را ادامه دهد، بدون شک هزینههای سنگینی برای آن خواهد پرداخت. کارشناسان غربی در این زمینه میگویند روسیه با مرعوب کردن همسایگان خود به آنها این اجازه را نمیدهد که روابط امنیتی خود با غرب را مستحکمتر کنند.اما بوش بعد از تحمل این شکست در بخارست چه کرد؟ او به سوچی در سواحل دریای سیاه رفت تا در دیدار با رئیسجمهور فعلی و آتی روسیه آخرین شانس خود را به مرحله آزمایش بگذارد. «استفان هادلی»، مشاور امنیت ملی کاخ سفید با چهرهای بشاش و با نادیده گرفتن نتیجه نشست ناتو، نتایج این نشست و حتی نشست سوچی را مثبت ارزیابی کرد. هادلی با اشاره به سفر بوش به بخارست و سوچی، در جمع خبرنگاران گفته بود. این یک سفر جذاب و موفق بود. در این سفر ما به چارچوبی برای ادامه روند کارهای خود رسیدیم. هادلی در ادامه مدعی شده بود روسیه با این امر موافقت کرد که همکاری در زمینه سپر موشکی ضروری است و ناتو نیز حمایت خود از استقرار سپر موشکی در خاک جمهوری چک و لهستان را اعلام کرد.
اما به راستی آنچه در سوچی اتفاق افتاد این مطلب بود که پوتین سرخوش از موفقیت خود در متوقف کردن طرح گسترش ناتو به شرق، در سواحل دریای سیاه نیز بر مواضع قبلی خود درباره سپر موشکی پای فشرد. او این دیدگاه کرملین را که استمرار سپر موشکی آمریکا در اروپای شرقی، امنیت روسیه را تهدید میکند، تکرار کرده و گفت که استقرار این سیستم موشکی توازن قوا در اروپا را برهم زده و استقرار آن در جمهوری چک و لهستان ضروری نیست.
اما رویارویی پوتین و بوش در بخارست و سوچی فقط مربوط به پیوستن اوکراین و گرجستان به ناتو و یا سپر موشکی نبود بلکه رئیسجمهور روسیه در این دو دیدار به مواضع خود درباره مسائلی چون برنامه هستهای ایران و استقلال کوزوو از صربستان تاکید دوبارهای داشت.بوش تمام این اقدامها، بهویژه تلاش برای پیوستن اوکراین و گرجستان به ناتو را در حالی انجام داد که فعالیتهای بدون پاداش او موجب خشم پوتین شد. بوش در حالی این اقدامات را انجام داد که در پایان سالجاری میلادی از پست ریاستجمهوری آمریکا کنار میرود اما پوتین همچنان در صحنه باقی است. بدون شک میتوان گفت کسی در روسیه وجود ندارد که از نتایج نشست بخارست و سوچی ناراحت باشد اما آیا رویارویی آمریکا و روسیه درباره پیوستن اوکراین و گرجستان به ناتو تغییر میکند؟
در مورد روسیه با توجه به آنکه پوتین پس از اتمام دوره ریاستجمهوری خود در ماه مه بهعنوان نخستوزیر کار خود را در کرملین ادامه میدهد، میتوان گفت تغییر چندانی در مواضع روسیه در قبال طرح گسترش ناتو به شرق شکل نمیگیرد اما در مورد آمریکا، نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری این کشور هیلاری کلینتون و باراک اوباما از حزب دموکرات و جان مککین از حزب جمهوریخواه هرسه از طرح بوش مبنی بر پیوستن اوکراین و گرجستان به ناتو حمایت میکنند و این در حالی است که نهتنها روسیه، بلکه فرانسه و آلمان که از متحدان اصلی آمریکا محسوب میشوند نیز با این طرح مخالف هستند. شکی در این مطلب نیست که هر سه این نامزدها و حتی مشاوران آنها در مقایسه با دولت بوش مواضع تندتری را در قبال روسیه خواهند داشت.
کلینتون این مطلب را اعلام کرده که «پوتین روح ندارد». او مانع محققشدن طرح سازمان ملل برای استقلال کوزوو شده و از انرژی بهعنوان یک سلاح سیاسی استفاده میکند».در مقابل رقیب هم حزبی او باراک اوباما اظهارات چندانی را درباره پوتین نداشته اما «مایکل مکفائول» مشاور اوباما در امور روسیه میگوید: اوباما در برابر اقدامات روسیه سختگیرتر از بوش خواهد بود. او همانند رونالد ریگان که از گورباچف خواسته بود تا درهای کشورش را به سوی جهان باز کند، از کرملین خواهد خواست تا تغییراتی را در رویکرد خود بدهد.«زبیگنیو برژینسکی» دیگر مشاور اوباما نیز بهتازگی پوتین را با موسیلینی مقایسه کرده است.اما جان مککین در مقایسه با رقیبان دموکرات خود موضع تندتری را در قبال روسیه دارد. مک کین گفته که روسیه را از جیهشت بیرون میکند. او اظهارات تندی را علیه پوتین داشته و اعلام کرده که تنها چیزی که در چشمان رئیسجمهور روسیه میبیند، سه کلمه است و این سه کلمه «کا.گ.ب» هستند.با این اوصاف میتوان گفت به احتمال زیاد موضوع پیوستن اوکراین و گرجستان را در حال حاضر باید به بایگانی سپرد، مگر اینکه به ناگهان تحولی جدید در ساختار نظام بینالملل رخ دهد و به یکباره روسیه مواضع خود در قبال طرح گسترش ناتو به شرق را تغییر دهد.