دکتر فرهاد کلینی
بیانیه دبیر شورای عالی امنیت کشورمان حاوی نکاتی است که توجه گروه 1+5 را به خود جلب میکند. اول این که چه جریانی قصد دارد مسیر مذاکرات را تغییر دهد و مذاکره هدفمند و زمانبندی شده را به حالت «سرگردان و زیر فشار» سوق دهد. دوم این که از بسته پیشنهادی و «ابتکار جدید» استقبال و بر جدیت و زمان منطقی برای پاسخ تاکید شده است. سوم این که «بعضی از طرفها» بدون «هیچ اتفاق خاصی» قصد تغییر مذاکره با اروپا را دارند و چهارم این که در صورت «انتخاب مسیر تقابل» راهی جز «تجدید نظر» در سیاستهای هستهای وجود نخواهد داشت و بالاخره این که جمهوری اسلامی ایران از طرف مقابل میخواهد به «میز مذاکره باز گردد».
یقینا ادبیات استفاده شده در متن بیانیه برای حاضرین در اولین دور مذاکرات جدید در بروکسل حاوی نکات ظریفی است.
آقای سولانا که به عنوان طرف مذاکرات محسوب میشود بخوبی میداند که چگونه در وقت اضافی بعضی از طرفها سعی در اعمال نظرات خود دارند و تلاش میکنند تا جهتگیری شرایط را با سامانه منافع و احساسات خود مخلوط سازند و تصمیم جمعی را به سمت منافع و منظورات خود سوق دهند. سفیر فرانسه در سازمان ملل آقای جان مارک دلا سابیلر اخیرا در اظهارات خود پیرامون «کار – گروه 1+5» درباره قطعنامه شورای عالی امنیت بر مبنای ماده 41 بند هفتم از واژه freeza (انجماد) به جای «تعلیق» استفاده کرده است و بدیهی است که استفاده از هر واژهای همچون «تعلیق»، «انجماد) «توقف»، «تعویق» و ترکیب هر واژه در تغییر «زمان» و «حقوق بدیهی مندرج در قوانین به ثبت رسیده آژانس بینالمللی اتمی« میتواند خروجی سیاسی کاملا متفاوتی داشته باشد. آنچه که امروز بین اعضا ء 1+5 پیرامون چگونگی بکارگیری ادبیات حقوقی رخ میدهد و تا کنون پیرامون « شیوه تولید قطعنامه» به نتیجه کاملا قطعی نرسیدهاند وجود همین ابهامات است که حقوق دسته جمعی و استثنا کردن ایران را رو در روی یکدیگر قرار میدهد پذیرش هر وضعیتی توسط 1+5 در اصل، مسئولیت 1+5 را در نقاط دیگر به چالش خواهد کشید و زایش سیاست از مسیر « اشتباه در موضع قدرت» میتواند یک خط استراتژیک در عرصه بینالمللی به حساب آید.
«سیاسی کردن زمان» طی مذاکرات با هدف متوقف کردن تفاهمات مهم در خصوص همکاری ایرن و اروپا در مسیر « امنیت و انرژی » بود مجازی و مصنوعی کردن بعضی از محورهای از قبیل « زمان » اولویت بخشی به این عامل بیانگر رقابت پنهانی است که در اصل بین 1+5 ولی به صورت نانوشته موجود است.
عواملی همچون:
1- اصرار روسیه بر رهبری انرژی در جهان و نقش این سیاست در حوزه تامین گاز اروپا و نقش محوری در « خدمات انرژی هستهای. » در سهام بازار انرژی در آینده با هدف منویولیزه کردن نقش خود در آینده اروپا.
2- ناخشنودی اسرائیل از روند تعامل جدید بین ایران و اروپا برای بر سرانجام رساندن راه مشترک که با سیاست شکستن دموکراسی در فلسطیبن همراه شد.
3- علاقه ویژه و خاص تیم نومحافظه ماران رادیکال از قبیل دیک چنی برای استفاده از موضوع « امنیت » و ضرورت عدم حل مشکلات در موضوع هستهای ایران، تغییر افکار عمومی از عدم موفقیت در عراق و متمرکز کردن سیاست ماشه و ضربه پیشدستانه در برابر تیم دیپلماسی در کاخ سفید و بکارگیری شرایط برای انتخابات میان دورهای آمریکا.
4- تلاش ویژه انگلیس در یک بازی شبه آمریکایی به جای عقل مشترک اروپایی و جلوگیری از رویکرد مشترک آلمان ـ آمریکا در حوزههای جدید سیاست خارجی، همه گویای تلفیق «شرایط بازی» و «بازی با شرایط» است و باعث جلوگیری از تشکیل یک «منطق مشترک و عالی» در شرایط موجود میشود. بدیهی است ایران نمیتواند هرینه پرکردن این وضعیت را بپردازد و طرف ایرانی تلاش کرده است با خویشتنداری و مراقبت از مواضع خود از تند کردن وضعیت پرهیز کند زیرا فاصله موجود بین 1+5 را خود طرفهای بینالمللی بایستی تشخیص و به یک معیار تعادلی در رویکرد به مسائل بینالمللی برسند. سهم ایران در مسئولیت را قدرت سیاسی حقیقی تعیین میکند و پیشرفت در جاده آینده را تنها با عامل سازنده میتوان بدست آورد . این که در بیانیه دبیر شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی ایران «باز گذاشتن مسیر مذاکرات» تاکید میشود اتفاقی نیست و به رغم تجربه منفی از مذاکرات گذشته که تعلیق بصورت داوطلبانه و برای مدت کوتاهی مذاکرات خود جای داد را چشم پوشی نمود ناشی از ضعف و کمبود حافظه نیست بلکه همکاری متناسب برای آینده بود که البته هنوز فرصت مجدد «باز تفکر» پیرامون شرایط وجود دارد تا طرفین بتوانند نه بر اساس « تفکر بسته » و تفکر تحمیل برخی از طرفها بلکه با «تفکر باز» بسته پیشنهادی را بررسی کنند. به نظر میرسد در صورتی که قطعنامه احتمالی بر دعوت مجدد طرفین به ادامه مذاکرات و رفع ابهامات متمرکز شود میتواند فرصت مناسبی برای بررسی بوجود آورد و در صورتی که انتخاب 1+5 برای اعمال فشار مجدد متمرکز شود چیزی جز از بین رفتن دستاوردهای متقابل نخواهد داشت.