بنیامین صدر
هر چند که 85 سال از تشکیل نخستین تشکل صنفی مطبوعاتی روزنامهنگاران ایران با نام انجمن مطبوعات در تهران میگذرد. اما هنوز روزنامهنگاران به هدف خود از تشکیل انجمنهای صنفی دست نیافتهاند و همچنان خود را از بابت داشتن یک تشکل صنفی قدرتمند که توانایی لازم را برای تامین حقوق آنان داشته باشد، محروم میبینند.
در تاریخ مطبوعات ایران، از زمان انتشار نخستین روزنامه که میرزا صالح شیرازی به نام کاغذ اخبار منتشر کرد، روزنامهنگاری به عنوان یک حرفه پر خطر از شرایط مطلوبی برخوردار نبوده و روزنامهنگاران از حمایتهای صنفی و امنیت شغلی محروم بودهاند، در حالی که روزنامهنگاران در فرایند تولید و انتقال پیام به عنوان رکن مهم ارتباطات اجتماعی، نقش بسیار حساسی را ایفا میکنند.
در حال حاضر نیز 6 انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، انجمن نویسندگان و عکاسان ورزشی ایران، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، انجمن نویسندگان و عکاسان ورزشی ایران، انجمن روزنامهنگاران مسلمان، عکاسان مطبوعات و انجمن روزنامهنگاران زن ایران در عرصه مطبوعات کشور حضور دارند. اما آنها تا چهاندازه توانستهاند رضایت نسبی روزنامه نگاران و نویسندگان عضو خود را به دست آورند؟
به رغم همه تلاشهای صورت گرفته به نظر میرسد که روزنامهنگاران، تاکنون از این تشکلهای صنفی که برای احقاق حقوق حرفهای خود ایجاد کردهاند. به دلایل مختلف ساختاری و قانونی بهره چندانی نبردهاند.
اما روزنامهنگاران آیا میتوانند امیدوار باشند انجمنهایی که از سوی خودشان شکل گرفته و شروع به فعالیت کرده روزی بتواند در پیگیری مطالبات و خواستههای بر حق آنان موفق باشد.
انجمنهایی که مشروعیت خود را تنها از روزنامهنگاران بگیرند و نه از وابستگی خود به قدرت یا گروهی خاص!
نخستین تلاش برای ایجاد تشکلهای صنفی و تامین حقوق معوقه جامعه مطبوعاتی ایران را باید در انقلاب مشروطه ضمن تاثیر بسزایی که در روند کمی و کیفی انتشار نشریات داشت، موجب پیدایش تفکر گروهگرایی و ایجاد نخستین تشکیلات مطبوعاتی ایران نیز شد و سرانجام در سال 1300 خورشیدی نخستین اتحادیه مطبوعاتی کشور، با همکاری گروهی از مدیران جراید با انگیزه ایجاد گروههای صنفی برای مقابله با فشارها و اعمال محدودیتهای دولت، شکل گرفت و در نهایت به دلیل صفآرایی در مقابل دولت به سرعت از هم پاشید.
بارقههای امید
پس از وقایع شهریور 1320 که به سرنگونی سلطنت رضاشاه و تبعید او به جزیره موریس انجامید، بار دیگر تلاش برای تشکیل انجمنهای حمایتی مطبوعات از سر گرفته شد. در این دوره مدیران نشریات، تشکیلاتی با عنوان انجمن داشتند و واحد صنفی نویسندگان مطبوعاتی نیز با نام سندیکا فعال بود. مهمترین تشکیلات و انجمنهای ایجاد شده در دوران حکومت پهلوی دوم عبارت بودند از انجمن روزنامهنگاران ایران که در اوایل خرداد ماه 1325 و با هدف تامین منافع صنفی اعضا و برقراری ارتباط روزنامهنگاران ایرانی با نظام مطبوعاتی سایر کشورها تشکیل شد و سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات که به عنوان مهمترین و بزرگترین واحد ثبت شده صنفی مطبوعاتی تاریخ روزنامهنگاری ایران در سال 1341 آغاز به کار کرد.
صندوق رفاه نویسندگان و خبرنگاران حرفهای، صندوق تعاون، صندوق تعاونی اعتبار مسکن نویسندگان و خبرنگاران، از واحدهایی بودند که زیر نظر سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات ایران فعالیت میکردند.
مهمترین اقدام سندیکا نیز اعتصاب 70 روز مطبوعات در سال 1357 بود که از سوی این تشکل مطبوعاتی رهبری شد. به طوری که در دی ماه 1357 روزنامهنگاران ایران به قدرت و همبستگی خود بالیدند و توانستند دولت شریف امامی را به آزاد کردن روزنامهنگاران زندانی و توقف بازداشت نویسندگان مطبوعات وادار کنند.
یک سندیکا، یک قدرت
محمد بلوری، دبیر سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات در مقایسه قدرت اجرایی و اعمال نظر صنف روزنامهنگاران دیروز و امروز میگوید: «قدرت سندیکا که میتوانست با یک اعتصاب جمعی دو روزه تمامی روزنامهنگاران بیکار شده را به سر کار برگرداند و بیانیههای آن تاثیر مستقیم بر اداره حکومت داشت تنها از همبستگی اعضای سندیکا ناشی میشد». او توضیح میدهد: تمامی روزنامهنگاران عضو سندیکا به رغم ایدئولوژیهای متفاوت و حتی مخالف، در سندیکا یکدیگر را «هم صنف» میدیدند و هماهنگی صنفی را بر اختلافات ایدئولوژیک ارجح میدانستند. حقوق صنفی خود را میشناختند و از این آگاهی و همبستگی بود که قدرت تاثیرگذاری بر حکومت و چانهزنی را داشتند.
بلوری از قدرت روزنامهنگاران و خبرنگاران با پشتوانه سندیکا در مقابل مدیران مسئول و کارفرمایان میگوید: « اگر مدیری، خبرنگاری را اخراج میکرد و در سندیکا احضار میشد. مدیر مسئول میدانست اگر در دادگاه حضور پیدا نکند، تحریریه قلمها را زمین میگذارد».
به تعبیر بلوری، یکی دیگر از دلایل نبود انسجام صنفی بین روزنامهنگاران تصمیمی آگاهانه برای گشایش انجمنهای موازی انجمن صنفی روزنامهنگاران است. سندیکایی که میتوانست قدرت واحد داشته و تمامی اعضا را در قالب یک تشکل قدرتمند راهبری کند و روزگاری حتی سهمی جدی در تعویض نخستوزیر (ازهاری) را داشت و میتوانست دولت را متعهد به حذف سانسور از مطبوعات کند، گرچه نباید شرایط آن دوران را با این دوره مقایسه کرد، اما در کل تشکلهای صنفی ضعیف عمل میکند.
فقدان تشکل
آخرین مجمع عمومی و انتخاب هیئت مدیره سندیکای نویسندگان در 26 مهر ماه 1358 درست یک سال پس از پیروزی انقلاب برگزار شد و پس از آن به دلایل مختلف، مهمترین تشکل صنفی روزنامهنگاران ایران در وضعیتی بلاتکلیف قرار گرفت و به دست فراموشی سپرده شد.
تا اینکه پس از کش و قوسهای بسیار، پیگیریهای پراکنده و کوششهای سازمان نیافته در مهر ماه 1367 جلسهای در حضور وزیر ارشاد وقت تشکیل شد و در پاسخ به درخواست جامعه، مطبوعاتی کشور که خواستار تشکیلاتی برای حفظ منافع خود شده بودند. مقرر شد تا شکل حقوقی چنین تشکیلاتی «تعاونی» باشد و در نهایت در نشستی با حضور 32 صاحب امتیاز فعال آن زمان، هیئت موسس «تعاونی مطبوعات ایران» و هیئت رئیسه آن برگزیده شدند.
با تشکیل تعاونی مطبوعات که با هدف و انگیزه رفع نیازهای شغلی کارفرمایان مطبوعات ایجاد شد. آن دسته از خبرنگاران و روزنامهنگاران که با کارفرمایان خود دچار مشکل بودند، به نوعی احساس میکردند که از حداقل پشتیبانیهای صنفی با وجود تشکیل تعاونی با گرد آوردن مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات، تنها پرچم دفاع از منافع این قشر از جامعه مطبوعاتی را برافراشته بود و در عمل به منافع صنفی روزنامهنگاران بیتوجه بود.
تولدی دیگر
سرانجام در مرداد ماه 1377 خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات ایران از تشکیل انجمن صنفی روزنامهنگاران با خبر شدند. انجمنی که در نخستین ماده اساسنامهاش قید شده بود: « در اجرای ماده 131 قانون کار ایران و به منظور حفظ حقوق و منافع مشروع قانونی و بهبود وضع اقتصادی نویسندگان، خبرنگاران، عکاسان و گرافیستها، طراحان، کاریکاتوریستها، مترجمان و ویراستاران هیئتهای تحریریه و مطبوعات، انجمن صنفی روزنامهنگاران تشکیل میشود.» خبر تشکیل انجمن بیشتر روزنامهنگاران را خوشحال کرد. چرا که به گمان آنان این تشکل میتوانست مشکلات حقوقی و صنفی آنان را پیگیری کند، دارای قدرت اجرایی باشد و به مسایلی بپردازد که به طور مستقیم با وضعیت صنفی و زندگی روزنامهنگاران در ارتباط است. این بود که بسیاری از روزنامهنگاران نام خود را در فهرست اعضای انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران به ثبت رساندند تا با عضویت در این انجمن کمی از کار در حرفه نامطمئن و پر خطر روزنامهنگاری احساس آرامش کنند.
در طول 8 سال که از اعلام موجودیت انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران میگذرد، بیش از 2 هزار نفر به عضویت آن درآمدهاند. به دلیل اینکه مدیران نشریات با خبرنگاران خود قراردادهای رسمی و قانونی نمیبندند و به جای آن از شرکتهای پیمانکاری استفاده میکنند نمیتوان آمار دقیقی را نیز درباره تعداد خبرنگاران و روزنامه نگاران کشور اعلام کرد.
در این میان بیشتر اعضای این انجمن خواهان پرداختن به مشکلات ناشی از ناامنی شغلی خبرنگاران و مسایل رفاهی، بازنشستگی، بیمه و مسکن هستند. در واقع بیشترین انتقاد به انجمن نیز تاکنون از همین زاویه صورت گرفته است، این موضوع که انجمن صنفی روزنامهنگاران به دلیل پرداختن به مسایلی که رنگ و بوی سیاسی دارد، از پرداختن به اهداف اصلی خود باز مانده است. مسئولان انجمن در پاسخ به این انتقادات معتقدند که در کنار چالش با کارفرمایان برای اجبار آنها به رعایت حقوق خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات، نمیتوان از چالش با لایههای قدرت به دلیل تقویت و وجود قوانین نا کارآمد و تدوین قوانینی که منجر به ایجاد محدودیت برای فعالیت روزنامهنگاران میشود، همچنین برخی برخوردهای صورت گرفته با اهل قلم غفلت کرد. در واقع انجمن صنفی روزنامهنگاران میکوشد تا در راستای اصلاح وضع حرفهای روزنامهنگاری موانع و مشکلات ساختاری آن را نیز بررسی کند و در کوران چنین فضایی بود که انجمن روزنامهنگاران مسلم آن و انجمن روزنامهنگاران مستقل شکل گرفت. یا انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به عنوان یک تشکل غیر صنفی از دل جلسات انجمن سر دبیران روزنامهها بیرون آمد و از سوی تعدادی از سر دبیران روزنامههایی که حامیان اصلاحات سیاسی بودند، معروف شد.
در واقع انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، زاییده تحولاتی بود که اواسط دهه 70 در عرصه سیاسی اجتماعی و به تبع آن مطبوعات ایران رخ داد.