گروه بین الملل: برای نخستین بار پس از سال 1959 فیدل کاسترو – رهبر کوبا – دوشنبه شب به دلیل مشکلات جسمانی موقتا قدرت را به برادر کوچکترش رائول که هم اکنون وزیر دفاع است واگذار کرد.
کاسترو که کمتر از دو هفته دیگر 80 ساله میشود در نامهای که توسط منشی اش از تلویزیون دولتی این کشور خوانده شد نوشته است: «روزها و شبهای سرشار از کار و بدون استراحت باعث شده فشار روحی فراوانی به من وارد شود. این مسئله مشکلات داخلی و خونریزی شدید دستگاه گوارشیام را به همراه داشته و مرا مجبور کرده است تن به عمل جراحی پیچیدهای بدهم » در این نامه که کارلوس والنسیاگا به طور زنده قرائت کرد سفر اخیر کاسترو به آرژانتین و فعالیتهای زیاد او عامل این فشار روحی اعلام شده است. او همچنین نوشته: « این جراحی مرا به استراحت چند هفتهای مجبور میکند و باید از همه مسئولیتها و وظایفم به دور باشم. تمامی این مشکلات جسمانی در رادیوگرافیها و اندوسکوپیها روئیت شده اند.»
بنابراین فیدل تمامیاختیاراتش را به مرد شماره 2 و جانشین احتمالیش رائول کاسترو 75 ساله محول کرد. کاسترو در 47 سال حضور در راس قدرت کشورش هرگز قدرت را به کسی واگذار نکرده است. روز 20 اکتبر سال 2004 زمانی که او در سانتا کلارا و بر سر مزار چهگوارا مشغول سخنرانی بود به زمین افتاد این سقوط که گفته میشود در جریان آن زانوی چپ کاسترو از 8 نقطه شکست و بازوی راستش نیز مو برداشت به هیچ وجه رهبر کوبا را از مسئولیتهایش دور نکرد. نکته جالبتر اینکه او در هر شرایطی خودش بیانیههای مربوط به وضعیت جسمیاش در روزها و ساعات آتی را بهتر قرائت میکرد.
به هر حال اینطور که مشخص است رائول به مدت چند هفته به طور هم زمان دبیر اول حذب کمونیست، فرمانده نیروهای مسلح انقلابی و رئیس شورای دولتی خواهد بود. رائول که بر خلاف برادرش مرد سایه است از ابتدای انقلاب کوبا همواره مراقب سلامتی برادرش و همچنین حفظ این انقلاب است. اما مسئولیت ادامه برنامه ملی و بین المللی بهداشت عمومی کوبا به طور موقت به وزیر بهداشت سپرده شده است.
آموزش نیز که از دیگر اولویتهای کاسترو است به دو وزیر مسئول به نامهای خوسه ره ماچادو ونتو را و استبان لاسو هرناندسه سپرده شده است که هر دو عضو دفتر سیاسی حذب کمونیست هستند. در نهایت برنامه « انقلاب انرژی » که هم اکنون در جریان است به کارلوس لاخه داویلا سپرده شده که او نیز عضو همین دفتر و دبیر اجرائی شورای وزرا است. رهبر کوبا همچنین درخواست کرده جشن 80 سالگی اش که قرار بود روز 13 اوت برگذار شود به روز 2 اوت موکول شود. این تاریخ سالگرد تاسیس ارتش انقلابی کوبا است.
واقعیت چیست
طبق اعلام رسمی پزشکان کاسترو از خونریزی معده و روده رنج میبرد که از استرس زیاد و فعالیتهای بی اندازه او در سفر به آرژانتین و دیدار از خانه کودکی چه گوارا ناشی شده است. اما آنچه به طور غیر رسمی به گوش میرسد حاکی از این است که کاسترو از سال 1997 واقعا بیمار است. فیدل کاسترو در سال 1985 سیگار را به خاطر سلامتی ترک کرد. در سال 1994 در مطبوعات خارجی خبر بیماری شدید و بحران قلبی و مغزی او درج شد و در سال 1997 در حالی که باران میبارید در یک سخنرانی عمومی سعی کرد به شایعات پایان دهد. سال 1998 الیزابت تروخیو کوبایی اعلام کرد پیش از اینکه به اپوزیسیون بپیوندد کاسترو را تحت مداوا داشته و او از بیماری مهلکی در رنج است.
سال 2001 وقتی فیدل زیر آفتاب هاوانا 2 ساعت سخنرانی میکرد بیهوش شد، چند دقیقه پس از اینکه او را سوار آمبولانس کردند کاسترو به پشت میکروفون بازگشت و گفت: « حالم خوب است » شش روز بعد او دوباره ظاهر شد و در تجمعی ضد آمریکایی که 40 هزار نفر در آن شرکت داشتند گفت حالش از همیشه بهتر است. اما در ماه مه 2004 در مراسمی که برای مخالفت با بوش و سیاستهای آمریکایی برگذار شده بود کاسترو کاملا خسته به نظر میرسید و برای راه رفتن به شخص دیگری تکیه کرده بود. اما حالا شایعات حاکی از این است فیدل کاسترو ممکن است دیگر زنده نباشد. شبکه سی ان ان روز گذشته با طرح این سوال که چرا کاسترو بر خلاف همیشه خود شخصا در تلویزیون کوبا ظاهر نشده احتمال داده که ممکن است کاسترو فوت کرده باشد و دولت کوبا تصمیم گرفته این خبر را تا مدتی منتشر نکند. احتمال دیگری که این رسانه آمریکایی داده این است که ممکن است خبر جراحی او ساختگی باشد تا در غیاب موقتی کاسترو مخالفان در صحنه سیاسی شناسایی شوند.
اما روزنامه لیبراسیون مینویسد امضای کاسترو درپای این نامه لرزان بوده و خود متن آن نیز شکل و مضمون همیشگی را ندارد. چرا که کاستر همیشه از مبارزه با بیماری مثل یک مبارزه نظامی حرف میزند اما این بار خیلی راحت از انتقال قدرت حرف زده است. شاید حالش بیاندازه وخیم بوده است. چیزی که مسلم اینه که رژیم کمونیستی کوبا هم چنان به کار خود ادامه خواهد داد.
فیدل از مدتها پیش شرایط به قدرت رسیدن رائول را فراهم کرده است. در سیستم تک حذبی و براساس قانون اساسی کوبا در صورت بیماری یا فوت رئیس جمهور معاون اول رئیس شورای دولتی زمام امور را به دست میگیرد. اما به رغم اطمینان از جانشینی فیدل نبود این چهره افسانهای میتواند به نگرانیهایی دامن زند. به محض اعلام انتقال موقت قدرت، مخالفان کاسترو در آمریکا به خیابانها ریخته و به شادی و پایکوبی پرداختند. در فلوریدا و در محل « لیتل هاوانا» صدها نفر از کسانی که اصلیت کوبایی دارند با در دست داشتن پرچمهای کوبا شعارهایی مبنی بر امکان بازگشت به زادگاهشان سر دادند.
نگرانی چاوس از بیماری کاسترو
هوگو چاوس رئیسجمهور ونزوئلا نگرانی خود را از وضعیت جسمانی فیدل کاسترو و اعلام و آرزو کرد رهبر کوبا هر چه زودتر سلامتی خود را پس از عمل جراحی بدست آورد. چاوس که در جمع سران تجاری ویتنام در هانوی صحبت میکرد گفت: « اما از دل و جان آرزو میکنیم فیدل کاسترو هر چه زودتر بهبود یابد تا همیشه در کنار ما بماند. » چاوس که هم چون کاسترو از رهبران چپ گرای آمریکای لاتین و از منتقدان سر سخت آمریکا ست، گفت شنیدن اخباری درباره نامناسب بودن اوضاع جسمانی یک دوست خوب به هیچوجه خوشایند نیست. او گفت پس از شنیدن خبر بلافاصله با دفتر کاسترو در کوبا تماس گرفته تا اطلاعات بیشتری در این باره دریافت کند. « هوجی تائو» رئیس جمهور چین نیز با ارسال پیامی برای فیدل کاسترو آرزوی سلامتی کرد.
رائول کاسترو کیست
او برادر کوچکتر فیدل کاسترو است و اخیرا 75 ساله شده است. از زمانی که این دو برادر در دهه 1940 میلادی از مدرسه اخراج شدند، رائول در زندان، تبعید، زندگی در کوهستان و حتی در راس قدرت در کنار فیدل بود. رائول کاسترو که در اوایل دهه 1950 میلادی، دانشجوی علوم اجتماعی بود، در همان زمان به حذب کمونیست کوبا پیوست. و به شرق اروپا سفر کرد. او بر خلاف برادرش اقدام خشونت بار علیه رژیم « ژانرال فالگنسیوبا تیستا » را مورد توجه قرار داده بود، به انقلاب سوسیالیستی تمایل بیشتری داشت. او در سال 1953 میلادی فیدل کاسترو و 160 نفر از حامیانش را در حمله به قرارگاه « مونکادا » در شهر سانتیگوی کوبا همراهی کرد این حمله، نقطه آغاز جنبش 26 ژوئیه فیدل کاسترو را رقم زد. رائول کاسترو به همراه برادرش در مدتی کمتر از 2 سال زندانی بود و به همین جهت به چریکی تاثیر گذار در دولت کوبا تبدیل شد که نقشهایی مانند نماینده پارلمان و رئیس مجمع زنان را نیز بر عهده گرفت.
پس از انقلاب کوبا، رائول کنترل ارتش را به دست گرفت و یکی از خشونتبارترین اقدامات اوایل حکومت فیدل کاسترو را مرتکب شد. اعدام بیش از 70 نفر از افسران ارتش « باتیستا » در سانتیاگو و ریختن آنها در یک حفره بزرگ، نارضایتی و خشم زیادی را به دنبال داشت. او حتی بحث تصفیه مقامات حذب کمونیست را نیز مورد توجه قرار داد که از آن جمله میتوان به حذف برخی از روشنفکران کمونیست که به داشتن عقاید کاپیتالیستی متهم شده بود اشاره کرد. رائول کاسترو به عنوان فرمانده نیروهای مسلح کوبا،نقش مهمی در برقراری روابط به نظامی قوی کوبا با شوروی سابق داشت و از بازیگران مهم بحران موشکی کوبا در سال 1962 میلادی بود. او در تاسیس اوردوگاههایی برای « اصلاح » منتقدانی که راه گریز را خوب میشناسند شناخته میشد. هنگامی که رائول کاسترو در تبعید در مکزیک به سر میبرد با « ارنستو چه گوارا » انقلابی جوان آرژانتینی ملاقات کرد و او را وارد نهضت انقلابی کوبا کرد. همکاری آنها موجب شد راه تامین سلاح و شرایط لازم برای ارسال کشتی « گرانما » هموار شود. این کشتی بود که کاسترو را در دسامبر 1956 میلادی به کوبا باز گرداند. این دو برادر به مدت 3 سال با کمترین تعداد حامیان خود در کوهستانهای کوبا حرکت میکردند. رائول کاسترو رهبری گروهی را به عهده داشت که « جبهه دوم فرانک پا » نام گرفته بود. او به تدریج تعداد افراد تحت فرمان خود را افزایش داد و به موضوع شدیدش علیه آمریکا نیز معروف شد.
در همان زمان، روبودن 50 آمریکایی و کانادایی در سال 1958 میلادی مورد توجه قرار گرفت که البته فیدل کاسترو با آن مخالف بود. در همان مدت حضور در کوهستانها، رائول کاسترو با « ویلما اسپین » ازدواج کرد که با نام مستعار « دبورا» در کار چریکی و مبارزه فعال بود. 40 سال پس از این ازدواج، سنیورا اسپین به عنوان یکی از زنان مهم در دولت کاسترو نقش داشت. نام وی همواره به عنوان معاون فیدل کاسترو و جانشین احتمالی او نیز مطرح بود. در ماههای اخیر تلاش زیادی صورت گرفته بود تا رائول کاسترو و هر چه بیشتر شناخته شود، زیرا او سخنرانیهای زیادی نداشته و هیچ گاه نیز با روزنامه نگاران غربی مصاحبه نکرده بود. یک روز پیش از سالگرد 75 سالگی رائول کاسترو،« گرانما» که روزنامه حزب کمونیست کوبا است طی نوشتاری او را رئیس، رهبر و همراه خواند. در پایان این مقاله، سخنی از فیدل کاسترو نیز نقل شد که در آن آمده بود: « من رائول را انتخاب میکنم، نه به خاطر اینکه برادرم است – همه میدانند که ما چقدر از انتصاب خویشاوندان متنفریم – بلکه به خاطر اینکه او را حائز شرایطی میدانم که میتواند در صورت مرگ من در این مبارزه، جای مرا بگیرد. »