تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۳۷۵۷۸

خاورمیانه در برزخ نابودی و شکوفایی


احمد زیدآبادی
حسنی مبارک رئیس‌جمهور مصر حق دارد از آینده خاورمیانه بیمناک باشد، زیرا چشم‌انداز تحولات این منطقه، بسیار شکننده و هراس‌انگیز است. اوضاع چنان حاد شده است که یک حادثه کوچک می‌تواند منطقه را به کام جنگی پایان‌ناپذیر فرو ببرد.
نگاهی به خاورمیانه بیاندازید: حماس و فتح ناتوان از توافق بر سر یک دولت وحدت ملی، به جان هم افتاده‌اند و سرزمین‌های فلسطینی را در هرج و مرج و افراط‌گرایی غرق کرده‌اند. شبح جنگ داخلی بر فراز لبنان در پرواز است و بیم آن می‌رود که آتش فتنه‌ای قومی‌ و مذهبی این کشور را در خود بسوزاند. سوریه در انزوای بین‌المللی به سر می‌برد و رئیس‌جمهور جوان آن کشور از ترس پیامدهای برملا شدن راز قتل رفیق حریری نخست وزیر فقید لبنان، نمی‌داند که به کدام سمت گام بردارد. دولت اسراییل تحت فشار شدید افکار عمومی ‌این کشور به حدی ضعیف شده که برنامه خود را برای عقب نشینی یکجانبه از بخش عمده کرانه باختری رود اردن کنار نهاده بدون آنکه ابتکار تازه‌ای مطرح کرده باشد. اهود اولمرت برای بقای خود دست به دامن ایگدور لیبرمن رهبر حزب راستگرای دو آتشه اسراییل بیتینو (اسراییل خانه من) شده تا از طریق ائتلاف با او موقعیت دولت خود را مستحکم کند، ائتلافی که اگر رخ دهد، روزنه کوچکی نیز برای حرکت به سمت صلح با فلسطینی‌ها باقی نمی‌گذارد.
در عراق، شبه‌نظامیان سنی و شیعه چنان به سلاخی یکدیگر مشغولند که گویی جان آدمیزاد حرمت خود را به کلی از دست داده است. دولت نوری المالکی در برابر این همه قساوت، چنان فلج شده است که با وجود شرکت دادن همه گروههای رنگانگ سیاسی و مذهبی و قومی ‌در دولت خود، نمی‌تواند ثبات و آرامش را بر کشورش حکمفرما کند. افغانستان همچنان صحنه خونریزی نیروهای طالبان است و پاکستان از نقطه نظر افراط‌گرایی مذهبی به بمبی شباهت پیدا کرده است که از احتمال انفجار آن نمی‌توان احساس امنیت کرد. با این حساب، تنها کشورهایی مانند اردن و مصر و عربستان با ثبات به نظر می‌رسند، اما افراط‌گرایی در لایه‌های پنهان جوامع این کشورها نیز چنان رشد کرده است که کسی از ثبات آنها مطمئن نیست. با این اوصاف، خاورمیانه بی‌شباهت به بشکه باروت نیست. با این همه، می‌توان این بشکه باروت را خنثی کرد و این خنثی سازی از مسیر نقطه کلیدی بحران منطقه عبور می‌کند.
من بارها گفته‌ام و بار دیگر تاکید می‌کنم که نه جنگ افغانستان و عراق، بلکه بحران فلسطین، تغذیه کننده افراط‌گرایی در خاورمیانه است و چنانچه برای مشکل فلسطینی‌ها راهی پیدا شود، آنگاه می‌توان نسبت به آینده باثبات خاورمیانه امیدوار بود. مساله فلسطین اما گویی طلسم شده است به گونه‌ای که هر گاه طرف‌های عربی خواهان صلح می‌شوند، دولت اسراییل از آن رو برمی‌گرداند و هرگاه دولت اسراییل دم از صلح می‌زند، اعراب به‌ آن پشت می‌کنند.
در اینجا، این وظیفه جامعه بین‌المللی است که برای استقرار صلحی عادلانه در خاورمیانه وارد عمل شود. آمریکا و اسراییل با بین‌المللی شدن بحران خاورمیانه مخالفت می‌ورزند، مخالفتی که ریشه در زیاده‌خواهی دولت اسراییل و حمایت آمریکا از آن دارد. به گمان من، وقت آن رسیده است که طرح صلح عربی (مصوبه سران عرب در بیروت) به عنوان مبنای پایان دادن به بحران خاورمیانه در چارچوب یک کنفرانس بین‌المللی مورد بحث و گفتگوی طرف‌های درگیر قرار گیرد. مخالفت اسراییل با این طرح را می‌توان از راه اعمال فشار علیه آن خنثی کرد و بویژه اگر آمریکا نیز در این اعمال فشار شریک شود، دولت تل‌آویو راهی جز پذیرش آن نخواهد داشت. چنانچه بر مبنای یک فرمول صلح، کرانه باختری رود اردن، بیت‌المقدس شرقی و بلندی‌های جولان از اشغال اسراییل رها شوند، خاورمیانه به سرعت از بحران افراط‌گرایی دور خواهد شد. این فرمولی است که به نفع همه جهان است و اگر از آن غفلت شود، در آتش و خون غرق خواهیم شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات