علی تتماج
در ادامه توسعه مناسبات عربستان و ترکیه، ملک عبدالله پادشاه عربستان به دعوت رسمی مقامات ترکیه دیروز وارد آنکارا گردید تا گامی مهم برای تحقق این مهم برداشته شود.
دو کشور ترکیه و عربستان به عنوان کشورهای اسلامی با اهداف منطقهای مشابه، روابط مناسبی را برقرار نمودهاند. در ادامه روابط دو کشور نکته قابل توجه، دیدار ملک عبدالله پادشاه عربستان از آنکارا میباشد. (آخرین مقام ارشد عربستان که از ترکیه دیدار نموده بود سعود الفیصل در سال 1966 میباشد) با توجه به تحولات منطقه و سیاستهای حاکم بر دستگاه دیپلماسی دو کشور مهمترین ابعاد این سفر از چند بعد قابل تامل و بررسی میباشد:
1. هرچند که ترکیه کشوری لائیک با نظامی سکولار میباشد، اما جامعه آن خواهان برقراری اصول اسلامی میباشد. براساس آمار منتشره بخش عظیمی از جامعه خواستار گرایش به اسلام و دوری از غرب میباشند. با توجه به تحولات اخیر ترکیه که اعتراضات شدید مردمی از سیاستهای دولت را در قبال مواضع آنکارا در برابر تحولات جهانی بویژه فلسطین و رژیم صهیونیستی و غرب را در پی داشته، ترکها میتوانند از دیدار اخیر به عنوان گامی بزرگ در تحقق خواستههای مردم یاد نمایند. به عبارتی دیگر این دیدارها میتواند تا حدودی رضایت افکار عمومیترکیه را از سیاستهای اسلامگرایانه و غرب ستیزانه دولتمردانشان فراهم آورد.
2. از سیاستهای دولتمردان ترکیه بویژه در دوران اردوغان، دوری از غرب و گرایش به کشورهای اسلامی است.
آنکارا به عنوان کشوری اسلامی تلاش داشتهاند تا همواره جایگاه خود در کشورهای اسلامی را حفظ نمایند هرچند که از نگاه اجتماعی به غرب تمایل دارند. آنها به خوبی آگاهند که حضور در جهان اسلام منافع بسیاری را برای آنها به همراه دارد بویژه اینکه از یک سو غرب از گرایش آنها به اسلام نگران است و از سوی دیگر جهان اسلام با غربی شدن آن، لذا در چنین شرایطی آنها با برقراری ارتباط با هر دو طیف، سعی میکنند تا منافع دو جانبهای را کسب نمایند. با تمام این تفاسیر ترکها مهمترین اهداف خود در قبال جهان اسلام را حضور در سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس تدوین نموده که عربستان میتواند تا حدود زیادی تحقق بخش این اهداف باشد.
3. از دیگر دلایل نزدیکی ترکیه و عربستان را میتوان روند تحولات منطقهای و دغدغههای مشترک آنها در قبال آن دانست. طرفین در قبال تحولات عراق، لبنان و فلسطین، دیدگاههای مشترک دارند، که توسعه مناسبات برای حل این بحرانها میتواند از عوامل نزدیکی آنها باشد. هرچند سیاستهای توسعه طلبانه ترکها عراق و فلسطین چندان هماهنگ با عربستان نمیباشد، اما ملاقاتهای پیاپی آنها میتواند گامیبرای همسو نمودن مواضع و در نهایت رسیدن به راه حلی برای برای حل بحران باشد.
4. آنچه در سیاست خارجی عربستان مشاهده میگردد، رویکرد آنها بر گسترش مناسبات با اروپا و حوزه بالکان میباشد. در این چارچوب آنها مذاکراتی با کشورهای این حوزه داشتهاند، بر این اساس با توجه به موقعیت جغرافیایی ترکیه و نیز جایگاه آن در این مناطق، ریاض میتواند امیدوار به بهرهگیری از شرایط موجود جهت دستیابی به اهداف خود باشد. (ترکیه پلی ارتباطی است که کشورهای حوزه خلیج فارس و عربی را به اروپا و بالکان متصل میسازد).
5. توسعه مناسبات اقتصادی بویژه در زمینه انرژی از محورهای مذاکرات دو کشور میباشد. اولا عربستان میتواند بازار مناسبی برای کالاهای ترکیهای باشد ثانیا آنکارا از مصرف کنندگان انرژی (نفت و گاز) در عرصه منطقهای و بینالمللی است. با توجه به نیاز مبرم ترکها به مواد سوختی، آنها سیاست خارجی خود را بر همکاری با کشورهای اصلی تولید کننده نفت و گاز استوار کردهاند که عربستان در این میان از جایگاه ویژهای برخوردار میباشد. ثالثا ترکها همواره بر آن بودهاند به عنوان مرکز ترانزیت انرژی از خاورمیانه به اروپا ایفای نقش نمایند. لذا میتوان گفت که مذاکرات اخیر آنکارا و ریاض، گامی دیگر برای دستیابی ترکها به این مهم میباشد که مسلما تاثیر بسزایی در اقتصاد آن خواهد داشت.
با تمام این تفاسیر هرچند که دو کشور در طی سالهای اخیر تلاشهای بسیاری برای ارتقای روابط از خود نشان دادهاند اما همچنان موانع بسیاری برای ارتقای مناسبات آنها وجود دارد. اولا سیاستهای نامتوازن ترکها در قبال غرب و جهان اسلام مانع از آن شده که کشورهای اسلامی(بویژه ممالک غربی) این کشور را به عنوان متحدی اسلامی بپذیرند. بخش عظیمی از افکار عمومی جهان اسلام، ترکیه را کشوری غربی میدانند که ضرورتی برای برقراری ارتباط با آن وجود ندارد، ثانیا سیاستهای غرب بر این اصل استوار بوده که از آنکارا به عنوان محوری برای اشاعه فرهنگ خود به منطقه بهرهبرداری نمایند. با توجه به رخنه فرهنگ شدید غربی در این کشور، سایر کشورهای اسلامی با احتیاط بیشتری به برقراری روابط با آن میپردازند. ثالثا وجود پایگاههای نظامی آمریکا در این کشور از دیگر موانع پذیرش آن در جهان اسلام میباشد. رابعا سیاستهای دوگانه ترکها در قبال تحولات سرزمینهای اشغالی بویژه روابط با رژیم صهیونیستی از دیگر مناقشات آنها با کشورهای اسلامی قلمداد میشود. خامسا ضعف اقتصادی ترکیه که موجب گرایش آن به غرب و نیز ناتوانی آن در برآورده کردن خواسته کشورهای منطقه گردیده، نمود دیگری از فاصله ترکها با ممالک اسلامیاست.
بر این اساس میتوان گفت که هرچند دیدار ملک عبدالله از آنکارا، گامی مهم برای حضور ترکها در جهان اسلام و دوری آن از غرب ارزیابی میگردد، اما در نهایت تاثیر چندانی بر سیاست خارجی ترکها نداشته و سیاست خارجی آنها روند گذشته را پیگیری خواهد کرد. البته این نکته قابل ذکر است که این گرایش در حالی که منافعی را برای ترکها در منطقه و جهان اسلام در پی دارد میتواند محرکی باشد برای گرایش دوباره امریکا و غرب به آنکارا که از گرایش ترکها به کشورهای اسلامیدر هراس میباشند. آنها تلاش دارند تا به هر نحوی مانع از تحقق این اتحاد گردند لذا در شرایط کنونی ترکیه میتواند امیدوار باشد که از مشوقهای تازهای از سوی امریکا و اروپا برخوردار گردد، هرچند که در ظاهر در جهان اسلام به دنبال تحقق منافعش میباشد.