سحاب فاطمی

اشاره:

پیروزى قاطع اصولگرایان در هشتمین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى آخرین تلاشهاى کاخ سفید و تروییکاى اروپایى جهت ممانعت در تداوم روند رو به رشد سیاسى و بین المللى تهران را بر هم ریخت.  بر این اساس غرب امروزه بیش ازهر زمان دیگرى خود را در برابر ایران اسلامى ناتوان مى بیند. این ناتوانى سبب گرایش شدید کبوترها و بازها آمریکا جهت ایجاد رابطه با ایران شده است....  

"> درخواست مذاکره با تهران
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۷ - ۱۴:۰۳  ، 
کد خبر : ۳۷۵۶۵
در پى پیروزى اصولگرایان در انتخابات از سوى آمریکا صورت گرفت:

درخواست مذاکره با تهران

سحاب فاطمی

اشاره:

پیروزى قاطع اصولگرایان در هشتمین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى آخرین تلاشهاى کاخ سفید و تروییکاى اروپایى جهت ممانعت در تداوم روند رو به رشد سیاسى و بین المللى تهران را بر هم ریخت.  بر این اساس غرب امروزه بیش ازهر زمان دیگرى خود را در برابر ایران اسلامى ناتوان مى بیند. این ناتوانى سبب گرایش شدید کبوترها و بازها آمریکا جهت ایجاد رابطه با ایران شده است....  


جمهوریخواهان سنتى و دموکراتها هر دو نسبت به یک نکته باوردارند: لزوم تغییر رفتارهاى ایالات متحده آمریکا در خصوص ایران. امروزه سران دو حزب اصلى آمریکا بیش از هر مقطع دیگرى در درک و آنالیز رفتارهاى خود در قبال تهران عاجز مانده اند. این عجز خود را در موارد متعددى نمایان ساخته است. هفته گذشته زمانى که مادلین آلبرایت وزیر امورخارجه دولت بیل کلینتون سیاست خارجى دولت بوش پسر را به چالش کشید ذهن اکثر مخاطبان او میان دو مولفه سرگردان ماند.  یکى "استراتژى انتخاباتى دموکرات‌ها" و دیگرى "گسترش موج مبارزه با دکترین‌هاى افراطى نومحافظه‌کارانه" اما در این میان کمتر کسى بر روى مولفه " جابه‌جایى گسل‌هاى سیاسى در واشنگتن " تمرکز نمود.  نقطه آ‌شکار ساز این جابه‌جایى جدال انتخاباتى سه سناتور ایالات ایلنویز، ‌آریزونا و نیویورک جهت تصاحب پست ریاست جمهورى کاخ سفید است. این در حالیست که زیرساختهاى سیاسى و استراتژیک آمریکا در حل نوعى دگردیسى آشکار است.

با گذشت نیم قرن از دوران ریاست جمهورى آیزنهاور، امروزه شاهد حضور افراطى ترین نسل جمهوریخواهان در راس معادلات سیاسى واشنگتن هستیم.. اصلى ترین مسائل پیش روى سیاست خارجى آمریکا در دوران اخیر، "معماى ایران"است. معمایى که ذهن سران و استراتژیستهاى هردو حزب جمهوریخواه و دموکرات را نسبت به خود مشغول ساخته است. در میان این مشغولیتها و بحثهاى نامنظم و پراکنده، کبوترها و بازهاى واشنگتن سیگنالهاى تازه اى را جهت گفتگو به ایران مخابره نموده اند. مادلین آلبرایت ، وزیر امور خارجه اسبق ایالات متحده آمریکا اخیرا بر لزوم شناسایى ایران قدرتمند از سوى غرب تاکید نموده است. لزوم گفتگو با ایران نیز بارها از سوى جمهوریخواهان سنتى مورد تاکید قرار گرفته است. به گونه اى که در صورت پیروزى هریک از سه نامزد مطرح انتخابات ریاست جمهورى آمریکا ، "گفتگو با ایران"به عنوان بلافاصله دردستور کار مقامات کاخ سفید قرار خواهد گرفت. حتى افرادى مانند دیوید پترائوس و رایان کراکر نیز نتوانسته اند در گزارشهاى خود اهمیت نقش تهران در معادلات سیاسى و استراتژیک خاورمیانه را انکار نمایند. این در حالیست که دیوید پترائوس سپر بلاى نومحافظه کاران افراطى در برابر انتقادات زسانه ها و سیاستمداران مخالف بوش محسوب مى شود. حال اعتراف پترائوس نسبت به لزوم مذاکره با ایران چه مفهومى جز شکست استراتژیهاى بلند مدت و کلان واشنگتن در خاورمیانه دارد؟

از سوى دیگر، برگزارى انتخابات مجلس شوراى اسلامى و اعتماد مجدد مردم به اصولگرایان به صورت خودکار به آنتى تز استراتژى "مهار ایران" تبدیل شد. پیوستگى ملت ایران و جریان اصولگرایى جاى هیچ گونه قدرت مانورى را براى بازها و کبوترهاى افراطى علیه تهران باقى نخواهد گذاشت. قبل از برگزارى انتخابات اخیر، ایالات متحده آمریکا و برخى کشورهاى اروپایى تصور مى کردند که جابه جایى قدرت مجلس شوراى اسلامى مى تواند مقدمه جهت بازگشت تهران به رویکرد رفرمیستى ضربه پذیر دوران اصلاحات باشد. اما با پیروزى اصولگرایان در انتخابات اخیر، سیاست خارجى تهاجمى جمهورى اسلامى ایران درمواجهه با غرب ادامه خواهد یافت.

