جواد رنجبر

اشاره:

دکتر محمد صدر معاون وزیر امور خارجه در دولت اصلاحات،کاندیدای اصلاح طلب راه یافته به دور دوم انتخابات مجلس و چهره برجسته سیاسی امروز است که به همراه محسن امین زاده و صادق خرازی مثلث اصلاحات در سیاست خارجی را تشکیل می دهد. آقای صدر در گفت وگو به سان یک دیپلمات کارکشته، متین است اما زمانی که از کم رنگ شدن منافع ملی سخن به میان می آید دلسوزانه سخن می گوید.

"> سیاست خارجی جنجالی اشتباه است
تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۲  ، 
کد خبر : ۳۷۵۹۹
گفت‌وگوی مردم‌سالاری با محمد صدر در نقد سیاست خارجی دولت نهم

سیاست خارجی جنجالی اشتباه است

جواد رنجبر

اشاره:

دکتر محمد صدر معاون وزیر امور خارجه در دولت اصلاحات،کاندیدای اصلاح طلب راه یافته به دور دوم انتخابات مجلس و چهره برجسته سیاسی امروز است که به همراه محسن امین زاده و صادق خرازی مثلث اصلاحات در سیاست خارجی را تشکیل می دهد. آقای صدر در گفت وگو به سان یک دیپلمات کارکشته، متین است اما زمانی که از کم رنگ شدن منافع ملی سخن به میان می آید دلسوزانه سخن می گوید.


* آقای دکتر! در مقابل حجم زیاد سیاست های اشتباه دولت به طور طبیعی حجم زیادی از انتقادات نیز مطرح می شود. این حجم از انتقادات ممکن است از سوی دولت یا حامیانش، صرفا به عنوان رقابت یا تنازع سیاسی توجیه شود. برای روشن تر شدن فاصله زیاد سیاست خارجی دولت نهم و دولت اصلاحات لطفا تصویری از دستگاه دیپلماسی دولت آقای خاتمی را ارایه کنید.

** یکی از مسایل بسیار مهم سیاست خارجی و شاید هم مهم ترین قضیه در آن برای کشوری مثل جمهوری اسلامی ایران که جنگ هشت ساله تحمیلی را تجربه کرده جلوگیری از جنگ مجدد است. البته این نهایی ترین حد موضوع است. جنگ یک بعد نظامی دارد. اما این مهم ترین وظیفه سیاست خارجی آن است و وظایف دیگری هم هست. اما در کل سیاست خارجی باید کشور را به سمت تنش و مشکل نبرد. تنظیم سیاست ها باید به گونه ای باشد که به جای جنگ و تنش، آرامش و امنیت ایجاد کند تا کشور و ملت با آرامش به سمت توسعه و پیشرفت حرکت کنند.

مهم ترین نکته در دولت آقای خاتمی این بود که فرصت خوبی برای آرامش و امنیت ایجاد شد و زمینه توسعه در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فراهم شد. وقتی دولت اصلاحات روی کار آمد رابطه با اروپا بد بود. سفرای اروپایی به دلیل قضیه میکونوس از ایران احضار شده بودند و روابط در سطح کاردار بود. روابط با کشورهای عربی و خلیج فارس هم خوب نبود. با سازمان ملل هم رابطه خوبی نداشتیم. مهم تر از همه این که آمریکا به بهانه مساله خورو قصد حمله نظامی به ایران را داشت. گفته می شد چون 19 آمریکایی در خورو کشته شده اند دولت آمریکا می خواهد 19 منطقه ایران را شناسایی کرده و موشک باران کند.

در این شرایط دولت آقای خاتمی روی کار آمد. اما سیاست خارجی دولت اصلاحات به گونه ای اعمال شد که رابطه با اروپا به بهترین سطح خود رسید. سفرها در سطح بالا انجام شد. آقای خاتمی به اروپا سفر کردند و نخست وزیران اروپایی هم به ایران آمدند. رابطه با کشورهای عربی خلیج فارس هم که با ایران از اول انقلاب مشکل داشتند به سطح خوبی رسید و خطر حمله آمریکا به طور کامل از بین رفت و نه تنها آمریکا در صدد حمله نبود بلکه آقای کلینتون در سازمان ملل ابراز علاقه کرد تا با آقای خاتمی دست بدهد و پای سخنرانی ایشان نشست و خطرات از کشور رفع شد. کشور از جنگ و حمله نظامی نجات پیدا کرد و آرامش در کشور ایجاد شد و مردم هر روز خبر تحریم، جنگ یا قطعنامه جدید علیه ایران را نمی شنیدند. ما زمینه سازی برای حمله نظامی نمی کردیم و در تمام ابعاد کشور شاخص های توسعه پدیدار شد و این مهم ترین هدف سیاست خارجی را که تامین منافع ملی است محقق می کرد. سیاست خارجی دولت اصلاحات در جهت تامین منافع ملی بود.

* به نظر شما آیا می توان برای تشریح سیاست خارجی دولت نهم از مفهوم فقدان سیاست خارجی استفاده کرد؟ یعنی وجود نداشتن یک استراتژی روشن و رفتار های پراکنده منفعلانه؟

** سیاست خارجی مثل شعر فارسی سهل و ممتنع است. در نظر آسان می نماید و همه فکر می کنند می توانند در آن اظهار نظر نمایند. یا مسئولین اجرایی فکر می کنند اجرای سیاست خارجی آسان است اما در واقع به این سادگی نیست. عوارض اشتباه در سیاست خارجی که گریبانگیر یک مملکت می شود خیلی سریع و آنی بروز نمی کند. در برخی حوزه ها اشتباه به زودی خود را نشان می دهد ولی در سیاست خارجی طول می کشد تا نتایج معلوم شود. مثلا کسانی که می گویند قطعنامه شورای امنیت علیه ایران کاغذ پاره ای بیش نیست چون شناختی از سیاست خارجی ندارند نمی دانند که اثر یک تحریم بعد از یک ماه یا یک هفته مشخص نمی شود. به مرور زمان آثار تحریم های شورای امنیت آشکار خواهد شد.

* یکی از نمونه های این وضعیت در روابط با کشورهاست مثلا با مصر.

** بله. در همان چارچوب سهل و ممتنع برخی خیال می کنند که روابط دو کشور با یک سخنرانی و گفتن این که من حاضرم تا عصر سفارتخانه ایران را در مصر افتتاح کنم حل می شود. روابط دو کشور در عرصه بین المللی بسیار پیچیده است. سیاستمدار باید این پیچیدگی را بشناسد. باید حاکمیت مصر را بشناسد. بداند که آنجا حاکمیت سیاسی است، فرهنگی یا امنیتی است؟ باید دانسته شود که نگرش ها و حساسیت ها نسبت به ایران چیست؟ در خواستهای طرفین از هم باید مورد بررسی قرار گیرد و در نهایت این نتیجه حاصل شود که آیا امکان برقراری رابطه وجود دارد یا خیر. این که سفارتحانه افتتاح شود مشکلی را حل نمی کند. در سیاست خارجی قاعده بر این است که سخنان یک رییس دولت در مورد سایر کشورها، ماحصل کار یکی دو ساله کارشناسان است و پیش از هر صحبتی توافق می شود تا 24 ساعت پاسخ طرف مقابل اعلام شود.

* مورد حساس تری که از این مثال ها هست به مساله مهم تمامیت ارضی برمی گردد. نمونه مشخص آن هم سفر به امارات بود در حالی که این کشور نسبت به جزایر سه گانه ما ادعا دارد. در این مورد به نظر می رسد رابطه با یک کشور به تمامیت ارضی ترجیح داده شد.

** البته رابطه با امارات هم ترجیح داده نشد بلکه صرفا یک سفر ترجیح داده شد. وقتی رییس یک کشور احساس انزوا می کند برای خروج از انزوا هر سفری را دستاویز قرار می دهد. تمامیت ارضی یعنی کشور یعنی نظام جمهوری اسلامی ایران. هر ضربه ای به تمامیت ارضی کشور یعنی ضربه به نظام. خب دلیل این نوع برخورد با مساله تمامیت ارضی هم باز برمی گردد به عدم شناخت و اطلاع دولت از سیاست خارجی.

* متاسفانه در این مورد نگرانی های جدی وجود دارد.

** البته اگر تمامیت ارضی به طور جدی تهدید شود عکس العمل جدی هم در پی خواهد داشت. هم از جامعه و هم از طرف رهبری. ما امیدواریم کار به این مرحله نرسد. البته رییس‌جمهور هم اختیارات در مورد تمامیت ارضی ندارد و هر تغییری باید به تصویب مجلس برسد. شورای عالی امنیت ملی هم دخیل است و در نهایت هم مقام معظم رهبری باید این مسایل را تایید کنند. نگرانی در این سطح وجود ندارد. اما اقدامات دولت باعث طلبکار شدن کشورهای دیگر می شود. وقتی رییس‌جمهور به راحتی به ابوظبی می رود یا در جلسه شورای همکاری خلیج فارس شرکت می کند طرف های مقابل احساس می کنند رییس‌جمهور ایران چندان به تمامیت ارضی کشورش علاقمند نیست و این احساس باعث می شود آن ها گستاخ تر شوند.

* به نقش و اختیارات مجلس اشاره کردید. مجلس هفتم تقریبا واکنشی به سیاست خارجی دولت نشان نداد. مجلس هشتم را چکونه پیش بینی می کنید؟

** آرزو می کنیم در مسایل سیاست خارجی مجلس هشتم فعال تر از مجلس هفتم باشد. اگر ما در مجلس حضور داشتیم که این مسایل را پیگیری می کنیم و اگر نبودیم فکر می کنم سیاست خارجی آن قدر اهمیت دارد که مجلس هشتم فعال تر از گذشته به آن بپردازد. برای تک تک این مواردی که بحث کردیم مجلس می توانست از رییس‌جمهور سوال بپرسد و احضارش کند ولی این کار انجام نشد.

* نکته ای هم هست که آیا ساختار کمیسیون سیاست خارجی مجلس ساختار پویایی هست؟ تاکنون تعداد کمی از اعضای این کمیسیون متخصصین سیاست خارجی بوده اند.

** البته لازم نیست همه اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس متخصص باشند. اگر چند نفر متخصص سیاست خارجی و کسانی که تجربه این کار را دارند در آن حضور داشته باشند می توانند با استدلال دیگران را هم به سمت درست هدایت کنند. البته چند نفر از افراد کمیسیون سیاست خارجی مجلس هفتم وزارت خارجه ای بودند اما عکس العملی در برابر اشتباهات نشان ندادند.

* پس کم کاری خود نمایندگان بیشتر از ساختار کمیسیون در این امر موثر است.

** بله. مسایل سیاست خارجی هم مربوط فقط به یک کمیسیون نیست. سایر کمیسیون های مجلس هم می توانند موثر باشند و دخالت کنند.

* به مهم ترین مساله سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بپردازیم. رابطه با آمریکا. برای شروع لطفا دیدگاهتان را درباره مذاکرات ایران و آمریکا در عراق بفرمایید. ظاهرا این مذاکرات تاکنون بی نتیجه بوده است.

** در سیاست خارجی مذاکره و رابطه اصل است. اصل بر وجود رابطه است. البته برای جمهوری اسلامی ایران اسراییل استثناست و اصلا به رسمیت شناخته نمی شود. اصل دیگر سیاست خارجی منافع ملی است. اگر منافع ملی حکم کرد رابطه با هر کشوری باید برقرار می شود و اگر منافع ملی حکم نکرد رابطه برقرار نمی شود. الان بحث عراق مطرح است. منافع ملی ما حکم می کند که در عراق امنیت برقرار شود. امنیت عراق امنیت ما هم هست. عراق همسایه ماست. مردم عراق مسلمان اند و سابقه تاریخی و فرهنگی مشترک داریم. حرمین ائمه معصوم ما هم در عراق است و مردم ایران عاشقانه این اماکن مقدس را دوست دارند. خب همه این موارد هست و باید امنیت عراق تامین شود. دلیل ناامنی عراق هم اشغال است. در این حالت ما برای این که از حجم فشار بر ملت عراق کم کنیم با آمریکا مذاکره می کنیم. تا وقتی این نفع وجود دارد باید مذاکره ادامه پیدا کند. با این نظر هم که مذاکرات بی نتیجه بوده موافق نیستم. در سیاست خارجی همه امور بطئی است و زمان زیادی لازم است تا نتایج یک امر در این حیطه آشکار شود.

* در واقع ما برای کم کردن فشار بر مردم عراق با آمریکا مذاکره می کنیم. کی برای کم کردن فشار از ملت ایران این کار انجام خواهد شد؟

** ببینید برخی خیال می کنند رابطه با آمریکا تمام مشکلات ما را حل می کند. بسیاری از کشورهایی که با آمریکا رابطه دارند مشکلات جدی هم دارند. حتی مشکل دارترین کشورها، کشورهایی هستند که بیشترین رابطه را با آمریکا دارند. عراق نه تنها با آمریکا رابطه دارد بلکه آمریکا در این کشور نیرو دارد. اما مشکلات بسیاری هم در آن هست. یا لبنان، سوریه و ... البته اصل بر رابطه است اما نباید تصور کنیم با رابطه مشکلاتمان حل می شود. دولت آمریکا بر اساس منافع خود عمل می کند. خواسته هایی از ایران دارند که با برقراری رابطه این خواسته ها از بین نمی رود. اگر دو کشور در عراق به توافق برسند و شرایط مردم عراق بهبود یابد کم کم مقدمه ای برای حل مسایل دو طرف هم پیدا می شود.

* همه می دانیم که با برقراری رابطه با آمریکا همه مشکلات حل نمی شود. اما در مقابل با روسیه که کشوری خشن و غیر پای بند به تعهدات است و سابقه ای بسیار بد در ایران دارد و بنابراین امیدی هم به آینده روابط دو کشور به ویژه در مواقع سخت و حساس نمی رود روابط استراتژیک برقرار می شود. به عنوان یک فرضیه آیا نمی شد انرژی رابطه با روسیه در برقرای رابطه با آمریکا صرف شود؟ در نگاه مردم هم به ویژه در مناطقی که روس ها حضور داشته اند مثل آذربایجان روسیه منفورتر از آمریکاست.

** تاریخ روابط ایران و روسیه تاریخ بسیار بدی است. روس ها بزرگترین جنایات را بر علیه ایران انجام داده اند. از دوره مشروطه به بعد به ویژه در قضایای محمد علی شاه و اعدام انقلابیون لشگر روسیه نقش برجسته ای داشت. به توپ بستن مجلس توسط روس ها و خیانت به میرزاکوچک خان نمونه های جنایات روس ها در آن دوره است. در دوره اخیر هم حمایت شوروی از صدام در کنار کشورهای اروپایی را داریم. البته آمریکایی ها هم تاریح بدی در ایران دارند. روی کار آوردن دولت پهلوی دوم و حمایت از آن و آثار مخرب آن بر پیکره ایران فراموش شدنی نیست. اما در سیاست خارجی هیچ چیز ثابتی وجود ندارد. از جمله رابطه داشتن یا نداشتن با کشورها ثابت نیست. تنها چیزی که ثابت است منافع ملی است. روسیه همسایه ماست. روابط ما با همسایگانمان باید روابط خوبی باشد. اما نباید دچار اشتباه محاسبه شویم. نباید قدرت روسیه را بیش از آن چه هست تصور کنیم. روسیه در حال بازی با کارت ایران است و توانایی جلوگیری از صدور قطعنامه بر علیه ایران یا وتوی آن را ندارد. تنها کاری که روس ها می توانند عقب انداختن یکی دوهفته ای صدور قطعنامه یا کم رنگ تر کردن مواد تند آن است.

* کاری که چین هم انجام می دهد.

** بله. چین هم همین طور است. داشتن رابطه با روسیه اشکالی ندارد اما نباید دچار اشتباه محاسبه شویم.

* در حال حاضر کشور ما در سیاست خارجی با وضعیت خوبی روبرو نیست و به سمت درستی پیش نمی رود. در مقابل همه امکانات رسانه ای هم در اختیار دولت است و دارد این نوع سیاست را تبلیغ می کند. مسایل سیاست خارجی هم مانند مسایل سیاسی یا اقتصادی نیست که با سخنرانی تند و موضع گیری های جنجالی توجه مردم را جلب کند. فکر می کنید راه رساندن دیدگاه های شما به مردم چیست؟

** اولا جنجالی کردن سیاست خارجی و رفتن به سمت جنجال اشتباه است. جنجالی صحبت کردن درباره مسایل سیاست خارجی درست و کارساز نیست. در این حوزه باید در چارچوب منافع ملی صحبت کرد. این رفتار منافع ملی را تضمین می کند. ثانیا رسانه ها هم کم و بیش حرف ما را به مردم می رسانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات