* یالثارات: به نظر شما نقاط قوت حزبالله لبنان در این دور از درگیریها با رژیم اشغالگر قدس چیست؟
** دکتر قاسمزاده نداف کارشناس مسائل بینالملل: تجربه جنگهای اعراب و اسرائیل این نکته را به ما اثبات کرده است که با توجه به بافت ناهمگون و بیریشگی ملت، نامشروع بودن حکومت و عدم جایگاه خاص اسرائیل در منطقه، جنگهای منطقهای گذشته هیچگاه بیشتر از سه ماه به طول نینجامیده است؛ یعنی عمدتا حول و حوش سه چهار ماه بوده و بیشتر نتوانستهاند به جنگ ادامه دهند، این حکایت از یک ضعف عمیق دارد و آن این است که تمام اتکای رژیم صهیونیستی به قدرت تکنولوژی خویش است. اگر تا به حال اقدامیعلیه کشورهای عربی اسلامی انجام داده است با اتکای به همین قدرت تکنولوژیک و حمایتهای آمریکا و دول غربی صورت گرفته است. اما اگر این قدرت تکنولوژیک بخواهد به تنهایی به کار گرفته شود آن هم در دورهای که کم کم به جای جنگهای کلاسیک و سیستماتیک به سمت جنگهای نامتقارن پیش میرویم، قطعاً طرفهای ضعیفتر – به لحاظ کمی و تکنولوژیک – میتوانند از نقاط آسیبپذیر دشمن استفاده کنند و ضربه کاری را به دشمن وارد کنند.
این سخن از آن جهت گفته شد که دقت شود حزبالله و نیروهای حماس و جهاد اسلامیدر سرزمینهای اشغالی در مقایسه با اسرائیل دارای قابلیتهای بیشتری هستند؛ چرا که اولا ما زمانی میتوانیم پیروزی را برای نیروهای صهیونیستی به حساب آوریم که در یک جنگ زمینی با نیروهای حزبالله شرکت کنند، این حزبالله همان فرزندان امام (ره) هستند.
امام خمینی(ره) در گذشته نه چندان دور و زمانی که تهدید امریکا علیه جمهوری اسلامیمطرح بود فرمودند که آمریکاییها تا زمانی که تکنولوژی و هواپیما دارند، در آسمان هستند و از آسمان ما را مورد هجوم قرار میدهند زیاد نمیشود کاری انجام داد، اما بالاخره روزی به روی زمین خواهند آمد، اگر بنا است که روزی به زمین بیایند آن روز با کسانی مواجه خواهند شد که به مرگ لبخند میزنند، شهادت برای آنها امری پذیرفته شده است و به راحتی در راستای رسیدن به اهداف خود میتوانند با شهادت کنار بیایند، این دقیقا نکته آغاز شکست و تلفات گسترده نیروهای اسرائیلی خواهد بود. پس، یکی از بزرگترین نقاط ضعف اسرائیل این است که قادر نیست وارد جنگ زمینی با نیروهای حزبالله شود و حتی در مواجهه با فلسطینیها در اراضی اشغالی – چه اراضی سال 1948 چه اراضی سال 1967 – دچار مشکل هستند و سعی دارند بیشتر از قدرت تکنولوژیک خود استفاده کنند.
بنابراین حزبالله در این رابطه دست برتر را دارد، در دو جنگ اول و دوم خلیج فارس ارباب اینها – امریکا – این را تجربه کرد یعنی تا زمانی که به اتکای تکنولوژی و تسلیحات نظامیخود خواستند علیه عراق طرفی ببندند نتوانستند، زمانی به نتایجی رسیدند – آن هم نتایجی که امروز شاید به نوعی عکس آن جواب داده است – که توانستند از نیروهای پیاده خود استفاده کنند و وارد سرزمین عراق شوند. به نظر من اسرائیل هرگز این کار را نخواهد کرد و حداکثر در یک پروسه زمانی دو، سه هفتهای سعی دارد با در پیش گرفتن سیاست مشت آهنین بتواند حداکثر ضربه و فشار روانی را بر ملت لبنان و فلسطین وارد آورد تا اینکه شاید بتواند از این راه نتایجی را بدست آورد.
نکته دوم که برگ برنده حزبالله است آن است که آنچه از دست دادنش برای حزبالله مهم است با آنچه از دست دادنش برای اسرائیل مهم است متفاوت است حزبالله و فلسطین در یک جادهی یک طرفهای قرار دارند که این جاده دیگر بازگشتی ندارد یعنی به دنبال این هستند که یا پیروز شوند و یا شهید شوند. این استراتژیای است که امروز مقاومت در اراضی اشغالی و حزبالله در لبنان پیشه کردند آنها به مثابه نیروهایی هستند که از رودخانه عبور کردهاند، پل را پشت سرشان خراب کردهاند و فرمانده به نیروهای خود میگوید برای پیروزی جز پیشرفت و عقب راندن دشمن راهی نیست و آنها پیروزی را هم شهادت میدانند و هم فائق آمدن بر دشمن، بنابراین، با چنین ملت و گروهی که احدی الحسنین را در نظر گرفتهاند کسی را یارای مقابله نخواهد بود.
از دیگر امتیازاتی که برای حزبالله میتوان قائل شد بحث آوارگان صهیونیست است. اسرائیل از شمال سرزمینهای اشغالی – یعنی جنوب لبنال – جزء امنترین مناطق مسکونی یهود بوده است شهرکهای یهودینشین در آنجا مستقر است و جزء خوش آب و هواترین نقاط اسرائیل به شمار میرود. یهودیانی که در آن منطقه ساکنند نوعا یهودیانی هستند که از اروپا و امریکا مهاجرت کردهاند.
یهودیان ثروتمند رژیم اشغالگر هستند که در نقاط شمالی اسرائیل ساکن هستند. حدود پانصد هزار تا یک و نیم میلیون یهودی امروز شروع به مهاجرت کردهاند و در اردوگاهها زندگی میکنند. برای اسرائیل پذیرش تلفات انسانی اصلا قابل تصور نیست. اسرائیلیها به شدت در برابر تلفات انسانی آسیبپذیر هستند. نکتهای که اساسا در این طرف جبهه حل شده است این است که آنان به استقبال مرگ میروند. نکته بعدی بحث اقتصادی و تبعات اقتصادی است که در این عملیات میتواند برای رژیم صهیونیستی به بار آورد، رژیم صهیونیستی بخشی از درآمدهای خود را از ناحیه تروریسم بدست میآورد که با این حملات – که امروز میبینیم حزبالله آن را تا مرکز اسرائیل کشانده است و توانسته حیفا را مستقیما مورد هدف قرار دهد و وعده داده که در روزهای آینده حتی میتواند تل آویو را هم مورد اصابت موشکی خود قرار دهد - این درآمد اقتصادی از بین میرود. این میتواند نگرانی عمیقی را برای اسرائیل پیش آورد و به بحث اقتصادی که امروز یکی از دغدغههای دولت اسرائیل است دامن بزند حزبالله میتواند از این موارد علیه اسرائیل استفاده کند.
حشمت الله فلاحت پیشه عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: تفاوتی که حزبالله با اسرائیل دارد آن است که شاخص امنیت برای اسرائیل بسیار اساسی است، بر روی آن بسیار کار کردهاند و بر این اساس میلیونها مهاجر پذیرفتهاند. ولی در مقابل حزبالله و فلسطین اساسا در محیط توام با درگیری زندگی کردهاند و تلاششان این است که این محیط را ارتقاء ببخشند. اگر جنگ تمام عیاری شکل بگیرد بیشترین ضرر از لحاظ شاخص امنیت متوجه رژیم صهیونیستی خواهد بود از سوی دیگر شاخص آسیب پذیری آنان بیشتر است یعنی هرگونه توپ یا موشک کاتیوشا که به سرزمینهای اشغالی پرتاب میشود برابر است با موشک اسکادبی یا موشک هوا به زمین پیشرفته اسرائیل به فلسطین.
نکته دیگر آن است که در افکار عمومی منطقه نفرت نسبت به اسرائیل و حمایت جدی از حزبالله لبنان وجود دارد در داخل لبنان هم همین واقعیت موجود است، قطعنامه سازمان ملل پیرامون سوریه و لبنان تنها منجر به خروج نیروهای سوریه از لبنان شد و این خود حاکی از محبوبیت حزبالله است. اسرائیل به این نتیجه رسیده است که توان حضور و همزیستی با مسلمانان را در این منطقه ندارد. در فضای کنونی ساختار تقسیمبندی قدرت، به نفع اسرائیلیهاست بیشترین جنایات را انجام میدهند و خیالشان راحت است که امریکاییها در شورای امنیت قطع نامههای ضد آنان را وتو میکند. اما از لحاظ افکار عمومیدر سراسر دنیا فضا به شدت علیه آنان است. چون در مسیر انتحار هم قرار گرفتهاند، این فضا باز هم علیه آنان تشدید خواهد شد.
یدالله جوانی رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: حزبالله – مقاومت اسلامی لبنان – در چندین سال قبل برای اولین بار شکست سنگینی را بر رژیم صهیونیستی تحمیل کرد به گونهای که در آن مقطع برای اولین بار در تاریخ رژیم صهیونیستی یک چنین ضربهای به پیکره این رژیم وارد میشد. به دنبال عقبنشینی نیروهای رژیم صهیونیستی از جنوب لبنال تمامیکارشناسان به یک مطلب توجه کردند، آن مطلب این بود که یک نیروی جدیدی در منطقه حضور پیدا کرده است و آن نیرو حزبالله است؛ چرا که ما در جنگهای اعراب و اسرائیل در مقاطع مختلف زمانی که دولتهای مختلف عربی با رژیم صهیونیستی وارد جنگ شدند شاهد چنین ضربهای بر پیکره رژیم صهیونیستی نبودیم و معمولا این رژیم صهیونیستی بود که خواست خود را بر کشورهای عربی تحمیل میکرد بدون آنکه تحت فشار نیروهای نظامیکشورهای عربی از مناطق عقبنشینی کند.
در دور جدیدی که چندی پیش آغاز شد، اسرائیلیها حرکات گستردهای را در جنوب لبنان آغاز و بمبارانهای شدیدی را سازماندهی کردند، هیچکس و یا حداقل خود اسرائیلیها تصور نمیکردند که به دنبال اقدامات ددمنشانه شان در بمبارانهای وحشیانه و گسترده در لبنان با مقاومت و عکس العمل قاطع حزبالله مواجه شوند. اگر اسرائیلیهای چنین تصوری را درباره توانمندیهای حزبالله هم در مقاومت و هم در پاسخگویی و عکسالعمل در برابر این تجاوزات داشتند شاید چنین سناریویی را اجرا نمیکردند؛ هرچند که امروزه رسانههای غربی و صهیونیستی تلاش میکنند که اقدام اسرائیل را یک اقدام دفاعی قلمداد کنند و رئیس جمهور امریکا و نخست وزیر انگلیس مرتبا بر روی این مطلب تاکید میکنند که اقدامات اسرائیل دفاعی بوده و رژیم صهیونیستی به دنبال حرکت حزبالله و اسیر گرفتن از نیروهای اسرائیلی مجبور شده تا از خود دفاع کند.
آنچه که مشخص است این است که تهاجم گسترده هوایی، دریایی و زمینی به مناطق مختلف لبنان یک سناریوی از قبل طراحی شده است. اما آنچه که امروز میتوان گفت و مقامات تل آویو هم در برخی اظهارنظرها بدان اشاره کردند آن است که توان دفاعی حزبالله فوق تصور آنها بوده است. ما شاهد بودیم که برای اولین بار نیروی دریایی صهیونیستی متحمل یک ضربه سنگین شد. ضربه به گونهای بود که برای چندین ساعت مقامات رژیم صهیونیستی حتی حاضر به تایید آن و اعتراف به غرق ناوشکن بسیار مدرن و پیشرفته توسط موشکهای زمین به دریای حزبالله نبودند.
رژیم صهیونیستی برای دفاع از خود قبلا بر روی توان سپرهای ضد موشکی خود مانور بسیار بالایی میداد. اما امروزه شاهد آن هستیم که اسرائیل هیچگونه امنیتی ندارد. حیفا که دومین شهر اسرائیل است، شهری مدرن و صنعتی است و مراکز اقتصادی و صنعتی قابل توجهی در آن مستقر است توسط نیروهای حزبالله مورد هدف چندین موشک قرار گرفت و نیروهای حزبالله رژیم صهیونیستی را تهدید کردند که اگر آنها حملات خود را ادامه دهند و مناطق مسکونی و مردم بیدفاع لبنان را مورد هجوم بیشتر قرار دهند حزبالله از توان بیشتری برخوردار است و میتواند نقاط دوردست را هدف گیری کند تا جایی که برخی از کارشناسان و تحلیلگران مسائل نظامی، تهدیدهای سیدحسن نصرالله در مورد زدن شهرهای دور دست اسرائیل را اینگونه ارزیابی کردهاند که حزبالله قادر است حتی تل آویو را مورد هدف قرار دهد. اگر این اتفاق در روزهای آینده رخ دهد دقیقا همان چیزی است که رژیم صهیونیستی هیچ تصوری درباره آن نداشت.
نکته مهم آن است که یکی از اهدافی که رژیم صهیونیستی برای مقابله با حزبالله دنبال میکرد آن بود که چون میدانست به دنبال حمله به لبنان این حزبالله است که ممکن است از خود عکسالعمل نشان دهد، لذا این عکسالعملها را بهانه ادامه تجاوز قرار میدهد – کما اینکه اصل حرکت را اینگونه توجیه میکند که به دنبال اقداماتی دفاعی است و به خاطر اقدامهای اولیه حزبالله در برخورد با نظامیان صهیونیستی در مرز لبنان و مناطق اشغالی صورت گرفته است – با این اقدامات و تجاوزات، پایگاههای اجتماعی حزبالله را تخریب کند و مردم را علیه حزبالله به صحنه بکشاند. و همچنین بین ارتش لبنان و حزبالله اختلاف بیندازد و جریآنها و گروههای سیاسی را در کشور لبنان در مقابل حزبالله قرار دهد.
اما در طی این روزها شاهد بودیم که مقاومت جانانه در برابر رژیم صهیونیستی و همچنین عکسالعملهای جدی و قاطعی که حزبالله از خود نشان داده است محبوبیت حزبالله را بین مردم لبنان و کشورهای مختلف اسلامیافزایش داده است. این خود برای حزبالله توانمندی تولید میکند تا بتواند در برابر رژیم صهیونیستی مقاومت و ایستادگی کند و به تجاوزات این رژیم پاسخ دهد.
محمد نبی رودکی نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: مرسوم است که در جنگها آن طرفی که هواپیماهای مدرن و بمب افکن و شکاری و موشکها و توپخانه و عِدّه و ٍعدّه مجهز باشد، احتمال پیروزیاش بیشتر است اما آن چیزی که در حقیقت میتواند در برابر دنیای شیطانی و تجهیزات مدرن آنها بایستد نیروی ایمان است که به طور عملی در حزبالله متبلور است و این است که باعث شد اسرائیل را از جنوب لبنان اخراج کنند. در حال حاضر هیمنه اسرائیل بدست حزبالله شکسته شده است. نداشتن روحیه در ارتش بزرگترین نقطه ضعف امروز اسرائیل است.
* یالثارات: بنظر میرسد که حزبالله با وارد شدن به این عرصه جبهه جدیدی را برای اسرائیل گشوده است تا مقداری از سطح تهاجمات علیه مردم مظلوم فلسطین بخصوص غزه کاهش یابد این امر در استراتژی راهبردی حزبالله چه جایگاهی دارد؟
** نداف: این نکته میتواند درست باشد، یعنی گشودن جبهه جدید برای کم کردن فشاری که روی نیروهای حماس و مردم فلسطین بود شاید صحت داشته باشد اما در یک تحلیل کلان بایستی گفت که مبارزه اسرائیل و حمله جنونآمیز او به فلسطین و لبنان شاید یک عقدهگشایی نسبت به شکست خفت باری باشد که اینان در سال 2000 پذیرا شدند، در ادامه بایستی گفت که شاید به نوعی یک استفادهای از سوی امریکاییها بود که بتوانند که انتقال ماموریتهای جنگی خود به صهیونیستها را در منطقه تحقق بخشد در حالی که امریکاییها با مشکل جدی مواجه هستند از یاد نبریم که در قطع نامه 1559 که امریکا به تصویب رساند، بخشهایی از آن از جمله خروج سوریه از لبنان تحقق یافت اما مهمترین بخش آن خلع سلاح نیروهای حزبالله لبنان بود. خلع سلاح حزبالله پیامد بسیار مثبت و سازندهای برای امریکا و اسرائیل میتوانست داشته باشد، یعنی برخورد با سوریه تلقی میشد و به نوعی پیروزی در مبارزه با جمهوری اسلامیایران محسوب میشد و هم مشکل خود حزبالله به عنوان یک عامل تهدیدکننده اسرائیل در مرزهای شمالی این کشور حل میشد.
شاید بتوان گفت که حملات اخیر اسرائیل به حزبالله لبنان در واقع نقش پذیری اسرائیل از سوی امریکا به عنوان ماموریت جنگی است که اینها بتوانند در پرتو آن قطع نامه 1559 را به نقاطی برسانند و حزبالله را در لبنان خلع سلاح نمایند. بزرگترین هدفی که اسرائیلیها دنبال میکنند این است که حزبالله عامل بحرانزا است و میخواهند طوایف و گروهها و احزاب را به این سمت ببرند که اگر حزبالله نباشد ما میتوانیم با دولت لبنان بر سر مسائل امنیتی به یک نتیجه نهایی برسیم.