اگر میان "تفسیر" و "حل" معماى ایران توسط ایالات متحده آمریکا تفکیک قائل شویم، باید اذعان کنیم که کبوترها و بازهادر هر دو مرحله دچار خطاهاى فاحشى شده اند. جیمى کارتر،  رونالد ریگان، بوش پدر، بیل کلینتون و بوش پسر جملگى "معماى ایران"را از زاویه دکترینها و انگاره‌هاى ذهنى خاص خود تفسیر نموده اند. زمامداران کاخ سفید اکثر انرژى سیاسى و استراتژیک خود را صرف"نفى واقعیت ایران قدرتمند"نمودند. روشى که پس از سه دهه خبط آن بر همگان مسجل گردیده است. طى ماههاى اخیر"لزوم شناسایى ایران قدرتمند"در مقابل نفى آن جایگاه مستحکم ترى پیدا نموده است. به عبارت دیگر، ایالات متحده آمریکا ناگزیر است خود را جهت پذیرش قدرت تهران در خاورمیانه آماده نماید.

چندى پیش، زمانى که گزارش جیمز بیکر و هامیلتون به تازگى منتشر شده بود، برخى مقامات دولت بوش اعلام کردند که واشنگتن باید در صورتى وارد میدان مذاکره با ایران شود که نسبت به تهران داراى برترى و وزن بیشتر باشد. اما امروزه نه تنها این موازنه برقرار نشده است، بلکه تحت تاثیر جابه جایى زیرساختهاى سیاسى و تئوریک آمریکا و شکست راهبردى این کشور در عراق ، نیاز آمریکا به ایران نسبت به هر زمان دیگرى افزایش پیدا کرده است. یکى از این مقامات، رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده آمریکاست. گیتس تصور مى کرد که تحت تاثیر فشارهاى آمریکا موازنه قدرت به ضرر تهران تغییر خواهد نمود، اما تفاسیر و دیدگاههاى وى کاملا بالعکس به وقوع پیوست.

مسلما تازمانى که افراطى گرى بازها و دو چهره گى کبوترهاى آمریکا توسط عقلاى این دو مجموعه مهار نشود، تفسیر ایران قدرتمند و ایجاد ارتباط با آن به هیچ عنوان امکان‌پذیر نخواهد بود. از این رو پازلهاى موجود در سیا، پنتاگون و وزارت امور خارجه آمریکا، جهت تطابق آنها با نظرات استراتژیستهاى اصلى دو حزب دموکرات و جمهوریخواه باید هر چه زودتر برهم ریخته شود. حال چه کسى و از چه حزبى بانى این برهم ریختگى خواهد بود؟

در اینجا باید نسبت به نکته اى در خصوص سیاست خارجى ایالات متحده آمریکا اشاره کرد. نکته اى که درک آن تاثیر زیادى در تجزیه و تحلیل مناسبات آتى واشنگتن و تهران خواهد داشت. اینکه ورود ایالات متحده آمریکا به سال 2009 میلادى مصادف با جابه‌جایى قدرت در راس معادلات سیاسى واشنگتن خواهد بود.  اما این جابه‌جایى تنها در روبناى سیاست خارجى آمریکا تعیین کننده خواهد بود .  در اینجا حضور باراک اوباما وهیلارى کلینتون دموکرات یا جان‌مک‌کین جمهوریخواه اهمیت چندانى نخواهد داشت . مهم این است که رئیس جمهور بعدى آمریکا محکوم به انتخاب یک گزینه از میان دو گزینه محدود خواهد بود:  یکى تداوم تحرکات میلیتاریستى ومداخله‌گرایانه در دو نیمکره غربى و شرقى (البته در قالب دکترینى مغایر با دکترین بوش پسر) و دیگرى انزواگرایى نوین در عین تمرکز بر سیاست داخلى و برخورد محتاطانه با نظام بین‌‌‌‌‌الملل.  انتخاب هر یک از این گزینه‌ها نیز براى دموکرات‌ها یا جمهوریخواهان عواقب وتبعاتى دربرخواهد داشت.  آنچه مسلم است اینکه رئیس‌جمهورى بعدى ‌آمریکا نمى‌تواند در فاصله‌اى میان این دو یا در قالب گزینه سوم دیگر متضمن‌ بقاى کلیت ساختار سیاسى این کشور باشد. هیلارى کلینتون و باراک اوباما به عنوان دو نامزد مطرح حزب دموکرات از اکنون بحث گفتگوها با ایران را در دستور کارخود قرار داده‌اند. در این میان بیشتر جمهوریخواهان سنتى نیز نسبت به لزوم گقتگو با ایران اذعان دارند. پایان دوارن ریاست جمهورى بوش پسر مترادف با پایان دوارن انکار قدرت تهران در سیاست خارجى کاخ سفید خواهد بود. البته لازم به ذکر است که بوش پسر نیز هم اکنون به گونه اى در منگنه و فشار قرار گرفته است که چاره اى جز اذعان به قدرت تهران در معادلات خاورمیانه و جهان ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات