مهرداد بهمنی
ارزیابی عملکرد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ایام نوروز که به تعبیری فصل شکوفایی فیلمها و سریالهای تلویزیونی محسوب میشود از آنجا که حجم وسیعی از اوقات فراغت مردم را به خود اختصاص میدهد از جایگاه و اهمیت ویژهای برخوردار است. پخش بیش از 70 فیلم سینمایی و چهار سریال تلویزیونی در این ایام نشان از توجه ویژه سیما به جذب هر چه بیشتر مخاطبانی دارد که همواره در معرض خطر برنامههای نامناسب ماهوارهای و اینترنتی قرار دارند. تشویق مخاطبان به استفاده از رسانه ملی که به خصوص در سالهای اخیر سرلوحه برنامههای این سازمان قرار گرفته باعث شده تا در ایام تعطیل مخاطبان شاهد پخش گسترده آثاری باشند که به عنوان مثال گاه از زمان تولید آن در کشورهای غربی بیش از چند ماه نگذشته و هنوز در بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی بر پردههای سینما قرار دارند.
در یک بررسی و تحقیق سطحی به راحتی میتوان به این واقعیت دست یافت که پخش برنامههای متنوع از شبکههای مختلف سیما از منظر کمی دارای رشد چشمگیری بوده که به نوبه خود قابل توجه و ستایش است. اما موضوع به این جا ختم نمیشود به این معنا که هدف اصلی سازمان صدا و سیما بیش از آنکه به جذب هر چه بیشتر مخاطبان خلاصه شود به ارتقا سطح فرهنگی، دینی، اخلاقی و علمی مخاطبان باز میگردد. چنین نگرشی مسئولان سیما را موظف میکند که در انتخاب و گزینش آثار دقت نظر بیشتری را مبذول دارند و هم از این رو است که ارزیابی عملکرد سیما از اهمیت ویژهای برخوردار میشود.
از آنجا که فیلمها، سریالها و جنگهای تلویزیونی مهمترین برنامههایی به شمار میروند که در ایام نوروز به مخاطبان ارائه شد هر گروه به طور جداگانه ارزیابی میشود.
الف) سریالها
«وفا»، «پایان نمایش»، «زندگی به شرط خنده» و «کارآگاه لطفی» سریالهایی بودند که به ترتیب هر شب از شبکههای سه، یک، پنج و دو سیما به نمایش در آمدند. براساس آمار و اظهار نظرهای مخاطبان صرف نظر از سریال طنز «زندگی به شرط خنده» که شروع آن به پیش از ایام نوروز باز میگردد، دو سریال «وفا» و «پایان نمایش» توجه مخاطبان بیشتری را به خود اختصاص داد.
آنچه که در سریال وفا مورد توجه قرار گرفته بود، یعنی بحث شبکههای جاسوسی رژیم صهیونیستی و ترورهایی که در سراسر دنیا به دست عوامل آنها صورت میگیرد، به نوبه خود بحث جذاب و قابل توجهی بود که برخلاف انتظار توانست مخاطبان خود را تا به انتها با خود همراه سازد. استفاده از یک قصه جذاب و عوامل حرفهای نیز باعث شد تا سریال «پایان نمایش» نیز علیرغم استفاده از یک موضوع کهنه و تکراری، سریال پر بینندهای باشد. اما آنچه که در این دو سریال بسیار قابل توجه و تامل بود، تاکید بیش از اندازه داستان بر روابط عشقی میان بازیگران سریال بود به گونهای که در سریال وفا، داستانکهایی چون ارتباط عاشقانه وفا و ژوبین در بسیاری از موارد از قصه اصلی پر رنگ تر شده و قصه اصلی را کاملا به محاق میبرد. این موضوع باعث شده بود تا بینندگان با یک «لاواستوری» تمام عیار روبرو شوند که با توجه به فضای دینی حاکم بر جامعه کاملا مغایرت داشت. بی شک در این میان هیچ شخصی منکر اهمیت عشق، این ودیعه الهی در میان ابنا بشر نیست اما اینکه بخواهیم ارتباطات عاشقانه میان دختر و پسر جوانی را که کوچکترین محرمیتی با یکدیگر نداشته در این حد به تصویر بکشیم، از خطوط و مرزهای اخلاقی جامعه عبور کردهایم. یادمان نرود که بخش اعظمی از مخاطبان تلوزیونی را پسران و دختران نوجوانی تشکیل میدهند که در درک صحیح میان عشق واقعی و مجازی و یا احیانا شهوانی عاجزند. چه نیازی است که روابط دختر و پسر نامحرمی را به این اندازه مورد تاکید و غلو قرار دهیم. آیا به این بهانه که یک جوان یهودی در آینده قصد دارد تا مسلمان شود حق این را داریم که از زبان وی عاشقانهترین لغات را که حتی برخی زنان و مردان محرم جامعه از گفتن آنها به همدیگر شرم دارند، جاری سازیم؟
در سریال «پایان نمایش» نیز با همین موضوع البته تا حدودی پاستوریزه شدن روبرو هستیم. آیا تنها راه جذابیت در سینما و تلویزیون ما به روابط عشقی میان زن و مرد خلاصه شده است؟ آیا مسئولان سینما به این موضوع توجه دارند که بر اساس آمار رسمی و تائید شده، برنامههای تلویزیونی و سینمایی عامل بلوغ زودرس در کودکان و نوجوانان ما شده است. چرا کارگردان ایرانی باید به جایی برسد که تنها راه نجات سریال خود را در چنگ زدن به دامان سیاستهای عشقی بیابد؟
در مورد سریال طنز «زندگی به شرط خنده» نیز انتقادات بسیاری وجود دارد که در اینجا تنها به یک نکته آن اشاره میشود. آیا سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در قبال آگهیهای بازرگانی خود کم درآمدزایی میکند که امروزه سریالهای تلویزیونی با درج آگهیهای تبلیغاتی به دنبال اسپانسرهای مالی چون «زانتیا» و هتل دیزین میگردند. بیشک این موضوع در کوتاه مدت باعث خواهد شد تا مفهومهای متعالی یک اثر فدای درآمدزایی شوند.