قاسم غفوری
شورای امنیت سازمان ملل متحد در حالی برای تصویب قطعنامه برای جنگ لبنان تلاش میکند که در آن هیچ اشارهای به جنایات صهیونیستها در فلسطین نگردیده بلکه بصورت پنهانی برای تشدید فشارها بر فلسطینیان فعالیت گردیده است.
رژیم اشغالگر قدس که با طرحی از پیش تعیین شده جنگی تمام عیار را علیه لبنان آغاز نمود، تلاش داشت تا در کوتاهترین زمان ممکن به پیروزی دست یابد. به رغم تمام تدابیر اتخاذ شده ازسوی صهیونیستها، مقاومت گسترده و همه جانبه حزبالله و ملت و دولت لبنان مانع از تحقق این سیاستها گردید. صهیونیستها که در عملیاتهای نظامیشکست کامل را پذیرا شدهاند، همچون گذشته روی به سوی متحدان غربی آورده تا به کمک آنها از طریق سیاسی بتوانند از بحران کنونی خارج گردند. آنها با تشدید جنایات خود، تلاش کرده تا پرونده را در سازمان ملل به جریان اندازند، در حالی که حاکمیت متحدان غربی خود بر این سازمان، برای اجرایی شدن سیاستهای خود گام برمیدارند. در کنار قطعنامهای که غربیها تلاش دارند تا در حمایت از رژیم صهیونیستی در سازمان ملل به تصویب رسانند، نکته قابل تامل تاثیرات این قطعنامه بر تحولات آینده فلسطین میباشد. با توجه به مفاد قطعنامه مذکور در حالی که لبنان بسیاری از منافع خود را به نفع رژیم صهیونیستی باید به فراموش بسپارد، (بویژه اجرای قطعنامه 1559) و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی این قطعنامه میتواند پیامدهای بسیاری برای فلسطین در پی داشته باشد. بگونهای که میتوان گفت بخشی از اهداف پنهان غربیها در تصویب این قطعنامه برای اراضی اشغالی فلسطین و اهدافی است که صهیونیستها در این منطقه پیگیری میکنند.
1) از نکات قابل توجه در قطعنامه شورای امنیت، بخش مربوط به پذیرش مرزهای لبنان و رژیم صهیونیستی میباشد. در قطعنامه مذکور آمده است که طرفین باید مرزهای رژیم صهیونیستی را بر اساس ضوابط بینالمللی بپذیرند. این اصل در حالی بیان گردیده که میتوان آن را تاکید دوباره بانیان قطعنامه بر ماهیت رژیم صهیونیستی و حاکمیت آن بر اراضی اشغالی دانست. به عبارتی دیگر آنها تمام اراضی اشغالی را تحت حاکمیت صهیونیستها معرفی در حالی که ماهیت اشغالی بودن و مالکیت حقیقی فلسطینیان بر این اراضی را انکار میکنند.
2) در بیانیه مذکور صرفا به جنایات صهونیستها در قبال لبنان اشاره شده است. آنها بدون آنکه به کشتارها و جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین اشاره کنند، چنان وانمود ساختهاند که آنها صرفا در لبنان جنگ میکنند ( آنها هم برای دفاع نه تهاجم ) به عبارتی دیگر آنها که تاکنون برای صدور قطعنامه علیه صهیونیستها در فلسطین سکوت کردهاند، در این قطعنامه نیز سخنی از آن به میان نیاوردهاند در حالی که جنایات آنها در لبنان و فلسطین به صورت همزمان و در یک چارچوب صورت گرفته است.
3) از نکات اساسی در قطعنامه شورای امنیت تاکید آن بر دو اصل خلع سلاح حزبالله و اجرای قطعنامه 1559 میباشد این بندها که گامی برای پایان دادن به مقاومت در لبنان است را میتوان سناریوی برای کاهش حمایتها از مقاومت ملت فلسطین و انزوای انتفاضه دانست. با توجه به اینکه از حامیان اصلی گروههای جهادی در فلسطین حزبالله میباشد که موجب تقویت و استمرار آن گردیده، رژیم صهیونیستی و متحدان غربی آن تلاش دارند تا به هر نحو ممکن این حامی بزرگ را از ملت فلسطین دور سازند. ( انتفاضه دوم پس از پیروزی حزبالله در عقب راندن صهیونیستها از جنوب لبنان در سال 2000م آغاز گردید ) براین اساس از طرحهای ارائه شده در قطعنامه شورای امنیت یافتن راهکاری برای دور ساختن حزبالله از فلسطین میباشد که برای تقویت صهیونیستها و شکست مقاومت صورت میگیرد.
4) یکی از اهداف قطعنامه غربیها، به رسمیت شناخته شدن رژیم صهونیستی از جانب لبنان است. آنها در این قطعنامه تلاش کردهاند تا سناریوی مصر و اردن را در قبال لبنان تکرار نمایند. این طرح که مشروعیتی برای صهیونیستها در پی دارد میتواند روندی جدید برای واداشتن کشورهای منطقه برای پذیرش رژیم اشغالگر قدس قلمداد گردد. با توجه به پیامدهای این روابط ( که براساس قطعنامههای بینالمللی صورت میگیرد) برای آینده فلسطین، میتوان گفت که غرب گامی دیگر برای انزوای فلسطینان و در نهایت تشکیل کشور جعلی صهیونیستها در اراضی اشغالی فلسطین بر میدارد. این اقدام خطری بزرگ برای منطقه و جهان اسلام قلمداد میشود که مسلما تاثیرات منفی بسیاری بر آینده فلسطین خواهد داشت.
در نهایت میتوان گفت که قطعنامه پیشنهادی غربیها در شورای امنیت هر چند بر محوریت لبنان استوار گردیده اما تبعات آن بر آینده فلسطین بسیار خواهد بود. آنها در قطعنامه مذکور تلاش کردهاند تا اولا ماهیت فلسطین و جنایات صهیونیستها در اراضی اشغالی را نادیده انگاشته ثانیا با واداشتن حزبالله به خلع سلاح و دولت لبنان به پذیرش ماهیت رژیم صهیونیستی ضمن ایجاد تفرقه در جهان اسلام از حامیان انتفاضه و ملت فلسطین کاسته تا راه را برای تحقق سیاستهای توسعهطلبانه صهیونیستها هموار سازند. بر این اساس میتوان گفت که رژیم صهیونیستی که با تحرکات نظامی نتوانسته اهداف خود را در فلسطین و لبنان محقق سازد اکنون با کمک متحدان غربی از طریق مجامع بینالمللی برای تحقق این مهم گام برمیدارد در حالی که به نام لبنان سیاستهایش در فلسطین را پیگیری میکند. بر این اساس در شرایط کنونی جهان اسلام با حفظ وحدت و حمایت از مقاومت باید برای جلوگیری از تحقق این توطئهها فعال گردند تا ضمن تحمیل شکستی دیگر بر صهیونیستها، گامی مهم برای تحقق آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف بردارند هرچند که غرب از طریق مجامع جهانی برای جلوگیری از تحقق این آرمان تلاش میکنند.