محمدعلی احمدنیا
در ماه اخیر رویدادها و تحولات مختلفی چه در عرصه منطقه و چه در عرصه بینالمللی اتفاق افتاده است که هر کدام با واکنشهای مختلفی روبرو شدهاند.
بازیهای جام جهانی، یورش به مناطق فلسطینی، حملات گسترده رژیم صهیونیستی به لبنان، آزمایشهای موشکی کره شمالی و حملات تروریستی در عراق و... اما همه این مسایل خللی در موضوع هستهای ایران وارد نکرده است و این سریال چندین قسمتی همچنان ادامه دارد.
میگویند راز موفقیت در دیپلماسی صبر زیاد است. تاریح گواه این مدعاست. کشورمان از این دست مذاکرات سریالی بسیار داشته است. سرآمدترین آن در دوران قجر رقم خورده است. در این دوران اوج صبر و بردباری در دستگاه دیپلماسی بسیار مشهود و عیان است.
معاهده ارزهالروم و مذاکرات طولانی امیرکبیر پیش از صدرات در زمان محمدشاه قاجار با عثمانی از این دست دیپلماسی وقتگیر ولی موفقیتآمیز است.
باید گفت دستگاه دیپلماسی ایران به علت هجمههای کشورهای استعمارگر در دورههای پیشین که ایران را جولانگاه منافع خود میدانستند، از پشتوانه محکم و منطقی برخوردار بوده است. این پیشینه و پشتوانه وقتی با درایت و تعهد همراه شود، نتیجه مورد دلخواه برآورده خواهد کرد. نمود این دیپلماسی درباره موضوع هستهای کشورمان مشهود است.
سیری آغاز شد و با فراز و نشیبهای فراوان به وضع کنونی رسیده است. شاید در برخی موارد و در دوره خاصی این روند کند شده باشد، ولی همچنان رو به جلوست و بازی به زعم بعضیها ادامه دارد.
بازیگران کشورمان 90 دقیقه وقت قانونی را سپری کردند و در دو 15 دقیقه وقت اضافی نیز جانانه ایستادند و حال نوبت به ضربات پنالتی است. به نظر میرسد اولین ضربه پنالتی غرب و اروپا در بازی هستهای را ایران گرفته باشد، نوبت به ضربه ایران به دروازه غرب و آمریکاست.
برخی، ضربه ایران را در این آوردگاه پاسخی درست و منطقی به بسته هستهای غرب عنوان میکنند.
تاکید منطقی و قانونی مقامات ایران بر حقوق هستهای تاکنون مثمر ثمر بوده است. آگاه بودن سران مذاکرهکننده در موضوع هستهای کشور، به اوضاع و احوال جهان و درک درست در تصمیمگیری با توجه به اوضاع و نظام بینالمللی بهترین روشی است که مقامات کشورمان به خوبی از آن استفاده کردهاند.
به هر حال پافشاری ایران بر مواضع اصولی خود در بحث انرژی هستهای، اروپا و آمریکا را اگر نگوییم به زانو در آورده به تغییر تاکتیک خود واداشته است.
باید توجه داشت که در بحث انرژی هستهای کشورمان، راهبرد اروپا و آمریکا اگر یکسان نباشد، بسیار به هم نزدیک است. شکی نیست ایران بالقوه قدرتی منطقهای است. کشوری با این ژئوپلتیک و ظرفیتهای گوناگون کشوری، به خودی خود که در شاهراه قارهای قرار دارد میتواند در معادلات منطقهای موثر باشد.
مبحث مراودات تجاری و کسب منافع برای کشور که در بسته پیشنهادی غرب است در بازار خواه ناخواه به روشهای خاص تجاری تأمین خواهد شد. پس نگرانی آمریکا و اروپا از دستیابی ایران به فناوری هستهای چیست؟
به صراحت گفته میشود در این مقوله هیچچیز مهمتر از امنیت رژیم صهیونیستی برای آمریکا و اروپا مطرح نیست. نه این که به منافع خود فکر نکنند، بلکه منفعتطلبی مشروع و غیرمشروع صهیونیستها در این مقوله بیش از پیش مطرح است.
به رغم آنها:
- اسرائیل باید بماند برای متحد نشدن اعراب، مسلمانان و...
- اسرائیل باید بماند تا منافع کشورهای قدرتمند که خودشان صهیونیست هستند باقی بماند.
- اسرائیل باید بماند چون اگر نماند نظام سرمایهداری با مراودات استکباری از بین خواهد رفت.
نمیتوان این موضوع را دور از ذهن تلقی کرد که یک پای کار موضوع هستهای کشورمان، رژیم صهیونیستی است و اگر نیمچه تحول مثبتی نیز قرار باشد انجام گیرد قابل قبول این رژیم غیرمشروع نخواهد بود مگر با به رسمیت شناختن آن رژیم.
با همه این اوصاف، موتور دیپلماسی ایران دوباره با سفر لاریجانی به بروکسل و مادرید روشن شد.
در این دیپلماسی یا مذاکرات که نتیجه عملکردی مناسب در موضوع هستهای بوده است، درباره بسته پیشنهادی غرب به ایران مصوب گروه 1+5 گفتگو شد. بستهای که در قبال ارائه تسهیلاتی محدود اقتصادی استقلال ایران را طلب کرده است. پیششرطی برای این بسته تصور شده است با عنوان تعلیق و توقف فعالیتهای هستهای ایران.
فشارها پشت فشارها برای پاسخگویی سریع، گویا قصد داشتند با فینال مسابقههای جام جهانی، فینال موضوع هستهای ایران را نیز رقم زنند، که این طور نشد.
مذاکرات لاریجانی با سولانا آن طور که مورد نظر غرب بود نتیجه نداد. تأکید منطقی ایران به برخی ابهامات زمینهساز اظهار نظر نشست وزرای خارجه گروه 1+5 شد. در نهایت، این گروه موضوع هستهای کشورمان را به شورای امنیت ارجاع کرد.
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران تأکید بر این که مساله هستهای ایران تنها از طریق مذاکره قابل حل است، گفت: در مذاکرات با مقامات اروپایی هر چند مساله را با صراحت بیان کردیم و معتقدیم پیشنهاد داده شده از سوی اروپا به عنوان هسته اولیه حرکت مناسب و بالقوه است، ولی نواقصی دارد که در مذاکرات گفته میشود و با رفع نواقص به جایگاهی میرسد تا تمامیافکار طرفین در آن تجلی یابد.
لاریجانی گفت: طرف مذاکره باید از هم تعریف مشخصی داشته باشند تا در این چارچوب حرکت بزرگتری در منطقه و در سطح بینالمللی انجام گیرد و این مستلزم بیان شفاف و روشن دیدگاههای طرفین است.
وی تأکید کرد که هرگونه اقدامیبه شکل منطقی و عقلانی مذاکرات را خدشهدار کند باعث اختلال در روند مذاکرات خواهد شد و افزود: هر رفتار غیرمنطقی میتواند شرایط را به فضای قبلتر باز گرداند، اما اگر طرفین در مذاکرات شرایط خود را به بحث بگذارند، میتوان مسائل را حل کرد.