محمدعلی مهتدی
محکومیت صدام حسین، رئیسجمهور مخلوق عراق به اعدام با طنابدار به دلیل جنایت ضد بشری و قتلعام در دجیل، بحثها و مسایل بسیاری را در محافل سیاسی و مطبوعاتی برانگیخته که نشان حساسیت موضوع و نیز حساسیت اوضاع منطقه است.
پیش از هر چیز باید دید که آیا انتخاب زمان برای اعلام رای دادگاه به منظور تاثیرگذاری روی انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا به سود جمهوریخواهان بوده که در این صورت این محکومیت باید کاملا جنبه سیاسی داشته باشد نه جنایی و حقوقی. اطرافیان آقای نوری المالکی، نخستوزیر عراق به هیچ وجه زیر بار این تحلیل نمیروند و تاکید میکنند که این اقدام، دستاوردی برای دولت مالکی است و ربطی به آمریکاییان ندارد، به ویژه که اخیراً بگومگویی هم بین دو طرف رخ داده و آمریکاییان دولت مالکی را متهم به ناکارایی کردهاند و آقای مالکی جواب داده که من آدم آمریکا نیستم بلکه فقط دوست آمریکا هستم.
وانگهی برای دولت جورج بوش که تا فرق سر در باتلاق عراق فرو رفته و شکست آن در برابر دموکراتها حتمیاست اعلام محکومیت صدا چقدر میتواند بر آرای آمریکاییان موثر باشد؟ هرچند کسی که مانند جورج بوش در حال غرق شدن است. در آخرین لحظات به هر طناب پوسیدهای چنگ میزند و به میزان استحکام این طناب نمیاندیشد!
فراموش نکنیم که صدام و دستیارانش در زندان نیروهای آمریکایی به سر میبرند و نه در زندان مالکی، لذا این سئوال مطرح است که آیا آمریکاییها واقعاً میخواهند صدام را اعدام کنند؟
و چه سودی از این کار نصیبشان میشود؟ در حالی که آنها برای باز کردن راه فرار از عراق باب مذاکره را در امان، پایتخت اردن با بعثیها گشودهاند و اجرا یا عدم اجرای حکم محکومیت صدام به فرض که در دادگاه استیناف تایید شود برگ تازهای برای آمریکاییها در زمینه چانه زدن با بعثیها و برخی جریانهای سنی مذهب محسوب میشود و جنایات آمریکاییان در کشتار شیعیان در مدینهالصدر در حومه بغداد نتیجه همین مذاکرات و چانهزدنهاست.
این در حالی است که وکلای مدافع صدام و دستیارانش همچنان تاکید میکنند که وضعیت حقوقی آنها وضعیت اسیر جنگی است. بنابراین باید براساس کنوانسیونهای ژنو با آنها رفتار شود. نه طبق قوانین کیفری عراق. مهمترین استناد آنها نیز همین است که صدام و دستیارانش توسط نیروهای آمریکا اسیر شده و همچنان در اسارت آمریکاییان هستند.
آنچه مسلم است این که آمریکاییها نمیخواهند در این شرایط آمریکا صدام یک قهرمان بسازند ولی چرا قهرمان؟ مگر طاغوت خونآشامیمثل صدام میتواند قهرمان باشد؟ بازتاب اعلام حکم محکومیت صدام این واقعیت تلخ را آشکار کرد که آمریکاییها آنقدر در عراق خونریزی و ناامنی ایجاد کردهاند که عدهای از عراقیها حسرت زمان حکومت صدام را میبرند و در سطح منطقه نیز با توجه به جنایات آمریکا در فلسطین و لبنان و عراق تنفر نسبت به آمریکا آن قدر بالاست که خونآشامی مانند صدام نیز که باعث و بانی بسیاری از بدبختیهای منطقه است، میتواند برای عدهای قهرمان باشد.
و سرانجام آیا آنها تنها به محکومیت صدام به علت قتل عام دجیل بسنده خواهند کرد یا اجازه باز شدن پروندههای دیگر جنایات صدام را خواهند داد. البته دادگاه انفال یعنی بمباران شیمیایی حلبچه و قتل عام حدود 5000 شهروند کرد مطرح است ولی آیا آمریکاییها اجازه باز شدن پروندههای مربوط به جنگ صدام بر ضد جمهوری اسلامی ایران و اشغال کویت و قتلعام دهها هزار نفر از شیعیان جنوب عراق در قیام مردمی سال 1991 را خواهند داد؟ چرا که اگر این پروندهها باز شوند، آن وقت نقش آمریکاییان نقش هنری کیسینجر، نقش دونالد رامسفلد و نقش برخی کشورهای عربی منطقه در همه این جنایات آشکار میشود. در غیر این صورت آیا اسرار همه این جنایات همراه صدام به گور خواهد رفت؟