آنها تا به حال نتوانستهاند از راههای سیاسی به نتیجه برسند و حال میخواهند با فشار روانی و تخریب، جامعه لبنان را به این نتیجه برسانند که شاید از این طریق به خلع سلاح حزبالله کمک کنند.
متقابلاً حزبالله هم سعی کرده است با طرح شعار وحدت ملی و آزادسازی مناطق اشغالی در واقع محبوبیت خود را افزایش دهد. اقدامات اخیر حزبالله علیه نیروهای رژیم صهیونیستی یعنی غرق کردن ناوچه اسرائیلی در آبهای بیروت و حملات گسترده به شهرکهای صهیونیستنشین باعث شد که اتحاد و انسجام ملی در لبنان بدست آید. امروز تمام گروهها و طوایف، طرفداری خود را از مواضع حزبالله و شخص سیدحسن نصرالله اعلام کردهاند.
یدالله جوانی: نکته مهم آن است که تعداد زیادی از لبنانیها و نیروهای حزبالله در بند رژیم صهیونیستی هستند و حزبالله تلاشهای زیادی را به عمل آورد تا بتواند این نیروها را از چنگال رژیم اشغالگر قدس خارج کند که پیگیریها نهایتاً بدون نتیجه باقی ماند. طبیعی است که در صورتی که تعدادی از نیروهای لبنانی و مقاومت در چنگال رژیم صهیونیستی باشند حزبالله این حق را دارد که از هر امکانی برای آزادی آنها استفاده کند، چون اینها بدون دلیل آنجا نگهداری شده بودند و حزبالله هم خواهان آزادسازی آنان بود.
نکته قابل توجه آن است که طی 4-3 ماه گذشته دبیرکل حزبالله جناب سیدحسن نصرالله به طور صریح به اسرائیل این اولتیماتوم را داده بود که اگر شما نیروهای ما را که در بند شما هستند آزاد نکنید ما هم مجبور هستیم که اقداماتی را انجام دهیم و نیروهای شما را اسیر کنیم. پس از چندین بار هشدار و اولتیماتوم، طبیعی است که در چنین شرایطی نیروهای رژیم صهیونیستی در یک هشیاری به سر میبرند و این احتمال را میدهند که هر لحظه ممکن است نیروهای حزبالله اقداماتی را علیه آنان انجام دهند. نیروهای حزبالله برای آنکه بتوانند افرادی که در بند رژیم صهیونیستی هستند، آزاد کنند دست به گروگانگیری زدند که برای آنان اقدامیمشروع است. وقتی که رژیم صهیونیستی به هیچیک از مقررات بینالمللی پایبند نیست و تعدادی از نیروهای لبنان را سالها بدون دلیل در زندآنهای خود نگه داشته است طبیعی است که این حق برای حزبالله محفوظ است که اقدامات لازم را برای آزادی آنان انجام دهند.
اسرائیل از قبل برنامه داشت که از این بهانه استفاده کرده و به شکل گسترده سراسر لبنان را مورد هدف گسترده قرار داد. هیچکس این مطلب را نمیپذیرد که در برابر اقدام محدود حزبالله حملهای چنین گسترده علیه زیرساختهای لبنان و مردم صورت گیرد.
اما این هم تحلیلی است که حزبالله میخواست به غزه کمک کند و البته مستندات و شواهدی هم وجود داشت و میتواند صحت داشته باشد، چرا که به هرحال اسرائیل تهدیدی علیه کشورهای منطقه است اسرائیل همواره چشم به اراضی اطراف خود دارد، در لبنان همچنان بخشهایی نظیر شبعا را در اختیار دارد، و اگر در آن جبههها بتواند به موفقیتهایی دسترسی پیدا کند طبیعی است که ممکن است فشارها را بر مناطق دیگر افزایش یابد. کما اینکه الان هم اگر رژیم صهیونیستی در لبنان به یکسری توفیقات اولیه دسترسی پیدا کند این امکان وجود دارد که به کشورهای چون سوریه هم حمله کند.
بنابراین اقدامات رژیم صهیونیستی در منطقه نوار غزه را که به صورت گسترده و وحشیانه وارد عمل شد و بمباران کرد و مردم را از بین برد و نمایندگان و وزرا را دستگیر کرد و... - بایستی با نگاه کلان نگریست – سناریویی است که میتواند به شکل مرحلهای در دیگر مناطق هم عملیاتی و اجرایی شود.
فلاحت پیشه: بعد از اینکه در جو جدید کشتارهایی که در غزه شکل گرفت دنیا ساکت ماند و کشورهای عرب هم فقط به صدور بیانیه بسنده کردند، حزبالله با این اقدام خود در واقع سعی کرد به کمک فلسطینیها بیاید و بحث وحدت میان حزبالله لبنان و مردم فلسطین را به نمایش بگذارد. این موضوع نشان داد که مجموع تحولات این سرزمینها بایستی با هم به نتیجه برسند.
* یالثارات: وظیفه کشورهای اسلامی و مردم منطقه در این خصوص چیست؟
** نداف: حضرت امام در فرمایشات خود جواب این سوال را دادند، ایشان بارها فرمود که مشکل اصلی جهان اسلام اتباع جهان اسلام نیستند بلکه این حاکمان هستند که امروزه بزرگترین مانع و رادع برای اتحاد و انسجام ملی جهان اسلام هستند که میتوانند برعلیه اسرائیل اقدامات کارسازی را انجام دهند.
تا زمانی که این حاکمان وابسته و خودفروخته و معلومالحال در کشورهای اسلامی تسلط دارند شاید نتوان به یک بسیج عمومی دل بست، در سخنرانی اخیر آقای سیدحسن نصرالله خطاب به سران کشورهای عربی آمده بود که ما به روی شما هیچ حساب نکردهایم و به اتکای پتانسیلهای نیروهای جهادی مردم خود حرکت میکنیم و مطمئن هستیم که پیروزیم؛ چرا که این وعده الهی است و تحقق پیدا خواهد کرد.
بنابراین معتقدم که بسیج عمومی را بایستی برای زمانی گذاشت که جهان اسلام اولا بتواند اصلاحات را در درون سیستمهای خود پیدا کنند و بعد به سمت اصلاحی عمیق که حذف غده سرطانی است حرکت کنند. ملت فلسطین و لبنان، این ملتهای سلحشور، این قابلیت را دارند که با تنهایی و بدون کمک کشورهای دیگر، این غده سرطانی را ریشه کن نمایند. از سوی دیگر بایستی دقت کرد که رژیم صهیونیستی با همکاری آمریکا و خطدهی او تلاش میکنند که به نوعی در این بحرانی که شکل گرفته بتوانند کشورهایی نظیر ایران و سوریه را وادار نماید که وارد معرکه شوند یعنی به شکل عملی و اقدام نظامی.
بایستی هوشیار بود و در کمند ترفندها و حیلههای آنان قرار نگرفت. ملت فلسطین و لبنان امروز حمایت سیاسی اقتصادی ما را دارند. مردم ما هم به شکل شخصی حاضر هستند که هر کدامشان به آنجا بروند و مجاهده نمایند. اما درگیرکردن و گسترش جبهه بدین شکل که اسرائیل نه بر روی زمین بلکه به صورت هوایی بخواهد دامنه تجاوزات خود را به کشورهای دیگر نظیر سوریه و یا حتی ایران برساند میتواند نقطه آغازی برای امتیازگیری دشمن باشد که بایستی از این پرهیز کرد. ما نمیبایست به شکلی موضعگیری کنیم و به شکلی عمل کنیم که به صورت مستقیم در این معرکه که فکر میکنم عمق چندانی ندارد و فقط ایجاد جو رعب و وحشت و فضای روانی است وارد شویم.
فلاحت پیشه: کشورهای اسلامی هیچ وقت در عمل نتوانستهاند کمکی انجام دهند. در پیام جدید سیدحسن نصرالله هم این معنا وجود داشت؛ ایشان گفت: ما هیچگاه توقعی از شما نداشتهایم و از این پس هم نداریم.
منتها تنها کمکی که میتواند صورت گیرد حمایت افکار عمومی است وگرنه کسی نمیتواند خود را به صحنه درگیری برساند؛ حتی کمکها هم به گونهای نیست که به آنها برسد. کشورهای اسلامی بایستی از طریق سازمانهای بینالمللی و سازمان کنفرانس اسلامی محکومیت بینالمللی بوجود آورند. از سوی دیگر ما میتوانیم پوشش رسانهای کامل و ایجاد شفافیت در افکار عمومی داشته باشیم.