انوشیروان ظفری
دبیر حزب مردمسالاری استان چهارمحال و بختیاری
1-مخالفان اصلاحات دو گروهند. دستهای که خواستار حفظ وضع موجودند و خطا و ضعفی نمیبینند که نیاز به اصلاح آن احساس شوند به عنوان نمونه اعضای کابینه دولت نهم را افرادی پاکدامن میدانند که نیاز به نظارت هیچ دستگاهی ندارند.
واقعیت این است که این طرز فکر تحمل هیچ انتقادی برای تحویل مثبت و اصلاح امور را ندارد و نقادی تحول خواهان و اهل فن را حتی اگر علمی و کارشناسی و کاملا تخصصی باشد برنمیتابد و با تهمت رانت خورای و انگ سیاسی آن را پاسخ میدهد.
نمونه مشخص برخورد با نامه 50 استاد و صاحبنظر و اقتصاد خوانده بود. البته اینگونه تهمتها دیگر نخنما شده است اما این ضرورت را خاطرنشان میسازد که نخبگان، احزاب و فعالان سیاسی برای موفقیت باید دیدگاهها و فعالیتهای خود را به بطن ببرند.
گروه دوم با کجاندیشی، از اصلاحات درون مایوس هستند و با انتقال نگاه به بیرون مرزها، بیگانگان را ناجی کشور قلمداد میکنند در حالی که قدرتهای خارجی به دنبال تامین منافع خود هستند و دلسوز ایرانیان نبوده و نیستند و از افراد سادهلوح و بیبصریت به عنوان ابزار استفاده میکنند با اعتماد و قاطعانه میگوییم نگاه به برون برای ایجاد تحول و پیشرفت در درون یک دیدگاه نسنجیده، عافیتطلبانه، غیرعقلانی، نابخردانه و خفتبار است که با خصوصیات مذهبی، فرهنگی، هویت ملی ایران زمین و روحیه و فرهنگ ملت ما مطابقت و سازگاری ندارد از سویی استقلال و تمامیت ارضی کشور را آسیبپذیر میسازد و از بعد دیگر اسلام ناب محمدی(ص) را در مقابل تفکر طالبانی در دنیا تضعیف مینماید. بنابراین استدلال، یکی از رسالتهای مهم و کلیدی اصلاحطلبان برنامهریزی و منسجم و کار مداوم و روشنفکرانه برای تغییر نگرش این بخش از جامعه است.
2- اصلاحات دارای اصول، مبانی اهداف و برنامه نسبتا مشخصی است که البته باید به وسیله تیمهای تخصصی شامل کارشناسان و متخصصان فرهنگی، اقتصادی، صنعتی و با بهرهمندی از علوم جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی و مطالعات، تحقیق و پژوهش جامع و علمی و مبتنی بر نواندیشی با طراحی مهندسی جدید مورد بازسازی قرار گیرد سپس طرح جامع آن با عنوان «راهبرد اصلاحات» با اولویتبندی مشخص و تعاریف خاص هر هدف و برنامه تدوین و پروژههای اجرایی آن نیز به صورت عملیاتی تعریف شوند.
3- بسیاری از پروژههای اصلاحی به خوبی برای مردم تبیین و تعریف نشدند. به عنوان حقوق اساسی مردم بسیار مورد پیگیری و عنایت اصلاحطلبان بود که گستره آن کاهش فاصله طبقاتی، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، توزیع عادلانه ثروت، داشتن مسکن مناسب، اشتغال و ازدواج جوانان، حق حاکمیت مردم از طریق برگزاری انتخابات آزاد و سالم، آزادی اندیشه و بیان و برخورداری از فرصتهای برابر علمی، اقتصادی، فرهنگی و … را دربرمیگیرد اما چون این موارد موشکافی و تحلیل قرار نگرفتند دفاع اصلاحات از حقوق اساسی مردم جلوه و تداعی پررنگی در افکار عمومی نیافت که امید است احزاب سیاسی و نهادهای مدنی با بهرهگیری از اندیشه صاحبنظران، نظریهپردازان و استراتژیستها جهت تدوین این مهم گامهای اساسی بردارند.
اصلاح امور، ساماندهی نابسامانیها، کاهش اشتباهات و خطاها، جایگزینی قانون و ضوابط به جای روابط و مدیریت علمی و مبتنی بر بینش و تفکر به جای مدیریت آزمون و خطا و استفاده از فرصتها و کاهش تهدیدها را میتوان تعریفی از اصلاحات دانست.
نگارنده براین باور است که اصلاحات همچنان نیاز مبرم و ضرورت اجتنابناپذیر جامعه امروز و فردای ماست و هنوز هم بهترین و صحیحترین راه پیشرفت و رشد و توسعه متوازن و پایدار، اجرای کامل و مدیریت صحیح برنامههای اصلاحی است. عملکرد یک سال و نیم گذشته نیز نشان داد که آلترناتیو کارآمدیتری برای اصلاحات نمیتوان یافت.
عدم مشارکت، تحریم انتخابات و قهر کردن با صندوقهای رای جز ضرر و خسران هیچ دستاوردی ندارد و یاس و ناامیدی برابر با شکست است. برای تحقق اهداف اصلاحات باید همچون کوه مقاوم بود و به درستی راه و هدف اعتقاد راسخ داشت و از تاکتیکهای مبتنی بر عقلانیت و خرد بهره گرفت و با صبر، استقامت و تلاش به استقبال پیروزی رفت که سحر نزدیک است.